مرور رده

شعر

سنگ زیرین آسیاب

(سنگ زیرین آسیاب)احسان حقیقی نژادبا مهر برای عزیزترینم سعید عبادتیان   با ساز و برگ ناسازش دن کیشوت و دیوِ  آسیا بادی پهلوانی درخیال و دلقکی برابر

“هشدار ای غریق غیرقانونی”

احسان حقیقی نژاد خواندم که یک خانواده پنج نفره ی سردشتی به امید رسیدن به ساحل امن در کانال مانش غرق شدند! تاریخ سرودن این شعر به تابستان هفت سال پیش

بهاران

بهاران برگ هاست  زلال آبشار  آرزوهای ناتمام کودکان کار  خون تو  هیاهوی کوچه  کودکان پشت بساط آلوچه  بر شعله زخم تو نشسته ام اینجا  برچهارراه دود و

دوشعرازشاعرگرانقدر شمی  صلواتی که درمراسم چهل نهمین سالگرد حماسه سیاهکل بوسیله خودشاعر خوانده شد…

هنوز؟ هنوز نمی دانم تعداد جانباختگان چند نفرند! یا رودخانه های که، جسد  فرزندان  ما را پس  آورند ‌‌                         [به کدام سو روانند هنوز…

سرود هفت تپه

هفت تپه ای مردان پیکار خشم تان چون کوه عزمتان راسخ نیزارهایت از خشم لبریز است داس تو تیز است حامیان تو در کل کشور امد به

زندگی

زندگی زندگی پر فزاز و پر نشیب زندگی پر پیچ خم ؛ پر غوغاست لیک باز هم زندگی؛ بس زیباست انقدر زیباست این یکسویه راه که برایش میتوان…

تو را چون میشود سایه !؟

تورا چون میشود سایه !؟ گر که در اوج جوانی پشت پا بر هوس دنیا زده ای پس تو را چون شده است که پیرانه سری گرد هوس میگردی بس که اوضاع…
Translate »