سایت فدائی، ارگان رسمی سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
حمله تجاوزکارانه امپریالیسم آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران را محکوم میکنیم
امروز، ۹ اسفند ۱۴۰۴، منطقهی غرب آسیا بار دیگر در آتش تضادهای ویرانگر سرمایهداری و امپریالیسم شعلهور شد. ماشین جنگی امپریالیسم آمریکا و فاشیسم صهیونیستی، در اوج نمایشهای دیپلماتیک و در حین مذاکرات، تهاجم نظامی تازهای را علیه ایران آغاز کردند. تبادل آتش و حملات موشکی متقابل جمهوری اسلامی به اسرائیل و پایگاههای منطقهای مستقر در کشورهای عربی ، اکنون خاورمیانه را به مسلخگاهی تمامعیار برای تودههای مردم تحت ستم و استثمار بدل کرده است. این رویداد، میخِ آخر بر تابوت توهمی به نام «حقوق بینالملل» است؛ نهادی بورژوایی که جز برای توجیه جنایات قدرتهای سلطهگر، کارکردی نداشته و ندارد.
در دل این توحش نظامی، نخستین قربانیان، همانطور که قانون تخطیناپذیر جنگهای سرمایهداری است، تودههای کارگر، زحمتکشان و غیرنظامیانی هستند که هیچ سهمی در سیاستهای هستهای و ماجراجوییهای نظامی حاکمان نداشتهاند. فاجعهی هولناک بمباران مدرسهای در شهرستان میناب توسط جنگندههای آمریکا و اسرائیل که تا این لحظه به جانباختن ۵۳ دانشآموز و وخامت حال دهها تن دیگر انجامیده است، چهرهی عریان و خونریز امپریالیسم را نشان میدهد. این کودکان، فرزندان همان طبقهای هستند که دهههاست زیر آوار تحریمهای اقتصادی، استثمار طبقاتی و سرکوب سیستماتیک نفس میکشند و اکنون باید تاوان بحرانسازیهای دو قطب ارتجاعی را با جان خود بپردازند.
در این میان، بورژوازی نظامی-امنیتی حاکم بر ایران، که خویِ ضدکارگری و سرکوبگرش بر کسی پوشیده نیست، این جنگ را به مثابه موهبتی برای بقای خود میبیند. رژیمی که فاقد کمترین پایگاه و مشروعیت مردمی است و دستهایش تا مِرفَق به خون قیامکنندگان سالهای اخیر و همین دیماه گذشته آلوده است، اکنون با اسم رمز «دفاع از میهن»، در پی میلیتاریزه کردن بیشتر جامعه و تشدید خفقان است. برای این رژیم، دشمن اصلی هرگز در آنسوی مرزها نبوده است؛ دشمن واقعی آنها در کارخانهها، دانشگاهها، محلات کارگری و خیابانهایی است که پتانسیل سرنگونی انقلابی را در خود میپرورانند.
همزمان، نمیتوان چشم بر اپوزیسیون راستگرا و ارتجاعی بست. جریانهای سلطنتطلب، ناسیونالیستهای نئوفاشیست و پادوهای رسانهای وابسته به آنها در شبکههای ماهوارهای، که امروز برای بمباران ایران و ریخته شدن خون کودکان و غیر نظامیان، از تلآویو تا واشنگتن کف بر دهان آورده و هلهله میکنند، بخشی از ارتش ذخیرهی امپریالیسم و دشمنان قسمخوردهی طبقهی کارگرند. مرزبندی قاطع، صریح و آشتیناپذیر با این جریاناتِ جنگطلب، پیششرط هرگونه مبارزهی رهاییبخش است.
رفقا، کارگران و زحمتکشان!
واقعیت تلخ آن است که در غیاب یک حزب پیشگام انقلابی که در درون طبقهی کارگر ریشه دوانده باشد، این خشم و نیروی عظیم اجتماعی پراکنده خواهد ماند. اما این فقدان تاریخی نباید ما را به ورطهی انفعال بکشاند. د ر ایم شرایط ویژه وظیفه فوری نیروهای چپ، مارکسیست و ضدسرمایهداری در این پیچِ تاریخی، عبور از سکتاریسمِ فلجکننده و محافلِ بسته است. ما نیازمند سازمانیابی از پایین، ایجاد شوراها و کمیتههای مخفی در محیطهای کار و زیست، و شکلدهی به یک «جبههی چپ انقلابیِ» متحد و فراگیر هستیم.
در جهانی که منطق انباشت سرمایه، پیوسته در حال تولید جنگ، استثمار و آوارگی است، «صلح» با التماس به نهادهای بینالمللی یا مماشات با حاکمان به دست نمیآید. صلح پایدار، تنها از مبارزهی طبقاتی و درهمشکستن ماشین دولتیِ سرمایهداری بیرون میآید. امروز، خون کودکان میناب با خون کودکان غزه در یک سنگر به هم گره خورده است. پیکار ما در ایران برای نان، کار،مسکن و آزادی، حلقهای ناگسستنی از مبارزهی جهانی علیه امپریالیسم، صهیونیسم و سرمایهداری است.
ما با صدای رسا، به دور از هرگونه محافظهکاری و توهم به هر دو قطبِ این جنگ ارتجاعی، اعلام میکنیم:
نه به جنگ امپریالیستی، نه به رژیم سرمایهداری حاکم!
نه به تحریم و مداخلهی خارجی، نه به استثمار و سرکوب داخلی!
سرنگون باد فاشیسم و امپریالیسم، از تلآویو و واشنگتن تا تهران!
زنده باد همبستگی بینالمللی طبقهی کارگر!
آری به مبارزهی طبقاتی و انقلاب اجتماعی!
پیش به سوى سازمانیابی مستقل تودهها برای دگرگونی ریشهای.
سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
۹ اسفند ۱۴۰۴