اتحاد فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

کمیسیون‌های کارگری اسپانیا در دوران فرانکو و مقایسه با ایران امروز – بخش اول

مقدمه

اسپانیا در سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۷۵ تحت حاکمیت دیکتاتوری ژنرال فرانسیسکو فرانکو قرار داشت؛ رژیمی که با سرکوب گسترده‌ی مخالفان و کنترل کامل بر جامعه، هرگونه تشکل مستقل کارگری را ممنوع کرده بود . در این دوران، کارگران اسپانیایی برای مطالبه‌ی حقوق خود ناچار به ابتکار عمل‌هایی در خفا شدند که مهم‌ترین آن‌ها «کمیسیون‌های کارگری» (Comisiones Obreras یا CCOO) بود. این کمیسیون‌ها به‌صورت مخفیانه و خودسازمان‌یافته در دل کارخانه‌ها و معادن شکل گرفتند و به یکی از ارکان اصلی مقاومت علیه دیکتاتوری تبدیل شدند . در نقطه‌ی مقابل، کارگران ایران امروز در چارچوب نظام جمهوری اسلامی با فضایی مواجه‌اند که تشکل‌های مستقل کارگری تحمل نمی‌شوند و نهادهای رسمی موجود نظیر شوراهای اسلامی کار عملاً در خدمت مهار اعتراضات کارگران هستند . با این حال، کارگران ایرانی نیز با الهام از تجارب تاریخی و ابتکارات جدید، به اشکال تازه‌ای از مقاومت روی آورده‌اند؛ از تشکیل کمیته‌های اعتصاب تا شبکه‌های غیررسمی هماهنگی.

این مقاله به‌صورت پژوهشی-تحلیلی، ابتدا به بررسی ساختار و کارکرد کمیسیون‌های کارگری اسپانیا در دوران دیکتاتوری فرانکو می‌پردازد؛ از شرایط شکل‌گیری و تاکتیک‌های مقاومت گرفته تا پیوند این کمیسیون‌ها با احزاب سیاسی (به‌ویژه حزب کمونیست اسپانیا) و نقش‌شان در گذار اسپانیا به دموکراسی. سپس با نگاهی تطبیقی، شباهت‌ها و تفاوت‌های وضعیت امروز کارگران در ایران را تحلیل می‌کند؛ از فضای سرکوب و نهادهای فرمایشی تحت حمایت حکومت تا شکل‌های نوین مبارزه‌ی کارگری در ایران معاصر. در پایان، با نگاهی انتقادی، درس‌هایی که این تجربه‌ی تاریخی می‌تواند برای جنبش کارگری امروز ایران به همراه داشته باشد مورد تأمل قرار خواهد گرفت.

سرکوب و مقاومت کارگران در دیکتاتوری فرانکو

با پایان جنگ داخلی اسپانیا در ۱۹۳۹ و به قدرت رسیدن فرانکو، هرگونه اتحادیه و تشکل مستقل کارگری غیرقانونی اعلام شد . رژیم فرانکو که خود را «مدافع اسپانیا در برابر مارکسیسم به هر قیمت» معرفی می‌کرد، با پشتیبانی ارتش، ملاکان بزرگ، سرمایه‌داران، سلطنت‌طلبان و کلیسای کاتولیک، حکومتی فاشیستی بنا نهاد که نخستین اقدام آن سرکوب همه‌جانبه‌ی نهادهای کارگری بود . به جای اتحادیه‌های آزاد، یک سازمان سندیکایی واحد دولتی ایجاد شد که به «سندیکای عمودی» مشهور بود و همه‌ی کارگران و کارفرمایان را تحت نظارت حکومت در بر می‌گرفت. در دهه ۱۹۴۰، هرگونه تلاش کارگران برای اعتراض به شدت سرکوب می‌شد و هزاران فعال کارگری یا اعدام شدند یا روانه‌ی زندان‌ها . تشکل‌هایی نظیر کنفدراسیون ملی کار (CNT) که به شکل مخفیانه مقاومت می‌کردند، پیوسته هدف یورش پلیس قرار گرفتند؛ چنان‌که در ده سال اول حکومت فرانکو، ۱۱ کمیته و بیش از ۶۰ تشکیلات منطقه‌ای CNT متلاشی و بسیاری از رهبرانشان اعدام شدند .

