مشک آن است که خود ببوید ….

مسعود – تهران ۱۹/۳/۹۹

تاریخ چهل ساله اخیر مبارزات کارگران و زحمتکشان و توده های مردم شاهد فرصت طلب های خود شیفته جویای نام و قدرت بسیاری ( که همه ریشه  طبقاتی دارد ) بوده که لطمات بسیاری به این روند زده اند ، این فرصت طلبان خود شیفته که همواره از عواقب اقداماتشان مصون مانده اند و حتی با کمترین نقد و برخورد از جانب کمونیستها نشدند همچنان جولان میدهند و خاک به چشم کارگران و توده ها میریزند و اهداف خود را در پس کلمات قشنگ و جملات حماسی پنهان کرده و میکنند . برخی بی شرمانه برای سلامتی جلاد کبیر دست به دعا برداشتند و آرزوی سلامتی کردند و خواهان تسلیح سپاه جنایتکار به سلاحهای سنگین شدند تا بهتر بتواند سرکوب اقوام را پیش ببرد و دیوزگی را به منتهای درجه رساندند و در قامت نوکران دستگاه امنیتی رژیم به شکار کمونیستها و انقلابیون در زندانها روی آوردند و چون نوبت به خودشان رسید راهی دیار فرنگ شدند با فراغ بال و آرامش خاطر به عنوان کارشناس مسایل سیاسی در شبکه های تلویزیونی امپریالیستی مجیز گوی نظام سرمایه شدند . گروهی دیگر که در عطش کسب قدرت میسوختند و میسوزند و در رسیدن به آن تعجیل داشتند و دارند از هیچ اقدامی فرو گذار نکرده اند . زمانی یک شبه اعلام فاز نظامی کردند و با دادن چند کلاش و کلت به دست جوانانی پر شور عزم سرنگونی رژیمی که لهله خون میزد و شبها خواب نابودی نیروهای انقلابی را میدید ، کردند و در این میان تر و خشک با هم سوختند زندانها شاهد ورود فوج فوج مردان و زنانی از همه جریانات سیاسی شدند که با تمام فشارها حاضر به پنهان کردن باورها و اعتقاداتشان نبودند ، اینک رهبران متوهم به فکر خلاصی نیروهای شان که به سادگی اسیر دست رژیم جنایتکار شده بودند ، افتادند ، چاره کاررا در جا انداختن خط توبه و فریب رژیم ! در زندانها دیدند پس عده ای را مامور به این کار کردند و بار دیگر رژیم تشنه خون را شادمان ساختند ، شکنجه و اعدام فزونی گرفت ، جو مقاومت در زندان شکسته شد و عملا دودش به چشم همه رفت . نتیجه ، ضربات سنگین به کمونیستها و تمامی انقلابیون و مبارزات توده ها و کارگران و زحمتکشان و کمک به تثبیت رژیم بود . اینک نوبت این گروه بود در حالی که هواداران پر شور و مخلصشان که زیر وحشیانه ترین شکنجه ها قرار داشتند و بعضا حتی از بیان نامشان خودداری میکردند ، راه دیار فرنگ را در پیش بگیرند و البته همچنان خود را تنها حریف قدر قدرت رژیم میدانستند و میدانند حتی زمانی که استراتژیستهای متوهم با تصمیمی مضحک و احمقانه و درعین حال دردناک با اعزام سه چهار هزار نفر و چند تانک و چند بالگرد عاریه ای به مصاف رژیمی تا دندان مسلح که تجربه هشت سال جنگ را داشته ، رفتند تا چهل و هشت ساعته تهران را تصرف کنند و برعکس با به خاک و خون در غلتیدن بی دلیل صدها نفر در همان ساعات اولیه راه برگشت در پیش گرفتند . نتیجه ، چند برنامه و کلیپ حماسی در سیمای آزادی  و بر جای ماندن رژیمی درنده و زخم خورده و انبوه سرهای بالای دار و کفشهای انباشته شده پشت درب آمفی تئاتر زندان گوهر دشتها و یاس و ناامیدی در جامعه  ، و فرصت طلبها همچنان تنها خود را حریف قدر قدرت رژیم میدانند .

