سایت فدائی، ارگان رسمی سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
آتش بر فراز کاراکاس: گزارشی از تجاوز گسترده آمریکا به ونزوئلا و واکنشها

مقدمه: سایه دخالتهای تاریخی آمریکا در آمریکای لاتین
ایالات متحده از اواسط قرن نوزدهم با توسل به دکترین مونرو سیاست مداخله در کشورهای آمریکای لاتین را بهعنوان ابزاری برای پیشبرد منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خود در پیش گرفته است . نتیجه این رویکرد در طول تاریخ، کودتاهای سازمانیافته، اشغالهای نظامی و پشتیبانی از دیکتاتوریهای همسو با واشنگتن بوده است. از سرنگونی دولت مردمی گواتمالا در ۱۹۵۴ تا تجاوزهای نظامی مستقیم مانند تهاجم به جمهوری دومینیکن (۱۹۶۵)، گرانادا (۱۹۸۳) و پاناما (۱۹۸۹)، صدها هزار نفر در منطقه قربانی این مداخلات شدهاند. این پیشینه تاریخی دخالت، فضای بیاعتمادی عمیقی نسبت به نیات واشنگتن در آمریکای لاتین ایجاد کرده است.
در چنین بستری، حمله بامداد شنبه ۳ ژانویه ۲۰۲۶ به ونزوئلا تازهترین فصل از رویاروییهای امپریالیستی قلمداد میشود. در این روز، پایتخت ونزوئلا (کاراکاس) و مناطق اطراف هدف موجی از حملات هوایی و موشکی ایالات متحده قرار گرفتند. دولت دونالد ترامپ بدون مجوز کنگره و با استناد به «مبارزه با تروریسم مواد مخدر» اعلام کرد که طی یک عملیات موفق، رئیسجمهور نیکولاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس را «دستگیر» و از کشور خارج کرده است .
شرح واقعه: تهاجم در تاریکی
ساعات اولیه صبح شنبه ۳ ژانویه، ساکنان کاراکاس با صدای انفجارهای مهیب از خواب پریدند. حدود ساعت ۲ بامداد، هفت انفجار پیاپی و پرواز هواپیماها در ارتفاع پایین، پایتخت ونزوئلا را لرزاند. به گفته شاهدان عینی، ستونهای دود و آتش در نقاط مختلف شهر به هوا برخاست و زمین زیر پای مردم لرزید. در برخی مناطق برق قطع شد و آژیر حمله هوایی به صدا درآمد. تصاویر منتشرشده نشان میداد آتشسوزی گستردهای در حوالی فورت تیونا (Fuerte Tiuna)، بزرگترین پایگاه نظامی کاراکاس، در جریان است . همچنین پایگاه هوایی لا کارلوتا در قلب پایتخت و فرودگاه هیگوئروته در شرق کاراکاس هدف قرار گرفتند و دود غلیظی از آنها برخاست . بخشی از حملات حتی فراتر از کاراکاس بوده و تأسیسات نظامی و ارتباطی ایالتهای میراندا، آراگوآ و لا گوایرا را نیز در بر گرفت. دولت ونزوئلا اعلام کرد اهداف غیرنظامی نیز از آسیب در امان نبوده و هنوز آمار دقیقی از تلفات غیرنظامیان در دست نیست.
همزمان با انتشار خبرهای حمله، ولادیمیر پادرینو لوپز، وزیر دفاع ونزوئلا، در یک پیام ویدئویی خشمگینانه این تهاجم را «جنایتکارانه و بربرمنشانه» توصیف کرد. وی گفت نیروهای مهاجم با موشکباران و بمباران از هوا، خاک ونزوئلا را «مورد تجاوز» قرار داده و «سرزمین مقدس ما را ملوث کردهاند». پادرینو ضمن تأکید بر مقاومت همهجانبه، از شهروندان و ارتش خواست در کنار یکدیگر «دیوار شکستناپذیر مقاومت» در برابر مهاجمین بسازند و پیمان بست که «امپریالیستها هرگز موفق به تسخیر ما نخواهند شد.»
