فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

شهرزاد  و  انکار مردم  طبقات فرودست

این روزها کمتر کسیست که پیگیر سریال شهرزاد نباشد،به راستی هم که خوش ساخت می نمایاند و از تعلیقی بالا برخوردار است و خود من هم این سریال را با اشتیاق پیگیری می کنم،من چیز زیادی از سینما نمی دانم و قطعن راجع به فرم و شکل اثر حرفی نمی توانم گفت، از اینرو از زاویه ای دیگر به ماجرا می نگرم،اگر روایت این مجموعه را تنها روایتی عاشقانه بدانیم، به زعم من جای هیچ حرفی در میان نیست،اما تمام روابط و آکسیون داستان زیر تاثیر زمینه ی سیاسی و تاریخی آن پیش می رود و اینجاست که حقیقت بزرگی ناگفته می ماند و یا شاید بهتر بگویم تحریف می شود:

داستان روایت گر کودتای ۲۸ مرداد و فضای سیاه خفقان پس از آن و تاثیر این شکست بر زندگی چند خانواده است،سراسر خانواده ها و یا بهتر بگویم قهرمانان داستان،از سیاه و سفید از طبقه ی بالای جامعه،وابسته به دربار و یا بازاریان هستند، گویی در دو سوی این رزم و همچنین، برنده و بازنده ی این میدان سیاسی فقط همین دسته بوده اند.

حکومتیان و طرفداران کودتا که به کنار،در سریال بر جای خود نشسته اند!

قهرمانان یا به اصطلاح آدم خوب های روایت،چند روزنامه نگار اتوکشیده،شاعرمسلک،کافه نشین هستند که از دم شکستی عشقی خورده اند و اشکشان دم مشکشان است! این تصویر مبارزان و روشنفکرانیست که این سریال از آن دوره به نمایش می گذارد!

نه اثری از خروش سرهنگ سیامک ها و ستوان کلالی ها هست(سازمان افسران نظامی حزب توده-بدنه ی آبرومند سازمان-) و نه اثری از مردم عادی طبقات فرودست(که مبارزان نامبرده مدافع منافع آنان بوده اند)،جز در نقش اراذل و اوباش و لمپن های مطیع یا نوکر و کلفت های عمومردک،خاله زنک و نیز سیاهی لشکرهایی که در خیابانها می آیند و می روند نیست!

گویی تمام آن سال های سیاه اینان نه نقشی داشته اند و نه تاثیری پذیرفته اند!

من نمی خواهم در مورد مقصود سریال داوری کنم، اما بی گمان مخاطب عادی که مطالعه ای در مورد آن مقطع تاریخی نداشته براین ظن خواهد بود که شاید اینگونه بوده و فرودستان نقشی نداشته اند و در میانه نبوده اند،یا شاید سواد و درک لازم را نداشته اند،اما این روایت تنها روایت آن دوره ی تاریخی نیست،تنها آثار دو نویسنده کفایت می کند که چهره ی واقعی آن دوره را خارج از حجره ی آقا هاشم و خانه ی بزرگ آقا و کافه نادری ببینیم! تا بدانیم دانش و آگاهی طبقاتی کارگران (بویژه کارگران شرکت نفت) در آن دوره،برخلاف تصویر ارائه داده شده در سریال، بسیار بالا و ستودنی بوده است، کافیست ببینندگان این فیلم (اگر نخوانده اند) نگاهی هم به رمان های همسایه ها و داستان یک شهر،اثر احمد محمود و همچنین رمان سالهای ابری اثر علی اشرف درویشیان، بیندازند،تا ببینند و بدانند که قهرمانانشان نه این روشنفکرهای اتوکشیده ی همیشه گریان،بلکه شفق ها و بیدارها ومحمدمکانیک ها و دای سلیم ها و سروان کلالی ها و سیامکها و هزاران آدم خط و خاک خورده ی دیگری بودند که اکنون به زیباترین و پرخرج ترین شکل نقششان لابه لای چسناله های طبقات فرادست انکار می شود!

احسان حقیقی نژاد (پاتوره)

 12/4/2016

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »