فهرست

حضور زنان در استادیومهای ورزشی

فقط در کشور اسلام زده ای مثل ایران است که وقتی درب ورزشگاهها را بروی زنان معدودی با محدودیتهای خاص و صد البته با رعایت آداب و گزینش های اسلامی باز میکند، رفرمیستها و فعالین جنبشِ اصلاح قانون اساسی بابت این پیروزی اختیار از کف داده و امیدهای جدیدی برای آیندۀ زنان ایران( البته در چارچوب همین رژیم) نوید میدهند!

بله، بعد از چهل سال مبارزه زنان علیه ستم و بیحقوقی محض، با راه یافتن عدۀ معدودی از زنان به ورزشگاهها، لابد انتطار میرود این مطالبه را از لیست صدها مطالبات ریز و درشت دیگر زنان خط زده و بهمین منوال کمپین بعدی مثلا حق موتور/دوچرخه سواری، خوردن بستنی در مالاء عام، خوانندگی، قضاوت ووو شروع کنیم. اینها تازه از اقلام مثلا ریزتر مطالبات زنان است و حجاب و حق طلاق و حضانت ووو دیگر جای خود دارد.

ما کمونیستها در طی این چهل سال به کرات بر روی سرنگونی رژیم اسلامی بعنوان پیش شرط احقاق حقوق و برابری جنسی و تضمین آزادی زنان تاکید کرده و هر چه زمان بیشتری از حیات سیاسی و ننگین رژیم گذشته است، بیشتر و بیشتر تلاش مذبوحانۀ رفرمیستها و فمنیستهایی که لابلای قانون اساسی و قرآن و شریعت بدنبال حق و حقوق زنان بوده را فاش کرده و به اثبات رسانده ایم که غیر ازخاک پاشیدن در چشم زنان و متوهم ساختن بخشی از جامعه به سعۀ صدر رژیم چیزی حاصلشان نخواهد شد. و به موازات این تلاشها هم ما شاهد ساخت و پاختهای نهادهای بین المللی با سران رژیم و نادیده گرفتن موقعیت فرودست و تحقیر شدۀ زنان زیر چنگالهای اسلام و قوانین متحجر شریعه اش بوده ایم.

نهادهای بین المللی که میتوانند بعنوان یکی از اهرمهای فشار در راستای ادعاهای بشردوستانه شان رژیم اسلامی ایران را محکوم و یا ایزوله کنند، با ایگنور کردن این ستم سیستماتیک غیر از گوشزدهای جسته گریخته و تهدیدهای بی نتیجه و پیگیری نشده، رژیم ایران را بطور جدی تحت فشار قرار نداده اند.

زنان چهل سال است که در بسیاری از عرصه های اجتماعی حذف شده و مقاومت و مبارزه شان برای احقاق این حقوق بیرحمانه سرکوب گشته است. حذف زنان از ورزشگاهها هم یکی از صدها حقوق از دست رفتۀ زنان است که فیفا سالهای زیادی است عملا به این حق ابتدایی و پایمال شده محل چندانی نگذاشته است. تا اینکه با هر چه بیشتر جهانی و رسانه ای شدن این مطالبه و پیامد اعتراضات زنان نهایتا فیفا از دو سه سال پیش با تاکید به یکی از اصول بنیادی اش که ممنوعیت تبعیض جنسی است، با دادن مهلت زمانی برای برداشتن این ممنوعیت، ایران را به تکاپویی مذبوحانه انداخته بود. رژیم اسلامی سعی کرد که رذیلانه با ادعای اینکه زنان ایران از صحنۀ ورزشگاهها حذف نشده اند،  از تحریمات و مجازاتهایی که فیفا در صورت عدم تمکین رژیم میتوانست اعمال کند، در برود. توماس باخ، رئیس کمیتۀ  بین المللی المپیک در دیداری که سال گذشته با رضا صالحی، رئیس کمیتۀ ملی المپیک ایران در لوزان داشت بر امر حضور زنان در ورزشگاهها تاکید کرد و  صالحی با وقاحت تمام  اعلام کرد که در ایران تبعیض جنسیتی وجود ندارد. ولی توماس باخ از صالحی فیلم حضور زنان در ورزشگاهها را تقاضا کرد که صالحی ضرورت زیرساخت سازی فرهنگی و زمان کافی برای  آماده کردن جامعه برای حضور زنان در چنین فضای مردانه ای را پیش کشید.

در بستر این وقایع سحر خدایاری پس از بازداشت و اذیت و آزارهایی که طرف ماموین رژیم به او شد در مقابل دادگاه انقلاب خود را به آتش کشید و این باعث شد موج عظیمی از ابراز همدردی و تنفر از رژیم زن ستیز ایران را در سطح جهانی بدنبال داشته باشد.  و متعاقب آن دولت روحانی قول داد که بتدریج امکان حضور زنان را در وزرشگاهها فراهم کند و اینطور شد که عدۀ معدودی از زنان خود را  در پرچم بیحقوقی  ارتجاع اسلامی پیچیدند و در کنار زنان پاسدار و قرآن بدست،پیروزی حضور شان را با عکس و فیلم مستند و مستدل کردند.

بله رژیم مجبور به عقب نشینی شده است ولی با سانسور  و دفرمه کردن این مطالبه در واقع  امر به این تفکیک جنسیتی و حذف زنان دهن کجی کرده است. چرا که به گفتۀ مسعود سلطانی فر، وزیر ورزش و جوانان بیشتر ورزشگاههای اصلی ورودی و معبر و خدمات مجزا دارند و از بابت تفکیک زنان هیچ مشکلی نخواهند داشت و تمام این تجهیزات قرار است دوباره دور زنان حصار بکشند و منظور از این زیرساخت های لازم برای حضور زنان هم همین تفکیک جنسیتی است البته با حضور خواهران زینب که مواظب باشند که زنی هنجار شکنی نکند.  این کاریکاتور کردن از مطالبات زنان است، امری که برای رقیق کردن و تحریف مطالبات زنان بارها انجام داده اند مثل بورکینی، مثل لباس ورزشی مخصوص زنان محجبه و مثل نمونه های بسیاری که ظاهرا موقعیت زنان قرن بیست و یکمی را با قوانین شریعه سازش میدهد.

زنان ایران هنوز از بسیاری از فعالیتهای اجتماعی محروم هستند و همانطور که چهل سال است که تجربه کرده ایم رژیم اسلامی قادر نیست و نخواهد بود به این مطالبات پاسخ دهد. اینرا فقط ما نمیگوییم، و اینرا فقط تجربه ۴ دهه سرکوب وحشیانه ثابت نمیکند بلکه خود اینان به کرات و صراحتا اعلام رسمی کرده اند که سرکوب و حذف زنان از جامعه یکی از اصول دین و ارکان حیات سیاسی شان است.

مکارم شیرازی و بسیاری از فقهای رژیم حضور زنان در ورزشگاهها را یک رسوایی محض توصیف کرده اند. و رضا صالحی، رئیس هیئت ملی المپیک،سال گذشته اعلام کرد هر آنچه که مراجع عظام صادر کنند همه ارکان نظام از جمله ورزش تبعیت خواهد کرد چرا که مبانی فقهی این موضوع، چیزی است که هیچ تسلطی بر آن ندارند. او حجاب زنان را یکی از مرزهای رژیم اسلامی با بقیۀ دنیا قلمداد کرد و گفت افتخار ما این است که ورود حجاب به ورزش دنیا دستاورد جمهوری اسلامی بوده است. تمام اینها را نهادهای بین المللی ورزش اجازه دادند و با آن کنار آمده اند. این نهادها قبول کردند که رژیم اسلامی برای حضور داور مرد در مسابقات زنان در ایران بر سرش حجاب بیاندازند، قبول کرده اند زنان برای زنان و مردان برای مردان پشت دیوارهای بلند مسابقه بدهند، و غیر از چند مورد خاص آنهم نه بخاطر تبعیض جنسیتی بلکه بدلیل مخاطرات ایمنی، اجازه داده اند زنان زیر آنهمه لباس در زمینهای بازی بدوند و رقابت کنند. حالا  این مثُله کردن مطالبات زنان چه جای تبریک و تهنیت دارد غیرا از اعتراض کردن.  اختصاص چند صندلی به زنان لغو حضور زنان در ورزشگاهها نیست بلکه تایید تلاش مذبوحانه ایست که رژیم برای اعتبار خریدن و فرار از تعلیق و تحریمهای احتمالی فیفا دارد تا حضور این تعداد معدود از زنان را اثبات عدم تبعیض جنسیتی اعلام کند و همانطور که رضا صالحی تمام ستمها و دیگر بیحقوقی های ریز و درشت  زنان را یکباره به محاق برده و ادعا میکند: ”  با حضور بانوان در ورزشگاه‌ها به دنیا این پیام را می‌دهیم که تبعیض جنسیتی نداریم” و این در حالیست که مدت زمان زیادی از بازداشت دختران خیابان انقلاب و حکم زندان برای برخی از آنان نگذشته است.