بلافاصله پس از پایان حملات اولیه، جنگ روایتها میان واشنگتن و کاراکاس آغاز شد. دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا اندکی پس از انفجارها با انتشار پستی در شبکه اجتماعی خود (تروث سوشال) اعلام کرد نیروهای آمریکایی یک «حمله بزرگمقیاس» را با موفقیت اجرا کرده و »رهبر رژیم ونزوئلا» (اشاره به مادورو) را به همراه همسرش دستگیر کردهاند. او نوشت که مادورو و سیلیا فلورس در جریان عملیات توسط یگانهای ویژه (دلتا فورس) بازداشت و به خارج از ونزوئلا منتقل شدهاند . ترامپ این عملیات را با لحنی پیروزمندانه «درخشان» توصیف کرد و وعده داد جزئیات بیشتری را در کنفرانسی خبری در عمارت مار-ئه-لاگو ارائه کند.
دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور ونزوئلا، طی تماس تلفنی با شبکه دولتی VTV تاکید کرد که دولت در حال حاضر از محل نگهداری مادورو و همسرش بیاطلاع است . وی ضمن تایید خبر ربودهشدن رئیسجمهور، از آمریکا خواست فوراً «مدرک زندهبودن» (proof of life) مادورو و فلورس را ارائه کند . رودریگز خشمگینانه واشنگتن را متهم به «قتل مردان و زنان فروتن و بیگناه ونزوئلایی» کرد و این یورش را «تجاوزی نظامی و بسیار وخیم» نامید . او از جامعه بینالمللی خواست این اقدام غیرقانونی را محکوم کرده و برای حفظ جان رئیسجمهور منتخب ونزوئلا فشار بیاورند. همزمان یوان گیل، وزیر خارجه ونزوئلا، نیز در بیانیهای حمله آمریکا را نقض فاحش حاکمیت ملی و «تهدیدی برای صلح بینالمللی» خواند که جان میلیونها ونزوئلایی را به خطر انداخته است.
صدها هزار نفر از مردم کاراکاس برای به خیابانها آمدند تا مخالفت خود را با مداخلهی خشونتبار و تروریستی ایالات متحده در سرنوشت کشورشان اعلام کنند.
در همین حال، برای تکمیل پروژهی مداخله و یکدستسازی روایتهای جعلی از جامعهی ونزوئلا، رسانههای جریان اصلی بهطور کامل راهپیماییهای در داخل ونزوئلا را بایکوت کردهاند و با انتشار تصاویری از تجمعات بخشی از مهاجران ونزوئلایی در آرژانتین، میکوشند چنین القا کنند که گویا تمامی مردم این کشور از حملهی نظامی و ربودن مادورو خرسندند.
جنگ استعماری برای نفت؟
در هفتههای پیش از این تهاجم، دولت ترامپ با ایجاد یک مبنای حقوقی بحثبرانگیز زمینه اقدام نظامی را فراهم کرده بود. وزارت خارجه آمریکا به طور یکجانبه دولت منتخب ونزوئلا را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داد و مادورو و مقامات ارشدش را «دولتی قاچاقچی مواد مخدر و تروریست» لقب داد. این نامگذاری که واکنش حقوقدانان و بسیاری از اعضای کنگره را برانگیخت، به کاخ سفید اجازه داد بدون اعلام جنگ رسمی و حتی بدون رایگیری کنگره، نیروهای نظامی را علیه ونزوئلا به کار گیرد . ترامپ مدعی بود این اقدامات برای «قطع جریان مواد مخدر» به آمریکا ضروری است و اصرار داشت که کشورش «در حالت درگیری مسلحانه با کارتلهای مواد مخدر» قرار دارد. در مقابل، کاراکاس این ادعاها را بهشدت رد کرد و آن را صرفاً بهانهای برای تجاوز دانست و تصریح کرد که واشنگتن به دنبال چنگاندازی بر منابع ونزوئلا است؛ کشوری که بزرگترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد.
کاخ سفید با برجسته کردن اتهام «نارکوتروریسم» در واقع سناریویی مشابه جنگهای گذشته را بازسازی کرده است. همانند دروغ «سلاحهای کشتار جمعی» پیش از اشغال عراق، اینبار نیز اتهام «قاچاق مواد و تروریسم» دستاویزی برای مشروعیتبخشی به عملیات نظامی و چپاول منابع نفتی ونزوئلا شده است . سناتور لیندسی گراهام از حامیان ترامپ حتی این یورش را با تهاجم ۱۹۸۹ آمریکا به پاناما (برای ربودن مانوئل نوریگا) مقایسه کرد و با افتخار نوشت: «جورج بوش پدر توانست نوریگا را سرنگون کند؛ مادورو هم روزهای آخرش را میگذراند». او آشکارا ونزوئلا، کوبا و کلمبیا را «خلافت مواد مخدر در حیاط خلوت آمریکا»نامید و تصریح کرد که دولت ترامپ مصمم به پایان دادن به «حکومت ترور» در ونزوئلا است . چنین ادبیاتی مؤید آن است که در واشنگتن انگیزههای ژئوپلیتیک و اقتصادی (کنترل نفت) بر دغدغههای حقوق بشری یا مبارزه با مواد مخدر میچربد.
این حمله در امتداد سلسله تنشهایی رخ داد که از اواخر ۲۰۲۵ به اوج رسید. در دسامبر ۲۰۲5 نیروی دریایی آمریکا با استقرار ناو هواپیمابر یواساس جرالد فورد و هزاران تفنگدار دریایی در دریای کارائیب، عملاً نوعی محاصره دریایی علیه ونزوئلا ایجاد کرد . به دستور ترامپ چندین نفتکش حامل نفت ونزوئلا در آبهای بینالمللی توقیف شدند؛ اقدامی که کاراکاس آن را دزدی دریایی آشکار خواند و به سازمان ملل شکایت برد. طبق گزارشها، از سپتامبر تا پایان دسامبر ۲۰۲۵ دستکم ۳۵ حمله هوایی به قایقها و کشتیهای کوچک به بهانه حمل مواد مخدر توسط ارتش آمریکا انجام شد که در مجموع بیش از ۱۱۵ نفر را به قتل رساندند . این عملیات یکجانبه – که بدون مجوز کنگره و برچسب «مبارزه با قاچاق مواد» صورت گرفت – با انتقاد کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل مواجه شد که آن را «اعدام فراقضایی» خواندند. با این حال، ترامپ در اواخر دسامبر پا را فراتر گذاشت و علناً از «آغاز قریبالوقوع عملیات زمینی» در ونزوئلا سخن گفت. وی روز ۲۹ دسامبر اعلام کرد یک «هدف زمینی» در خاک ونزوئلا (ظاهراً یک تاسیسات مشکوک به بارگیری مواد مخدر) بمباران شده است . مقامات آمریکایی بعداً تلویحاً اذعان کردند که این حمله زمینی توسط نیروهای ویژه سیا و به طور مخفیانه انجام شده است . روشن بود که آمریکا مرحله به مرحله در حال تشدید فشار نظامی برای درهم شکستن حکومت مادورو است.
در کنار انگیزههای آشکار اقتصادی، نباید از نقش نیروهای اپوزیسیون راستگرای ونزوئلا نیز غافل شد. ماریا کورینا ماچادو، سیاستمدار مخالف سرشناس که در اقدامی جنجالی موفق به کسب جایزه صلح نوبل ۲۰۲۵ شده است، از جمله حامیان سرسخت رویکرد تقابلی واشنگتن بوده. او علیرغم شعارهای مسالمتآمیز جایزه صلح، پس از معرفی به عنوان برنده نوبل آشکارا از کارزار نظامی ترامپ حمایت کرد و از «حمایت قاطعانه» رئیسجمهور آمریکا در جهت سرنگونی مادورو قدردانی نمود . ماچادو که پیشتر به دلیل مواضع تندروانهاش علیه دولت بولیواری شناخته میشد، این بار حتی زبان به ستایش Lعملیات قهرآمیز برای آزادی» گشود و عملاً به موازات واشنگتن حرکت کرد . به گزارش خبرگزاری رویترز، او در کنفرانس خبری مراسم نوبل در اسلو، در پاسخ به پرسشی درباره لزوم مداخله نظامی گفت: «ما از جهان میخواهیم به ما کمک کند. طنز تلخ ماجرا آنجاست که برنده نوبل صلح، خود به مؤید بمباران و توجیهگر جنگ بدل شده است.
واکنشهای بینالمللی: محکومیت گسترده
تهاجم غافلگیرانه آمریکا به ونزوئلا موجی از واکنشهای خشمآلود را در سراسر جهان برانگیخت. بسیاری از کشورها، سازمانها و احزاب سیاسی این حمله را نقض آشکار قوانین بینالمللی و ضربهای به صلح منطقه دانستند.
کوبا: میگل دیاز-کانل رئیسجمهور کوبا از نخستین رهبران متحد ونزوئلا بود که صدای اعتراض خود را بلند کرد. او ضمن محکوم کردن «حمله جنایتکارانه آمریکا» به ونزوئلا، آن را مصداق بارز «تروریسم دولتی» نامید . دیاز-کانل تاکید کرد که منطقه آمریکای لاتین به عنوان «منطقه صلح» اعلامشده در سال ۲۰۱۴، اکنون «به شکلی وحشیانه مورد یورش قرار گرفته است». وی خواستار واکنش فوری جامعه جهانی شد و با شعار انقلابی «میهن یا مرگ – ما پیروز خواهیم شد» همبستگی کامل کوبا با ملت ونزوئلا را اعلام کرد.
کلمبیا: گوستاوو پترو رئیسجمهور مترقی کلمبیا، که کشورش هممرز ونزوئلاست، نسبت به تحولات رخداده «نگرانی عمیق» ابراز کرد . او با یادآوری این که کلمبیا از اول ژانویه عضو شورای امنیت سازمان ملل شده، خواستار برگزاری جلسه اضطراری شورای امنیت برای رسیدگی به این تجاوز شد. پترو تأکید کرد که کلمبیا به اصول منشور ملل متحد از جمله احترام به حاکمیت کشورها و ممنوعیت کاربرد زور پایبند است. دولت بوگوتا صراحتاً هرگونه اقدام نظامی یکجانبه را رد کرد و هشدار داد حمله آمریکا میتواند اوضاع را وخیمتر کرده و جان غیرنظامیان را به خطر اندازد . علاوه بر این، پترو نیروهای مسلح کشورش را در مرزهای غربی به حالت آمادهباش درآورد تا برای موج احتمالی پناهجویان یا هرگونه پیامد امنیتی آماده باشند.
ونزوئلا و کشورهای همپیمان: دولتهای عضو پیمان آلبا و جنبشهای همبستگی منطقهای بهطور یکپارچه در کنار ونزوئلا ایستادند. مانوئل زلایا رئیسجمهور سابق هندوراس و رهبر حزب چپگرای LIBRE (متحد ونزوئلا)، در شبکههای اجتماعی نوشت: «با تمام قوا حمله وحشیانه امپراتوری آمریکا به انقلاب بولیواری را محکوم میکنیم». او افزود: «امپریالیستها شاید بتوانند شهرها را بمباران کنند و جنگ بهراه اندازند، اما هرگز نخواهند توانست تاریخ، کرامت و اراده ملت ونزوئلا و مردم آمریکای لاتین را نابود کنند». آنخلیکا آلوارز از رهبران حزب LIBRE نیز این تجاوز را بیرحمانه و غیرانسانی خواند و تصریح کرد: همه میدانیم هدفشان نفت ونزوئلاست؛ امپراتوری هرگز به صلح و دمکراسی اهمیت نداده، بلکه برای تصاحب منابع ملتها جنگ و مرگ بهراه میاندازد . اوو مورالس رهبر سابق بولیوی نیز یورش هوایی آمریکا را تهاجم امپریالیستی خشن که حاکمیت ونزوئلا را نقض میکند محکوم نمود و اعلام کرد: ونزوئلا تنها نیست؛ همه ما در کنار مردم مقاوم ونزوئلا ایستادهایم.
