اتحاد فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

داعش در خدمت اسرائیل: واپسین آزمون برای اپوزیسیون ایران


۱. داعش در طول دورانِ حیاتِ خود تنها مسئولیت یک‌ عملیات علیه اسرائیل را پذیرفت: عملیات حدیرا در ماه مارس ۲۰۲۲ که در جریان آن دو پلیس اسرائیلی کشته شدند.

اما تعداد عملیات‌های بین‌المللی داعش که در آن‌ها جانِ روزنامه‌نگارانِ لائیک و شهروندان‌ عادی از تهران تا پاریس از استکهلم تا مسکو و … گرفته شد پرشمارند. داعش حتی چنوین عملیات علیه حماس در کارنامه دارد که در یک فقره از آن‌ها یکی از اسرایِ این گروه را با اتهام “ارتداد” در مقابل دوربین‌های سر برید.

پس همیشه باید این سؤال در پیشِ ذهن روشن شده باشد که چرا داعش با داعیه‌ی خلافت اسلامی، ناجیِ جهان اسلام و بنیادگرایانه‌ترین روایت از اسلام سیاسی، علیه منافع اسرائیل به‌عنوان مهم‌ترین زائده‌‌ی استعماری در غرب آسیا، جهان عرب و دنیای اسلام، تحرکات بیش‌تری نشان نمی‌دهد؟ آیا افسارِ این گروه و گروه‌هایی نظیر تحریرالشام و جبهه‌النصره، در دست اسرائیل نیست؟ داعش حتی در بحبوحه‌ی جنگ اوکراین، در خاک روسیه دست به عملیات تروریستی زد و ۱۴۵ شهروند عادی را در یک کنسرت موسیقی قتل‌عام کرد.‌ اما در سراسر ۶۰۰ روز نسل‌کشی اسرائیل در غزه، کلامی علیه رهبران این سازه‌ی تروریستی به‌زبان نیاورد.

۲. نماینده اسرائیلی، آویگدور لیبرمن، ادعا کرد که نتانیاهو از یک میلیشای جدید برای مقابله با حماس حمایت می‌کند.

منابعی به روزنامه هاآرتص گفته‌اند که یک گروه مسلح وابسته به یاسر ابو شَباب اخیراً در جنوب غزه فعالیت خود را آغاز کرده و اسرائیل در حال تأمین سلاح برای یک گروه داعشی در نوار غزه است.

لیبرمن در گفت‌وگویی با رادیوی عمومی کان بِت گفته: «همان‌طور که نتانیاهو پیش‌تر حماس را به‌عنوان وزنه تعادلی در برابر تشکیلات خودگردان فلسطین تقویت کرد، اکنون نیز در حال کمک به ایجاد یک نیروی مسلح جدید به‌عنوان وزنه تعادل در برابر حماس است.»

در پایان سال میلادی گذشته در حالی‌که اسرائیل ادعا کرده بود نیروهای حماس به کمک‌های بشردوستانه دستبرد می‌زنند، نیویورک‌تایمز فاش کرد در جنوب غزه، ابو شَباب و افرادش در این سرقت‌ها دست داشته‌اند.

نهایتا نتانیاهو در پاسخ به سوالی درباره‌ی ادعای لیبرمن تأیید کرد که چنین کاری صورت گرفته است. او در پاسخ به سوال خبرنگار گفت:

“طبق توصیه مقامات امنیتی، ما با باندهایی در غزه همکاری کردیم که با حماس دشمنی دارند. خب، اشکال این کار کجاست؟ این کاملاً درست است، باعث نجات جان سربازان ارتش اسرائیل می‌شود، و افشای آن تنها به نفع حماس است.”

این بیانِ صریحِ نتانیاهو بدین‌معناست برای دفاع از اسرائیل، هم‌زمان می‌توان از مسیح علی‌نژاد یا رضا پهلوی و … علیه جمهوری اسلامی استفاده کرد همان‌‌‌طور که می‌توان از داعش علیه حماس استفاده کرد. به بیانِ ساده این‌ها “اپوزیسیونِ ایران” نیستند بلکه صرفا دارای وظایفی در دستگاه ایدئولوژیکی-امنیتی اسرائیل هستند.

