به مناسبت هشت مارس، زنان وحقوق شان !

منتشر شده در نشریه راه سرخ شماره ۱۰

  سوال همواره مطرح این است که صحبت از حقوق زنان و مبارزه آنها برای دستیابی به حقوقشان تا چه حد با واقعیتها تطابق دارد ؟ نخست باید تاکید کرد که تفکیک حقوق افراد بر اساس جنسیت کاملا ارتجاعی است ، طرح این موضوع که زنان باید برای دست یابی به حقوقشان با مردان و جامعه مرد سالار مبارزه کنند، دادن آدرس غلط است چرا که با عنوان کردن این موضوع ابتدا معترف میشویم که زنان و مردان تفاوت دارند و هر کدام دارای حقوقی مختص به خود هستند و سپس این موضوع را که تامین حقوق زنان در گرو پذیرش و گردن نهادن مردان بر این حق است را، ضامن تحقق آن میدانیم . در جامعه ای که مبتنی بر مناسبات ارتجاعی مالکیت است و قدرت و ثروت مبنای تملک و مردان بعضا به لحاظ قدرت فیزیکی فعال مایشاء، چه حقی برای زنان تامین خواهد شد ؟ برای چه چیزی باید مبارزه کنند؟ آزاد بودن در انتخاب پوشش؟ آزاد بودن در انتخاب شغل، محل زندگی، محل کار ، شریک زندگی، حق رای و انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق کسب مقامات عالی سیاسی، ووووو ؟ ، همه اینها و خیلی بیش از اینها در جامعه وجود دارد ولی فقط نیمی از ساکنین این جوامع از آن یهره میبرند و نیمی دیگر به میزانی که نیمه اول می پسندند . اما واقعیت این است که طرح چنین خواسته هایی صرفا رفرمی و پرداختن به روبناست و همچنان نگاه کالایی به زن به قوت خود باقی است حتی در جوامعی اروپایی و آمریکا چه رسد به جامعه ایران که بقایای فرهنگ فئودالی همچنان سرسختانه به حیات خود ادامه میدهد . واقعیت این است که تا زمانی مناسبات مالکانه برقرار است هیچ تحولی در حقوق نیمی از افراد جامعه رخ نخواهد داد . اکنون شرایط را به گونه ای ترسیم کرده اند که زنها هم عملا به این باور رسیده اند که نیمه درجه دو جامعه هستند و همین که بتوانند روسری از سر بردارند و بر چوبی نصب کنند بر بلندی به اهتزاز درآورند، بتوانند به راحتی دوچرخه سواری کنند، بتوانند حق سقط جنین را کسب کنند، از ازدواج کودکان زیر سن قانونی جلوگیری کنند، ووو ، که هر کدام از ابتدایی ترین حقوق انسانی ( فارغ از جنسیت ) است، احساس پیروزی و موفقیت میکنند و این توفیقات را نشانه دست یابی به آزادی میدانند در حالیکه فقط توانسته اند با سیطره افکار ارتجاعی فئودالی مقابله کنند ولی همچنان و البته محترمانه تر به آنها به عنوان اموال منقولی ( همواره در رد و تخریب کمونیسم در بین توده ها تبلیغ میکنند که کمونیستها میخواهند زن را اشتراکی کنند ، گویی از خودرو شخصی یا منزل شخصی یا …. صحبت میکنند ) نگریسته میشود که مردان به دنبال کسب آنها هستند و چنین به آنها الغا شده است که میباید در هر مجلس و محفلی با چگونگی آراستن و پوشش خود موجب طرب و شعف حاضرین شوند ( و این را بخشی از زنانگی ! میدانند  )، در هر کارگاه و کارخانه ای  با حقوقی کمتر از مردان همان کاری را انجام دهند که مردان انجام میدهند، برای هر کار و هر تصمیمی باید منتظر بمانند که پدر و برادر و شوهر و وقتی به کهولت رسیدند پسر چه میگوید و چه تصمیمی میگیرد . اگر تا دیروز از زنان صراحتا به عنوان ضعیفه و ناقص العقل نام برده میشد اکنون این گفتمان همچنان برقرار است ولی به زبان آورده نمیشود، اگر تا دیروز زنان متعلق به اندرونی بودند اکنون پرچمدار گفتمانی سرمایه ساخته تحت عنوان ” فمنیسم ” شده اند، گفتمانی که عامدانه بیش از آن که در خدمت تامین حقوق زنان باشد عامل جبهه بندی و تقابل زنان در برابر مردان شده است و نیمی از جامعه را به سمتی سوق میدهد که بدون توجه به واقعیتهای جامعه طبقاتی و فقر و ستم و استبدادی که زن و مرد نمیشناسد، در برابر نیمی دیگر صف آرایی کنند .

باید بپذیریم نظام طبقاتی تنها دشمن آزادی و برابری و عدالت برای همه و تنها مانع تحقق آن است،  تا زمانی که این مناسبات مالکانه برقرار است هیچ تحولی در حقوق نیمی از افراد جامعه رخ نخواهد داد، زنان میبایست برای رسیدن به آزادی و برابری و استقلال، همراه با مردان به ریشه بزنند و بنیان این نظام پوسیده و ارتجاعی طبقاتی سرمایه داری با هر رنگ و لباس را براندازند .                   

          مسعود

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »