از تنبور سید قربان

از تنبور سید قربان

دنده هایمان زیر چرخدنده ها!

دندان هایمان بازیچه ی سنگ!

پاهایمان را در جاده های غیرقانونی!

حافظه ی لبریز از کابوس تلخِ هزار ماهی به شن افتاده را

اما

کجا می توانستیم بسپریم

جز دریا؟!

دستهایمان را

کجا؟

..

*

آواز هایمان اما

فراتر از قانون و چرخ و دنده است

بی جا و بی زمان نیز زنده ست

شعله فروزنده ست

بر بال آوازهایمان می پریم

بی وِبال بال

از کاکل خونالود قندیل

تا شانه ی شکسته ی آند»

از ماغ گوزن های سیاهکل

تا عقابان یاغی دالاهو

تا قصه های « ندارد*» و «دارا»

از تنبور «سید قربان»

تا گیتار «ویکتور خارا»!

 

آند: نام رشته کوهی در شیلی

از ندارد تا دارا: نام مجموعه داستانی از نویسنده کرماشانی علی اشرف درویشیان

سید قربان: اشاره به چریک دلاور فدایی سید قربان حسینی دارد که سال ۱۳۶۰ توسط دژخیمان جمهوری اسلامی خون پاکش به زمین ریخته شد! سید قربان از مردم منطقه ی گوران بود و فرزند تنبور نواز برجسته زنده یاد«سید ولی حسینی».خود سید قربان نیز تنبور را خوش می نواخته است!

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
Translate »