نظام طبقاتی و حقوق زن

منتشر شده در نشریه راه سرخ شماره ۵

مسعود.ت

در اقتصاد سرمایه داری سود و انباشت مداوم آن حرف اول را میزند . سود از هر چیزی که قابل خرید و فروش باشد ، حتی اگر جنبه کالایی نداشته باشد ، سرمایه داری به راحتی آن را بدل به کالا کرده و برایش مشتری میابد و به فروش میرساند . اقتصاد موفق و پویا یعنی تداوم این سود جویی حریصانه و تضمین این روند به هر طریق ممکن توسط دولتهای سرمایه داری که رسالتی جز این برای خود قائل نیستند . همه مقولات از جمله انسان و انسانیت و حقوق انسانی در این قالب تعریف میشوند . همه باید در خدمت تحقق این پروسه قرار گیرند حتی اگر مایل نباشند با انواع ترفندها ونهایت اعمال قوه قهریه به خدمت گرفته میشوند . انسانیت یعنی هر آنچه  من سرمایه دار ارائه میدهم و با معیارهای من مطابقت دارد . دراین مناسبات بخش اعظم جامعه انسانی به مانند کالایی هستند که هر کدام قیمتی دارند فی المثل کارگران به واسطه عرضه نیروی کارشان ارزشمندند و هر کدام بسته به سن و تواناییها یشان قیمتی دارند و باید تغذیه شده و تجدید حیات مداوم داشته باشند تا بتوانند با نیروی کار و تولیدشان چرخه سود رسانی مداوم سرمایه را برقرار نگاه دارند و در قبالش مبلغی بابت بهره کشی از آنها تحت عنوان دستمزد پرداخت میشود تا این دور تسلسل باطل تداوم حیات و فروش نیروی کار و تولید سود ادامه پیدا کند . در چنین مناسبات بهره کشی ، به زنان هم به عنوان بخشی از این چرخه نگریسته میشود ، زنان هم نوعی کالا هستند که قابلیت بیشری هم دارند ، علاوه بر فروش نیروی کارشان به فروش تنشان هم به عنوان منبع سرشار درآمد نگریسته میشود . اگر نیروی کار کارگران مالکی دارد زنان تمام وجودشان در تملک قرار دارد  و این مالکان هستند که حق خود میدانند تعیین و ترویج کنند چه بپوشند و چگونه بگردند ، برخی با باورهای ارتجاعی و پوسیده فئودالی زن را مانند اموال منقول و غیر منقول خود میدانند و خود را صاحب اختیار ، و معتقدند که ” زن مانند زمینی است که فقط باید در آن بذر کاشت ” ( نهج البلاغه ) و ارزنده ترین زینت زن را حفظ حجاب میدانند که مردان موفق در دامن چنینی زنانی پرورش میابند و ازاین دامن به معراج میروند پس باید بکوشند مالشان را چنان حفظ کنند که هیچ نگاهی با نگاه آنها در محظوظ شدن از این متاع شریک نشود در غیر این صورت بنیانهای دین سست میگردد . این مفسدین فکری بر این باورند که نگاه به زن ابتدابه ساکن به منظور حظ بصری است  ، چنانکه مردان منحرف بسیاری هستند که همواره در برخورد با زنان اولین چیزی که درذهن دارند به دست آوردن و مالک شدن آنها است و تنها چیزی که مطرح نیست انسان بودن آنها و داشتن حقوقی انسانی فارغ از جنسیت است . البته در برده داری مدرن هم که بورژوازی سردمدار آن است زن نوعی کالا است با این تفاوت که  محق است !! روسری بر سر نگذارد ، هر پوششی خواست داشته باشد ، با هر کس خواست روابط داشته باشد و به راحتی بتواند با خود آرایی و خود نمایی  و اغواگری که گویا تنها مشخصه زن بودن است ، در خدمت مناسبات سرمایه داری باشد . در این جا اختلاف بر سر نوع پوشش و حضور زن در جامعه است و به هیچ وجه حقوق زن بدون در نظر گرفتن جنسیت به عنوان یک انسان تماما برابر با مرد مطرح نیست همین که زن از پستوی اندرونی خارج شود و چادر و چاقچور را به کنار نهد کافیست . با چهارشنبه های سفید و دختران خیابان انقلاب این حقوق تامین خواهد شد و به مانند کشورهای به اصطلاح غربی به آزادی میرسند و از تمامی مواهب زندگی بهره مند خواهند شد حتی میتوانند به تن فروشی به عنوان یک شغل قانونی با حمایتهای دولتی بپردازند  ، سندیکا داشته باشند  و مطمئن باشند دولت نخواهد گذاشت حقی از آنها ضایع شود و منبع درآمد سرشاری باندهای قاچاق و فروش زنان که اغلب با مقامات دولتی در کشورهای مختلف پیوند تنگاتنگی دارند ، تضمین شود .

براستی مشکل چند درصد زنان ما نوع پوشش و چگونگی ارتباطات شان است . پر واضح است زنان مرفه در هر شرایطی بهره کافی و وافی را از مواهب زندگی میبرند و هیچ حجابی مخل آسایش و رفاه آنها نمیشود . مسئله اصلی زنانی هستند که پابه پای پدران و همسران و پسران و برادران خود ظلم و ستم طبقاتی و فقر و گرسنگی و بی خانمانی گسترده را با پوست و گوشت خود لمس میکنند چه با حجاب باشند و چه بی حجاب ، چه در ایران و عراق و افغانستان و ترکیه و عربستان باشند و چه در انگلستان و فرانسه و آمریکا و اسپانیا ، با این تفاوت که در کشورهایی مانند ایران و عربستان و پاکستان علاوه بر ستم و استثمار طبقاتی ، ستم مضاعفی را که به عنوان زن بودن بر آنها تحمیل میشود بیشتر و بهتر حس میکنند و بهره کشی جنسی از آنها در کشورهای به اصطلاح غربی قابل تحملتر مینماید و کمتر مورد خشم و غضب مردان غیرتی ! خانواده قرار میگیرند . نوع پوشش و چگونگی روابط  و نحوه زندگی حق ابتدایی هر انسانی بدور از جنسیت ، است و هیچ انسانی نباید برای دیگری تعیین تکلیف کند ، تقلیل دادن خواسته های زنان به این موارد بدیهی و ابتدایی در اصل ظلم به زنان ومشغول کردن و به انحراف کشاندن بخشی از نیروی پیکارگر بر علیه ظلم و ستم و استثمار سرمایه داری است  ، آزادی زن در دفاع از حقوق برابر خود با مردان در تمامی عرصه های زندگی و تثبیت آن در جامعه  خلاصه میشود و این ممکن نخواهد شد جز با پیوند تنگاتنگ مبارزه هر دو جنس ،  زنان میبایست به همراه مردان آزادی خود را در سرنگونی جمهوری اسلامی و برچیدن مناسبات سرمایه داری بیابند ، نگاه کالایی به بخشی از انسانها مشخصه بارز نظام طبقاتی است ، رهایی انسان کالا شده در گرو رهایی طبقه کارگر و برچیدن این مناسبات است .         مسعود

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »