سایت فدائی، ارگان رسمی سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
اول ماه مه؛ طنین همبستگی طبقهٔ کارگر علیه سرمایهداری، جنگ و استثمار

اول ماه مه، روز جهانی کارگر، نماد همبستگی و اتحاد طبقهٔ کارگر در سراسر جهان است. در این روز، کارگران و همهٔ نیروهای آزادیخواه و سوسیالیست، علیه نظام سرمایهداری و پیامدهای ویرانگر آن—از استثمار و فقر گرفته تا جنگ، تبعیض و نابرابری—صدای اعتراض خود را بلند میکنند. مراسمها، تظاهرات و تجمعات اول ماه مه در کشورهای مختلف جهان، بار دیگر امید به امکان تغییرات ژرف و دگرگونیهای بنیادی را زنده میکند؛ تغییراتی که تنها با قدرت سازمانیافتهٔ طبقهٔ کارگر میتواند راه را برای جامعهای سوسیالیستی، عاری از استثمار انسان از انسان، هموار سازد. جامعهای که در آن زمین، کارخانهها، معادن و ابزار تولید در مالکیت جمعی قرار گیرد و دستاوردهای بشری در خدمت رشد، رفاه و ارتقای کیفیت زندگی همهٔ انسانها به کار گرفته شود.
بحران سرمایهداری، جنگ و یورش به معیشت کارگران
اول ماه مه امسال نیز در شرایطی فرا میرسد که جهان شاهد تشدید بحران سرمایهداری، گسترش جنگها و تعرض بیسابقه به حقوق و معیشت کارگران است. جنگ، نتیجهٔ تشدید تضادهای درونی سرمایهداری است؛ زمانی که بحرانها عمیقتر میشوند، رقابت مسالمتآمیز میان قدرتهای سرمایهداری جای خود را به جنگ، سلطهگری و ویرانگری میدهد. کشیده شدن دامنهٔ جنگ به ایران نیز در پیوند با همین تضادهای جهانی و سیاستهای ضد مردمی جمهوری اسلامی قرار دارد.فضای جنگی، با ترویج ناسیونالیسم افراطی، شونیسم و تفکرات فاشیستی، زمینهٔ دشمنی میان مردم را فراهم میکند تا آنان را برای قربانی شدن در جبهههای جنگ آماده سازد. همزمان، جنگ بهانهای برای یورش به حقوق کارگران، افزایش تورم، بیکاری و انتقال هزینههای جنگ بر دوش زحمتکشان است.
با گسترش جنگ در منطقه و حملات نظامی به ایران، نه تنها مردم ایران و خاورمیانه، بلکه برای نخستین بار، تودههای مردم در کشورهای امپریالیستی نیز پیامدهای مستقیم جنگ را با افزایش قیمت انرژی، حملونقل، مسکن و کالاهای اساسی لمس میکنند. اعتراضات گسترده علیه گرانی، کاهش دستمزد واقعی و مخالفت با جنگ، اکنون در خیابانهای اروپا و آمریکا رو به گسترش است.
ایران:جنگ، بحرانهای انباشته و فشار مضاعف بر طبقات فرودست
پیش از آغاز جنگ نیز جامعهٔ ایران با بحرانهای عمیق اقتصادی و اجتماعی روبهرو بود: تورم مزمن، سقوط قدرت خرید، گسترش فقر، نابرابری و سرکوب اعتراضات مردمی، زندگی میلیونها نفر را به مرز فروپاشی رسانده بود. اکنون با اختلال در فعالیتهای اقتصادی و فضای جنگی، این فشارها چند برابر شده است. میلیونها نفر از کارگران بیکار و یا از دریافت حد اقل دستمزد نیز محرومند هزاران خانه و مدرسه ومراکز درمانی ویران و میلیونا نفر دیگر آواره شده اند و هنوز سرنوشت نهائی جنگ بین دونظام سرمایه داری و ارجائی نامعلوم است.
در کنار این بحرانها، محدودیتهای شدید بر تشکلهای مستقل کارگری، صنفی و مدنی، ظرفیت جامعه برای دفاع از خود را بهشدت کاهش داده است. جامعهای که از شبکههای سازمانیافتهٔ اجتماعی محروم باشد، در لحظات بحرانی آسیبپذیرتر است و میدان را برای نیروهای سرکوبگر و اقتدارطلب باز میگذارد.
ضرورت سازمانیابی و نقش نیروهای چپ
تجربهٔ تاریخی نشان میدهد که سرنوشت جوامع در دورههای بحران، به میزان سازمانیافتگی نیروهای اجتماعی وابسته است. در ایران امروز، جریانهای چپ و مترقی—با وجود پراکندگی و ضعف ارتباطات پایدار—یکی از نیروهایی هستند که میتوانند در ایجاد شبکههای اجتماعی و دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان نقش مهمی ایفا کنند.
در غیاب یک حزب انقلابی ریشهدار در طبقهٔ کارگر – که باید در الویت کمونیستها و کارگران پیش رو باشد-، سازمانیابی خودبهخودی شکل نمیگیرد و اگر هم اینجا و آنجا حول خواستهای معینی شکل بگیرد مداومت ورزمندگی لازم را نخواهد داشت. اما این واقعیت نباید بهانهای برای انفعال باشد. وظیفهٔ نیروهای چپ، سوسیالیست و ضدسرمایهداری در لحظهٔ کنونی، پرهیز از سکتاریسم، کنار گذاشتن رقابتهای فرسایشی و برداشتن گامهای عملی برای ایجاد یک جبههٔ چپ انقلابی گسترده و همبسته است.
پایان دادن به جنگ و ستم، تنها با قدرت تودهها
در جهانی که سرمایهداری پیوسته جنگ، تبعیض، فقر و آوارگی تولید میکند، صلح یک شعار اخلاقی نیست؛ نتیجهٔ مبارزهٔ سیاسی و طبقاتی برای شکستن ساختارهای سلطه و استثمار است. امروز مبارزهٔ طبقه کارکر و توده های زحمتکش ایران برای آزادی و عدالت اجتماعی، با مبارزهٔ جهانی علیه امپریالیسم، صهیونیسم و جنگهای تجاوزکارانه گره خورده است.
صدای فدائی