سازمان اتحاد فدائیان کمونیستکار، مسکن، آزادی، جمهوری فدراتیو شورایی
مقالات

اول مهر؛ بازگشایی مدارس در سایه جنگ، فقر و سرکوب

اول مهر فرارسیده است و میلیون‌ها دانش‌آموز، دانشجو، معلم و خانواده بار دیگر سال تحصیلی را آغاز می‌کنند. مدرسه و دانشگاه برای میلیون‌ها کودک و جوان همچنان با امید به آموختن، ساختن آینده و یافتن جایگاهی انسانی در جامعه گره خورده است. آغاز سال تحصیلی امسال اما در شرایطی صورت می‌گیرد که جامعه ایران زیر فشار مجموعه‌ای از بحران‌های عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرار دارد؛ بحران‌هایی که آثار آنها مستقیماً وارد خانه‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها شده است.
ماه‌ها جنگ و تجاوز  نظامی، ادامه تهدیدهای خارجی، تحریم‌های اقتصادی، اختلال در مناسبات منطقه‌ای و ناامنی حاصل از آن، زندگی میلیون‌ها نفر را دشوارتر کرده است. هم‌زمان، تورم سنگین، سقوط قدرت خرید، افزایش هزینه مسکن، خوراک، حمل‌ونقل، پوشاک و لوازم آموزشی، بخش بزرگی از خانواده‌های کارگری و کم‌درآمد را با فشارهای بی‌سابقه و ویرانگری روبه‌رو ساخته است. هزینه آموزش برای بسیاری از خانواده‌ها به سهم بزرگی از درآمد ماهانه تبدیل شده و همین وضعیت دسترسی برابر به آموزش را بیش از گذشته محدود کرده است.
پشت اخبار جنگ و ویرانی، تحریم و آمارهای اقتصادی، زندگی کودکانی قرار دارد که آینده آنان مستقیماً با موقعیت طبقاتی خانواده‌شان تعیین می‌شود. کودکی که خانواده‌اش توان تأمین هزینه‌های ابتدایی زندگی را ندارد، از همان نخستین سال‌های تحصیل در موقعیتی نابرابر قرار می‌گیرد. بخشی از کودکان و نوجوانان ناچار می‌شوند هم‌زمان با تحصیل کار کنند و بخشی دیگر مدرسه را ترک می‌کنند و به عنوان نیروی کار وارد بازار کاری می‌شوند که برای آنان چیزی جز دستمزد اندک، بی‌حقوقی و استثمار شدید در بر ندارد. آموزش رایگان و باکیفیت در چنین وضعیتی از یک حق عمومی به امکانی تبدیل می‌شود که کیفیت و استمرار آن بیش از پیش به درآمد خانواده وابسته است.
معلمان نیز بخشی از همین جامعه‌اند. کاهش قدرت خرید، مشکلات معیشتی، بی‌ثباتی شغلی بخشی از نیروی آموزشی، تراکم کلاس‌ها و کمبود امکانات، شرایطی ایجاد کرده است که آثار آن مستقیماً بر کیفیت آموزش فرزندان مردم باقی می‌ماند. مدرسه‌ای که معلم آن برای تأمین زندگی خود زیر فشار دائمی اقتصادی قرار دارد، نمی‌تواند از بحران عمومی جامعه مصون بماند. دفاع از آموزش عمومی رایگان و با کیفیت با دفاع از حق معلمان برای زندگی شایسته، امنیت شغلی، آزادی تشکل و مشارکت در تعیین سیاست‌های آموزشی پیوند خورده است.

