درباره مفهوم بازار مالی[۱]

 

 آنچه را که من در این نوشته درباره مفهوم بازار مالی بررسی و بیان نموده ام مطلب بالنسبه کوتاهی است که وسیعاً متکی بر و نمایانگر اطلاعاتی است که از منابع مختلف در اینترنت بدست آورده ام. و باید بگویم که من اسامی منابع این اطلاعات را یادداشت نکرده ام و لذا نمیتوانم آنها را در  اینجا ذکر کنم؛ بعلاوه به بیان بسیاری از جزئیات نپرداخته ام و ممکن است (تأکید میکنم: شاید) چند اشکال هم در ارقام نقل شده وجودداشته باشد زیرا نتوانستم برای یافتن ارقام دیگر جستجو کنم تا آنها را با ارقام مزبور مقایسه نمایم.

  بازار مالی نوع ( البته بورژوایی) وِیژه ای بازار موسوم به بورس است که در آن اصطلاحاً  تجارت مالی یا مبادله مالی صورت میگیرد.  این بازار معمولاً بعنوان دو بازار مختلف درنظر گرفته میشود : بازار سرمایه و بازار پول.  بازار سرمایه مکانی است که در آن اوراق بهادار یعنی سهام و اوراق قرضه خرید و فروش میشود، و بدینطریق سرمایه گذاریهای میان و بلند مدت بیش از یکسال بوسیله اشخاص خریدار سهام و اوراق قرضه انجام می پذیرد.  بازار پول بازاری است مشتمل بر تسهیلات بانکی یعنی پولهایی که بانک ها و سایر موسسات مالی در شکل انواع مختلف وام  به واحدهای اقتصادی اعطاء میکنند، و این پولها یا اصطلاحاً تسهیلات  در این واحدهای تولیدی یا تجاری کاپیتالیستی یا خرده بورژوایی سرمایه گذاری میشوند؛ منابع مالی بانک ها و سایر موسسات مشابه معمولاً ازطریق جمع آوری پولهای باصطلاح راکد و غیر سرمایه ای  که معمولاً در مقادیر کوچک نزد برخی افراد عادی وجود دارند فراهم میشود.

  این انواع مختلف سرمایه گذاری ، همانطور که ذکر شد، برای شرکت های تولیدی و تجاری کاپیتالیستی خصوصی و دولتی و بانک های خصوصی و دولتی گوناگون  و تا اندازه ای برای مشاغل خرد متعلق به خرده بورژوازی انجام میگیرد.

  بازارهای مالی بورژوایی موجود، خواه همه انواع بازار پولی و خواه عموم انواع بازار اوراق بهادار(یعنی تاحدی منهای اوراق قرضه صادرشونده توسط دولت) بعنوان بازارهای سرمایه گذاری در قلمروی اقتصادی محسوب میگردند؛ و بازار اوراق بهادار درعین حال بعنوان بازار روندهای تغییر اشخاص سرمایه گذار بحساب میایند. و انواع پولهایی که ازطریق بازارهای مالی سرمایه گذاری میشوند معمولاً بعنوان سرمایه های مالی یعنی سرمایه های پولی به شمارمیروند.

    بازارهای مالی یا اقتصاد مالی بورژوائی جریانهای هدایت کننده منابع مالی معینی به داخل حوزه های تولید و بازرگانی و بانکداری بورژوائی و کسب و کار خرده بورژوایی هستند و نقش بسیار بزرگی را در جریان موجودیت این نظام اقتصادی و رشد و تکامل آن یعنی روندهای انباشت سرمایه و پیشرفت تکنیک بورژوائی ایفاء مینمایند. بازارهای مالی منبع اصلی تأمین مالی شرکت های اقتصادی در جامعه بورژوائی را تشکیل میدهند؛ منبع دیگر تأمین مالی اقتصاد کاپیتالیستی  عبارت از آن نوع سرمایه گذاری توسط سرمایه داران است که مستقیماً شامل تأسیس شرکت های جدید میباشد.

