اتحاد فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

روژاوا زیر فشار هم‌زمان جنگ و معامله

نسخه‌ٔ pdf

در دفاع از یک تجربه‌ی اجتماعی در خطر

تحولات جاری در شمال و شرق سوریه را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک بحران نظامی یا اختلاف سیاسی مقطعی فهم کرد. آنچه در عمل در جریان است، روندی سازمان‌یافته برای تضعیف و در نهایت حذف یکی از معدود تجربه‌های خودمدیریتی، مشارکت اجتماعی و برابری‌خواهی در منطقه‌ای است که دهه‌ها زیر سلطه‌ی جنگ، اقتدارگرایی و مداخله‌ی خارجی زیسته است. این روند، حاصل هم‌پوشانی منافع و اقدامات دولت دمشق، دولت ترکیه و سیاست‌های ایالات متحده در منطقه است.

یورش نیروهای وابسته به دولت انتقالی احمد الشرع به محله‌های کُردنشین حلب، اشغال شیخ‌مقصود و اشرفیه، کشته‌شدن غیرنظامیان، تخریب بافت‌های مسکونی و آوارگی گسترده، آغاز مرحله‌ی تازه‌ای از این روند بود. دامنه‌ی این حملات به‌سرعت به دیگر مناطق تحت کنترل اداره‌ی خودگردان گسترش یافت؛ از عین‌عیسی و اطراف کوبانی گرفته تا رقه، تبقه و بخش‌هایی از دیرالزور. هم‌زمان، حمله به زندان‌های محل نگهداری اعضای داعش و فرار شماری از زندانیان، خطر بازتولید شبکه‌های تروریستی را بار دیگر به سطحی جدی رساند؛ خطری که پیامدهای آن محدود به سوریه نخواهد ماند.

در چنین فضایی، اعلام توافق ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶ میان احمد الشرع و فرماندهی نیروهای سوریه دموکراتیک، در شرایطی صورت گرفت که عملیات نظامی همچنان ادامه داشت. مفاد این توافق—از ادغام فردی نیروهای ق‌س‌د در ساختار وزارت دفاع سوریه گرفته تا واگذاری کامل کنترل اداری و امنیتی رقه و دیرالزور، انتقال میادین نفتی، تحویل زندان‌ها و اردوگاه‌های مرتبط با داعش، و حل‌وفصل مسئله‌ی نهادهای مدنی خودگردان—عملاً به معنای تضعیف زیرساخت‌های اجتماعی و سیاسی‌ای است که طی سال‌ها و با مشارکت مستقیم مردم شکل گرفته بودند. تجربه‌ی عملی نشان داده است که چنین سازوکارهایی بیش از آنکه حافظ حقوق جمعی باشند، مسیر تمرکز قدرت و حذف تدریجی دستاوردهای مردمی را هموار می‌کنند.

وقایع اخیر به‌روشنی نشان دادند که وعده‌های پیشین درباره‌ی به‌رسمیت‌شناختن حقوق کردها و دیگر اقلیت‌های ملی و مذهبی، فاقد تضمین‌های واقعی بوده‌اند. قانون اساسی‌ای که بدون مشارکت مؤثر نمایندگان واقعی جامعه تدوین شود، در عمل نمی‌تواند پاسخگوی مطالبات برابری‌خواهانه و دموکراتیک باشد. ساختار سیاسی‌ای که بر پایه‌ی ایدئولوژی اسلامی اقتدارگرا بنا شده، در مواجهه با تنوع ملی، مذهبی و جنسیتی، به‌جای پذیرش، به سمت حذف و سرکوب حرکت می‌کند. آنچه امروز در قالب حمله به مناطق کُردنشین، سرکوب علویان و فشار بر نهادهای خودگردان دیده می‌شود، امتداد منطقی همین ساختار است.

نقش دولت ترکیه در این تحولات، نقشی فعال و تعیین‌کننده است. از نخستین سال‌های شکل‌گیری روژاوا، این تجربه‌ی اجتماعی و سیاسی با سیاست‌های شوونیستی و امنیت‌محور آنکارا در تضاد قرار داشت. اکنون، با بهره‌گیری از نیروهای جهادی هم‌پیمان با دولت انتقالی دمشق، همان هدف قدیمی با ابزارهای تازه دنبال می‌شود: از میان برداشتن الگویی که نشان داده بود اداره‌ی جامعه می‌تواند بر پایه‌ی مشارکت مردمی، برابری جنسیتی و همزیستی ملی امکان‌پذیر باشد.

ایالات متحده نیز، با وجود حضور نظامی و نقش پررنگ در معادلات سوریه، بار دیگر نشان داده است که اولویت‌هایش بر اساس منافع ژئوپلیتیک تعریف می‌شوند. روابط راهبردی با ترکیه، ملاحظات ناتو، مسیرهای انتقال انرژی و موازنه‌ی قدرت در برابر روسیه، در عمل بر سرنوشت مردمی که در جنگ با داعش نقش تعیین‌کننده داشتند، تقدم یافته‌اند. استفاده‌ی ابزاری از نیروهای محلی و رها کردن آن‌ها در بزنگاه‌های حساس، الگویی آشنا در تاریخ مداخلات امپریالیستی است.

در چنین شرایطی، چشم‌انداز عبور از بحران به تصمیمات پشت درهای بسته یا توافق‌های تحمیلی گره نخورده است. نیروی تعیین‌کننده در خود جامعه حضور دارد؛ در کارگران، زحمتکشان، زنان و جوانانی که طی سال‌های گذشته، دستاوردهایی ملموس در زمینه‌ی مشارکت مستقیم در اداره‌ی امور محلی، برابری جنسیتی، همزیستی میان اقوام و مذاهب و گسترش آزادی‌های اجتماعی ایجاد کرده‌اند. حفظ و دفاع از این دستاوردها امروز به مسئله‌ای حیاتی بدل شده است.

تجربه‌ی روژاوا تنها در صورتی می‌تواند از این مرحله عبور کند که پیوند میان سازمان‌یابی اجتماعی، مقاومت مردمی و گسترش همبستگی با نیروهای آزادی‌خواه در سراسر سوریه و منطقه تقویت شود. متحدان واقعی این جنبش را باید در میان مردمی جست‌وجو کرد که خود قربانی جنگ، فقر، تبعیض و استبدادند؛ نه در میان دولت‌هایی که سرنوشت جوامع را در قالب معامله‌های سیاسی و امنیتی رقم می‌زنند.

ما تهاجم نظامی دولت‌های سوریه و ترکیه و سیاست‌های تسهیل‌گرانه‌ی ایالات متحده را محکوم می‌کنیم و در کنار مردم روژاوا می‌ایستیم. دفاع از روژاوا دفاع از یک پروژه‌ی صرفاً محلی نیست؛ دفاع از امکان زیست انسانی، از حق مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود، و از تجربه‌ای است که نشان داده حتی در دل یکی از بحرانی‌ترین مناطق جهان نیز می‌توان شکل‌های متفاوتی از سازمان اجتماعی را آزمود. سکوت در برابر سرنوشت این تجربه، به معنای پذیرش حذف آن است.

سازمان اتحاد فدائیان کمونیست 

۳۰ دی ۱۴۰۴

۲۰ ژانویه ۲۰۲۶

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.