نابرابری آموزشی در سراسر کشور نیز ابعاد متفاوتی دارد. کودکان مناطق محروم، روستاها، حاشیه شهرها و خانواده‌های کم‌درآمد با کمبود امکانات آموزشی، فقر، فاصله جغرافیایی و کیفیت نابرابر مدارس روبه‌رو هستند. در مناطقی که بخش بزرگی از کودکان با زبان‌هایی چون کردی، ترکی آذربایجانی، عربی، بلوچی، ترکمنی و دیگر زبان‌های مادری رشد می‌کنند، ورود به نظام آموزشی تک‌زبانه دشواری دیگری به مسیر یادگیری آنان می‌افزاید. حق آموزش و امکان یادگیری زبان مادری، بخشی از حق برابر کودکان برای رشد علمی، فرهنگی و اجتماعی است.
آموزش در جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته همواره عرصه‌ای برای اعمال سیاست‌های ایدئولوژیک و تبعیض‌های جنسیتی، مذهبی و فرهنگی نیز بوده است. دخالت نهادهای امنیتی در مدارس و دانشگاه‌ها، محدود کردن تشکل‌های مستقل، برخورد با معلمان و دانشجویان معترض و تلاش برای کنترل فضای آموزشی، امکان شکل‌گیری محیطی آزاد برای اندیشه، پرسشگری و فعالیت جمعی را محدود کرده است.
سال تحصیلی جدید در فضایی آغاز می‌شود که جامعه ایران همچنان پیامدهای اعتراضات سال‌های گذشته و سرکوب‌های خونین را با خود حمل می‌کند. چهار سال از خیزش «زن، زندگی، آزادی» گذشته است و مبارزه برای آزادی زنان، حق انتخاب پوشش، برابری جنسیتی و مقابله با تبعیض همچنان از مهم‌ترین عرصه‌های کشمکش اجتماعی در ایران به شمار می‌رود. مطالباتی که در آن خیزش با حضور گسترده زنان، جوانان و دانش‌آموزان به خیابان آمد، همچنان در متن زندگی روزمره جامعه حضور دارد و سیاست سرکوب، بازداشت و فشار امنیتی نتوانسته زمینه‌های اجتماعی آن را از میان ببرد.
اعتراضات گسترده دی‌ماه ۱۴۰۴ با  کشتار هزاران نفر ، بازداشت‌های گسترده و گسترش فضای امنیتی سرکوب شد. در ماه‌های پس از آن، هم‌زمان با تشدید جنگ و افزایش تنش‌های نظامی، فشار بر فعالان سیاسی و اجتماعی، کارگران، دانشجویان، معلمان، زنان و دیگر معترضان افزایش یافت. پرونده‌سازی‌های امنیتی، احکام سنگین قضایی و گسترش استفاده از مجازات اعدام بخشی از سیاستی بوده است که می‌کوشد جامعه‌ای بحران‌زده و معترض را از طریق ایجاد ترس و محدود کردن امکان سازمان‌یابی کنترل کند. مدارس و دانشگاه‌ها نیز از تأثیر این فضای امنیتی جدا نیستند و دانش‌آموزان، دانشجویان و معلمان در آغاز سال تحصیلی جدید با جامعه‌ای روبه‌رو هستند که مسئله آزادی، حق اعتراض و امکان فعالیت مستقل جمعی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
جنگ نیز خود به یکی از عوامل تشدید بحران اجتماعی تبدیل شده است. بمباران و حملات نظامی امپریالیسم آمریکا و رژیم اشغالگر و نسل‌کش اسرائیل، ویرانی زیرساخت‌ها، کشته و زخمی شدن غیرنظامیان و گسترش ناامنی را به همراه داشته و تنش‌های ادامه‌دار در تنگه هرمز و منطقه همچنان بر زندگی مردم و اقتصاد ایران فشار وارد می‌کند. مردم ایران هم‌زمان با پیامدهای سیاست‌های جمهوری اسلامی، هزینه جنگ، تحریم و مداخله قدرت‌های خارجی را نیز می‌پردازند. ادامه این چرخه، فضای بیشتری برای نظامی‌شدن جامعه، محدود شدن آزادی‌های سیاسی و انتقال منابع عمومی از آموزش، بهداشت و رفاه اجتماعی به بخش‌های نظامی و امنیتی ایجاد می‌کند.
در چنین شرایطی مدارس و دانشگاه‌ها بخشی از جامعه‌ای هستند که در آن کارگران برای دستمزد و امنیت شغلی، معلمان برای معیشت و آزادی تشکل، بازنشستگان برای زندگی شایسته، زنان برای برابری و آزادی، خانواده‌های زندانیان و جان‌باختگان برای دادخواهی و بخش‌های مختلف مردم برای برخورداری از حقوق اجتماعی و سیاسی مبارزه می‌کنند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که دانشجویان و جوانان در بسیاری از این حرکت‌ها حضور پر رنگی داشته‌اند و دانشگاه بارها به محل طرح پرسش‌های اساسی جامعه درباره آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و آینده سیاسی ایران تبدیل شده است.

