سازمان اتحاد فدائیان کمونیستکار، مسکن، آزادی، جمهوری فدراتیو شورایی
شعر

چون سیاهکل آغاز خواهد شد

همه چیزاز جنگل آغاز شد

تا سیاهی شب دریده شود

حریم ، حرم امنیت وثبات

با سرب داغ به مصاف کشیده شد

خواندند در شبانگاهان تلخ

عشق را وآزادی را

بی هیچ هراسی از مرگ

سینه در برابر گلوله قراردادند

وچیتگر واوین را آبیاری نمودند

هنگامی که رمیدگان ودریوزه گان

این یله داده گان در برهوت

تنها تیرگی ننگ را

بر تارک پیشانیشان نقش زده بودند

وبر دروازه دهانشان یاس وسرخوردگی

تاری از نا امیدیتنیده بود

همه چیز از جنگل آغاز شد

از حیات سازمان عشق

از سیاهکل آغاز

وبا زبانه آتشقهرش

هزاران هزار شراره

هزاران هزار ستاره

سر برآستانعشق نهاد

وبا رود خروش کارخانه

به دریای قیام بهمن پیوست

اما دریغ ودرد ، درد ، درد ودرد

که در یک قیام سترون

نوزاد آزمایشگاهی سرمایه

بر سریر قدرت خزید وباز

سینه ها در برابر رگبار قرار گرفت

سفره ها خالی خالی تر

وانبانهای پر زر مملوتر

دیگرچیتگر همه دردها را در خود نبلعید

چرا که اینبار گورستانی

به وسعت تمام ایران را شیاردادند

وباز هم ناز پرورده گان طبقاتی

از هرسوی برای این کودک ارمغانی فرستادن ،

ازبذل جنگل سیاهکل

تا سینه بریاندانش آموزودانشجوو کارگر

شاید همتمهیدی برای بقایشان

ورویای نگهدار، فرخ فتح قلعه آرزوهایشان گردید

عبث رویائی که هنوز درد را نشناخته

درمان را نشناخته و منتظردمیدنگل در کویر

رویای کودکی خود را به بازی گرفتند

دیگر بس است برای همیشه بس است

رود راه خود را می جوید وجنگل جای خود

دوباره آغاز خواهد شد ، از خانه ها

کارخانه ها از دانشگاهاز درون قلب مردم

از گورهای جمعی از خاورانها

هزاران درخت تناور جنگل را

به بزم خواهند نشست اینبار هم آغاز خواهدشد

همانطور که از جنگل آغاز شد

همانطور که از سیاهکل آغاز شد

                                 محمود خلیلی

                                 ۱۶ بهمن ۱۳۸۵

این مطلب را نگه دارید یا با دیگران به اشتراک بگذارید
تلگرام واتس‌اپ X فیسبوک
فدائی نیوز
نویسنده

فدائی نیوز

دیدگاه‌ها