کمترین کاری که هیئت بین المللی المپیک و فیفا میتوانند بخاطر حذف زنان از ورزشهای بسیاری و تحمیل حجاب بر ورزشکاران زن، در همین معدود بازیهای ورزشی که مجازند، انجام دهند،اعمال همان مجازات و تحریمهایی است که بارها وعده داده و تهدید کرده و هیچوقت پیگیری نکرده اند. سال گذشته در المپیک جوانان در بوئنوس آیرس وقتی که به مارال مردانی، جودوکار ایرانی اجازۀ شرکت در رقابت را ندادند فقط بخاطر خطرات مقنعۀ زیر کلاه نه بخاطر تحقیر جنسیتی او توسط رژیم اسلامی، و او را حذف کردند، مقامات ورزشی رژیم به دست و پا افتاده بوند و تهدید کردند که به مقررات اعتراض خواهند کرد که البته پاسخ مساعدی دریافت نکردند. البته جواب مقامات ورزشی ایران این بود که اگر حجاب نداشته باشد حق شرکت در مسابقه را نخواهد داشت. هم اکنون هم رژیم تمام تلاشش این است که برای این مسابقات، مجوز حجاب اسلامی کسب کند.

تبعیض جنسیتی وجوه و مظاهری بسیار گسترده تر و متنوعی دارد که جمهوری اسلامی نمیتواند با سفسطه و تحریف پرونده اعتراضی این مطالبه را براحتی ببند. زنان حق دارند بپرسند تکلیف بقیۀ مطالباتشان چه میشود؟ آیا مردان هم میتوانند در بازیهای ورزشی زنان حضور پیدا کنند؟ آیا زنان میتوانند در رقابتهای ژیمناستیک، شنا، و …شرکت کنند؟ اینها فقط نمونه های از صدها بیحقوقی دیگری است که به زنان تحمیل شده است. ما وقتی از بردگی جنسی زنان صحبت میکنیم منظور این است که رژیم اسلامی، زنان را در حد یک ابزار جنسی و یک کالای سکسی می بیند و رژیم اسلامی ایران در عرصه های اجتماعی بسیاری زنان را بهمین دلیل محروم کرده است .

جمهوری اسلامی ایران یک رژیم بغایت ارتجاعی و زن ستیز است و پاسخ به کمترین مطالبۀ انسانی زنان ارکان سیاسی اش را بهم میریزد. حجاب و تفکیک جنسیتی و حذف زنان از جامعه جزء لاینفک ارزشهای سلامی این رژیم است و تا زمانیکه این ارزشهای اسلامی در قدرت هستند زنان از هیچگونه ارزش و حق انسانی برخوردار نخواهند بود. پیش شرط  برقراری برابری و لغو بردگی جنسی سرنگونی رژیم اسلامی ایران است. رژیم اسلامی باید برود و مویی از خرس کندن بدرد جنبش رهایی بخش زنان نمیخورد و لایق تیپاست.

نوشین شفاهی






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*