درباره پراکندگی کمونیستهای ایران، حزب، طبقه و قدرت سیاسی
وقتی بحثِ سازمانیابی جای سازمانیابی را میگیرد سالهاست بخش قابل توجهی از نیروهایی که در ایران یا خارج از ایران خود را چپ، مارکسیست یا کمونیست مینامند درباره ضرورت سازمانیابی، وحدت، همکاری، اتحاد عمل و ایجاد یک نیروی سیاسی نیرومند ، پایدار و تاثیر گذار سخن میگویند. نشست برگزار شده، کنفرانس تشکیل شده، فراخوان انتشار […]
وقتی بحثِ سازمانیابی جای سازمانیابی را میگیرد سالهاست بخش قابل توجهی از نیروهایی که در ایران یا خارج از ایران خود را چپ، مارکسیست یا کمونیست مینامند درباره ضرورت سازمانیابی، وحدت، همکاری، اتحاد عمل و ایجاد یک نیروی سیاسی نیرومند ، پایدار و تاثیر گذار سخن میگویند. نشست برگزار شده، کنفرانس تشکیل شده، فراخوان انتشار یافته، کمیته مشترک ساخته شده، پروژه وحدت و همکاری آغاز شده و پس از مدتی بسیاری از آنها ناتوان ازاجرای برنامه ها واهداف تعیین شده و بدون یک جمعبندی و ارزیابی جدی از علل ناکامی خود از صحنه خارج شدهاند. سپس همان بحث، گاهی با همان نیروها و گاهی با ترکیبی تازه، از نقطهای نزدیک به آغاز از سر گرفته شده است. حاصل این روند در کنار استمرار پراکندگی؛ عادیشدن پراکندگی و تبدیل بحث درباره رفع آن به بخشی از زندگی روزمره طیفی ازفعالان سیاسی…








