و اما حزبی برای تمام نفوس :

از همه مضحکتر حکایت آن چهار پنج نفری است که بعد از سرنگونی رژیم پهلوی توسط توده ها ، از دیار فرنگ آمدند و هرچه کوشیدند سری در سرها داشته باشند نتییجه نگرفتند تا اینکه ” طغاری بشکست و ماستی بریخت …..” و بعد از کشتار سال شصت و خالی شدن میدان از انقلابون کمونیست ، بخت یاری کرد ” در شهر بی قانون…..”  فرصت عرض اندام یافتند پس لازم بود این عرض اندام چنان باشد تا همیشه در یادها بماند و این رویا تنها با نامی پر طمطراق و آسمان و ریسمانی مطلول حوصله سر بر ممکن میشد و از آنجا که هیچگاه از جانب کمونیستها به آنها پرداخته نشد توهم پیدا کردند که جنبش کمونیستی یعنی آنها و آنها یعنی جنبش کمونیستی ، الباقی که نماینده تمام مردم ! ایران نیستند (  تنها با جریانات چپی که نه نماینده طبقه کارگر بلکه  نماینده تمام مردم ایران باشند و از حقوق زنان و اقلیتها وکودکان کار وغیره وغیره دفاع کنند میتوانیم ائتلاف داشته باشیم – پاسخ حمید تقوایی به سوال مجری برنامه مبنی بر چگونگی ائتلاف با دیگر جریانات – ۱۵/۳/۹۹ تلویزیون حزب ) ،از اهالی کمپین بوسه آزاد و چهارشنبه سفید نیستند برای کودکان کار و علیه اعدام و قتلهای ناموسی ووو کمپینی به راه نمی اندازند ،  مشتی عقب مانده واپسگرای سنتی هستند که  تاریخ مصرفشان به سر آمده و میبایست به بایگانی تاریخ بپیوندند . اینک آنها تنها گزینه برای آینده ایران هستند که با کسب قدرت توسط حزبشان !! با برپا کردن شوراهایی نمایشی در کنار حاکمیت حزبی ، با به رسمیت شناختن روسپیگری ، به رسمیت شناختن تعدد زوجات غیر رسمی ، پذیرفتن وجود کودکان کار که توسط خانواده تامین نمیشوند و تحت تکفل قرار دادن آنها توسط دولت ، رسمیت بخشیدن به تبعیض نژادی و قومی و اعمال قدرت و حاکمیت توسط دولت مرکزی ، حفظ ارتش و ماشین سرکوب رژیم با برقرار کردن مقررات و قوانین تعدیلی ، و از همه مهمتر بدون آن که طرحی برای مصادره و ملی کردن ثروت و داراییهای سرمایه داران و واگذاری صنایع و کارخانجات به کارگران در دستور باشد با ترویج نهیلیسمی عنان گسیخته  ” یک دنیای بهتر” بورژوایی بزک شده ای را برپا دارند تا با سوسیالیسمی انسانی همه انسانها آزاد شوند و به دنبال آن طبقه کارگر آزاد شود !! . آنچه همواره توسط جریانات این چنینی ، علیرغم تمام  ژستهای تبلیغاتی و شعاری نادیده گرفته میشود حضور و نقش تعیین کننده کارگران و کشاورزان و توده های زحمتکش است که برای آنها حکم سیاهی لشگر فیلمی را دارند که سناریو آن را آنها نوشته اند و نقش اول را هم به نام خود سند زده اند . پیکار برای برچیدن بساط سرمایه داری و رژیم حافظ منافع آن و تحقق سوسیالیسم شامل تمامی سیاهی لشگران نظام پوسیده و رو به زوال سرمایه داری میشود . به قول شاعر آزاده فرخی یزدی ” در صف حزب فقیران اغنیا کردند جای –  این دو صف را کاملا از هم جدا باید نمود  ” .

مسعود ۱۹/۳/۹۹

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »