درباره خط مشی کمونیستی درقبال اتحادیه اروپا[۱]

4

عبارت “خط مشی کمونیستی” دراینجا بمعنای خط مشی کمونیستها ی کشورهای اتحادیه اروپا در مورد این اتحادیه طبعاً درارتباط با طبقه کارگر و سایر طبقات کاملاً فرودست است. اما قبل از هرچیز باید یادآوری کنم یا متذکرگردم که درست است که اتحادیه اروپا براساس اهداف و منافع طبقات بورژوا بنانهاده شده است و اساساً چنین اهداف و منافعی را دنبال میکند، بااین وجود درعین حال در تضعیف گرایشات ناسیونالیستی و تقویت روحیه انترناسیونالیستی درمیان توده های طبقه کارگر و مردم این کشورها نقشی ایفاء مینماید.

کمونیستها، یعنی پیشروان واقعاً انقلابی و بلحاظ علمی درست اندیشِ طبقه کارگر، درقبال اتحادیه اروپا در دوران کنونی بطورکلی دو وظیفه برعهده دارند : اول، مبارزه و فعالیت رفورمیستی جهت اجتماعی کردنِ سیاست هایی که در این سازمان درپیش گرفته میشود؛ و دوم، افشاء کلیت اتحادیه اروپا و کلیه سیاست ها و اقدامات بورژوایی و غیرانسانی آن برای طبقه کارگر و سایر زحمتکشان.

وظیفه نخست عبارتست از مبارزه درسطح اروپا برای تحقق عدالت و حقوق بشرِ امروزه امکان پذیر، تلاش جهت ایجاد بیمه های اجتماعی کافی یا جلوگیری از کاهش بیمه های اجتماعی موجود و بتصویب رساندنِ یک حداقل دستمزد کافی، فعالیت جهت ممانعت از نفوذ کنسرن ها و فوق ثروتمندان در این سازمان ، مبارزه علیه ستمگری بر حیوانات و تخریب محیط زیست و غیره و غیره.   اینها درواقع فعالیتهای دموکراتیک کمونیستها در سطح اتحادیه اروپا هستند که دستاوردهای آنها موردنیاز طبقه کارگر و سایر طبقات فرودست در شرایط سیاسی و اجتماعی معین کنونی میباشد. این فعالیتها را میتوان بطرق ذیل انجام داد:

تبلیغ و ترویج مطالبات مزبور درمیان زحمتکشان و برای افکار عمومی؛ شرکت در پارلمان اروپا ازطریق انتخاب شدن در انتخابات مربوطه ؛ و قانع کردن اعضاء نسبتاً مترقی این پارلمان به قبول این مطالبات. من میتوانم حزب چپ آلمان را بعنوان یک نمونه برجسته نام ببرم که میتواند چنین فعالیتها و مطالبات را(تقریباً باستثتاء مبارزه رادیکال برای حمایت از حیوانات) دنبال نماید و در پارلمان اروپا  تعدادی از اعضایش شرکت دارند.

دومین وظیفه کمونیست ها درسطح اتحادیه اروپا مشتمل است بر بسط و ارتقاء آگاهی های انقلابی پرولتاریایی و علمی توده های و سیع کارگر و زحمتکش درخصوص این اتحادیه بورژوایی و سیاستها و اقدامات بورژوایی آن( ازجمله درقبال رفتارهای ناانسانی نسبت به حیوانات) . این فعالیت طبعاً باید در موارد ضروری بنحوی در اشکال مشخص یا کلی انجام پذیرد. این رشدبخشیدن به خودآگاهی این توده ها توسط کمونیستها طبعاً همچنین بعنوان جزئی از وظیفه کلی و درازمدت آنان بصورت ترویج و تبلیغ محسوب میشود. که بنظر من مهمترین وظیفه اشان را تشکیل میدهد.

درارتباط با کشورهای پیشرفته اتحادیه اروپا( شامل آلمان، فرانسه، ایتالیا، سوئد، نروژ، فنلاند، ایرلند، اتریش، بلژیک، مالت، لوگزامبورگ، دانمارک، سوئیس و هلند) به دلیل اینکه این کشورها بلحاظ میزان تکامل اقتصادی- اجتماعی آماده گذار به سوسیالیسم هستند وظیفه دوم معمولاً مهمتر از اولی است و لذا  توجه و فعالیت بیشتری را نسبت به وظیفه اول از کمونیستها میطلبد. ولی در مورد سایر کشورهای فعلاً کمتر توسعه یافته یا بالنسبه عقب مانده هردو وظیفه اهمیت یکسان دارند. واضح است که هردو فعالیت میتوانند در اشکالی کاملاً درپیوند با هم انجام گیرند.

بنظر من، اشخاص و گروههای سیاسی و فرهنگی نسبتاً مترقی غیرکمونیست نیز بایستی بتوانند محتویات هردو وظیفه را درک و قبول نموده و در عمل دنبال نمایند.

حمید پویا

                                                                                      ۷ ژوئن ۲۰۱۹

۱- این نوشته ترجمه فارسی مقاله ای با همین عنوان و با تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۱۹ میباشد که من سابقاً به زبان آلملنی نوشته ام و خودم آنرا ترجمه کرده ام. هنگام ترجمه تغییرات بسیار ناچیزی هم در آن واردکرده ام.   حمید پویا ،  ۳ ژانویه ۲۰۲۰

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »