اتحاد فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

چگونه ذهن ما تسخیر می‌شود؟


هژمونی فرهنگی؛ از سلول‌های زندان تا الگوریتم‌های اینستاگرام

تصور کنید در یک بازی شطرنج هستید، اما حریف شما مهره‌هایتان را نمی‌دزدد؛ او فقط قوانین بازی را طوری تغییر می‌دهد که شما باور کنید «باختن» سرنوشت طبیعی شماست و حتی از آن لذت ببرید. این ساده‌ترین تصویر برای درک مفهوم پیچیده‌ی «هژمونی فرهنگی» است.

آنتونیو گرامشی، این مفهوم را در سردترین روزهای زندان‌های فاشیستی موسولینی پروراند. او با یک پرسش بزرگ روبرو بود: چرا مردم علیه سیستم‌هایی که آن‌ها را استثمار می‌کنند (مثل سرمایه‌داری یا دیکتاتوری) شورش نمی‌کنند؟ پاسخ او این بود: چون حاکمیت تنها با «زور» (پلیس و زندان) حکومت نمی‌کند، بلکه با «رضایت» حکومت می‌کند.

هژمونی چیست؟ هنرِ نامرئیِ قانع‌سازی

در نگاه گرامشی، قدرت دو چهره دارد:

سلطه (Domination): اعمال زور عریان (باتوم، زندان، ارتش).

هژمونی (Hegemony): اعمال نفوذ نرم از طریق فرهنگ، آموزش و رسانه.

هژمونی یعنی طبقه‌ی حاکم، ارزش‌ها، اخلاقیات و نگاه خود به جهان را چنان در جامعه پخش می‌کند که مردم عادی آن را به‌عنوان «عقل سلیم» (Common Sense) یا «طبیعت زندگی» می‌پذیرند. زمانی که یک کارگر فقیر با افتخار از سیاست‌هایی دفاع می‌کند که به نفع ثروتمندان است، یا وقتی ما تصور می‌کنیم فقر نتیجه‌ی تنبلی فردی است نه ساختار اقتصادی، یعنی هژمونی کار خود را کرده است. هژمونی، «عینک» ما را رنگ می‌کند، بی‌آنکه بدانیم عینکی بر چشم داریم.

رسانه‌های مدرن: ماشین‌های تولید رضایت

اگر گرامشی امروز زنده بود و گوشی هوشمند ما را می‌دید، احتمالاً می‌گفت: «این کامل‌ترین ابزار هژمونی در تاریخ است.» در گذشته، کلیسا و مدرسه وظیفه‌ی همسان‌سازی افکار را داشتند. امروز، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی این نقش را با ظرافت و قدرتی ترسناک ایفا می‌کنند. بیایید ببینیم هژمونی چگونه در فیدهای خبری ما عمل می‌کند:

۱. طبیعی‌سازی سبک زندگی خاص رسانه‌ها مدام تصاویری از خوشبختی را به ما می‌فروشند: خانه‌های لوکس، سفرهای گران، بدن‌های بی‌نقص و مصرف‌گرایی بی‌پایان.

پیام پنهان: «خوشبختی یعنی خریدن.» هژمونی اینجا به ما نمی‌گوید «بخرید!»؛ بلکه فضایی می‌سازد که اگر نخریم و مصرف نکنیم، احساس «نقص» و «عقب‌ماندگی» کنیم. ما داوطلبانه کار می‌کنیم تا چیزهایی را بخریم که سیستم به ما القا کرده نیاز داریم.

۲. تولید «سلبریتی» به جای «قهرمان» در هژمونی مدرن، کسانی ستایش می‌شوند که «دیده می‌شوند»، نه کسانی که «مفیدند». سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها به مبلغان ارزش‌های سیستم سرمایه‌داری تبدیل می‌شوند. وقتی میلیون‌ها نفر آرزو دارند شبیه یک ستاره‌ی سینما باشند، دیگر کسی به فکر تغییر ساختارهای ناعادلانه نیست؛ همه می‌خواهند در همین ساختار، «برنده» شوند.

۳. توهم انتخاب در الگوریتم‌ها ما فکر می‌کنیم آزادانه اخبار یا محتوا را انتخاب می‌کنیم، اما الگوریتم‌ها (که توسط غول‌های فناوری طراحی شده‌اند) تصمیم می‌گیرند چه چیزی را ببینیم. آن‌ها محتوایی را برجسته می‌کنند که احساسات تند (خشم یا لذت آنی) ایجاد کند تا ما را بیشتر در پلتفرم نگه دارد.

نتیجه: ما به‌جای تفکر عمیق، درگیر جنجال‌های سطحی می‌شویم. هژمونی دوست دارد ما سرگرم باشیم، نه آگاه.

۴. خنثی‌سازی اعتراض هژمونی فرهنگی حتی بلد است اعتراض را هم ببلعد. نمادهای شورش (مثل چه گوارا) تبدیل به عکس روی تیشرت می‌شوند و به فروش می‌رسند. موسیقی‌های اعتراضی تبدیل به کالای تجاری می‌شوند. سیستم به ما اجازه می‌دهد «غر بزنیم» یا در توییتر هشتگ بزنیم، تا انرژی‌مان تخلیه شود و خطری واقعی متوجه‌ی ساختار قدرت نشود. این همان چیزی است که به آن «کلیکتیویسم» (مبارزه‌ی کلیکی) می‌گویند.

راه رهایی چیست؟ جنگِ موقعیت

آیا ما محکومیم که عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی این سیستم باشیم؟ گرامشی ناامید نبود. او راه رهایی را در «ضد هژمونی» می‌دید.

برای شکستن این طلسم، ما نیاز به روشنفکران و انسان‌هایی داریم که «عقل سلیم» را به چالش بکشند.

وقتی می‌پرسیم: «چرا موفقیت فقط با پول سنجیده می‌شود؟»

وقتی می‌پرسیم: «چرا اخبار جنگ در خاورمیانه عادی است اما در اروپا فاجعه؟»

وقتی استانداردهای زیبایی اینستاگرام را پس می‌زنیم و خودمان را همان‌طور که هستیم دوست داریم.

در تمام این لحظات، ما در حال ایجاد ترکی در دیوار هژمونی هستیم. گرامشی این فرایند را «جنگِ موقعیت» می‌نامید؛ نبردی آرام و طولانی در عرصه‌ی فرهنگ و آگاهی.

کلام آخر هژمونی فرهنگی به ما می‌گوید: «دنیا همین است که هست، سعی کن با آن کنار بیایی.» تفکر انتقادی به ما می‌گوید: «دنیا این‌گونه ساخته شده است، اما می‌تواند جور دیگری هم باشد.» آگاهی از اینکه رسانه‌ها و قدرت‌ها حاکم بر آنها چگونه ذهنیت ما را مهندسی می‌کنند، نخستین گام برای پس گرفتن اختیار افکارمان است.

صدای فدائی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.