اتحاد فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

اعتراضات بازنشستگان: صدای فراموش‌شدگان در میدان نبرد برای عدالت

در سال‌های اخیر، ایران شاهد گسترش اعتراضات و مطالبات اقشار مختلف جامعه بوده است؛ از کارگران و معلمان گرفته تا زنان و دانشجویان. در میان این جنبش‌های اجتماعی، بازنشستگان با وجود سن بالا، بیماری‌ها، و شرایط دشوار معیشتی، به یکی از پایدارترین و پیگیرترین صداهای معترض در سپهر عمومی کشور بدل شده‌اند. صدایی که برخلاف میل حاکمیت، خاموش نشده و هر هفته خیابان‌ها را با فریاد «حقوق ما ریالیه، هزینه‌ها دلاریه» پر کرده است.

بازنشستگان، که عمدتاً سال‌ها در سخت‌ترین شرایط برای ساختن زیرساخت‌های کشور کار کرده‌اند، اکنون با دستمزدهایی که حتی کفاف ابتدایی‌ترین نیازهای معیشتی را نمی‌دهد، به حال خود رها شده‌اند. آن‌ها نه تنها از حق برخورداری از دوران بازنشستگی آرام و محترمانه محروم‌اند، بلکه زیر بار فشار گرانی، تورم، و بی‌عدالتی ساختاری در حال خرد شدن‌اند. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که در تنها شش ماه گذشته، هزینه سبد معیشت حداقلی بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته است؛ این در حالی است که مستمری بازنشستگان، به‌ویژه آنان که تحت پوشش صندوق‌های کشوری و لشکری یا سازمان تأمین اجتماعی‌اند، در بسیاری موارد حتی از خط فقر رسمی نیز پایین‌تر است.

اعتراضات بازنشستگان، که در ابتدا با تجمع‌های پراکنده مقابل نهادهایی چون مجلس، سازمان برنامه و بودجه و وزارت تعاون آغاز شد، به تدریج به حرکتی منسجم‌تر، پیوسته‌تر و سیاسی‌تر تبدیل شده است. شعارهای آنان تنها به افزایش حقوق یا اجرای همسان‌سازی محدود نمی‌شود؛ بلکه با شعارهایی نظیر «فریاد فریاد از این‌همه بیداد»، «تا حق خود نگیریم، از پا نمی‌نشینیم»، و «نه وعده نه وعید، دیگه اثر نداره» مستقیماً مشروعیت و ناکارآمدی ساختار قدرت را هدف می‌گیرد.

بازنشستگان اکنون خود را بخشی از جنبش‌های اجتماعی گسترده‌تری می‌دانند که با تبعیض، استثمار و فساد ساختاری مبارزه می‌کنند. مبارزه‌ای که ماهیت آن صرفاً صنفی نیست، بلکه به‌وضوح حامل مضامینی سیاسی، اجتماعی و عدالت‌خواهانه است.

جنبش بازنشستگان را نمی‌توان از بستر عمومی بحران‌زده ایران جدا کرد. آنان نیز مانند دیگر گروه‌های زحمتکش جامعه، قربانی سیاست‌های نئولیبرالی، فساد نهادینه‌شده، و ساختار رانتی قدرت هستند. در اقتصادی که بخش عمده بودجه آن صرف سرکوب، تبلیغات ایدئولوژیک، یا پروژه‌های ناکارآمد و نظامی‌گری می‌شود، بدیهی‌ست که برای بازنشستگان و دیگر فرودستان جایی باقی نماند. خواسته‌های بازنشستگان، مانند اجرای واقعی قانون همسان‌سازی، تأمین خدمات درمانی رایگان و باکیفیت، برخورداری از مسکن مناسب و حذف واسطه‌گری در صندوق‌های بازنشستگی، نه تنها خواسته‌هایی صنفی، بلکه مطالباتی عمیقاً سیاسی‌اند که به چالش کشیدن ریشه‌ای نظم موجود را در بر دارند.

یکی از نکات کلیدی در تداوم و گسترش این مبارزات، مسئله اتحاد است. بازنشستگان به‌تنهایی قادر به پیشبرد خواسته‌های خود در برابر ساختار قدرت نخواهند بود، مگر آن‌که در پیوند با دیگر نیروهای اجتماعی ـ از جمله کارگران، معلمان، پرستاران، بیکاران و فعالان سیاسی مترقی ـ به جبهه‌ای متحد و انقلابی تبدیل شوند. ساختن چنین جبهه‌ای، مستلزم شکل‌گیری نهادهایی مستقل از دولت، شفاف، دموکراتیک و پاسخگوست که بتواند خواسته‌های واقعی مردم را نمایندگی کرده و از سطح خیابان به سطح راهبردهای کلان اقتصادی و سیاسی ارتقا دهد.

در شرایطی که نهادهای رسمی کارگری و بازنشستگی عمدتاً یا زیر نفوذ دولت هستند، شکل‌گیری شوراهای مستقل بازنشستگان و پیوند آنها با سایر حرکت‌های اجتماعی یک ضرورت عاجل است. تنها با چنین ساختاری می‌توان به سمت برنامه‌ریزی مشترک، تدوین مطالبات روشن اقتصادی و سیاسی، و ایجاد چشم‌اندازی برای دگرگونی ساختاری حرکت کرد.

جنبش بازنشستگان تا تحقق خواسته‌هایش راهی دشوار در پیش دارد. این جنبش تنها زمانی می‌تواند به نتایجی پایدار دست یابد که به بخشی از مبارزه‌ای کلان‌تر برای دگرگونی بنیادین در ساختار اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود.

فریاد بازنشستگان، پژواکی از درد مشترک تمام رنج‌دیدگان این سرزمین است. تا زمانی که عدالت اجتماعی، رفاه عمومی، و آزادی‌های اساسی در کشور حاکم نشود، این فریاد نه‌تنها خاموش نخواهد شد، بلکه به شعله‌ای تبدیل خواهد شد که تاریکی سکوت و بی‌عدالتی را خواهد سوزاند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.