سایت فدائی، ارگان رسمی سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
بمباران بیمارستان ناصر و سکوت رسانههای جهانی
سازهی فاشیستی اسرائیل در تازهترین اقدام جنایتکارانه خود، بزرگترین بیمارستان جنوب نوار غزه، یعنی بیمارستان ناصر در خانیونس را هدف بمباران مستقیم قرار داد؛ بمبارانی که نهتنها نقض آشکار قوانین بینالمللی بشردوستانه است، بلکه حلقهای دیگر از زنجیره برنامهریزیشدهای است که هدف آن تخریب کامل تهمانده زیرساختهای حیاتی غزه، و در نهایت، تحمیل قحطی، بیماری و مرگ تدریجی به مردمیست که سالهاست در محاصره و قتل و کشتار بهسر میبرند.

این حمله در شرایطی رخ میدهد که هزاران غیرنظامی، از جمله مجروحان، بیماران و آوارگان جنگی، به امید یافتن پناه در این بیمارستان جمع شده بودند. تصاویر منتشرشده از اجساد در محوطه بیمارستان و اتاقهای تخریبشده، یادآور بمباران خونین بیمارستان الاهلی عرب در اکتبر ۲۰۲۳ است. این حملات، اتفاقی یا ناشی از “خطای نظامی” نیستند؛ بلکه بخشی از راهبردی هدفمند هستند که از سوی تلآویو با پشتیبانی کامل سیاسی، نظامی و رسانهای ایالات متحده و متحدانش دنبال میشود.
آنچه در غزه میگذرد، صرفاً جنگ میان یک ارتش و گروههای مقاومت نیست؛ بلکه شکلی پیچیده از جنگ امپریالیستی است که در آن، هدف نهفقط نابودی مقاومت مسلحانه، بلکه شکستن روح جمعی مردم فلسطین از طریق تخریب بنیانهای زندگی است. بیمارستانها، مدارس، پناهگاهها و مراکز توزیع غذا، بهصورت نظاممند هدف قرار میگیرند، تا ساختار مدنی جامعه فلسطینی فروپاشد. این همان معنای عینی نسلکشی و پاکسازی قومی است.
رژیم صهیونیستی بهتنهایی قادر به پیشبرد این پروژه نیست. این ماشین کشتار، با سوخترسانی مستقیم از سوی امپریالیسم آمریکا کار میکند: تسلیحات پیشرفته، حمایت سیاسی در نهادهای بینالمللی، و مهمتر از همه، پوشش رسانهای که با واژگان مبهمی چون “درگیری”، “حمله متقابل” یا “جنگ با حماس”، حقیقت کشتار غیرنظامیان را پنهان میکند. رسانههای جریان اصلی در آمریکا و اروپا، عملاً با بیطرفنمایی ساختگی و تقلیل ابعاد جنایت، نقش مکمل در این پروژه امپریالیستی را ایفا میکنند.
حتی هنگامی که اسناد و تصاویر جنایات آشکار منتشر میشوند، روایت غالب رسانهای با تمرکز بر “حق اسرائیل برای دفاع از خود” و حذف کامل زمینه تاریخی اشغال، محاصره، و آپارتاید، ذهن مخاطبان را مهندسی میکند. این سانسور سیستماتیک، تنها سکوت نیست؛ بلکه مشارکت فعال در این نسلکشی است.
در این میان، شورای امنیت سازمان ملل نیز بهدلیل وتوهای پیاپی ایالات متحده و همپیماناناش عملاً به نهادی فلج و بیاثر در برابر جنایات جنگی بدل شده است. این حمایت بدون قید و شرط، نهفقط بنیامین نتانیاهو، بلکه کل ماشین نظامی و ایدئولوژیک صهیونیسم را جسورتر کرده تا با بیپروایی بیشتر، اصول انسانی را زیر پا گذارند.
اکنون پرسش اصلی فراتر از محکومیت اخلاقی یا درخواست آتشبس است. ما با پروژهای نظامی-رسانهای-سیاسی مواجهیم که هدف آن نابودی یک ملت است. راه مقابله با این پروژه، در عرصه دیپلماسی خلاصه نمیشود. جنبشهای مردمی، نیروهای مترقی، اتحادیههای کارگری و شبکههای افکار عمومی بینالمللی باید در قالب یک جبهه جهانی ضدهژمونیک، فشار برای توقف کمکهای نظامی و همکاریهای سیاسی با رژیم اشغالگر را به سطحی بیسابقه برسانند.
مقاومت مردم غزه در برابر این ماشین مرگ، تنها مقاومت فیزیکی نیست؛ بلکه نماد ایستادگی انسانی در برابر سیستمیست که ارزش انسان را به ابزار قدرت تقلیل میدهد. هر بمبی که بر روی غزه ریخته میشود، سندیست علیه نظم جهانیای که خود را “متمدن” مینامد اما در عمل، موجودیتاش با توحش و بربریت گره خورده است.