اتحاد فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

آتش‌بس موقت در میدان جنگ تعرفه‌ها

در روز ۱۲ مه ۲۰۲۵، پس از ماه‌ها تنش، تهدید، و سیاست‌های اقتصادی تهاجمی، نمایندگان آمریکا و چین در ژنو توافق کردند که برای ۹۰ روز، تعرفه‌های سنگین متقابل را کاهش دهند. تعرفه‌های ۱۴۵ درصدی آمریکا بر واردات چین که توسط ترامپ در آوریل وضع شده بود، به ۳۰ درصد کاهش یافت؛ چین نیز نرخ تعرفه‌های خود را به ۱۰ درصد رساند. آن‌طور که وزیر خزانه‌داری آمریکا گفته، این تصمیم مشترک حاصل نگرانی هر دو طرف از تبدیل‌شدن جنگ تجاری به وضعیتی شبیه «تحریم متقابل» بود؛ وضعیتی که ارزش دلار را پایین کشیده و بازارهای سهام را دچار سقوط کرده بود.

آن‌چه در پس این توافق موقت پنهان مانده، حقیقتی‌ست که انگلس در قرن نوزدهم هشدار داده بود:

«کارگر، چه در شرایط تعرفه‌های محافظتی و چه در فضای تجارت آزاد، تنها آن‌قدر دریافت می‌کند که ماشین‌وار به حیاتش ادامه دهد.»

توافقات تجاری، بازی درون ساختار حاکم است؛ ساختاری که نه به سود کارگران آمریکاست، نه کارگران چینی. جنگ تجاری، و حتی صلح اقتصادی پس از آن، هر دو در خدمت بازتوزیع منافع سرمایه‌اند ـ نه بازسازی عدالت اجتماعی.

در طول ماه‌های گذشته، بسیاری از رسانه‌ها جنگ تعرفه‌ها میان آمریکا و چین را به‌مثابه‌ی نبرد دو راهبرد اقتصادی معرفی کردند: یکی ملی‌گرایانه و محافظت‌گر (طرف آمریکا)، و دیگری پاسخ‌گویانه و تنظیم‌گر (طرف چین). اما از نگاه انگلس، تمام این دوگانه‌ها در نهایت پوششی‌اند برای آن‌که کارگران را به نام «منافع ملی» فریب دهند.

در این توافق اخیر، تعرفه‌ها کاهش یافتند، اما نه برای آن‌که قدرت خرید کارگران آمریکایی بیشتر شود یا کشاورز چینی از فشار بازار آسوده شود. بلکه برای این بود که شرکت‌های بزرگ چندملیتی از بحران خارج شوند، بورس‌ها سقوط نکنند، و دلار با افت بیشتری مواجه نشود.

سیاست تجاری هر دو کشور، صرفاً ابزاری‌ست در خدمت طبقه‌ی سرمایه‌دار؛ چه آن‌که در چین از دل بوروکراسی دولتی بیرون می‌آید، و چه آن‌که در آمریکا توسط میلیاردرهایی چون ایلان ماسک و وال‌استریت هدایت می‌شود.

آیا کارگران در این آتش‌بس برنده‌اند؟

کارگران آمریکایی، که با وعده‌ی بازگشت مشاغل صنعتی به ترامپ دل بسته بودند، در ماه‌های اخیر تورم شدید، افزایش قیمت کالاهای وارداتی، و نوسان بازار کار را تجربه کردند. در چین نیز فشار بر کارخانه‌داران باعث شد بسیاری از مشاغل ناپایدارتر و دستمزدها متوقف شوند. اکنون که تعرفه‌ها کاهش یافته‌اند، سود اصلی به جیب سرمایه‌داران بازخواهد گشت. نه قانون کار به نفع نیروی کار اصلاح می‌شود، نه نظام درمان عمومی گسترش می‌یابد، نه ساعت کار کم می‌شود. همه‌چیز به روال سوددهی بازمی‌گردد.

در واقع، همان‌طور که انگلس هشدار داده بود،

«بورژوازی تیزهوش برای کسب سود، به تعرفه نیاز ندارد یا آزادسازی؛ تنها به ثبات، انضباط، و نیروی کاری محتاج است که بتواند ادامه دهد.»

آتش‌بس، دقیقاً همین ثبات موقتی را فراهم می‌کند.

توافق ژنو: پایان یک جنگ یا تدارک دور بعدی؟

گرچه توافق ژنو در ظاهر گامی رو به عقب از لبه‌ی پرتگاه بود، اما به‌روشنی نشانه‌ی تشدید تناقضات درون ساختار جهانی سرمایه‌داری‌ست. آمریکا به‌دلیل افول موقعیت هژمونیک‌اش، دیگر نمی‌تواند همچون گذشته قواعد بازی را دیکته کند. چین نیز با فشار فزاینده داخلی و بحران بدهی، به‌دنبال فضای تنفس بود. اما هر دو قدرت، به‌خوبی می‌دانند که این مصالحه، تنها آتش‌بس در یک بازی فرسایشی‌ست که با هر بحران جدید اقتصادی یا سیاسی، می‌تواند دوباره شعله‌ور شود.

همین امروز، حتی در شرایط کاهش تعرفه‌ها، غول‌های نظامی، بانکی و تکنولوژیک هر دو کشور در حال گسترش نفوذ خود در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین‌اند. هیچ‌کدام از این توافق‌ها به معنای پایان رقابت نیست؛ بلکه فقط بازتنظیم صحنه‌ای‌ست برای مرحله‌ی بعد.

آنچه برای کارگران می‌ماند: نه صلح، نه سود، بلکه ادامه‌ی انقیاد

در نهایت، برای طبقه‌ی کارگر، مسئله نه در تعرفه است، نه در توافق؛ بلکه در نظامی‌ست که کار و زحمت را قربانی سود می‌کند. تا زمانی که تولید و تجارت در خدمت انباشت سرمایه باقی بماند، هر کاهش تعرفه‌ای تنها به معنای تسهیل انباشت بیشتر خواهد بود. و تا زمانی که طبقه‌ی کارگر در برابر این نظم جهانی آلترناتیوی سازمان‌یافته نسازد، باید منتظر باشد که گاه زیر ضربات جنگ اقتصادی له شود، و گاه قربانی توافقاتی گردد که به نام «منافع ملی»، اما به سود طبقه‌ی حاکم بسته شده‌اند.

انگلس بیش از صد سال پیش، حقیقتی را بیان کرد که هنوز تازه است:

کارگر، نه با تعرفه آزاد می‌شود، نه با حمایت از تولید داخلی؛ بلکه تنها زمانی رهایی می‌یابد که نظم کار و سود زیر و رو شود.

صدای فدایی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.