با این وجود، سرکوب خونین دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ نتوانست نارضایتی کارگران اسپانیایی را برای همیشه خاموش کند. ورود تدریجی تکنوکرات‌ها به دولت و آغاز سیاست‌های موسوم به «آپارتمان» (آزادسازی اقتصادی) در اواخر دههٔ ۱۹۵۰، هرچند رشد اقتصادی سرمایه‌داری را تسریع کرد اما به بهبود وضعیت طبقه‌ی کارگر منجر نشد . کاهش شدید دستمزدهای واقعی و شرایط سخت کار، زمینه را برای مقاومت‌های تازه فراهم کرد. در همین دوران، شماری از کارگران آگاه و فعالان مخفی – عمدتاً با گرایش‌های کمونیستی یا الهام‌گرفته از تعلیمات چپ مسیحی – به این نتیجه رسیدند که برای دفاع از حقوق اولیه‌ی کارگران باید تشکل‌های جدید و مخفی ایجاد کنند . به این ترتیب، در اوایل دههٔ ۱۹۶۰ نطفه‌های نخستین کمیسیون‌های کارگری در اسپانیا بسته شد.

پیدایش و ساختار کمیسیون‌های کارگری اسپانیا

کمیسیون‌های کارگری اسپانیا (CCOO) در دههٔ ۱۹۶۰ به‌عنوان پاسخی از درون طبقه‌ی کارگر به وضعیت خفقان‌آور دیکتاتوری ظهور کردند. این کمیسیون‌ها ابتدا به‌صورت محلی و خودانگیخته، از دل اعتصاب‌ها و اعتراضات کارگری شکل می‌گرفتند و به‌عنوان نمایندگان منتخب کارگران در هر واحد کاری عمل می‌کردند . برای مثال، یکی از نخستین کمیسیون‌ها در سال ۱۹۵۷ طی یک اعتصاب در معدن لاکاموچا در آستوریاس تشکیل شد . همچنین در اعتصاب بزرگ معدنچیان آستوریاس در سال ۱۹۶۲، کارگران موفق شدند ۱۲ نماینده‌ی خود را به‌عنوان اعضای شورای کارخانه (نهاد رسمی درون کارخانه که تا آن زمان در دست وفاداران به رژیم بود) وارد کنند و این نمایندگان بلافاصله یک «کمیسیون کارگری» واقعی را در داخل آن شرکت تشکیل دادند که به‌طور مخفی از حزب کمونیست دستور می‌گرفت . چنین ابتکارهایی نشان داد که حتی ساختارهای فرمایشی رژیم را می‌توان با سازمان‌دهی مخفیانه به سود کارگران به‌کار گرفت.

کمیسیون‌های کارگری ساختاری غیرمتمرکز و شبکه‌ای داشتند. هر کمیسیون در سطح کارخانه یا محل کار، توسط مجمع عمومی کارگران همان واحد انتخاب می‌شد و وظیفه‌ی پیگیری مطالبات صنفی و حقوقی آنان را بر عهده می‌گرفت . این کمیسیون‌ها در ابتدا موقتی بودند و پس از پایان هر اعتراض یا اعتصاب ممکن بود مخفی شوند یا فروبپاشند، اما به‌تدریج در برخی صنایع مهم، کمیسیون‌های پایدار و به‌هم‌پیوسته شکل گرفتند . در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ تقریباً در اکثر مراکز صنعتی بزرگ اسپانیا هسته‌های کمیسیون کارگری حضور داشتند و با یکدیگر ارتباط مخفی برقرار می‌کردند. در نهایت، پس از مرگ فرانکو و فراهم‌شدن فضای بازتر سیاسی، این هسته‌ها در سال ۱۹۷۶ طی «مجمع بارسلونا» گرد هم آمدند و به صورت رسمی در یک اتحادیه‌ی سراسری واحد تحت نام کنفدراسیون سندیکایی کمیسیون‌های کارگری متحد شدند . به این ترتیب، جنبشی که در دل یک دیکتاتوری به شکل پراکنده و زیرزمینی آغاز شده بود، خود را برای نقش‌آفرینی در فردای دموکراتیک سازمان‌دهی کرد.

