شعری از خوزه مارتی
شعری از خوزه مارتی شاید در نگاه اول و و یا تصور ابتدایی که از این نوشته ها برداشت می…
انتشارات، اسناد سازمان، اسناد کنگرهها، اطلاعیهها و بیانیهها در یک آرشیو واحد.
شعری از خوزه مارتی شاید در نگاه اول و و یا تصور ابتدایی که از این نوشته ها برداشت می…
روز کارگر اول ماه مه رسید،کارگر شاد از این روز خوشت،برزگر بیرق سرخ تو،بر افراشته تر روز شماست،روز خوش…
می خواستم مادرید را ببینم اما نه مادرید ماتادورها را از پس پرده های سرخ شان برای دریدن گاوهای فلک…
دلم تنگ است وغمگینم در این اوضاع دهشتناک که انسان را به مسلخ می برند هر دم دلم چرکین…
چون سیاهکل آغاز خواهد شد همه چیزاز جنگل آغاز شد تا سیاهی شب دریده شود حریم ، حرم…
همه چیزاز جنگل آغاز شد تا سیاهی شب دریده شود حریم ، حرم امنیت وثبات با سرب داغ به مصاف…
بارون میاد شرو شر رو خونه وتو معبر چارتا مرد بیدار چندتا زن هوشیار نشسته کنج دیوار دیوارها کاه…
بعید : نمی دانم سر زمینم را از من تبعید کرده اند و یا من را از سر زمینم…
جنایتکاران اصلاح طلب شدند و جنایتکاران تا توانستند کشتند و شقه شقه کردند از دیار یقین سیاه آمده بودند…
جوان در جبهه هایی که نا برابر بود جنگیدیم با انفجار هر گلوله پیکره متلاشی انسانها …