۳. در مقاطع مختلفی از جنگ داخلی سوریه، اسرائیل به داعش و گروه‌هایی نظیر جبهه‌النصره و فرسان‌الجولان تسلیحات نظامی و کمک‌های غذایی رساند و حتی مجروحان تحریرالشام را از سوریه خارج و در اسرائیل مداوا می‌کرد. پس اسرائیل نه تنها هیچ مشکلی با بنیادگرایان مسلمان ندارد بلکه از آن‌ها در راستای اهداف توسعه‌طلبانه‌ی خود بهره می‌گیرد. برای اسرائیل کم‌ترین اهمیتی ندارد که در ایران یکی از شعبات داعش به قدرت برسند؛ به‌ شرطی که الف: اسرائیل را به‌رسیمت بشناسند و ب: از اهداف اسرائیل در منطقه حمایت عملی کنند.

چنان‌که اکنون‌ با سقوط دولت اسد، بمباران‌ سوریه با بهانه‌های مضحک استمرار دارد تا همین دولتِ مرتجع نیز نسبت به ابقای یک رژیمِ صبح کامیاب نشود و چراغِ یک جنگ‌ داخلی دیگر همواره روشن‌‌ بماند. خودِ سوریه لقمه‌ای‌ست در رؤیای “دجله تا فرات” که اسرائیل به تحقق آن می‌اندیشد.

۴. برخلاف درکِ احمقانه‌‌ی راست برانداز که اسرائیل را منادی صلح و آزادی می‌داند، بقای اسرائیل در گروِ بازتولید ارتجاعی‌ترین منازعات در غرب آسیاست. دکترین بن‌گوریون مؤسس سازه‌ی تروریستی اسرائیل، این بود که به مجردِ صلح با عرب‌ها، نگاه غرب به یهودیان به‌عنوان قربانیان تاریخ عادی می‌شود و دیگر چنان‌که بایسته است حمایت‌های بی‌دریغ خود را روانه نمی‌کنند. بنابراین اسرائیل باید همواره به هیبت دژ نظامی غرب در غرب آسیا جلوه کند که بیست و چهارساعته از تمدن سفید در برابر توحش پاسداری می‌کند. در این‌صورت افکار عمومی غرب می‌پذیرد که در صورتِ متوقف شدن سیل کمک‌ها به اسرائیل یک آشویتس دیگر این‌بار در فلسطین از اجساد یهودیان ساخته می‌شود و غرب مجددا شرمسار این قومِ جعلی می‌‌گردد.

۵. اسرائیل بنا بود ظرف چند روز کار حماس را یک‌سره کند. ۶۰۰ روز گذشته و با وجود ریختنِ بارانی از تی‌ان‌تی _بیش از بزرگترین بمباران‌های سراسر جنگ جهانی دوم_ بر سر غزه، حتی به هدف اولیه‌ی آزادی گروگان‌ها نائل نشده است. از نقطه‌نظر نظامی اسرائیل در این جنگ‌ِ مطلقا نابرابر پیروز نشده ولو آن‌که از کشته‌های فلسطینی‌ها پُشته ساخته باشد. با توجه به این‌که مرزهای بربریت چنان درنوردیده شده که حتی حامیان سنتیِ این سازه‌ی تروریستی مانند فرانسه و بریتانیا به‌ستوه آمده و زبان به انتقاد و تهدید گشوده‌اند و افکار عمومی در غرب شدیدا به سمت مقابله با صهیونیسم چرخیده است، حالا داعش به جان مردم فلسطین انداخته می‌شود تا بر فرض نابودی حماس، این گروه به‌عنوانِ عروسک اسرائیل در منطقه حاکم شود. مساله‌ی اسرائیل در فلسطین مذهب، نیست. هرگز نبوده. کمااینکه اسرائیل در دهه‌های گذشته، سرکرده‌ی ترور و کشتار مارکسیست‌ها و گروه‌های سکولار در فلسطین بود و از نقطه‌نظر میدانی، زمین را برای رشد گروه‌های اسلام‌گرا مساعد کرد. با زمینی شدن این گروه‌ها، تبدیل شدن‌شان به جنبش‌های اجتماعی و در اولویت قرار گرفتنِ آزادی فلسطین نسبت به شعائر مذهبی، ترور رهبران آن‌ها نیز دستور کار قرار گرفت و حالا نوبت به آزمونِ داعش در فلسطین رسیده است.‌

۶. از هر سمتی که به تاریخ استعمارگری اسرائیل در فلسطین نگاه کنید، تنها عامل کشتار اسرائیل بوده است و لاغیر. کسانی‌که که از موضعِ میانمایگیِ سیاسی، گروه‌های نظامیِ آنتی‌صهیونیسم _با هر ایدئولوژی‌ای_ را با اسرائیل هم‌ارز کرده و بعضا محکوم کردنِ نسل‌کشی را به اعلام برائت از این گروه‌ها موکول می‌کنند، نه چیزی از تاریخ تحولات منطقه پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی می‌دانند و نه درکی از نقش کلیدی اسرائیل برای ابقای انضمامی امپریالیسم در این منطقه دارند. با وجودِ این سازه‌ی فاشیستی-تروریستی در غرب آسیا و فقدان یک هم‌گراییِ تام از دولت‌ها و جنبش‌های منطقه مبنی بر سرکوب و مهارِ این سازه، سخن گفتن از صلح مشابه برداشت مارکس از تفسیر جهان به شیوه‌ی فوئرباخ است که چونان خودارضایی ذهنی به تفسیر جهان بسنده می‌کنند.

۷. قاطبه‌ی سازمان‌ها و چهره‌هایِ راستِ برانداز، به درجاتِ مختلف درونِ سیاست‌گذاری‌های اسرائیل جانمایی شده‌اند. آن‌ها که شایستگی لازم برای جانمایی شدن‌شان اثبات نشده است، هم‌چنان تلاش می‌کنند تا دست‌کم مورد غضب اسرائیل واقع نشوند؛ کافی‌ست نگاه کنید که قاطبه‌ی این‌ها سازمان‌ها و چهره‌ها، طی ۶۰۰ روز اخیر حتی از نوشتنِ یک توئیت علیه نسل‌کشی اجتناب کرده‌اند؛ آن‌ها درون پروژه‌های اسرائیل جانمایی شده‌اند، بارها رضایت و شادی خود را از این نسل‌کشی ابراز کرده‌اند.

اسرائیل اکنون علاوه بر نسل‌کشی در فلسطین، در حال تولید یک ورژن جدید از داعش است که به‌طور بلاواسطه و مستقیم دست در دست صهیونیست‌ها دارد؛ نسخه‌ای که می‌تواند هولناک‌ترین سناریوی آینده‌ی غرب آسیا رقم بزند و منطقه را در وحشت مطلق فرو ببرد. برای اعتبارسنجیِ ادعاهای آزادی‌خواهی، نیروهای سیاسی شرط ضروری‌ست که مقابله با این روندِ هولناک را موکول به هیچ پیش‌شرطی نکرده و روشن و قاطع، آزادی مردم ایران از چنگ استبدادِ حاکم را به مماشات با فاشیستی-تروریستی‌ترین سازه‌ی سیاسی کره‌ی زمین موکول نکنند. در غیر این‌صورت، حتی آن‌ جریاناتی که خود را چپ‌گرا، حامیان طبقه‌ی کارگر و تهیدستان ایران توصیف می‌کنند، در تحلیل نهایی به بازوهای پروپاگاندای عادی‌سازی از حیاتِ تبهکارانه‌ی صهیونیسم تبدیل می‌شوند.

منبع :

صدای ماهی سیاه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.