چشم انداز پیش رو و وظایف عاجل ما

فعالین داخل کشور – منتشر شده در نشریه راه سرخ شماره ۸

قبل از هر چیز میبایست با تاکید بر بحران سرنوشت ساز اقتصادی و سیاسی که رژیم با آن درگیر است یاد آور شویم که در شرایطی به شدت حساس قرار داریم که درک آن و اتخاذ تاکتیک درست برای مبارزات  کارگران و زحمتکشان و توده های کار و زحمت و انقلاب سوسیالیستی بسیار حیاتی است . این واقعیت که اکنون جمهوری اسلامی به پایان تاریخ مصرف خود برای سرمایه داری نزدیک شده غیر قابل انکار است سیاست های توسعه طلبانه و توحش گونه منطقه ای رژیم که به شدت ثبات و بقاء حکومتهای منطقه را تهدید میکند به همراه  فساد فراگیر و افسارگسیخته  حاکم بر ایران که کمترین تاثیر آن شکل گیری طیف گسترده ای از نوکیسه های انگلی گرد باندهای و شرکتهای مافیایی است که  بسیار مشتاقند خود را بنمایانند و شکاف عمیق طبقاتی ناشی از این اقتصاد انگلی به شدت بر نارضایتی توده ها افزوده و قیام گسترده گرسنگان بقاء سرمایه داری را تهدید میکند . در چنین شرایطی اقدامات اخیر جهانی قابل تامل است ، اروپا  که تا دیروز چشم بر همه چیز بسته بود ، بعد از اعدام ”زم ” به یکباره متوجه نقض حقوق بشر در ایران شد و پارلمان اروپا قعطنامه ای مبنی بر محکوم کردن نقض حقوق بشر در ایران  صادر کرد ، وزیر خارجه آلمان گفته که دیگر برجام کافی نیست و باید برجام دیگری تنظیم کرد ، مجلس عوام از دولت بریتانیا خواسته سپاه را در لیست تروریستی قرار دهد ، دادگاه دیپلمات ایرانی اسدی علیرغم همه تهدیدها و تطمیع های جمهوری اسلامی برگزار شده ، دبیر کل سازمان ملل خواسته برجام باز نگری شود ، رئیس آژانس انرژی اتمی اعلام کرده ایران به تعهدات برجامی خود پایبند نبوده و باید برجام اصلاح شود ، سه کشور آلمان و انگلیس و فرانسه در بیانیه ای مشترک خواهان مذاکره مجدد برجامی با جمهوری اسلامی و گنجاندن مسئله موشکی و دخالتهای منطقه ای ایران در این توافق شدند ، شرکای پیمان صلح ابراهیم ( پیمان صلح بین کشورهای عربی و اسرائیل )  که همان طرح ناتوی عربی مطرح شده توسط پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سال گذشته است ، به صراحت اعلام کرده اند که این پیمان در مقابله با دخالتهای منطقه ای و توسعه طلبانه جمهوری اسلامی است ، و از همه مهمتر ( اهمیت آن برای جمهوری اسلامی ) گفتمان جدیدی است که از کمپ بایدن به گوش میرسد که بر خلاف وعده های دوران مبارزات انتخاباتی مبنی بر بازگشت به برجام و برداشتن تحریمها و آزاد کردن پولهای بلوکه شده ایران که موجب شادی و شعف عجیبی در کارگزاران رژیم خصوصا باند لیبرال روحانی شده بود ، اکنون با عنوان  کردن اینکه برای بازگشت به برجام لازم است ایران پیرامون مسایل موشکی و دخالتهای منطقه اش وارد مذاکره شود و با این گفتمان جدید اردوی جمهوری اسلامی را آشفته و مایوس کرد . اکنون فشارهای جهانی از هر سو تشدید شده و عملا اجماعی جهانی بر علیه رژیم شکل گرفته و در داخل هم به قول نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه کفگیر به ته دیگ خورده و هیچ پولی برای هیچ کاری نمانده ( البته اقدامات نظامی وحفاری سایتهای اتمی در عمق هشتاد متری که بمبهای سنگر شکن آمریکایی هم نتوانند آن را تخریب کنند از این قائده مستثنی است ) و بودجه در هوا تنظیم شده سال ۱۴۰۰ که به قول نماینده مشهد در مجلس حتی دانش آموزان هم به آن میخندند که  تنها منبع درآمدش افزایش چهل درصدی و در مواردی تا شصت درصدی مالیاتها است که به دنبالش تشدید وحشتناک تورم و افزایش بیکاری و فقر و فلاکت توده ها را به همراه دارد مزید بر علت شده و چشم انداز وحشتناکی از شورش و قیام گرسنگان را پیش رو قرار داده تا جایی که در تمام جلسات مجلس نمایندگان مختلف به کرات چنین روزهای سیاهی را هشدار میدهند و البته فراموش نمیکنند علت العلل هم چیز را روحانی و تیم او معرفی کنند . در این شرایطی که خلاصه وار ترسیم شد رژیم چه راهی پیش رو دارد ؟ 