تاکتیک‌های مبارزه و مقاومت کمیسیون‌های کارگری

فعالان کمیسیون‌های کارگری برای ادامه‌ی مبارزه در شرایط اختناق‌آمیز فرانکیستی، تاکتیک‌های متنوع و مبتکرانه‌ای را به‌کار گرفتند. یکی از مهم‌ترین راهبردهای آن‌ها نفوذ در ساختارهای رسمی رژیم بود. از اواسط دههٔ ۵۰ میلادی، حزب کمونیست اسپانیا (PCE) تصمیم گرفت به جای تقابل رویارو، از درون سندیکای دولتی فرانکو (معروف به OSE یا سندیکای عمودی) به سازمان‌دهی کارگران بپردازد . این استراتژی امکان داد که کارگران مخالف رژیم در انتخابات نمایندگان کارگری که حکومت برگزار می‌کرد شرکت کنند و به عنوان «نماینده کارگر» در کارخانه‌ها انتخاب شوند . پیروزی نمایندگان وابسته به کمیسیون‌های مخفی در انتخابات سندیکایی ۱۹۶۶ ضربه‌ای سخت بر پیکر اتحادیه‌ی فرمایشی رژیم وارد کرد . در واقع، کارگران معترض با استفاده از روزنه‌های قانونی موجود، به درون ساختار رسمی رخنه کرده و آن را به ابزاری برای طرح مطالبات واقعی خود بدل ساختند.

سازمان‌دهی اعتصابات و اعتراضات مخفی، دیگر رکن اساسی مبارزه‌ی کمیسیون‌ها بود. هرچند رژیم فرانکو برگزاری اعتصاب را غیرقانونی می‌دانست، کارگران اسپانیایی با هدایت کمیسیون‌های مخفی، موجی از اعتصاب‌های غیررسمی را در دههٔ ۱۹۶۰ و اوایل دههٔ ۱۹۷۰ سامان دادند. اعتصاب معدنچیان آستوریاس در ۱۹۶۲ آغازگر دوره‌ای از اعتراضات کارگری بود که دامنه‌اش به صنعت‌های مختلف کشیده شد . کمیسیون‌ها از طریق شبکه‌های مخفی با یکدیگر ارتباط داشتند و ضمن پخش اعلامیه‌ها و شبنامه‌ها، کارگران را نسبت به حقوق‌شان آگاه می‌کردند. تصمیمات به‌صورت جمعی و در مجمع‌های پنهانی گرفته می‌شد تا مشارکت مستقیم کارگران تضمین شود. این دموکراسی مخفی کارگری یکی از ویژگی‌هایی بود که به گفته‌ی مارسلینو کاماچو (از رهبران کمیسیون‌ها) الهام‌گرفته از سنت شوراهای کارگری در جنبش‌های کارگری اروپا بود .

رژیم فرانکو در برابر این جنبش رو به رشد، به سرکوب شدید متوسل شد. دادگاه نظم عمومی (دادگاه ویژه‌ی رسیدگی به جرائم سیاسی) در سال ۱۹۶7 کمیسیون‌های کارگری را رسماً «وابسته و خدمتگزار حزب کمونیست» اعلام کرد و دیوان عالی اسپانیا فعالیت آن‌ها را غیرقانونی و براندازانه خواند . نیروهای امنیتی رژیم به طور مستمر کمیسیون‌ها را زیر نظر داشتند و بسیاری از رهبران کارگری را بازداشت و شکنجه کردند . آمارها نشان می‌دهد که میان سال‌های ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۷ بیش از ۹۰۰۰ نفر توسط این دادگاه‌ها محکوم شدند که بخش اعظم‌شان از فعالان کمیسیون‌های کارگری بودند . در سال ۱۹۶۸ رهبران اصلی کمیسیون‌ها از جمله مارسلینو کاماچو و جولین آریزا دستگیر و روانه زندان شدند . با این حال، سرکوب نتوانست شعله‌ی اعتراضات را خاموش کند. حکومت فرانکو چندین بار ناچار شد در برخی مناطق حالت اضطراری اعلام کند (برای نمونه در سال‌های ۱۹۶۹ و 1970-71) تا موج اعتصاب‌ها را مهار نماید . حتی برگزاری دادگاه نمایشی موسوم به «پرونده ۱۰۰۱» در سال ۱۹۷۳ و صدور احکام سنگین برای ۱۰ تن از رهبران کمیسیون‌ها، تنها برای مدتی کوتاه توانست روند مبارزات را کند کند . از اوایل دههٔ ۱۹۷۰ اعتصاب‌ها و تجمعات کارگری در سراسر اسپانیا اوج گرفت و کمیسیون‌های کارگری علیرغم غیرقانونی بودن، به سازمان‌یافتگی و گستردگی بیشتری دست یافتند . در سال ۱۹۷5، هم‌زمان با روزهای احتضار رژیم فرانکو، انتخابات دیگری برای نمایندگان کارگری برگزار شد که در آن نامزدهای مورد حمایت کمیسیون‌ها اکثریت قاطع آرا را در صنایع بزرگ کسب کردند . این پیروزی، کمیسیون‌های کارگری را در آستانه‌ی سقوط دیکتاتوری در موقعیتی قرار داد که بتوانند هدایت موج اعتصاب‌های سراسری و مطالبات کارگری را به دست گیرند و برای طبقه‌ی کارگر حقوق سیاسی و صنفی تازه‌ای به دست آورند .

پیوند کمیسیون‌های کارگری با احزاب سیاسی

کمیسیون‌های کارگری اسپانیا علی‌رغم ماهیت خودسازمان‌یافته و مستقل در سطح کارخانه، از لحاظ ایدئولوژیک و تشکیلاتی بی‌پشتوانه نبودند. مهم‌ترین حامی و سازمان‌دهنده‌ی این کمیسیون‌ها حزب کمونیست اسپانیا (PCE) بود. PCE که خود در دوران فرانکو به صورت مخفی فعالیت می‌کرد، پس از تجربه‌ی شکست سخت دههٔ ۱۹۴۰ تصمیم گرفت به‌جای مشی مسلحانه، استراتژی «مبارزه‌ی صنفی و نفوذ در توده‌ها» را در پیش گیرد . بر همین اساس، کادرهای مخفی حزب کمونیست در کارخانه‌ها و معادن به شکل کارگر عادی مشغول به کار شدند و در سازمان‌دهی اعتصاب‌ها و تشکیل کمیسیون‌های کارگری نقش کلیدی داشتند . رژیم فرانکو نیز به این پیوند واقف بود؛ چنان‌که در حکم ممنوعیت CCOO در ۱۹۶۷، دیوان عالی رسماً این کمیسیون‌ها را «نهاد پیرو و نوار انتقال حزب کمونیست» معرفی کرد . با این حال، کمیسیون‌ها تلاش می‌کردند پایگاه خود را به همه‌ی کارگران معترض – صرف‌نظر از گرایش سیاسی‌شان – گسترش دهند. جنبش‌های کاتولیک کارگری نیز در این میان نقشی مهم ایفا کردند. در دههٔ ۱۹۶۰، برخی گروه‌های مترقی در کلیسای کاتولیک (نظیر جنبش کارگران کاتولیک موسوم به HOAC) با رژیم فرانکو زاویه پیدا کرده و به پشتیبانی پنهان از اعتراضات کارگری روی آوردند . این نیروهای مذهبی مخالف دیکتاتوری، دوشادوش کمونیست‌ها و سوسیالیست‌های مخفی، به اعتبار کمیسیون‌های کارگری افزودند و وجهه‌ای ملی و متنوع به آن بخشیدند.

در واقع، کمیسیون‌های کارگری به‌رغم ریشه داشتن در شبکه‌ی حزب کمونیست، عملاً به محفلی برای وحدت تمامی مخالفان کارگری رژیم تبدیل شدند. حزب سوسیالیست کارگران اسپانیا (PSOE) و بازوی سندیکایی آن اتحادیه‌ی عمومی کارگران (UGT) که در آغاز دیکتاتوری سرکوب و پراکنده شده بودند، در سال‌های پایانی رژیم دوباره در داخل کشور فعال گردیدند و به همراه نیروهای ملی‌گرا و جمهوری‌خواه، به تقویت اعتراضات کارگری کمک کردند . هرچند وزن اصلی تشکیلاتی همچنان با کمیسیون‌های کارگری تحت نفوذ PCE بود، اما این تنوع سیاسی باعث شد مطالبات کمیسیون‌ها صرفاً محدود به خواست‌های صنفی نمانَد، بلکه با آرمان آزادی‌های سیاسی و دمکراسی گره بخورد. چنین پیوندی بود که به کمیسیون‌های کارگری اجازه داد از یک حرکت صرفاً اقتصادی، به یک جنبش اجتماعی-سیاسی گسترده ارتقا یابد . این نقش‌آفرینی دوگانه (صنفی و سیاسی) بعدها در گذار اسپانیا به دمکراسی نمود پررنگی پیدا کرد.