در شرایطی بحرانی کنونی که جامعه ایران هم‌زمان زیر فشار سرکوب داخلی، جنگ، تحریم و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی قرار گرفته است، حفظ استقلال سیاسی و اجتماعی جنبش‌های اجتماعی اهمیتی تعیین‌کننده دارد. جنبش‌های کارگری، زنان، دانشجویان، معلمان  و دیگر بخش‌های معترض جامعه زمانی می‌توانند در مسیر مطالبات و منافع خود پیش بروند که سیاست و سازمان‌یابی‌شان از مراکز قدرت داخلی و پروژه‌های امپریالیستی و مداخله‌گر خارجی مستقل بماند. مبارزه با سرکوب، زندان و اعدام، دفاع از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، مخالفت با جنگ و مداخله نظامی و ایستادگی در برابر تحریم‌هایی که بار اصلی آنها بر دوش مردم می‌افتد، اجزای به‌هم‌پیوسته چنین رویکردی هستند. آینده ایران باید با مشارکت آگاهانه و سازمان‌یافته مردم تحت ستم و استثمار و از دل مبارزات اجتماعی آنان شکل گیرد؛ خود درباره شکل جامعه، مناسبات سیاسی و مسیر تحول آن تصمیم بگیرند.
دانش‌آموزان و دانشجویان نیز بخشی از همین روند اجتماعی‌اند و مطالبات آنان مستقیماً با مسائل عمومی جامعه پیوند دارد: آموزش رایگان، عمومی و برابر ؛ حق تحصیل برای همه کودکان؛ آزادی اندیشه، بیان و فعالیت سیاسی و اجتماعی؛ حق ایجاد تشکل‌های مستقل دانش‌آموزی و دانشجویی؛ پایان مداخله نهادهای امنیتی در مدارس و دانشگاه‌ها؛ برابری جنسیتی؛ حق آموزش به زبان مادری؛ آزادی معلمان، دانشجویان و دیگر زندانیان سیاسی؛ و لغو مجازات اعدام. دفاع از این مطالبات می‌تواند زمینه پیوند پایدارتر میان جنبش دانشجویی و دانش‌آموزی با مبارزات معلمان، کارگران، زنان و دیگر بخش‌های جامعه را تقویت کند.

پیوند میان جنبش دانشجویی، جنبش معلمان، مبارزات کارگری، جنبش زنان و دیگر جنبش‌های اجتماعی که خواهان  تغییرات بنیادی در جامعه هستند، می‌تواند امکان تبادل تجربه، گسترش همبستگی و دفاع مشترک از مطالبات اجتماعی را افزایش دهد. این پیوند زمانی پایدار می‌ماند که بر استقلال تشکل‌ها، مشارکت دموکراتیک از پایین و دخالت مستقیم کسانی استوار باشد که خود درگیر این مبارزات هستند.

اول مهر امسال در شرایطی آغاز می‌شود که برای میلیون‌ها خانواده، مسئله آموزش با مسئله نان، کار، مسکن، آزادی و امنیت گره خورده است. آینده کودکان و جوانان ایران به جامعه‌ای نیاز دارد که ثروت و امکانات آن در خدمت رفاه عمومی، آموزش، بهداشت و رشد آزاد انسان قرار گیرد؛ جامعه‌ای که در آن هیچ کودکی به دلیل فقر، جنسیت، محل زندگی، زبان مادری یا موقعیت خانواده‌اش از حق آموزش محروم نماند و مدرسه و دانشگاه فضایی آزاد برای آموختن، اندیشیدن، پرسیدن و مشارکت اجتماعی باشد.

در آغاز این سال تحصیلی، جای خالی کودکانی و دانش‌آموزانی را نیز به یاد می‌آوریم که دیگر بر نیمکت‌های مدرسه و در کنار هم‌کلاسی‌هایشان حضور ندارند؛ آنان که در اعتراضات سال‌های اخیر، در سرکوب خیابانی و بمباران‌ها و حملات نظامی امپریالیسم آمریکا و رژیم شغالگر اسرائیل جان خود را از دست دادند. هر صندلی خالی در یک کلاس، یادآور زندگی ناتمامی است که می‌توانست در امنیت، آزادی و آرامش ادامه یابد؛ کودکی که باید درس می‌خواند، دوست پیدا می‌کرد، آینده‌اش را می‌ساخت و در شکل دادن به جامعه‌ای بهتر سهم می‌گرفت.

به یاد همه آنان، و در همبستگی با دانش‌آموزان، دانشجویان، معلمان و خانواده‌هایی که امروز زیر فشار فقر، جنگ، سرکوب و تبعیض زندگی می‌کنند، بر حق همگانی آموزش رایگان، زندگی در امنیت، آزادی، برابری و عدالت اجتماعی تأکید می‌کنیم. یاد جان‌باختگان را زنده نگه می‌داریم و خواست جامعه‌ای را دنبال می‌کنیم که در آن هیچ کودک و جوانی قربانی سرکوب، جنگ، فقر و تبعیض نشود؛ جامعه‌ای آزاد، برابر و سوسیالیستی که آموزش ، بهداشت، مسکن و زندگی شایسته را حقوق همگانی بداند و ثروت و امکانات اجتماعی را در خدمت نیازهای انسان و رشد آزاد همه قرار دهد.

 

تحریریه

اول مهر۱۴۰۵

این مطلب را نگه دارید یا با دیگران به اشتراک بگذارید
تلگرام واتس‌اپ X فیسبوک