سایت فدائی، ارگان رسمی سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
هژمونی در دروازه اشکها: تغییر موازنه قوا در بابالمندب

مقدمه
شاخ آفریقا همواره یکی از حساسترین نقاط ژئواستراتژیک جهان بوده است؛ منطقهای که بر آبراه حیاتی «بابالمندب» (دروازه اشکها) تسلط دارد. اخبار و تحلیلهای اخیر که در رسانهها کمتر به آن پرداخته شد، مبنی بر پیشگامی اسرائیل در بهرسمیت شناختن «سومالیلند» (Somaliland) بهعنوان یک کشور مستقل، فراتر از یک مانور دیپلماتیک ساده است. این اقدام، قطعهای تکمیلکننده در پازل امنیتی و نظامی اسرائیل برای محاصره دریایی منطقه، تسلط بر گلوگاههای انرژی و تثبیت هژمونی خود در فراسوی مرزهای فلسطین اشغالی است. در حالی که کشورهای عربی منطقه در باتلاق کشمکشهای فرسایشی داخلی گرفتار شدهاند، تلآویو در حال معماری نظمی نوین است که در آن، امنیت منطقه تنها با “ناامنی” دیگران تامین میشود.
تا همین چند هفته پیش، نام «سومالیلند» بهندرت در تیتر رسانههای بینالمللی دیده میشد؛ سرزمینی در شمال سومالی که بیش از سه دهه است بهطور یکجانبه اعلام استقلال کرده، اما در نظام رسمی روابط بینالملل، همچنان بهعنوان بخشی از جمهوری فدرال سومالی شناخته میشود.
این وضعیت با اعلام رسمی دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مبنی بر بهرسمیتشناسی سومالیلند بهعنوان «کشوری مستقل و دارای حاکمیت»، بهطور ناگهانی تغییر کرد؛ اقدامی که نهتنها واکنش تند موگادیشو، بلکه موجی از محکومیتهای منطقهای و بینالمللی را از شاخ آفریقا تا غرب آسیا و فراتر از آن برانگیخت.
سومالیلند اکنون به نقطهای تبدیل شده که در آن، مناقشات قدیمی بر سر مرزها، رقابتهای ژئوپلیتیکی در دریای سرخ و خلیج عدن، و صفبندیهای تازه میان قدرتهای منطقهای و جهانی به هم گره خوردهاند.
سومالیلند؛ جغرافیا و موقعیت
سومالیلند که با نام رسمی «جمهوری سومالیلند» شناخته میشود، در شمال سومالی و در سواحل جنوبی خلیج عدن قرار دارد؛ منطقهای راهبردی در شاخ آفریقا که یکی از گذرگاههای اصلی تجارت جهانی میان اقیانوس هند و دریای سرخ بهشمار میرود.
این سرزمین از شمالغرب با جیبوتی، از جنوب و غرب با اتیوپی و از شرق با سومالی هممرز است. مرکز سیاسی و اقتصادی آن شهر هرجیسا است.برآوردها درباره جمعیت و مساحت سومالیلند متفاوت است. منابع مختلف جمعیت آن را بین حدود ۳.۵ تا بیش از ۶ میلیون نفر و مساحتش را بین ۱۳۷ هزار تا ۱۷۶ هزار کیلومتر مربع ذکر میکنند؛ اختلافهایی که خود بازتابی از وضعیت نامشخص حقوقی و آماری این منطقه در نظام بینالمللی است.
برای درک جایگاه امروز سومالیلند، بازگشت به دوران استعمار اجتنابناپذیر است. سومالیلند کنونی تا ۲۶ ژوئن ۱۹۶۰ تحتالحمایه بریتانیا بود و با نام «سومالیلند بریتانیا» شناخته میشد. پنج روز بعد از استقلال، این منطقه با سومالیِ جنوبی ــ که پیشتر تحت قیمومت ایتالیا قرار داشت ــ متحد شد تا «جمهوری سومالی» با پایتختی موگادیشو شکل بگیرد.
این اتحاد اما از همان ابتدا با نارضایتی بخشهایی از جامعه شمالی همراه بود. در همهپرسی قانون اساسی سال ۱۹۶۱، اکثریت رأیدهندگان در سومالیلند با قانون اساسی جدید مخالفت کردند، اما متن پیشنهادی با رأی مثبت در سطح ملی تصویب شد. شکاف سیاسی میان شمال و جنوب بهتدریج عمیقتر شد.
پس از کودتای نظامی سال ۱۹۶۹، ژنرال محمد سیاد باره قدرت را در دست گرفت و نظامی متمرکز و اقتدارگرا بنا نهاد. دولت او ناسیونالیسم قومی توسعهطلبانهای را ترویج میکرد که هدفش ایجاد «سومالی بزرگ» بود؛ طرحی که شامل سومالیلند بریتانیا و ایتالیا، سومالیلند فرانسه (جیبوتی کنونی) و مناطق سومالینشین در اتیوپی و کنیا میشد.
شکست سنگین سومالی در جنگ اوگادن با اتیوپی در سالهای ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۸، بهویژه در شمال کشور، نارضایتیها را تشدید کرد. بسیاری از نیروهای شورشی در این دوره از میان قبایل شمالی، بهویژه ایساک، برخاستند و منطقه شمالی به کانون مخالفت مسلحانه با دولت مرکزی تبدیل شد.
در ژانویه ۱۹۹۱، حکومت سیاد باره سقوط کرد. موگادیشو بهدست نیروهای شورشی افتاد، اما این پیروزی به استقرار ثبات منجر نشد و کشور بهسرعت درگیر جنگهای داخلی و فروپاشی ساختار دولت شد.
در همان سال، جنبش ملی سومالی (SNM) که در شمال فعال بود، به منطقه خود بازگشت و در ماه مه ۱۹۹۱، استقلال «جمهوری سومالیلند» را اعلام کرد.
اهمیت ژئواستراتژیک سومالیلند برای اسرائیل
سرزمین جدا شده سومالیلند، در شمال سومالی، دارای ۷۴۰ کیلومتر خط ساحلی در خلیج عدن است. برای اسرائیل، این منطقه حکم یک «ناو هواپیمابر طبیعی» را دارد که دقیقاً در ورودی دریای سرخ و مشرف به تنگه بابالمندب قرار گرفته است.
کنترل بر شریان حیاتی: بابالمندب دروازه ورود به دریای سرخ و کانال سوئز است. حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد تجارت جهانی و بخش عظیمی از نفت جهان از این تنگه عبور میکند. حضور نظامی یا اطلاعاتی اسرائیل در سومالیلند (به ویژه بندر بربره)، به معنای نظارت و کنترل مستقیم بر ترددهای دریایی به سمت ایلات و کانال سوئز است.
عمق استراتژیک در برابر ایران و یمن: با توجه به تسلط انصارالله یمن بر بخشهایی از سواحل غربی یمن، اسرائیل نیازمند پایگاهی در ساحل روبرو (آفریقا) است تا موازنهای در برابر تهدیدات موشکی و پهپادی ایجاد کند. سومالیلند این عمق استراتژیک را فراهم میکند.
استراتژی اسرائیل در قبال سومالیلند، بازتولید مدرن «دکترین پیرامونی» (Periphery Doctrine) دیوید بنگوریون است. بر اساس این دکترین، اسرائیل برای مقابله با محاصره توسط کشورهای عربی، باید بازیگران غیرعرب یا اقلیتهای منطقه (مانند اتیوپی، کردها، سودان جنوبی و اکنون سومالیلند) را تقویت کند.
شکستن حلقه محاصره: اسرائیل با بهرسمیت شناختن سومالیلند، عملاً اتحادیه عرب و نفوذ کشورهای اسلامی در شاخ آفریقا را دور میزند. این اقدام، سومالیلند را از حوزه نفوذ سنتی جهان اسلام خارج و به پایگاه عملیاتی صهیونیسم تبدیل میکند.
اهرم فشار بر مصر و اتیوپی: هممرزی سومالیلند با اتیوپی و جیبوتی، به اسرائیل اهرم فشاری بر قاهره (از طریق کنترل منابع آبی و دریایی) و آدیسآبابا میدهد تا سیاستهای خود را دیکته کند.
یکی از تلخترین جنبههای این تحول، نقش غیرمستقیم اما مخرب کشورهای عربی نظیر امارات متحده عربی و عربستان سعودی است. این کشورها با صرف میلیاردها دلار و درگیر شدن در جنگی بیحاصل در یمن، نه تنها زیرساختهای این کشور را نابود کردند، بلکه تمرکز استراتژیک را از «نفوذ خزنده اسرائیل» منحرف ساختند. یمن که میتوانست سدی در برابر نفوذ اسرائیل در بابالمندب باشد، اکنون به زمینی سوخته تبدیل شده است. امارات متحده عربی با سرمایهگذاریهای کلان در بندر «بربره» سومالیلند، عملاً زیرساختهای لازم را برای حضور بازیگران دیگر آماده کرد. اسرائیل اکنون بر بستری سوار میشود که با دلارهای نفتی اعراب هموار شده است. این دولتها تصور میکنند با عادیسازی روابط (پیمان ابراهیم) امنیت خود را خریدهاند، اما در واقع در حال تبدیل شدن به پیمانکاران امنیتی اسرائیل هستند.
۴. چشمانداز آینده: دومینوی بیثباتی و جنگ
همانطور که در صورتمسئله اشاره شد، درک این نکته که «نوبت به آنها هم خواهد رسید» برای بسیاری از حکام منطقه دشوار است. تثبیت حضور اسرائیل در سومالیلند پیامدهای وخیمی خواهد داشت:
تجزیه رسمی سومالی:
بهرسمیت شناختن سومالیلند، مقدمهای برای بالکانیزه کردن (تجزیه به قطعات کوچک و متخاصم) شاخ آفریقا است. سومالی ضعیف و چندپاره، بهترین همسایه برای اسرائیل است.
جنگهای نیابتی جدید:
ورود اسرائیل به این منطقه، واکنش دیگر قدرتها (ترکیه، ایران، چین) را برخواهد انگیخت. شاخ آفریقا از یک منطقه تجاری به میدان جنگ اطلاعاتی و نظامی تبدیل خواهد شد.
هژمونی بلامنازعه:
اسرائیل با در اختیار داشتن پایگاه در مدیترانه، دریای سرخ و اکنون خلیج عدن، عملاً حلقه محاصره کشورهای خاورمیانه را تکمیل میکند.
در چنین سناریویی، هرگونه مخالفت با سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل، با تهدید بستن شریانهای حیاتی اقتصادی پاسخ داده خواهد شد.
نتیجهگیری
بهرسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل، با اسم رمز آغاز برای دموکراسی در آفریقا، آغازگر فصلی نوین از استعمار امنیتی است. در حالی که ریاض و ابوظبی درگیر رقابتهای قبیلهای و سرکوب همسایگان خود در یمن هستند، تلآویو در حال تصاحب شاهکلیدهای ژئوپلیتیک منطقه است.
منطقهای که اسرائیل در آن دست بالا را داشته باشد، افقی جز جنگهای بی پایان و تنش دائم نخواهد داشت؛ چرا که بقای این رژیم اشغالگر نسلکش همواره در گروی “مدیریت بحران” و “تفرقه بین همسایگان” بوده است. سکوت امروز در برابر این نفوذ، به معنای پذیرش جنگ، ویرانی و آوارگی فردا در مقیاسی وسیعتر از یمن و فلسطین خواهد بود.
صدای فدائی