در حال حاضر حفظ بقاء تنها اولویت رژیم است و برای تداوم این حیات ننگین به هر ریسمانی چنگ میزند ، دراین رابطه گزینه های زیادی ندارد نخست اینکه هر دو جناح رژیم در برابر شورش گرسنگان تنها به سرکوب گسترده فکر میکنند و به زعم خود همه تدارکات لازم از تجهییزات و نفرات و منابع مالی را فراهم کرده اند و سرکوب خونین آبان ۹۸ گوشه ای از این تدابیر اتخاذ شده بود ( و ناگفته نماند که اگر کرونا به داد رژیم نمیرسید با چونان سرکوبی ره به جایی نمیبردند ) و البته خود به خوبی میدانند که به گواه تاریخ با این روش نمیتوانند بقای خود را تضمین کنند ولی این تنها اقدامی است که تمامی رژیمهای جنایتکار و ددمنش در طول تاریخ بدان متوسل شده اند . در برابر فشارهای جهانی ، تنها گزینه مذاکره است که لیبرالها به فکر مذاکره به هر قیمتی هستند که این روش به معنی پذیرش تمامی شروط دوازده گانه ای که پمپئو مطرح کرده بود ( و اروپاییها و تیم بایدن هم به آن باور دارند هر چند صریحا بیان نکرده اند ) که عملا تغییر ماهیت دادن جمهوری اسلامی است و طیف غالب حاکمیت شامل سپاه و امنیتی ها که بخش بزرگی از اقتصاد را در کنترل دارند و راستهای افراطی که همچنان تکیه بر بازار سنتی زده اند و تعیین کنندگان اصلی سیاستهای اقتصادی رژیم هستند به هیچ وجه نمیپذیرند چرا که تمامی منافعشان در حفظ این مناسبات و ترویج باورهای افراطی مذهبی است ، این جناح به مذاکره از موضع قدرت امید دارد و در این وضعیت بحرانی اقتصاد تنها کره شمالی گونه عمل کردن را چاره  کارمیدانند ، به فکر رو کردن آخرین برگ برنده خود یعنی انجام یک آزمایش اتمی حتی  کوچک هستند و به این منظور امکانات لازم را که یک کلاهک اتمی است در اختیار دارند ( کلاهکی هایی که در آشفته بازار بعد از فروپاشی شوروی از باندهای مافیایی اوکراینی خریده اند )  . ناگفته نماند که این جناح از جنگ استقبال میکند تا به قول خمینی جلاد از نعمت آن برخوردار شوند ولی تنها جنگی به کار میاید که شروع کننده اش دیگران باشند و رژیم از موضع مظلوم وارد آن شود تا به زعم خود بتواند حداقل بخشی از جهان را در حمایت از خود داشته باشد ، جنگی که شروع کننده اش خودش باشد تنها به رویارویی با جامعه جهانی خواهد انجامید . بی شک تلاشهای رژیم برای اتمی کردن خود هم نوعی خودکشی محسوب میشود و میتواند بحرانی نظامی برایش ببار آورد بخصوص که اعراب ترسو منطقه هم اینبار به پشتوانه هم پیمانی با اسرائیل تمام قد در برابر رژیم ایستاده اند و تهدید کرده اند در صورت دست یابی رژیم به سلاح اتمی آنها هم به دنبال سلاح اتمی خواهند رفت . اکنون رژیم هر گامی که بر میدارد عملا به سرنوشت محتومش نزدیکتر میشود . در چنین وضعیتی وظیفه ماچیست ؟ پاسخ این سوال در سه کلمه خلاصه میشود :

اتحاد ، مبارزه ، پیروزی 

این شعاری محوری و کلیدی است که به کرات در هر تظاهرات و میتینگ و سخرانیها و اطلاعیه های همه جریانات کمونیست بیان شده ، همگان را در عمل به آن تشویق نموده ایم و اکنون زمان آن فرا رسیده که وفاداری عملی خود به این شعار را نشان دهیم . در شرایط وصف شده که جریانات سرمایه داری فرصت طلبانه و کرکس وار بر گرد رژیم مفلوک و رو به مرگ جمهوری اسلامی  تجمع کرده و آماده تهاجم به دست آوردهای قیام عنقریب کارگران و توده های ستمدیده هستند ، نباید اجازه دهیم پنجاه و هفت دیگری تکرار شود ، پیروزی انقلاب و سرنگونی سیادت سرمایه داری در گرو تلاشهای آگاهی بخش و هدایتگر انقلابیون کمونیست و برقرار کردن پیوند میان باورهای انقلابی با عملکرد انقلابی است لازمه به نتیجه رسیدن مبارز اتحاد است که تاکنون در عمل به آن توجه چندانی نداشتیم اکنون شرایط ایجاب میکند تمام نیرو و انرژی خود را برای به عینیت رساندن این امر ضروری به کار گیریم همه چیز در گرو این اتحاد است .

 بار دیگر مسئله جبهه و ضرورت حیاتی ایجاد آن را یاد آور میشویم و از همه انقلابیون کمونیست فارغ از تعلقات تشکیلاتی تقاضا میکنیم تمامی نیرو و امکانات خود را در خدمت این امر مهم قرار دهند . ما به عنوان فعالین داخل کشور سازمان اتحاد فدائیان کمونیست با تمام نیرو و امکاناتمان برای شکل گیری و تحقق این جبهه  از هیچ اقدامی فرو گذار نمیکنیم .

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »