بهار آزادی!
بهار آزادی! شعری تازه از: آذرخش شد خزان،نوبهار آزادی تیره شد، روزگار آزادی جگر لاله، خون شد ازسر درد که بود، داغدار آزادی روز و شب، گریم از سر اندوه خون،به احوال زار آزادی بودم از روزهای کودکیم…
ادامه مطلبمجموعه نوشتههای منتشرشده در این موضوع.
بهار آزادی! شعری تازه از: آذرخش شد خزان،نوبهار آزادی تیره شد، روزگار آزادی جگر لاله، خون شد ازسر درد که بود، داغدار آزادی روز و شب، گریم از سر اندوه خون،به احوال زار آزادی بودم از روزهای کودکیم…
ادامه مطلببهاران خجسته باد ! ً سکوت آب می تواند خشکی باشد وفریاد عطش؛ سکوت گندم می تواند گرسنگی باشد وغریو پیروزمندانه ی قحط؛…
ادامه مطلبای خوش آنروزی……… از:آذرخش این جهان،همواره برکام ستمکاران ، نخواهد بود شیخ را این سلطه و خودکامگی،چندان، نخواهد بود ای خوش آنروزی…
ادامه مطلبفریاد را سبز کن : گفته بودم و بار ها و مکرر فریاد کرده بودم روز را دوست دارم و شب را می شناسم امروز…
ادامه مطلبای خوش آنروزی……… این جهان،همواره برکام ستمکاران ، نخواهد بود شیخ را این سلطه و خودکامگی،چندان، نخواهد بود ای خوش آنروزی که در سرتاسر این…
ادامه مطلبو نشست خورشید محمد ف آژن – کابل ای تو سازنده ای دنیای نوین کارگر – برخیز جان به لب آمده اشکم به فغان…
ادامه مطلببدترین نوع حکومت! شعر از : آذرخش به قهر وزور و با تزویر و حیلت مسلط شد بما این حاکمیت اساس سلطنت چون…
ادامه مطلبدر اطاقی مملوٍ از انتظار شاید نشعت گرفته از وجودٍ من در انتطارٍ غروبی دیگر به پنجره می نگرم این بار می خواهم شدن…
ادامه مطلب