جنبشهای فلسطینی: گروههای مقاومت فلسطین که روابط نزدیکی با دولت کاراکاس دارند، واکنش تندی نشان دادند. جبهه خلق برای آزادی فلسطین (PFLP) یورش آمریکا را «فصل جدیدی از تروریسم سازمانیافته دولتی» خواند و اظهار داشت: «دروغ مبارزه با قاچاق یا دفاع از دمکراسی فقط یک پوشش برای دزدی امپریالیستی است که هدفش آشکارا غارت ثروت ملت ونزوئلا و سلب حق حاکمیت اوست». جبهه خلق تاکید کرد تهاجم آمریکا به ونزوئلا از اساس «همان ذهنیت و منطق تجاوزگرانهای» را دارد که رژیم صهیونیستی در قبال مردم فلسطین به کار میگیرد و جنایتکار هر دو جا یکی است و ضمن اعلام حمایت کامل از دولت قانونی مادورو، از همه ملتهای آزاد جهان خواستند در دفاع از حق حاکمیت ونزوئلا علیه تجاوز آمریکا موضع واحدی اتخاذ کنند.
جنبشهای جهانی چپ: احزاب و گروههای چپ در سراسر جهان نیز همصدا با محکومیت این جنگ امپریالیستی، خواستار پایان فوری حملات شدند. سازمان پیمان آلـبا (ALBA Movimientos) که شبکهای از جنبشهای مردمی آمریکای لاتین است، با صدور بیانیهای اعلام کرد: «حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا نقض فاحش منشور سازمان ملل و تهدیدی برای صلح، حاکمیت و ثبات منطقه است». این سازمان تصریح کرد هدف اصلی تجاوز، «کنترل منابع راهبردی ونزوئلا بهویژه نفت و طلا از طریق یک منطق استعماری جنگ و تغییر رژیم» است. در بیانیه آلـبا آمده است: «امپریالیسم آمریکا بار دیگر به خشونت متوسل شده تا سلطه خود را تحمیل کند، غافل از آنکه تاریخ مقاومت ملتهای ما – که امپراتوریهای بزرگی را شکست دادهاند – تکرار چنین سناریویی را برنمیتابد». آلـبا از تمامی دولتهای مستقل و ملتهای آگاه خواست این بربریت را رد کرده و در هر کشور مقابل سفارتهای آمریکا دست به تظاهرات بزنند . افزون بر این، احزاب کمونیست هند و ترکیه، حزب کارگر بریتانیا و دهها تشکل ضدامپریالیستی دیگر با صدور پیامهای همبستگی، تأکید کردند که جنگ ونزوئلا صرفاً تلاشی برای بازگرداندن سلطه شرکتهای نفتی و تکرار سیاستهای جنگافروزانه گذشته است .
جبهه داخلی آمریکا: مخالفت با جنگ
در داخل ایالات متحده، حمله به ونزوئلا با واکنشهای دوگانه و تفرقه در افکار عمومی مواجه شده است. هرچند دولت ترامپ و حامیان نزدیکش این عملیات را یک پیروزی و اقدامی علیه «دیکتاتوری مادورو» جلوه میدهند، اما طیف وسیعی از جامعه مدنی، سیاستمداران مخالف جنگ و حتی برخی جمهوریخواهان میانهرو زبان به انتقاد گشودهاند.
نخستین نشانه مخالفت را میتوان در نظرسنجیها دید. طبق یک نظرسنجی دانشگاه کوینیپیاک (منتشره در اواخر دسامبر ۲۰۲۵)، ۶۳٪ شهروندان آمریکایی با دخالت نظامی در ونزوئلا مخالف بودند و تنها درصد کمی (حدود ۳۰٪) از آن حمایت میکردند. یک نظرسنجی دیگر گزارش داد که نزدیک به ۷۰٪ مردم آمریکا مخالف جنگ برای «تغییر رژیم در ونزوئلا» هستند . این ارقام نشان میدهد افکار عمومی که هنوز خاطره جنگهای پرهزینه عراق و افغانستان را فراموش نکرده، نسبت به ماجراجویی جدید در آمریکای لاتین بدبین است.
از سوی دیگر، بلافاصله پس از اعلام خبر حمله، گروههای ضدجنگ مردم را به خیابانها فراخواندند. ائتلاف ANSWER (پاسخ)، از اصلیترین گروههای ضدجنگ ایالات متحده، در بیانیهای این جنگ را «غیرقانونی و غیراخلاقی» خواند و اعلام کرد اعتراضات گستردهای در دهها شهر برگزار خواهد شد. بنا بر گزارش پایگاه Venezuelanalysis، در روز شنبه ۸ دسامبر (چند هفته پیش از حمله)، تظاهرات در ۶۵ شهر آمریکا علیه تهدید جنگ برپا شده بود . ائتلاف آنسر و سازمانهای همسو (نظیر کدپینک، حزب سوسیالیسم و آزادی، جنبش جوانان فلسطینی و دیگران) با شعارهایی چون «فرزندان طبقه کارگر را برای سود نفت نکشید» و «نه به جنگ بخاطر نفت» خشم خود را ابراز کردند. یکی از فعالان ضدجنگ در تظاهرات هیوستون گفت: «این جنگ نه برای دمکراسی است نه برای مواد مخدر؛ این جنگ برای نفت و منافع شرکتهای بزرگ است». برای بسیاری از آمریکاییها، شباهتهای این تهاجم با جنگ عراق غیرقابل انکار است. برایان بکر، مدیر ائتلاف ANSWER، در تجمع واشنگتن یادآور شد چگونه دولت بوش با دروغ «سلاحهای کشتار جمعی» مردم را فریب داد و اکنون نیز «دشمنتراشی جعلی به نام نارکوتروریسم» بهانه جنگ دیگری شده است . او تاکید کرد: «مردم این کشور دیگر فریب دروغها را نمیخورند. شعارهایی مثل “خون در برابر نفت هرگز” حقیقت ماجرا را بهتر بیان میکند».
در صحنه سیاسی آمریکا نیز شکافی جدی پدید آمده است. شمار قابل توجهی از نمایندگان کنگره – عمدتاً دموکراتها و چند جمهوریخواه منتقد ترامپ – اقدام نظامی را «غیرمجاز» و «ناقض قانون اساسی» خواندهاند . آنها استدلال میکنند که رئیسجمهور بدون اعلام جنگ و تصویب کنگره، وارد مخاصمهای شده که میتواند کشور را درگیر یک جنگ پرهزینه و طولانی کند. سناتور روبن گالیگو (دموکرات از آریزونا) در پیامی تند نوشت: «این دومین جنگ بیدلیل در دوران زندگی من است. هیچ دلیلی برای جنگ با ونزوئلا وجود ندارد». همچنین جیم مکگاورن نماینده ارشد دموکرات، اقدام ترامپ را «ماجراجویی خطرناک» توصیف کرد و پرسید چگونه دولت بودجه یک حمله تمامعیار را تامین میکند در حالی که مردم آمریکا با مشکلات فراوانی دستوپنجه نرم میکنند .
