درباره ما

تاریخچه مختصر سازمان اتحاد فدائیان کمونیست

سازمان اتحاد فدائیان کمونیست بخشی از سازمان چریکهای فدائی خلق ایران است که در تاریخ بهمن ۱۳۴۹ با حماسه سیاهکل متولد شد .فدائیان کمونیست قبل از قیام بهمن ماه ۵۷ در کنار سایر رزمندگان راه آزادی وسوسیالیسم بر علیه نظام شاهنشاهی مبارزه کردند و با امید به پیروزی در سرنگونی رژیم شاه نقش مهمی بازی نمودند .بعد از شکست انقلاب و حاکمیت جمهوری اسلامی ، فدائیان کمونیست به همراه بخشی از مردم کارگر و زحمتکش در کارخانه ها ، دانشگاه ها، مدارس  و روستا ها که منافع خود را در تضاد با حاکمیت سرکوبگر جدید میدیدند ، به تداوم انقلاب پای فشردند و در سازماندهی و هدایت مبارزات کارگران ، دهقانان ، زنان و سایر اقشار اجتماعی شرکت کردند.

به موازات تحولات اجتماعی و اقتصادی  و تشدید مبارزه طبقاتی درجامعه، تغییر و تحولاتی در احزاب و سازمانهای سیاسی بوجود آمد . انعکاس درگرگونیهای  سیاسی درون جامعه در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران نیز به شکلگیری  گرایشات مختلف سیاسی و انشعابات و انقشاقات متعدد انجامید.

دراواخردهه چهل، سازمان چریکهای فدائی خلق در شرایطی بوجود آمد وپای درعرصه مبارزه نهاد که ایران زیرسلطه دیکتاتوری خشن دستگاه سلطنت، در حال گذار از جامعه ای نیمه فئودالی به جامعه ای سرمایه داری بود. علاوه بر آن سرعت  رفرمهای ارضی شاه در دهه چهل، هجوم خیل عظیم نیروی کار از روستا ها به شهرها رادرپی داشت که باخود تمایلات دهقانی وافکارسنتی راحمل میکردند واین خیل عظیم یا درکارخانجات نوبنیاد با ساعات کاری طولانی ودستمزد ناچیز استخدام میشدند  ویا ازطریق مشاغل مختلف کوچک وروزمزد درحاشیه شهرها سکونت گزیده وبسختی امرار معاش میکردند .

 سطح پائین آگاهی و جوان بودن بخش بزرگی از طبقه کارگر ، و خیل بیشمار حاشیه تولید به همراه اوضاع بین المللی و تاثیرآن بر شکل گیری افکار و نگرش روشنفکران انقلابی و مترقی، کلا شرایط  اجتماعی و سیاسی ویژه ای را پدید آورده بود . یک چنین وضیعت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی طبیعتا در شکل گیری احزاب و سازمانهای سیاسی و مطالبات مردم ومبارزات روشنفکران جامعه ونیز افکار ، عقاید، برنامه های سیاسی و روش های مبارزاتی آنان تاثیر میگذاشت .این وضیعت سیاسی و اجتماعی در سازمان ما نیز که مبارزه علیه ستم و استثمار و زور و سرکوب واستقرار سوسیالیسم را وجهه همت خود قرار داده بود، انعکاس داشت. بطوریکه از همان بدو تاسیس هم گرایشات مختلف ازجمله سوسیالیستی ، کارگری و هم عموم خلقی و رفرمیستی درآن قابل تشخیص بود. مجموعه این گرایشات فکری که اغلب تعین نیافته بودند، با عمده کردن مبارزه علیه رژیم شاه و حامیان امپریالیست آن با محوریت مبارزه مسلحانه متحد شده و به مبارزه ادامه میدادند .اما روشن بود که با تشدید مبارزه طبقاتی این اتحاد نمیتوانست پایدار بماند  و نماند . تشدید مبارزه توده ای در اواخر دهه پنجاه و قیام توده های مردم در سال پنجاه و هفت و تحولات متعاقب آن درساختارفکری وسازمانی فدائی نیزتاثیر گذاشت و پایه های اتحاد اولیه راسست کرده،ونگرش های مختلف بصورت انشعابات متعدد تبلوریافت .علاوه براختلافات و انشعابات ریز و درشت دراین مقطع، اما در سال پنجاه نه بزرگترین انشعاب در سازمان تحت عنوان ” اقلیت ” و ” اکثریت ” بوقوع پیوست ، بعد از آن نیز انشعابات در هر دو بخش جداشده ازهم تداوم یافت .در این مقطع در حالی که هزاران کارگر ، زحمتکش و روشنفکر به امید تحقق خواسته هایشان و برای رسیدن به جامعه ای عاری از ستم و استثمار و زور و سرکوب به صفوف سازمان پیوسته و مبارزه عملی را در سطوح مختلف به پیش میبردند، اعضای تصمیم گیرنده در سازمان به عده ای اندک از رفقائی  محدود میشد که از سرکوبهای ساواک شاه جان سالم بدر برده بودند و یا به تازگی از زندانها آزاد شده بودند وکلا فاقد تجربه لازم وبرنامه و استراتژی وتاکتیک مترتب برآن بودند .توده های تشکیلات که عملا درگیر مبارزه در مناطق مختلف کشور بوده و شاهد باز پس گیری دست آوردهای قیام توده ها توسط حاکمیت جدید و مماشات ، سازش و بی برنامه گی رهبری فدائیان بودند روز به روز فشار به رهبری را افزایش داده و خواهان موضعی مشخص وانقلابی در قبال وقایع اتفاقیه بودند.

