بیانیه سیاسی سی و دومین کنگره فوق العاده

بیانیه سیاسی

سی و دومین کنگره فوق العاده

احزاب کمونیست متحد ــ حزب کمونیست اتحاد شوروی

زمان، پس از گذشت کودتای ضد انقلابی سالهای١۹۹۳ــ ١۹۹١، به عینه نشان داد که، خلقهای اتحاد شوروی از حاکمیت شورائی محروم شدند. ابر قدرتی با اقتصاد رشد یافـته، دارای سیستم تحصیل، بهداشت و مراقـبتهای پزشکی رایگان، با علم و فرهـنگ پیشرفـته، با قدرت تدافعی مطمئن که، همه مردم خویش را با اطمینان به آینده و با همه نیازمندیهای ضروری زندگی تأمین می کرد، از صحنه جهان پاک شد.

دولتهای کـنونی، اراضی اتحاد شوروی را با تضادهای آشتی ناپذیراجتماعی، ایجاد مناقشات ملی بواسطه تحریکات ضد انقلاب داخلی و هدایت نیروهای خارجی، با صدها هزار کشته و معلول در نتیجه جنگهای منطقه ای، از هم می درند. خلقهای ما، تقسیم شدند و تاراج گردیدند. در اثرکاهش شدید زاد و ولد و افزایش مرگ و میر، تنها روسیه، سالانه قریب یک میلیون نفـر انسان از دست می دهد. میلیونها نفر جنگ زده و رانده شده در کشور آواره شده و گـدائی می کـنند، بیش از چهار میلیون نفر کودک بی خانمان، آواره و ولگرد شده است. جوانان به مشروبات الکلی و مواد مخدر روی آورده اند. هر روز، مردم بیشتری با سرعت سرسام آور به دامن فـقـر رانده می شوند، قیمت نیارمندیهای اولیه  ضروری، حمل و نقـل، مواد انرژی زا،اجاره بهای منازل، تحصیل و کمکهای پزشکی با شدت بی سابقه ای، مدام افزایش می یابد.

خسارات و ضایعاتی که، « اصلاحات بازار»، به کشور ما وارد ساخت، دقـیقا، ١١برابر بیشتر از خسارات و ضایعاتی بود که، اشغالگران فاشیست، به اتحاد شوروی وارد کردند. کشور، در آستانه بردگی استعماری قرار گرفت. و گامهای آخر بوسیله ” اصلاح طلبان” حاکم که، در تلاشند با انحلال کامل بقایای سیستم مالکیت دولتی( انحصارات طبیعی) ــ انرژی، راه آهن و خصوصی سازی زمینهای عمومی، به مفهوم فروش ابدی هر قسمت کشور، برداشته می شود. جلو شکـست مطلق اقتصادی روسیه، کشورهای مشترک المنافع و کاهش چندین بارۀ سطح زندگی مردم، به پشتوانه دستاوردهای عظیم مردم در دوره حاکمیت شوروی، گرفـته می شود. “اصلاحات طلبان” با استفاده از ذخایر هـنگـفـت انباشت شده و تکنولوژی نوین سیاسی، اطلاعاتی ــ روانشناسی، تهاجم  افسار گسیخته و انتقام جویانه ای را برعلیه همه نیروهای مترقی، انقلابی و برعلیه همه خلقهائی که، اصالت و استقلال خود را حفظ کرده اند، آغاز کرده است و گامهای بلندی برای پیوستن به الیگارشی جهانی اقتصاد، برمی دارد.

تحمیل جهانی سازی امپریالیستی به جامعه جهانی، هر چه بیشتر از چهارچوبه سیاسی ــ اقتصادی، خارج می شود. اشغال نظامی کشورهای مختلف قاره های اروپا و آسیا به رهبری آمریکا و ناتـو، مؤید آن است که، دستیابی به جهان تک قطبی به سرکردگی همین کشورهای اشغالگر، به مرحله ای رسیده است که، با آن شرایطی که، کوششهای مالیخولیائی فاشیسم آلمان برای آقائی برجهان، در نیمه اول قرن گذشته، بوجود آورده بود، تفاوت چندانی ندارد.

سرمایه جهانی، به بهانه “اصلاحات” دموکراتیک و لیبرالی، روسیه و دیگر کشورهای اراضی اتحاد شوروی را، به معنی واقعی کلمه، تحت اشغال کامل خود در آورده است. اشغالگران موفق شدند آنها را از لحاظ مالی ــ اقتصادی، تکنولوژیکی و خواروبار، به کشورهای وابسته تبدیل سازند. و این خود، شرایط از هم پاشیدگی ارتش روسیه و از بین بردن توانائیهای عظیم صنایع نظامی آن را فراهم می سازد. آمریکا، کار از بین بردن سپر دفاع موشکی کشور ما را کـنترل می کـند و برای نابود کردن ایستگاههای کـنترل رادیوئی ما در کمین نشسته است. وابستگی اقتصادی کشور، به دولت آمریکا  اجازه داد تا احتمال لـغـو قرارداد پیشین امنیت متقابل موشکی را که، به وابستگی آشکار سیاسی کشورهای ما منجر می شود، اعلام نماید. تدارکات نظامی آمریکا و ناتو،  احتمالا، برای اشغال نظامی میهن ما و کشورهای کوچک و نه چندان مستـقـل، رو به پایان است. (به این پیش بینی سال ٢٠٠١ و حوادث بعد از آن  توجه کـنید! مترجم).

کشورهای سرمایه داری جهان و بورژوازی نوظهور و مقامات خودفروش میهـن ما، با تصرف رادیو ــ تلویزیون و مطبوعات، کشور ما را بطرز وقیحانه ای،  هم در زمینه سیاسی، هم در زمینه اجتماعی ــ اقتصادی، و هم در زمینه فرهنگی ــ اخلاقی، به انحطاط کشانده اند. حرکـت به قهـقـراــ از سوسیالیسم به سرمایه داری ــ نیروهای مولده را از هم پاشید، فرهنگ ملی، علم و تحصیل را ویران کرد. بازگشت به عـقـب، از هم پاشیدگی مجامع کارگری را تحکیم بخشیده، توده های کارگری را تکه ــ تکه کـرده و آنها را به لومپن پرولتاریا تبدیل نموده است. دهقانان را تاراج، صندلی های مراکز آموزش عالی را بورژوائی و بخش عظیم روشنفکران را، لومپـنیـزه کرده است. برقراری حاکمیت مقامات خودفروش، بورژوازی نیمه جنایتکار و جانیان حرفه ای تقریبا در تمامی اراضی اتحاد شوروی، موجب پراکـندگی پرولـتاریا و رشد تنگ نظری ــ فرصت طلبی گردید. بی حقوقی و بی قانونی، پوچ گرائی فیزیکی و معنوی، هراس، بی اعتنائی و رواج طفیلی گری در میان اکثریت جامعه که، به هیچ چیز و هیچ کس اعتمادی ندارند، ویژگی این “جامعه” است.

کـنگره اعلام می کـند: تحمل خلقها بی پایان نیست. تشدید مبارزه طبقاتی، جنبشهای آزادیبخش ملی، مقاومت توده ای در مقابل حاکمیت دزدان و خائنان، ضرورت زمان ماست. مردم بازهم بیشتری، با درک مفهوم منافع طبقاتی، با درک شایستگی خود و با افتخار به میهن خویش، به صفوف مبارزان، به حزب کمونیست، گردان پیشرو مبارزه در راه سوسیالیسم خواهند پیوست و در اطراف آن متشکل خواهند شد.

 احزاب کمونیست متحد ــ حزب کمونیست اتحاد شوروی از آغاز تشکیل خود، فعالیتهای خود را در جهت تمرکز و همآهنگی فعالیت نیروهای کمونیست موجود در اراضی اتحاد شوروی پس از کودتای ضد انقلابی، در جهت بازسازی حزب کمونیست واحد، بعنوان ضروری ترین شرط برقراری حاکمیت زحمتکشان، متمرکـز کرده است. تا سال ١۹۹۵، اکثریت احزاب کمونیست جمهوریها، در احزاب کمونیست متحد ــ حزب کمونیست اتحاد شوروی متحد شدند. علاوه بر توطئه های نیروهای ارتجاعی داخلی و خارجی، سلطه ایدئولوژی سازشکارانه، فعالیت تئوریک و عملی رهبران بعضی از احزاب که، خود را کمونیست می نامند، بزرگترین مانع یک پارچگی بیشتر و توافق همه کمونیستها در مورد مسائل عملی محسوب می شود. کـنگره، تلاشهای تحریک آمیز آنهائی را که، به تصرف زورگویانه رهبری احزاب کمونیست متحد ــ حزب کمونیست اتحاد شوروی اقدام نمودند، محکوم نموده و اعلام می کـند که، آنها با این اقدام خویش، در جبهه مقابل اتحاد ما قرار گرفتند.

کـنگره اعلام می کـند: ترمیم ویرانیها، جلوگیری از ادامه سقوط بی سابقه خلقهای ما و تشکـیـل مجدد دولت مقـتدر و شکوهمند سوسیالیستی، تنها در سایه رهبری حزب کمونیست واحد و یک پارچه مـعـتقد بر بینش انقلابی مارکسیستی ــ لـنینیستی، امکان پذیر است. تقـویت احزاب کمونیست متحد ــ حزب کمونیست اتحاد شوروی و پاکـسازی صفوف آن از عناصری که، ضمن همکاری با حاکمیتها و با شرکت در بازیهای پارلمانی، از صفوف حزب فاصله گرفـته اند، وظیفه اصلی امروز می باشد.

کـنگره در شرایط بسیار سخت کـنونی، براساس پیروی اکـید از تئوری مارکسیسم ــ لـنینـسم، از میان برداشتن اختلاف نظر با فـراکـسیونها و چند حزبی را، مهمترین سمت فعالیت کمونیستها برای غلبه بر عـقب ماندگی و بکارگـیری عملی نتایج علمی آن، تشخیص داد. تـقـویت وحدت سازمانی اکـثریت زحمتکشان و همه آنهائی که، هنوز بصورت پراکـنده، اما، اعضاء بالـقـوه ارتش شکست ناپذیر پرولتاریا، ارتش آفـریننده ارزشهای مادی و معنوی، مبارزان سرسخت و آشتی ناپذیر بیرون کشیدن خلق از آغوش مرگـبار سرمایه داری و بازگرداندن سوسیالیسم هستند، مهمترین شرط پیروزی است.

این ارتش، می تواند و باید، فـقـط  تحت رهبری یک سازمان، سازمان متـحد کـننده بهترین نیروهای طبقه کارگر و همه مردم زحمتکش، سازمانی پای بند به سنن بلشویکی، یعنی حـزب کمونیست مارکسیستی ــ لـنینـستی اتحـاد شـوروی، به پیـش حرکـت کـند.

پرولتاریای همه جهان متحد شوید!

همه قدرت به شوراهای زحمتکشان ــ پیش، بسوی سازندگی، پیش، بسوی کمونیسم!

اتحاد شوروی، میهـن ما، زندگی ما، آینده ماست!

ترجمه: ا. م. شیزلی (٩ ⁄ ٨ ⁄ ٢٠٠٧)

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »