اتحاد فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

چه نیروی از درگیری کورد و ترک در ارومیه سود می‌برد؟

در دوم فروردین ۱۴۰۴، تحت پوشش مراسمی مذهبی، نمایشی از ناسیونالیسم پانترکیستی در ارومیه به صحنه کشیده شد. این رویداد، نه یک کنش خودجوش مردمی، که محصول طراحی آگاهانه‌ی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی و نیروهای مذهبی مرتجع بود. بسیج اتوبوس‌های حامل نیروهای متعصب از روستاها و شهرهای پیرامونی، نه برای عزاداری، بلکه برای پیشبرد پروژهای حاکمیت بود: تکه تکه کردن نیروی کار چندملیتی ایران ، از طریق تحریک تنش‌های قومی، ملی و ‌مذهبی، به‌منظور انحراف مبارزات اقشار مختلف جامعه به مجادلات هویتی.

سه روز پیش از این، هزاران کارگر و زحمتکش کورد، ترک،  در میدان تیر ارومیه، نوروز را نه به‌مثابه جشنی قومی، بلکه به عنوان نماد همبستگی تاریخی طبقات فرودست جشن گرفتند. این اتحاد خودجوش، خطری برای جمهوری اسلامی محسوب می‌شد؛ نظمی که بقای آن به حفظ شکاف‌ها و گسل‌های اجتماعی میان زحمتکشان است. رژیم، با آگاهی کامل از ماهیت این همگرایی، به سازوکار کهنه‌ی «تفرقه بیانداز و حکومت کن» متوسل شد تا کارگران و زحمتکشان منطقه را در دام ناسیونالیسم  بیندازد.

ارومیه، به‌مثابه آینه‌ای از تنوع ملیت‌ها، نشان می‌دهد که مرزهای ساختگی ملی و مذهبی نمی‌توانند پیوندهای عینی طبقاتی را نابود کنند. کورد، ترک، ارمنی، یا آشوری همگی تحت ستم یک نظام واحد قرار دارند: سرمایه‌داری در ایران و امپریالیسم جهانی که با اتحاد نئولیبرالی بورژوازی حاکم ایران با دولت-ملت‌های رقیب (مانند ترکیه و آذربایجان) بازتولید می‌شود. پانترکیسم، همچون پانکردیسم یا هر گفتمان ناسیونالیستی دیگر، ابزاری در دست بورژوازی ایران و منطقه‌ای است تا مبارزه مشترک کارگران را به نزاع بر سر هویت تقلیل دهد.

جمهوری اسلامی، در ادامه سیاست های رژیم سطلنتی، به‌مثابه سپهر و نگهبان سرمایه، در چهار دهه گذشته با ایجاد تبعیض ساختاری، غارت منابع ملی، و سرکوب فرهنگی، شرایط عینی برای انفجار تضادهای ملی و قومی و مذهبی را فراهم کرده است. این رژیم نه تنها سوداگرانه از ناسیونالیسم مذهبی (شیعه‌گری افراطی) بهره می‌برد، بلکه همزمان با ناسیونالیسم‌های (ترکی، کوردی، عربی) نیز بازی می‌کند تا مانع شکل‌گیری جنبشی یکپارچه علیه هسته طبقاتی ستم و استثمار یعنی روابط تولید سرمایه‌داری شود.

اما واقعیت مادی زندگی کارگران، دروغ این گفتمان‌ها را افشا می‌کند. در محله‌های فقیرنشین ارومیه، تبریز، یا سنندج، کارگر ترک زبان و کورد همسان زیر فشار یک سیستم استثمارگر له می‌شوند: بیکاری ساختاری، خصوصی‌سازی آموزش و بهداشت، سرکوب سندیکاها، و بازتولید ستم جنسیتی. جوانان، چه ترک و چه کورد، یا در کارگاه‌های غیررسمی با دستمزدی ناچیز عرق می‌ریزند، یا قربانی پروژه مهاجرت اجباری می‌شوند. این شرایط عینی، پایه مادی برای اتحاد نیروی کار را می‌سازد.

خیزش‌های سراسری چون دی ماه 96، آبان ۹۸ و خیزش ژینا، فراسوی هویت‌های ملی، ماهیتی طبقاتی داشتند. فریاد «زن، زندگی، آزادی» نه تنها علیه حجاب اجباری، که علیه کل مناسبات ارتجاعی حاکم بود که بدن زنان را به ابزار انباشت سرمایه تبدیل می‌کند. در این مبارزه، کارگر کوره پزخانه‌های ارومیه، معلم سنندجی، و دانشجوی تبریزی در یک صف ایستادند، زیرا ستمِ سرمایه، هویتی واحد بر تمامی آنان تحمیل کرده است.

راهبرد انقلابی در برابر این وضعیت، نه تقویت ناسیونالیسم‌های بورژوایی، بلکه سازماندهی شوراها در محل کار و زیست کارگران است. ایجاد نهادهای خودگردان کارگری از کمیته‌های کارخانه و اعتصاب تا شوراهای محل که خواسته‌های عینی طبقه کارگر  را فارغ از خطوط ملی پیش ببرند، تنها آلترناتیو در برابر پروژه تفرقه است.

مبارزه برای حق تعیین سرنوشت زمانی می‌تواند به سرانجام نهائی خود برسد که در چارچوب مبارزه طبقاتی و ضدسرمایه‌داری قرار گیرد؛ در غیراینصورت، به ابزاری برای رقابت بورژوازی‌های محلی تبدیل می‌شود. پرولتاریا باید خواهان کشوری شود که در آن، هر کودک به زبان خود بیاموزد، اما همزمان آگاه باشد که رهایی واقعی تنها با الغای مالکیت خصوصی بر ابزار تولید محقق می‌شود.

امروز وظیفه تاریخی نیروهای انقلابی، افشای پیوند ارگانیک ناسیونالیسم و سرمایه است. تنها با برپایی جبهه چپ انقلابی متحد کارگران، زنان، و جوانان تحت ستم در تقابل با سرمایه‌دار ایرانی، ترکی، یا کوردی، می‌توان نظم موجود را درهم شکست. این، نه یک آرمانشهر، که ضرورتی عینی است: تا طبقات فرودست قربانی توهمات هویتی باشند، بورژوازی به انباشت خونآلود سرمایه ادامه خواهد داد.

وحدت و قدرت ما نه زیر  پرچم‌های ناسیونالیستی، بلکه در به رسمیت شناختن حقوق دمکراتیک همدیگر و  در مشت‌های گره کرده نیروی کار و زحمت، در اشتراک نان، و در مبارزات مشترک برای جامعهای بی‌‍طبقه ریشه دارد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.