سازمان اتحاد فدائیان کمونیستکار، مسکن، آزادی، جمهوری فدراتیو شورایی
مباحث تئوریک

برنامه برای تغییر ـ بخش سوم | مبارزه طبقاتی یعنی چه؟

موقعیت انسان‌ها در تولید و جدال کار و سرمایه

در قسمت پیش دیدیم که برنامه سازمان اتحاد فدائیان کمونیست از یک مسیر معین حرکت می‌کند: ابتدا مبانی نظری را روشن می‌کند، سپس به تجربه تاریخی سرمایه‌داری و سوسیالیسم می‌پردازد و از آنجا به جامعه ایران، ترکیب طبقاتی آن، برنامه سیاسی و استراتژی اتحادها می‌رسد. نخستین حلقه این زنجیره «مبارزه طبقاتی و کمونیسم» است. انتخاب این نقطه آغاز اهمیت دارد، زیرا تقریباً تمام مفاهیمی که در ادامه برنامه با آنها روبه‌رو خواهیم شد ــ از سرمایه و مالکیت تا دولت، حزب، انقلاب و سوسیالیسم ــ بر درکی که از طبقه و مبارزه طبقاتی داریم استوارند.
برنامه فصل اول را با یک حکم روشن آغاز می‌کند: سوسیالیسم و کمونیسم از آرزوی ساختن جهانی بهتر به وجود نیامده‌اند. ریشه آنها را باید در خود جامعه سرمایه‌داری و تضادی جست که میان دو طبقه اصلی این جامعه، طبقه کارگر و طبقه سرمایه‌دار، جریان دارد.
برای فهم این حکم، ابتدا باید خود مفهوم «طبقه» را روشن کنیم. در گفت‌وگوی روزمره معمولاً طبقه را با میزان درآمد، نوع شغل یا سطح زندگی می‌سنجیم. می‌گوییم فردی کم‌درآمد است، دیگری به طبقه متوسط تعلق دارد و فردی ثروتمند است. این تقسیم‌بندی برای توصیف تفاوت‌های درآمدی مفید است، اما مفهوم طبقه در برنامه از رابطه انسان‌ها با تولید و مالکیت آغاز می‌شود.
پرسش اصلی این است: انسان برای تأمین زندگی خود در چه موقعیتی قرار دارد؟ وسایل و امکانات اصلی تولید در اختیار چه کسانی است؟ چه کسی نیروی کار خود را می‌فروشد؟ چه کسی درباره روند تولید و محصول آن تصمیم می‌گیرد؟ و ثروتی که در این فرایند ایجاد می‌شود چگونه میان افراد جامعه توزیع می‌شود؟

با این پرسش‌ها، طبقه از یک عنوان آماری به یک رابطه اجتماعی تبدیل می‌شود.

طبقه یک رابطه اجتماعی است

یک کارخانه را در نظر بگیریم. ساختمان، ماشین‌آلات، مواد اولیه و سرمایه لازم برای تولید در مالکیت صاحب یا صاحبان بنگاه قرار دارد. کارگر مالک این وسایل نیست. آنچه در اختیار دارد توانایی جسمی، فکری، مهارت و زمانی است که می‌تواند در فرایند تولید به کار گیرد. او این توانایی، یعنی نیروی کار خود را در ازای مزد در اختیار سرمایه‌دار قرار می‌دهد.
همین رابطه را می‌توان در شکل‌های بسیار متنوع‌تری دید. راننده یک شرکت حمل‌ونقل، پرستار یک بیمارستان خصوصی، کارگر انبار، کارمند یک شرکت خدماتی، نظافتچی، تکنسین، برنامه‌نویس یا کارگری که در شبکه عظیم توزیع کالا فعالیت می‌کند، ممکن است درآمد، تحصیلات، نوع لباس، محیط کار و شیوه زندگی بسیار متفاوتی داشته باشند. برای تحلیل طبقاتی، ظاهر شغل تعیین‌کننده نیست. باید جایگاه هرکدام را در مناسبات تولید بررسی کرد.
برنامه سرمایه‌داری را بر پایه رابطه‌ای توضیح می‌دهد که در آن مهم‌ترین وسایل تولید و مبادله در اختیار اقلیتی از جامعه قرار دارند و بخش بزرگی از جامعه برای تأمین زندگی خود نیروی کارش را می‌فروشد. کارگران در جریان تولید ثروت تازه ایجاد می‌کنند و بخشی از این ارزش در قالب ارزش اضافی در فرایند انباشت سرمایه قرار می‌گیرد.
در اینجا به هسته تحلیل مارکسیستی سرمایه‌داری نزدیک می‌شویم. سرمایه صرفاً مقدار زیادی پول نیست. پولی که در صندوق یا حساب بانکی باقی بماند، خودبه‌خود سرمایه تولید نمی‌کند. سرمایه در یک رابطه اجتماعی حرکت می‌کند: پول برای تهیه وسایل تولید، مواد اولیه و نیروی کار وارد تولید می‌شود؛ کالا یا خدمات تولید می‌شوند؛ محصول به فروش می‌رسد و سرمایه با ارزشی بیشتر وارد چرخه بعدی می‌شود. ادامه این حرکت، یعنی تبدیل بخشی از ارزش ایجادشده به سرمایه تازه، فرایند انباشت را شکل می‌دهد.

