تکرار بخش کمدی تاریخ اینبار توسط جمهوری اسلامی

مسعود موسوی
منتشر شده در نشریه راه سرخ شماره ۱۲

در تاریخ همواره از سلاطین قاجار به عنوان فاسدترین حکام ایران نام برده شده که به چشم بر هم زدنی فی المثل فلان شیلات را واگذار میکردند تا خرج عیاشیها و سفرهای فرنگشان فراهم شود و البته در مواردی همچون واقعه تحریم تنباکو به سرعت تسلیم فشار توده ها شده و عقب میکشیدند . در دربار ملوک الطوایفی قاجار هر کس سر در آخوری داشت و سنگ یکی از دول فخیمه خارج را به سینه میزد و میکوشید امتیاز بیشتری از پدر ملت، شاه قدر قدرت به چنگ آورد، رقابت بین دول روس و انگلیس و فرانسه لحظه ای متوقف نمیشد و سلاطین با درایت !! قاجار، در این میدان رقابت مجیز گوی هر دولتی که سهم بیشتری میداد، میشدند .

 نکته مهم این بود که در این بده بستانها فقط منافع دربار و تداوم بقاء انگلی شاهان و کاسه لیسان دور و برشان مطرح بود وآنچه همیشه مغفول میماند منافع ملی و وضعیت کار و معیشت و زندگی توده ها بود . رعیت شمردن توده ها و اینکه تنها وظیفه عوام خدمت کردن به اربابان و سلاطین است، در طول تاریخ بوده و همه حکام و سلاطین حق طیبعی خود میدانستند تا هر گونه که میپسندند با رعایای و اموال و املاک خود رفتار کنند، در سایه سلطان که منادیان دین آنها را سایه خدا معرفی کرده بودند ، رعیت ! بی هیچ پناه و امیدی، تسلیم بخت و اقبال! خود بود هر از گاهی هم که شورش و قیامی صورت میگرفت سلاطین وقت در وحشیگری و جنایت و سرکوب از هیچ اقدامی فروگذار نمیکردند . اما در دوره قاجار این نگاه ضد انسانی با وقاحت و دریدگی و بی شرمی بی حدی بروز یافت .

اینک بعد از بیش از یک قرن تاریخ بار دیگر تکرار میشود اما در وجه کمدی آن و توسط جمهوری اسلامی که در وحشیگری و جنایت و ددمنشی گوی سبقت را حتی از خانهای مغول ربوده اند . جمهوری اسلامی که از آغازین روزهای شکل گیری اش در بذل و بخشش اموال و داراییهای این مردم برای مزدور پروری در منطقه و توسعه نفوذ خود در کشورهای اسلامی ذره ای تردید به خود راه نداده ، هیچگاه به هیچ کس پاسخ گو نبوده و هیچ رد و نشانی از پولهای هنگفتی که در این چهار دهه خرج شده وجود ندارد ، به عنوان نمونه سال پیش ”فلاحت پیشه ” رئیس کمیسیون امنیت مجلس اعلام کرد که ” ما در سوریه بین ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار خرج کرده ایم و هیچ بهره ای نبرده ایم ” ، مبالغ سرسام آوری که در یمن خرج میشود، پولهای هنگفتی که صرف پرداخت حقوق و مخارج نیروهای ”حشد الشعبی ” در عراق میشود، مبالغ کلانی که حتی به شکل چمدانی به ” حماس و جهاد اسلامی ” داده شده ، بودجه کلانی که به ”حزب الله لبنان ” اختصاص داده شده که حتی ابتدایی ترین نیازهای روزانه این مزدوران و خانواده هایشان را در بر میگیرد، گروه ” الشباب ” در سومالی، باند ” فقه جعفری ” در پاکستان، باند ” گلبدین حکمتیار ”  و سایر جریانات طالبان در افغانستان، شیعیان بحرین و عربستان، دارودسته ” شیخ زکزاکی ” در نیجریه،  ” عمر البشیر ” سودانی که تا مدتی به واسطه پایگاه نظامی که دراختیار سپاه قرار داده بود جیره خور رژیم شده بود، حتی در سالهای اول ”جبهه آزادیبخش مسلمانان مورو ” در فیلیپین از کمکهای جمهوری اسلامی بهره ها برد ، به همه اینها باید سلاحها و موشکها و ادوات  نظامیی که پنهان و آشکار به هر سو کسیل میکند، را اضافه کرد، همچنین دستگاه عریض و طویل ” جامعه المصطفی ” که با جذب به اصطلاح دانشجو طلبه از تمام نقاط وتامین مخارج آنها دارودسته بزرگی از جیره خواران را به همراه شبکه گسترده مراکز فرهنگی و مذهبی و مساجد به منظور ترویج شیعه ، ازآمریکای لاتین تا آفریقا و اروپا را پوشش  میدهد . مخارج سرسام آور و نجومی این تشکیلات عریض و طویل و این باندها و شبکه های مافیایی هیچگاه و در هیچ جایی ثبت نشده و همیشه پنهان بوده ، مخارجی که از اموال و ثروت و دارایی های مردم این سرزمین پرداخت شده و میشود و تا به امروز توانسته بود با ایجاد این شبکه ارعاب و تهدید و تطمیع در منطقه که حتی دول اروپایی را علیرغم ادعاهای حقوق بشری شان از برخورد جدی با اقدامات جمهوری اسلامی باز میدارد ( حتی در مواردی تن به همکاری و باج دادن به رژیم روی آوردند )  و با وجود همه بحرانها به حیات خود ادامه دهد .

 اکنون با تشدید تحریمها و مسدود شدن منابع درآمدی رژیم حاصل از فروش نفت ، عملا تامین و تغذیه مالی و تسلیحاتی شبکه مخوف و مافیایی رژیم در منطقه مختل شده و همچنین با تشدید روزافزون بحران اقتصادی و رکود و به دنبال آن گرانی سرسام آور ( که دقیقه ای افزایش میابد )  وفقر و نارضایتی انفجار گونه توده ها ، چشم اندازی را رقم زده که حکام جانی جمهوری اسلامی مأیوس از حمایتهای بی چون و چرای دول اروپایی و آمریکا ، ورشکسته و مفلس و هراسان از آینده ترسناکی که پیش رو دارد و مزدورانش بارها به آن اعتراف کرده اند ، به صرافت افتاده  راه اسلاف جانی خود را در پیش بگیرد . اکنون تنها ضامن بقاء را در جلب نظر یک حامی به زعم خود قدرتمند دیده اند و با بهره برداری از رقابت ما بین امپریالیستها در توسعه حوزه نفوذ خود ، با نشان دادن در باغ سبز ودر طبق اخلاص گذاشتن تمامی منابع و ثروت این سرزمین و پیشکش آن به امپریالیسم چین ، میکوشند خود را زیر چتر حمایتی چین قرار دهند . در قرار داد ۲۵ ساله ایران ( جمهوری اسلامی ) و چین تنها چیزی که مطرح نیست توسعه و آبادانی کشور و رفع بیکاری و ارتقاء زندگی و معیشت توده ها ، از جانب هر دو دولت است . دیدگاه غالب جمهوری اسلامی  در طی این چهل سال به خوبی عیان بوده که نسبت به توسعه و آبادانی و پیشرفت کشور هیچگاه دغدغه نداشته بلکه بنا به ماهیت طبقاتی اش همواره به دنبال کسب درآمد های سریع الوصول و سودهای سرشار حاصل از فعالیتهای اقتصادی کم ریسک بوده ( با مرور این چهار دهه به خوبی میبنیم که هیچ پروژه سنگین و زیر ساختی و مادر اجرایی نشده بلکه اغلب صنایع و کارخانجاتی هم که از قبل بوده رفته رفته به مخروبه بدل و زمین آنها به فروش رفته و در عوض همان تولیدات داخلی با کمترین هزینه وارد شده ، تنها در بخشهایی سرمایه گذاری شده که مستقیما به تضمین بقاء رژیم مرتبط بوده  خصوصا بخش نظامی و تسلیحاتی ) و اکنون هم فقط به بقاء خود فکر میکند حال به هر قیمتی مهم نیست .

 حاکمیت سرمایه داری چین هم که لقب کمونیست را یدک میکشد ( و محمل خوبی فراهم شده تا دستگاههای تبلیغی سرمایه داری با شارلاتان بازی از آن برای تخریب وجه کمونیسم و مذموم نشان دادن آن بهره ببرند  ) با اقتصاد مبتنی بر تولید انبوه کالاهای مصرفی با نازلترین قیمت و صادرات گسترده ( سیاست سود کم فروش زیاد ) آن شکل گرفته ، با داشتن قریب به یک میلیارد و چهار صد میلیون نفر جمعیت و ۷۸۳ میلیون نفر کارگر،  در پی فراهم نمودن و تسهیل روند صادرات تولیدات این حجم عظیم نیروی کار است  و تحت عنوان سمبلیک احیای راه ابریشم  معروف ، با طرح  یک کمربند – یک راه  و صدور ارزانتر و آسانتر کالاها از طریق زمینی به اروپا است . البته این بخشی از سیاست چین است ، این رژیم در کنار سیاستهای لیبرالیستی، همان اهداف مستعمراتی کردن کشورها را که دهه هاست سرمایه داری پشت سر گذاشته، در پیش گرفته، با روشی محیلانه و با به طمع انداختن حکام فاسد و رشوه بگیر کشورهای فقیر و ورشکسته و وعده دادن وام و سرمایه گذاری در آن کشورها منابع مالیی در اختیار آنها میگذارد و با اعمال نرخهای بالای بهره وامها منجر به انباشت بدهی میشود، کشورهای دریافت کننده وام، ناتوان ازبازپرداخت دیون ناچار به گردن نهادن به قرار دادهایی برای واگذاری بنادر و معادن و راهها به چین میگردند . بسته چینی در بر دارنده چند عنصر ثابت است : قرار داد ۲۵ ساله ، سرمایه گذار چینی ، کارگر و متخصص چینی ، تکنولوژی چینی ، یک یگان از ارتش چین به نام ”پلیس صنعتی ” .

در تمام  قراردادها شرکتهای چینی باید طرف اصلی قرارداد باشند، در آفریقا بیش از ۱۰۰۰۰ شرکت چینی مشغول به کارند ، کلیه تکنواوژی ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی ۴۸ کشور آفریقایی توسط  شرکتهای چینی ساخته و راه اندازی شده و توسط آنها اداره میشود ، در سال ۲۰۱۷ دولت سریلانکا ناتوان از باز پرداخت وام یک میلیارد دلاری  مجبور شد  بندر ” هامبانتوتا ” را به همراه ۱۵ هزار هکتار زمینهای مرغوب حاشیه بندر به مدت ۹۹ سال به چین واگذار کند، در سال ۲۰۱۳ مدیریت بندر گوادر پاکستان به همراه ۲۲۸۲ جریب از اراضی حاشیه بندر به منظور ایجاد منطقه آزاد تجاری به چین واگذار شد ، جیبوتی ۷۷ درصد تولید ناخالص ملی خود را به چین بدهکار است که در ازای این بدهی چین اولین پایگاه نظامی و دریایی خود درخارج چین را در این کشور برپا کرده است، کنیا ناتوان از باز پرداخت بدهی ۸/۹ به چین قرار است بندر ” مومباسا ” را به چین واگذار کند، کشورهای زیادی از جمله تاجیکستان، قرقیزسان، لائوس، کامبوج، مالدیو، پاکستان، مونته نگرو در در تله بدهی چین گرفتارند و اکنون نوبت ایران است که در قرارداد ۲۵ ساله پذیرفته بنادر جاسک و چابهار را به چین واگذار کند و چین اجازه دارد ۵۰۰۰ نیروی نظامی برای حراست از منافع خود درایران مستقر کند و در طی این بیست و پنج سال ایران متعهد میگردد با تخفیف ۳۲% نفت چین را تأمین کند.

 دو سوم از سرمایه ۴۰۰ میلیارد دلاری که قرار است چین به ایران منتقل کند به صورت کالاهای چینی است و مابقی آن به ” یوآن ” به شرکتهای چینی که قرار است مجری پروژه ها درایران باشند پرداخت خواهد شد . در سال ۲۰۱۷ پنج میلیارد دلار در ایران سرمایه گذاری خارجی صورت گرفته ، در سال ۲۰۱۹ این میزان به ۵/۱ میلیارد و درسال ۲۰۲۰ به یک میلیارد کاهش یافته و اکنون چین پذیرفته طی ۲۵ سال معدل ۴۰۰ میلیارد دلار و به عبارتی سالی ۱۶ میلیارد دلار در ایران سرمایه گذاری کند و همه اینها با بهره های سنگینی که معمولا در این قراردادها از طرف چین اعمال میشود میبایست با نفت ۳۲% تخفیف خورده طی بیست و پنج سال باز گردانده شود . این یعنی به تاراج دادن و غارتگری علنی انهم برای طرحهایی که به هیچ وجه نیاز به سرمایه های خارجی نیست ، برای چین تنها فعالیت در توسعه بنادر و پروژه های راه سازی و بهره برداری از معادن جذابیت دارد و در کشورهای مختلف فقط دراین حوزه ها فعال بوده  ( استخراج از معادن طلا در ایران هم در دستور قرار دارد )، استخراج معادن این کشورها و تامین منابع مورد نیاز صنایع و کارخانجات در چین و تبدیل آنها به کالاهای مصرفی و بنادر و راهها به عنوان تسهیل کننده توزیع و فروش آنها ، تنها اولویت چین است.

در این میان لیبرالهای درون حاکمیت ( که دل درگرو آمریکا و اروپا دارند ) سخت به تکاپو افتاده اند  تا هر چه زودتر قضیه برجام و رفع حداقل بخشی از تحریمها را به سرانجامی برسانند و با  برقراری ارتباطی جدیتر با غرب و به خصوص ”کدخدا ” و حصول توفیق در این ارتباط و جلب سرمایه ها ، مانع از به نتیجه رسیدن این قرارداد ( با چین ) شوند . و قابل توجه نوع برخورد مزورانه خامنه ای است که محیلانه به تماشا نشستی تا اگر اقدامات باند روحانی – ظریف به نتیجه رسید از آن به نفع خود بهره برداری کند و در غیر این صورت دولت و رئیس جمهور را مورد شماتت قرار داده و اعلام کند که من گفتم این کار نتیجه نمیدهد .

 

 

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »