اتحاد فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

آنچه گذشت(مروری کوتاه بر اتفاقات اخیر )

همانطور که پیش بینی میشد،انبار باروت خشم و عصیان مردم با حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت های سرسام آور به مرز انفجار رسید و این انفجار بلاخره اتفاق افتاد.ابتدا با تجمعاتی در بازار بزرگ تهران و کمی بعد اعتراضات کف خیابان با حضور اقشار مختلف در نقاط گوناگون کشور.اینبار هم همچون 
نمونه های سالیان قبل،سرعت انتشار و تکثیر این اعتراضات بسیار بالا بود و شهرهای بزرگ و وچک،یکی پس از دیگری به خیابان میپیوستند.گسیل پرشمار نیروهای امنیتی-حکومتی رژیم به خیابان،بخوبی نشان دهنده ی جدی و گسترده بودن این اعتراضات بود.مدارس و دانشگاه ها نیز علیرغم اینکه در فصل متحانات به سر میبردند اما حضوری فعال داشتند و اعتصاب کسبه نیز کم سابقه و در برخی نقاط بی سابقه بود.این شرایط قابل پیش بینی بود و بارها نیز توسط تحلیل گران گفته شده بود که ملت ایران باز هم بپا میخیزد و فضای کشور بار دیگر انقلابی میشود.اما این پیش بینی از این دو قطعیت،باز 
هم مانع از کم کاری و کوتاهی جریان چپ نشد!همان ها که روند انقلابی را پیش بینی میکردند،بارها هشدار داده بودند که در عدم حضور فعال چپ،راست و راست افراطی به راحتی و آسان تر از هر زمان میتواند هرگونه اعتراضی رابرباید و باز هم انقلاب را “های جک” کند!بمباران رسانه ای شبکه های 
سلطنت طلب ، نظیر “ایران اینترنشنال” و “منوتو” و پخش بیست و چهارساعته برنامه در رثای خاندان ایرانساز پهلوی(!) ، شاید نتواند کسی که سواد سیاسی، آگاهی طبقاتی یا حتی حافظه تاریخی دارد را فریب دهد،اما قطعا میتواند بخشی از جمعیت جوان که از مطالعه فراری است را تحت تاثیر قرار 
دهد.بعد از این آماده سازی،بار دیگر رضا پهلوی شرایط را مهیای بخت آزمایی کرد و او با همان فلسفه ی همیشگی اش یعنی “سنگ مفت،گنجشک مفت”سوار موج مردمی انقلاب شد.تمام شعارهای پخش شده از رسانه های دست راستی آن ور آبی،تبدیل به جاوید شاه شد و صدای چپ،ملی-ذهبی،دموکرات و جمهوری خواه با توهین،تحقیر و انواع بد و بیراه نژاد پرستانه خفه شد!شاید مهم ترین حضور فعال و موثر چپ به شکل سازمانی و نه فردی و نقطه ای،حرکت احزاب کوردی بود،یعنی اعلام فراخوان برای 
اعتصاب در پنجشنبه18، دی ماه.شهرها و مناطق کورد نشین،همچون سابق به این فراخوان روی مثبت نشان دادند و در روز مذکور،کمتر مغازه یا واحد تجاری را میشد پیدا کرد که باز باشد و “جاش” نباشد!فراموش نکنیم مهم ترین روز اعتراضات یعنی همان پنجشنبه هیجدهم دی،ابتدا با اعتصاب آغاز شد و 
سپس در شامگاه به رویارویی گسترده میان مردم و مزدوران بدل شد.این نکته از آن رو اهمیت دارد که هواداران تاج و تخت معتقدند حجم بالای اعتراضات و شعله ور شدن آتش انقلاب تنها پس از فراخوان رضا پهلوی بود!در غلط بودن این توهم همین بس که با فراخوان های بعدی که برای بیست و بیست و یک دی ماه در ساعت شش غروب داده شده جمعیت بسیار کمتری در این ساعت حاضر شد و در فراخوان بعدی برای روزهای شنبه تا دوشنبه (27تا 29 دی)تقریبا اثری از جمعیت معترض نبود…نکته اینجاست که اعلیحضرت و حواریونش،حتی ساده ترین موارد در مبحث انقلاب را هم نمیدانند!پنجشنبه و جمعه که اوج حضور مردمی بود در تقویم ایران دو روزِ نیمه تعطیل و تعطیل اند!نمیشود توقع داشته باشی همان جمعیت که یک روز کامل از تحصیل یا کار فارغ اند را در روز ابتدایی هفته نیز به خیابان بکشانی آن هم بدون هیچ محرکی و صرفا با گفتن اینکه:من میخواهم مردم در خیابان بمانند!از آن مضحک تر اینکه در آخرین فراخوان،شنبه27 دی،روز اعتراضی نامیده شد.اگر شاه شاهان حتی نگاهی ساده و گذرا به تقویم جمهوری اسلامی می انداختند یا مقربین درگاه ایشان این زحمت را به خود میدادند،متوجه میشدند این روز،عید مبعث است و این یعنی حکومت برنامه هایی تدارک میبیند.از چای و شیرینی دادن تا باقالی و شلغم پخته در سرمای کم سابقه زمستان و در نهایت این به معنای حضور گسترده،سیستماتیک و پرشمار نیروهای حکومت و همینطور هواداران آنها خواهد بود و دیدیم که همینگونه نیز شد و علنا جایی برای حرکات اعتراضی در این روز باقی نماند و دو روز بعدی نیز به خاطر  همین اشتباه در تعیین نقطه آغاز اعتراض سه روزه،با عدم استقبال مواجه شد.وقتی میگوییم انقلاب یک علم،یک هنر و یک تاریخ است منظورمان همین است که مثلا تو نمیتوانی خودت را رهبر انقلاب بدانی اما هنوز از درک این نکته عاجز باشی که فراخوان های اعتراضی را پشت سر هم و بی وقفه 
نمیدهند چون به دلایل گوناگون،حضور پیوسته و مداوم مردم در خیابان ممکن نیست و برنامه ریزی برای این حضور باید به گونه ای باشد که عوامل دیگر همچون حرکات مسلحانه،اعتصاب و حمایت بین الملل موازی پیش برود نه اینکه آن ور دنیا روی مبل راحتی ات لَم بدهی و انتظار داشته باشی توده ها در خیابان سنگر را حفظ کنند یا کارگران پتروشیمی دست از کار بکشند تا تو برای تاجگذاری تشریف فرما شوی!این اما عمق فاجعه نیست،درس اصلی در این نکته نهفته است که چه آمار دروغین حکومت مبنی 
بر 3117 کشته را باور کنیم و چه قریب به بیست هزار کشته ی سی بی اس را،حالا دیگر باید بپذیریم انقلاب،جای آزمون و خطا و کسب تجربه نیست!مردان و زنان،جوانان و کودکان بسیاری کشته شدند چون جمهوری اسلامی، هیولا،ضحاک،شیطان صفت(یا هر صفت مذموم دیگری که شما بخواهید)است،اما علاوه بر آن دو دلیل دیگر نیز وجود دارد که این فاجعه رخ داده یکی اینکه بیسواد و بی تجربه ای چون رضا پهلوی نفر شماره یک این انقلاب شد و دو اینکه چپ دید که نابینا و چاه است و در گوشه ای نشست…که دلیل اولی یعنی بدل شدن رضا پهلوی به نفر شماره یک انقلاب نیز از همان دلیل دوم نشئت میگیرد!میدانستیم و اگر کسانی هم بودند که نمیدانستند حالا دیگر باید بخوبی فهمیده باشند که انقلاب،نه یک زمان و مکان برای آزمون و خطا،که یک میدان نبرد جدی است،نبردی تمام عیار بادشمنی تا دندان مسلح که قطعا با “جاوید شاه” گفتن های دختربچه ای سیزده ساله،قدرت را واگذار نخواهد کرد!
رفقا،زمان سازمان دهی فرا نرسیده است؟!
“ستاره سرخ”

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.