برنامه نقش طبقه کارگر را دقیقاً در همین رابطه جست‌وجو می‌کند.

کارگر کیست؟

خود سند در این نقطه مجموعه‌ای از پرسش‌های مهم مطرح می‌کند: آیا طبقه کارگر فقط پرولتاریای صنعتی است؟ آیا فقط کسانی که مستقیماً کالای مادی تولید می‌کنند کارگرند؟ آیا هر حقوق‌بگیری کارگر محسوب می‌شود؟ زحمتکشان، دهقانان کم‌زمین و فقرا چه جایگاهی دارند؟
طرح این پرسش‌ها اهمیت دارد، زیرا تصویر سنتی از «کارگر» اغلب به انسانی با لباس کار در کارخانه، معدن یا کارگاه محدود می‌شود. سرمایه‌داری مدت‌هاست از این محدوده فراتر رفته است. تولید اجتماعی امروز شبکه بزرگی از صنعت، حمل‌ونقل، ارتباطات، خدمات، آموزش، بهداشت، انبارداری، توزیع، فناوری و فعالیت‌های متعدد دیگر را دربرمی‌گیرد.
تعریفی که برنامه ارائه می‌دهد از مالکیت و موقعیت در تولید شروع می‌شود: طبقه کارگر از کسانی تشکیل می‌شود که صاحب ابزار تولید نیستند و در فرایند تولید اجتماعی مورد استثمار قرار می‌گیرند. سند سپس تأکید می‌کند که نوع محصول، میزان مزد و مادی یا خدماتی بودن فعالیت به تنهایی ماهیت طبقاتی فرد را تعیین نمی‌کند و نقش این طبقه در ایجاد ارزش اضافی و انباشت سرمایه اجتماعی را عنصر مهم تمایز آن می‌داند.
این تعریف یک نتیجه مهم دارد: فقر و کارگر بودن دو مفهوم یکسان نیستند.
ممکن است فردی فقیر باشد، اما موقعیت او در مناسبات تولید با یک کارگر مزدی تفاوت داشته باشد. یک کشاورز خرده‌مالک، یک مغازه‌دار ورشکسته و یک کارگر بیکار می‌توانند هر سه با مشکلات شدید معیشتی روبه‌رو باشند، ولی رابطه آنها با مالکیت و تولید یکسان نیست. از سوی دیگر، یک کارگر متخصص ممکن است درآمدی بالاتر از یک خرده‌مالک داشته باشد و همچنان برای ادامه زندگی وابسته به فروش نیروی کار خود باشد.
بنابراین طبقه با موجودی حساب بانکی در یک ماه معین تعریف نمی‌شود. جایگاه فرد در مجموعه مناسبات تولیدی و مالکیت اهمیت بنیادی دارد.

مبارزه طبقاتی از کجا پیدا می‌شود؟

اکنون می‌توان مفهوم مبارزه طبقاتی را دقیق‌تر فهمید.

کارگر برای دستمزد بیشتر، امنیت شغلی، ساعات کار کمتر، شرایط ایمن‌تر و برخورداری از حق تشکل مبارزه می‌کند. سرمایه برای کاهش هزینه تولید، افزایش بهره‌وری و حفظ سود تحت فشار دائمی قرار دارد. این کشمکش می‌تواند در یک کارگاه کوچک ظاهر شود و می‌تواند میلیون‌ها کارگر را در یک اعتصاب سراسری درگیر کند.
برای مثال، اگر یک شرکت بتواند همان میزان تولید را با تعداد کمتری کارگر انجام دهد، هزینه نیروی کار کاهش پیدا می‌کند. برای صاحب سرمایه این تغییر می‌تواند افزایش سود و قدرت رقابت را به همراه داشته باشد. برای بخشی از کارگران ممکن است نتیجه آن بیکاری، فشار کاری بیشتر یا ناامنی شغلی باشد. ورود فناوری به خودی خود منشأ این تضاد نیست؛ مناسباتی که تعیین می‌کنند فناوری در اختیار چه کسانی قرار دارد، با چه هدفی به کار گرفته می‌شود و ثمره افزایش بهره‌وری چگونه توزیع می‌شود، به آن مضمون طبقاتی می‌دهد.
همین مسئله در موضوع ساعات کار دیده می‌شود. افزایش ساعات کار بدون افزایش متناسب مزد برای سرمایه امکان بهره‌برداری بیشتر از نیروی کار را فراهم می‌کند. کاهش ساعات کار با حفظ مزد می‌تواند بخشی از ثمره افزایش بهره‌وری را به کارگر بازگرداند. اختلافی که در ظاهر بر سر چند ساعت کار جریان دارد، در عمق خود به چگونگی تقسیم زمان، ثروت و قدرت در محل کار مربوط می‌شود.
مبارزه طبقاتی از چنین تضادهایی تغذیه می‌شود و دامنه آن به محل کار محدود نمی‌ماند.
قانون کار، مالیات، بیمه بیکاری، بازنشستگی، آموزش، بهداشت، مسکن، حق اعتصاب، حق تشکل و سیاست‌های اقتصادی دولت همگی بر شرایط بازتولید زندگی طبقات اثر می‌گذارند. به همین دلیل کشمکش طبقاتی از حوزه اقتصادی وارد عرصه سیاسی می‌شود. مبارزه بر سر مزد می‌تواند به مبارزه بر سر قانون کار برسد؛ دفاع از یک اعتصاب می‌تواند مسئله آزادی تشکل را مطرح کند؛ و تجربه مجموعه این مبارزات می‌تواند پرسش بزرگ‌تری درباره مالکیت، دولت و سازمان کل جامعه پیش بکشد.

تاریخ و شکل‌های متفاوت مبارزه طبقاتی

برنامه برای توضیح این موضوع به تاریخ جوامع طبقاتی بازمی‌گردد. برده و برده‌دار، رعیت و مالک زمین، کارگر و سرمایه‌دار در شیوه‌های تولید متفاوتی قرار داشته‌اند و مبارزات آنها نیز از شرایط مادی همان جامعه شکل گرفته است. خواست برده برای رهایی، مبارزه رعیت علیه مناسبات فئودالی و مبارزه کارگر مزدی در سرمایه‌داری در بسترهای تاریخی متفاوتی جریان دارند.
این بخش از برنامه می‌خواهد نکته مشخصی را روشن کند: انسان‌ها درباره آزادی و برابری در خلأ تاریخی فکر نمی‌کنند. امکانات مادی جامعه، شکل مالکیت و جایگاه طبقات بر افقی که در برابر مبارزه اجتماعی قرار می‌گیرد تأثیر می‌گذارند.
سرمایه‌داری در جریان رشد خود نیروهای تولیدی عظیمی ایجاد کرده است. تولید در مقیاس اجتماعی و جهانی انجام می‌شود. هزاران و گاهی میلیون‌ها انسان در زنجیره‌های به‌هم‌پیوسته کار می‌کنند. یک محصول ممکن است حاصل کار کارگرانی در چندین کشور، شبکه‌های حمل‌ونقل، مهندسی، فناوری، انبارداری و توزیع باشد. تولید خصلتی هرچه اجتماعی‌تر پیدا کرده، در حالی که مالکیت و کنترل بخش مهمی از منابع تولید همچنان در اختیار صاحبان سرمایه باقی مانده است.

برنامه امکان تاریخی سوسیالیسم را در دل همین تضاد جست‌وجو می‌کند.

چرا طبقه کارگر جایگاه ویژه‌ای دارد؟

در اینجا برنامه از شرح یک تضاد اقتصادی فراتر می‌رود و به نتیجه‌ای سیاسی می‌رسد. طبقه کارگر به دلیل موقعیت خود در تولید اجتماعی، برای رهایی از استثمار باید رابطه‌ای را دگرگون کند که اساس آن بر مالکیت خصوصی بر وسایل اصلی تولید و کار مزدی قرار دارد. سند از اینجا به این نتیجه می‌رسد که رهایی کارگر با دگرگونی کل ساختار طبقاتی جامعه پیوند پیدا می‌کند.
معنای این استدلال را باید دقیق دید. اگر مسئله فقط جایگزین شدن یک گروه مالک با گروه مالک دیگری بود، ساختار طبقاتی می‌توانست با صاحبان تازه ادامه پیدا کند. افقی که برنامه برای کمونیسم ترسیم می‌کند، اجتماعی شدن وسایل تولید، پایان کار مزدی و از میان رفتن تقسیم جامعه به طبقات است. در چنین طرحی، خود رابطه‌ای که سرمایه‌دار و کارگر را به عنوان دو موقعیت طبقاتی بازتولید می‌کند موضوع تغییر قرار می‌گیرد.
به همین دلیل سوسیالیسم در این برنامه یک سیاست توزیعی صرف نیست. افزایش دستمزد، خدمات عمومی، بیمه اجتماعی و کاهش نابرابری می‌توانند زندگی میلیون‌ها انسان را بهبود دهند و موضوع مبارزات مهم کارگری باشند. افق سوسیالیستی برنامه به سطح دیگری مربوط است: چه کسی بر وسایل اصلی تولید کنترل دارد، تولید برای چه هدفی سازمان می‌یابد، محصول اجتماعی چگونه در اختیار جامعه قرار می‌گیرد و تولیدکنندگان چه نقشی در تصمیم‌گیری و اداره امور دارند.

این تفاوت را در بخش‌های بعدی، به‌ویژه هنگام بررسی مالکیت و کار در سوسیالیسم، با جزئیات بیشتری خواهیم دید.

آیا هر اعتراض اجتماعی مبارزه طبقاتی است؟

از تعریف برنامه می‌توان پاسخ دقیق‌تری به این پرسش داد. مبارزه طبقاتی شکل‌های بسیار متنوعی پیدا می‌کند، اما برای شناخت مضمون طبقاتی یک حرکت باید دید چه نیروهای اجتماعی در آن حضور دارند، چه منافعی درگیر است و آن مبارزه با مناسبات تولید و قدرت چه ارتباطی برقرار می‌کند.
اعتراض یک گروه کارگری برای مزدهای پرداخت‌نشده آشکارا از رابطه کار و سرمایه برمی‌خیزد. مبارزه زنان علیه تبعیض، مبارزه یک ملت تحت ستم برای حقوق خود یا جنبش علیه تخریب محیط زیست، هرکدام سرچشمه‌ها و ویژگی‌های مشخص خود را دارند. این مبارزات در جامعه طبقاتی جریان پیدا می‌کنند و می‌توانند با مناسبات طبقاتی پیوندهای عمیق داشته باشند، اما شناخت آنها مستلزم بررسی همان شکل مشخص ستم و تضادی است که حرکت را به وجود آورده است.
این تمایز برای ادامه برنامه مهم خواهد بود. سند در فصل‌های بعدی درباره حقوق زنان، مسئله ملی، آزادی‌های سیاسی، مذهب و محیط زیست موضع مشخص دارد. تحلیل طبقاتی زمانی قدرت توضیحی پیدا می‌کند که این واقعیت‌های اجتماعی را در مناسبات واقعی‌شان بررسی کند.

مبارزه طبقاتی همیشه آشکار نیست

تصور مبارزه طبقاتی فقط به شکل اعتصاب، تظاهرات یا انقلاب نیز تصویر کاملی به دست نمی‌دهد.
قراردادهای موقت، تعیین حداقل مزد، خصوصی‌سازی، مقررات بازنشستگی، حق تشکیل اتحادیه، اخراج، سرعت خط تولید و حتی اینکه افزایش بهره‌وری به کاهش زمان کار منجر شود یا به افزایش سود، همگی می‌توانند عرصه کشمکش منافع طبقاتی باشند.
قدرت طبقاتی فقط هنگام اعتراض کارگران ظاهر نمی‌شود. مالکیت، مدیریت بنگاه‌ها، قوانین، نهادهای سیاسی و امکان تأثیرگذاری بر تصمیم‌های اقتصادی نیز شکل‌هایی از سازمان‌یافتگی منافع‌اند. سرمایه پیش از آنکه کارگران برای اعتراض گرد هم آیند، در قالب شرکت، مالکیت، شبکه مالی و نهادهای گوناگون سازمان یافته است.
از این زاویه، مبارزه طبقاتی حادثه‌ای نیست که گاهی وارد یک جامعه آرام شود. این مبارزه در خود مناسباتی ریشه دارد که انسان‌ها را در موقعیت‌های متفاوت نسبت به تولید، مالکیت و توزیع ثروت قرار می‌دهد. شدت، شکل و سطح آگاهی آن می‌تواند تغییر کند. گاهی در یک مطالبه محدود اقتصادی ظاهر می‌شود، گاهی به سازمان‌یابی سیاسی می‌رسد و در دوره‌های بحرانی می‌تواند مسئله قدرت را مستقیماً در برابر جامعه قرار دهد.

کمونیسم در این بحث از کجا می‌آید؟

اکنون می‌توانیم به جمله آغازین فصل بازگردیم. برنامه کمونیسم را محصول جامعه سرمایه‌داری و مبارزه میان کار و سرمایه می‌داند. این گزاره می‌خواهد کمونیسم را بر یک امکان مادی و اجتماعی استوار کند: جامعه‌ای که تولید آن به‌شدت اجتماعی شده است، طبقه بزرگی از تولیدکنندگان را پدید آورده و در عین حال ثروت و کنترل بر وسایل تولید را در مناسبات مالکیت سرمایه‌دارانه سازمان داده است.
از دید برنامه، حل این تضاد به افقی می‌رسد که در آن وسایل تولید و مبادله به جامعه تعلق دارند، کار مزدی از میان می‌رود، تقسیم طبقاتی جامعه پایان می‌یابد و تولیدکنندگان از اداره و برنامه‌ریزی امور اجتماعی جدا نیستند. سند جامعه کمونیستی را همچنین جامعه‌ای می‌داند که آزادی فردی، رفع محدودیت‌های حقوقی، اقتصادی، جنسی، نژادی، فرهنگی و مذهبی و امکان شکوفایی استعدادهای انسانی در آن جایگاهی بنیادی دارد. اصل «از هر کس بنا بر استعدادش و به هر کس به اندازه نیازش» در همین تصویر قرار می‌گیرد.
این افق هنوز پرسش‌های مهمی پیش روی ما می‌گذارد. اگر سرمایه‌داری بر فروش نیروی کار و تولید ارزش اضافی استوار است، استثمار دقیقاً چگونه در این رابطه شکل می‌گیرد؟ سرمایه چیست؟ ارزش اضافی از کجا می‌آید؟ مالکیت خصوصی بر وسایل تولید چه نقشی در بازتولید این مناسبات دارد؟

پاسخ برنامه به این پرسش‌ها پایه استدلالی است که از مبارزه طبقاتی به ضرورت دگرگونی مناسبات سرمایه‌داری می‌رسد.

قسمت چهارم «برنامه برای تغییر» از همین‌جا ادامه خواهد یافت: «سرمایه چگونه کار می‌کند؟ کار مزدی، مالکیت و ارزش اضافی».

 

تحریریه سایت فدایی

این مطلب را نگه دارید یا با دیگران به اشتراک بگذارید
تلگرام واتس‌اپ X فیسبوک

دیدگاه‌ها