نقش کمیسیون‌های کارگری در گذار به دموکراسی اسپانیا

با مرگ فرانکو در نوامبر ۱۹۷۵، دوران گذار به دموکراسی در اسپانیا آغاز شد. در ماه‌ها و سال‌های اولیه‌ی پس از دیکتاتوری، کمیسیون‌های کارگری نیروی غالب جنبش کارگری اسپانیا بودند . شبکه‌ی گسترده‌ی کمیسیون‌ها که طی سال‌ها مبارزه‌ی مخفی شکل گرفته بود، اکنون توانست به‌صورت علنی سازمان‌دهی اعتصاب‌های سراسری را بر عهده گیرد و به فشار بر حکومت انتقالی برای تحقق خواسته‌های سیاسی و اقتصادی ادامه دهد. در سال ۱۹۷۶، کمیسیون‌های کارگری نخستین کنگرهٔ سراسری خود را در بارسلونا برگزار کردند و رسماً خود را به عنوان یک کنفدراسیون اتحادیه‌ای بازتعریف نمودند  . هرچند حکومت جدید اسپانیا در ابتدا به علت برچسب «کمونیستی» از به‌رسمیت‌شناختن قانونی CCOO امتناع می‌کرد ، اما وقوع رویدادهای مهمی نظیر ترور تعدادی از فعالان و وکلای کارگری عضو کمیسیون‌ها توسط عوامل افراطی راست‌گرا در اوایل ۱۹۷۷ و اعتصابات گسترده در اعتراض به آن، حکومت را ناچار به تغییر رویکرد کرد . سرانجام در آوریل ۱۹۷۷، هم‌زمان با صدور مجوز فعالیت برای احزاب مخالف (از جمله حزب کمونیست)، کمیسیون‌های کارگری نیز رسمیت قانونی یافتند و آزادانه به فعالیت پرداختند .

نقش کمیسیون‌های کارگری در گذار اسپانیا به مردم‌سالاری را می‌توان در چند محور خلاصه کرد: نخست، آن‌ها با تداوم اعتصاب‌ها و بسیج کارگران، تضمین کردند که مطالبات طبقه‌ی کارگر (مانند آزادی تشکل‌یابی، افزایش دستمزد و بهبود شرایط کار) در دستور کار نظام جدید قرار گیرد . دوم، رهبران برخاسته از دل کمیسیون‌ها به چهره‌های تاثیرگذار سیاسی تبدیل شدند؛ برای مثال مارسلینو کاماچو، دبیرکل تاریخی CCOO، در نخستین دوره‌ی پارلمان دمکراتیک (۱۹۷۷) به عنوان نماینده انتخاب شد و تا سال‌ها صدای کارگران در عرصه‌ی سیاست بود . سوم، کمیسیون‌های کارگری در مذاکرات اجتماعی دوران گذار (از جمله پیمان‌های موسوم به «پیمان مونکلوا» در ۱۹۷۷) حضوری فعال داشتند و با دولت و کارفرمایان بر سر روند تثبیت اقتصاد پس از دیکتاتوری چانه‌زنی کردند، به نحوی که منافع کارگران تا حد امکان حفظ شود. در سایه‌ی این مذاکرات، حقوق بنیادینی چون حق اعتصاب و آزادی اتحادیه‌ها وارد قوانین اساسی و عادی اسپانیا شد.

البته با استقرار کامل نظام دمکراتیک، آرایش نیروهای جنبش کارگری نیز دستخوش تغییر گردید.

اتحادیه‌ی UGT که نزدیک به حزب سوسیالیست بود، در دههٔ ۱۹۸۰ مجدداً قدرت گرفت و در کنار CCOO به یکی از دو قطب اصلی سندیکایی اسپانیا تبدیل شد . از آن‌سو، حزب کمونیست اسپانیا که پشتیبان سنتی کمیسیون‌ها بود، به تدریج از حمایت مردمی‌اش کاسته شد و این امر بر نفوذ CCOO نیز بی‌تأثیر نبود . با این حال، میراث کمیسیون‌های کارگری برای جنبش کارگری اسپانیا ماندگار بود: یک الگوی مبارزه و سازمان‌یابی از پایین که نشان داد حتی در سخت‌ترین شرایط دیکتاتوری می‌توان تشکل‌های مستقل کارگری ایجاد کرد و آن‌ها را به نیرویی تعیین‌کننده در تحولات سیاسی بدل ساخت. این همان میراثی است که می‌تواند برای کارگران کشورهای دیگر تحت حکومت‌های استبدادی، الهام‌بخش باشد.

ادامه دارد …

سالی معزی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.