در چنین شرایطی اختلاف بر سر ماهیت طبقاتی رژیم جدید به محور اختلافات در رهبری سازمان تبدیل شد و بدون اینکه مبارزه ایدئولوژیک همه جانبه ای حول نظرات مطروحه صورت گیرد و توده های وسیع در جریان چگونگی این اختلافات قرار گرفته و در مبارزه نظری شرکت نمایند، انشعاب در بالا بر سر ماهیت حاکمیت جدید، رهبری و اعضا را به دور گروه اقلیت و اکثریت تقسیم کرد. اکثریت که راه سازش در پیش گرفت و از منافع طبقه کارگر و توده های مردم فاصله گرفت و به دفاع از حاکمیت جدید پرداخت . دراین مقطع درذهنیت توده های تشکیلات وآنهائیکه درگیر عملی مبارزه بودند، امید زیادی به اقلیت بمثابه جریان انقلابی پدید آمد. اما رهبری اقلیت که هنوز مرزبندی اصولی با انواع انحرافات مترتب بر سازمان نداشت و یک انشعاب مکانیکی را سازمان داده بود در عمل نتوانست موضع انقلابی در برابر حاکمیت را به یک موضع کارگری و کمونیستی ارتقا دهد و حتی مبارزه ایدئولوژیک علنی که در مقابل اکثریت از آن دفاع شده بود به فراموشی سپرده شد و جای خود را به سرکوب نظرات مخالف داد. بنابراین انحرافات پیش گفته شده این بار نیز در سبک کار و مناسبات درونی، برنامه ، اساسنامه  سیاست و تاکتیک و سازماندهی خود را نشان داد و رهبری اقلیت نه تنها در عرصه سیاسی چرخش اساسی از گرایشات انحرافی گذشته به سمت یک موضع طبقاتی کارگری و کمونیستی نکرد، بلکه در عرصه تشکیلاتی و سازماندهی و ایجاد یک مناسبات حزبی نیز قادر نشد کامهای لازم را بردارد. تشدید سرکوبگری بی رحمانه رژیم نیز مزید برعلت شد تا مشکلات وموانع پیچیده تر و حل آنها مشکلترشود .معضلاتی که  کنگره اول نیز ازپاسخ اصولی به آنها بازماند و بعد از کنگره اختلافات  بویژه با جریان سوسیالیستی و انقلابی تشدید شد و هم زمان سیاست تشدید سرکوب و ضربات متعدد رژیم این بحران را تشدید و پروسه تجزیه را تسریع نمود ، که تا سال ۱۳۶۴ بصورت اختلافات و انشعابات چندی بروز یافت.

در سال ۱۳۶۴ بزرگترین و دردناکترین انشعاب در چهارم بهمن رخ داد ، بعد از این انشعاب نیز تجزیه و انشقاق تداوم یافت .بعد از شکل گیری هسته اقلیت و سازمان چریکهای فدائی خلق ایران ” اقلیت ” مسئله وحدت سازمان چریکهای فدائی خلق ایران و هسته اقلیت  و سازمان چریکهای فدائی خلق ایران ” اقلیت ” در دستور کار این سه جریان قرار گرفت. فدائیان کمونیست در این مقطع تلاش کردند تا این پروسه را نه در یک جهت مکانیکی بلکه در یک جهت اصولی هدایت کنند. یعنی از طریق نقد انقلابی در تمامی عرصه های برنامه ، اساسنامه ، سبک کار معطوف به نوسازی سازمان ، اما بعد از یک مدت نسبتا طولانی تلاش و انتشار چندین شماره نشریه مشترک ” به پیش ” این گام نیز با سد و مانع تفکراتی که حاضر به بحث و نقد گذشته نبودند. متوقف شد .با شکست این تلاشها که با تحولات شوروی و اروپای شرقی همزمان بود، بخشی از رهبری سازمان چریکهای فدائی خلق ایران به اتحاد فدائیان خلق پیوستند بعدازاین تحولات کمونیستهای فدائی به این نتیجه رسیدند که در چهارچوب تشکیلاتهایی که حاصل انشعابات مکانیکی بوده و حامل  انحرافات گشته هستند، نمیتوان مسئله نقد گذشته ، نوسازی سازمان و تبدیل شدن به یک جریان کمونیستی و کارگری را متحقق ساخت .

در این مقطع  فدائیان کمونیست بدون اینکه به ندای جریانات و افرادی که خواهان برگزاری کنگره دوم و ادامه فعالیت با نام و به شیوه سابق بودند، پاسخ مثبت دهد،تصمیم گرفتند ضمن سازماندهی مبارزه مشترک ودخالت درمبارزه طبقاتی، پروسه نقد گذشته جنبش کمونیستی علی العموم و نقد گذشته سازمان علی الخصوص را بطور جدی و بدون در نظر گرفتن وارجاء به چهار چوب های سیاسی و ایدئولوژیک سازمانی گذشته، دردستوراولیه برای تدوین مبانی برنامه ای واساسنامه ای بگذارند. لذا از اواخر دهه شصت برگزاری سمینارهای وسیع در دستور قرار گرفت. این سمینارها با استقبال و مشارکت سایر افراد و جریانات مواجه شد و تحول مهمی را در عرصه تفکر و مناسبات بین نیروها بوجود آورد.ما ازدامن زدن به این مباحث سه هدف را دنبال میکردیم که میبایست از نقد گذشته و بررسی و تحلیل بحران جنبش کمونیستی در عرصه ایران و جهان حاصل میشد ، هدف ما از یافتن پاسخ به این مسائل در وجه خاص آن نوسازی سازمان بر اساس تفکر مارکسیستی و وجه عام آن یافتن راه حل تفوق بر پراکندگی جنبش کمونیستی در راستای تحقق حزب طبقه کارگر که از اهداف اولیه سازمان بود و سوم تلاش در جهت وحدت افراد و نیروهائی که هدف خود را برقراری سوسیالیسم قرار داده بودند.

نتایج سمینارهای مختلف و نشست ها و مباحثات متعدد در وجه عام آن به تشکیل اتحاد هائی منجرشد که فدائیان کمونیست ازمبتکران اولیه آنها بوده وهستند. امیدواریم با تلاش و کوشش و یک پارچه کردن همه تلاش کنندگان در این راه به نتایج مطلوبی دست یابیم .و اما در عرصه خاص، یعنی نوسازی سازمان که از اواخر سال شصت بموازات برگزاری سمینارهای عمومی و جلسات فعالین و انتشار نشریه ” به پیش ” پیگیری میشد تا سال هفتاد و پنج مجموعا ۹ نشست سراسری برگزار گردید در این دوره تمام نقد ما و جمعبندی های ما دروجه عام، درنشریات ،جلسات و مذاکرات ومباحثات اتحاد ها ودروجه خاص ان در نشریه ” به پیش ” در راه وحدت جنبش کمونیستی منتشر گردید.

سرانجام نهمین نشست فدائیان کمونیست تصمیم گرفت تحت نام “سازمان اتحاد فد ائیان کمونیست” به فعالیت خود تداوم بخشند .واز آن پس نشریه کار، تحت عنوان “کار کمونیستی” ارگان مرکزی سازمان و نشریه ” به پیش” منعکس کننده نظرات و مباحثات تئوریک منتشرشوند. در این نشست ضمن تصویب حداقلی از چهارچوب های برنامه ای ، کمسیونی برای تهیه برنامه و اساسنامه جدید شکل گرفت و قبل از تشکیل کنگره اول پیش نویس آن تهیه وبرای دخالتگری فعالین جنبش کمونیستی وکارگری انتشار علنی یافت.

در کنگره اول مباحث مفصلی حول برنامه و اساسنامه جدید صورت گرفت .اما کنگره این مباحث را کافی ندانست و کمسیون دیگری تعیین کرد تا ضمن اصلاح متون ارائه شده براساس نتایج مباحث کنگره،  اسناد تکمیلی رابار دیگر در سطح جنبش منتشر کندو با جمع آوری نظرات و جمعبندی مباحث و تکمیل برنامه واساسنامه ، آنهارا برای ارائه به کنگره دوم آماده نماید.

 کنگره دوم سازمان علاوه بر تصویب برنامه و اساسنامه جدید، با تحلیل و ارزیابی ازاوضاع سیاسی ،وسطح مبارزات جاری استراتژی و تاکتیک های دوره ای سازمان و نیز سیاست ما در باره اتحاد های طبقاتی را که قبلا در نشریه ” به پیش ” انتشار علنی یافته بودند تصویب نمود.اکنون سازمان ما درسطح داخل وخارج ازکشور، با اتکا به خط مشی روشن و مشخص که با جمعبندی نقاط ضعف و قدرت جنبش کمونیستی و تحلیل و ارزیابی از شرایط اقتصادی واجتماعی ایران وتحولات جهان، تدوین شده اند برای تحقق آرمان انسانی، آزادی و سوسیالیسم مبارزه می کند و در تلاش است تا بتدریج با شیوه ای اصولی و انقلابی بخش های ضربه خورده سازمان را نوسازی کرده و در این راه از همه رفقای فدائی و کمونیست و کارگران ،زنان ،جوانان پیشرو دعوت میکند به صفوف سازمان بپیوندند و آنرا درمبارزه علیه ستم واستثمار وزور وسرکوب  و تبعیض ونابرابری، یاری رسانند.

 

Translate »