نتیجهگیری
حمله سوم ژانویه ۲۰۲۶ را باید نقطه عطفی خطرناک و کمسابقه در تاریخ معاصر آمریکای لاتین دانست. ایالات متحده که سالها با ابزارهایی چون تحریمهای فلجکننده، جنگ اقتصادی و حمایت از کودتاهای ناموفق در پی سرنگونی دولت ونزوئلا بود، اینک مستقیماً به اقدام نظامی تمامعیار روی آورده است . چنین تجاوز آشکاری به یک دولت مستقل، آن هم بدون مجوز شورای امنیت، نظم حقوقی بینالمللی را با چالشی جدی مواجه کرده است. در سوی مقابل، مردم ونزوئلا بار دیگر دوران سرنوشتسازی را تجربه میکنند؛ دولتی که سالهاست شعار «میهن، استقلال و سوسیالیسم» سر داده، اکنون با آزمون عملی دفاع از تمامیت ارضی و حق حاکمیت خویش روبرو است.
کاراکاس در واکنش به حمله، وضعیت اضطراری و اجرای «طرح دفاع ملی» را اعلام کرده و از نیروهای نظامی و شبهنظامی خواسته است هر گونه نفوذ بیگانگان را دفع کنند . خیابانهای پایتخت مملو از گشتزنی نیروهای گارد ملی و ارتش شده و تصاویر منتشرشده نشان میدهد که حتی شهروندان عادی نیز با بستن سربندهای سهرنگ پرچم ونزوئلا، برای مقاومت اعلام آمادگی میکنند . فرماندهی ارتش ونزوئلا اعلام کرده که نیروهای مردمی (میلیشیای بولیواری) در کنار ارتش منظم به صفآرایی پرداختهاند و هرگونه تلاش برای اشغال خاک کشور را پاسخ خواهند داد. ژنرال پادرینو لوپز این یورش را «بزرگترین اهانت به کشور در تاریخ معاصر»خواند و سوگند یاد کرد که «امپریالیستها ما را شکست نخواهند داد».
در عرصه بینالمللی، تلاشهای دیپلماتیک برای توقف درگیری در جریان است. بسیاری از کشورها خواستار برقراری آتشبس فوری و آغاز گفتوگو میان واشنگتن و کاراکاس شدهاند. هرچند ترامپ مدعی شده «ماموریت به پایان رسیده» و «تغییر رژیم در ونزوئلا حتمی است»، اما واقعیت این است که هنوز هیچ چشمانداز روشنی از پایان ماجرا وجود ندارد. سرنوشت نیکولاس مادورو در هالهای از ابهام است؛ آیا او به آمریکا منتقل شده تا همانند مانوئل نوریگا محاکمه شود یا مقاومت نیروهای وفادار به او ادامه خواهد یافت؟ در داخل ونزوئلا، حتی مخالفان سیاسی مادورو نیز نسبت به دخالت نظامی خارجی حساس شده و برخی از آنها (که دل در گرو ملیگرایی ونزوئلایی دارند) حمله را محکوم کردهاند. جهان نظارهگر وضعیتی است که طی دههها نظیرش را در نیمکره غربی ندیده بود.
به طور کلی، تهاجم ایالات متحده به ونزوئلا آزمونی تعیینکننده برای نظم بینالملل مبتنی بر منشور ملل متحد به شمار میآید. اگر این اقدام بدون پاسخ قاطع بماند، میتواند به الگویی خطرناک برای توجیه مداخلات یکجانبه قدرتها بدل شود. در مقابل، ایستادگی ونزوئلا و محکومیت جهانی آن شاید بتواند مانع از تکرار این سناریو در دیگر کشورها گردد. آمریکای لاتین بار دیگر روزهای پرالتهابی را سپری میکند و خاطره کودتاها و مداخلات گذشته در ذهن ملتها زنده شده است. آیا این منطقه «حیاط خلوت» واشنگتن باقی خواهد ماند یا عصر جدیدی از استقلال و همبستگی رقم خواهد خورد؟ تنها آینده میتواند به این پرسش پاسخ دهد. اما آنچه مسلم است، آتش بر فراز کاراکاس به این زودی فروکش نخواهد کرد و پیامدهای آن تا سالها سیاست و امنیت منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. مردم ونزوئلا با تکیه بر میراث بولیواری خود فریاد میزنند: «¡No Pasarán!» (هرگز عبور نخواهند کرد) – و تاریخ در حال ورق خوردن است.
سالی معزی