  بعنوان مثال : در یک مطالعه مشخص مربوط به تأثیر توسعه بازار سهام بر تولید واقعی سرانه در کشورهای آ س آن (ASEAN) معلوم شده است که: درنتیجه افزایش یک واحد در شاخص توسعه سهام در فاصله زمانی ۲۰۱۱-۱۹۹۰، نرخ رشد تولید سرانه در این کشورها ۸۸٫۳ درصد افزایش پیدا میکند. همین مطالعه برای ۱۲۲ کشور با درآمدهای متوسط و بالا نشان میدهد که نرخ رشد تولید واقعی سرانه آنها باندازه بسیار زیادی فزونی میگیرد. در کشورهای تولید کننده نفت، در همان دوره زمانی ، با افزایش یک در صد در نسبت ارزش بازار سهام به تولید ناخالص داخلی، نرخ رشد تولید سرانه واقعی ۲۰ درصد بیشتر میشود.

  باید توجه نمود که بازار سرمایه در کشورهای مختلف( بلحاظ مقدار ارزشهای مبادله شده) معمولاً بسیار بزرگتر از بازار پول میباشد.

  بازار مالی را همچنین شامل سه بخش مختلف: بازار پولی، بازار سهام، و بازار اوراق قرضه درنظرمیگیرند میزان هر یک از این سه بخش( ازلحاظ مقدار ارزش های مبادله شونده) نسبت به کل بازار مالی  در کشورهای مختلف متفاوت است: مثلاً در سال ۲۰۱۸ : در ژاپن، اوراق قرضه ۵۱ درصد، سهام ۲۶ درصد و تسهیلات بانکی ۲۳ درصد بازار مالی را تشکیل میدهد؛ در ترکیه این ارقام بترتیب ۲۴ درصد، ۲۳ درصد، و ۵۳ درصد میباشد.

   کل اقتصاد سرمایه داری یک کشور را میتوان به بخش واقعی و بخش مالی تقسیم نمود. بخش واقعی یا اقتصادی واقعی نیز از دو قسمت تشکیل میشود: تولید واقعی کالاهای واقعی(در شکل اشیاء و خدمات واقعی که تجسم اضافه ارزشهای تولید شده نیز هستند)، و تجارت واقعی این کالاها یعنی فروش و خرید آنها که درواقع تشکیل بازار واقعی( عادی یا ازطریق اینترنت) را میدهند. بخش مالی تنها از بازارهای مالی،  باصطلاح اقتصادی مجازی تشکیل میگردند که در آنها ثروت های مالی   شامل سهام و اوراق قرضه مبادله میشوند یا پولها در شکل انواع مختلف وام و سود آنها  بین اشخاص حقوقی و حقیقی داده میشود و پس گرفته میشود؛ سپرده گذاری پول در بانک ها و سایر موسسات مالی مشابه  و دریافت سود برای سپرده های مربوطه و پس گیری خود سپرده ها  توسط افراد سپرده گذار قسمت ویژه ای از بازار مالی محسوب میگردد.

   جمع آوری مقادیر کوچک پولهای باصطلاح راکدِ نزد افراد عادی توسط بانکها و سایر موسسات مشابه مالی ازطریق سپرده گذاری توسط افراد مزبور و تبدیل این پولهای سپرده شده توسط موسسات مزبور به سرمایه های وامی بمنظور بکارافتادن آنها در شرکتهای تولیدی  و تجاری- چیزهایی هستند که دو هدف از آنها دنبال میشود : کسب سود بیشتر توسط سرمایه داران(زیرا سرمایه داران بخشی از اضافه ارزش  تولید شده مربوط به این سرمایه ها را خودشان  تصاحب میکنند) ؛ و تا آنجا که ممکن است تبدیل توده های اعضاء طبقه کارگر و طبقه متوسط به “سرمایه داران خرد”  و درنتیحه دارای گرایش به حمایت از نظام اجتماعی بورژوائی یا مبارزه کمتر علیه این نظام.  هدف دوم مستقیماً توسط حکومت بورژوازی دنبال میگردد.  چنین است همینطور در مورد خرید سهام و اوراق قرضه شرکت ها توسط مردم عادی:  پولهای اندک راکد غیر سرمایه ای اینگونه افراد بدین طریق به سرمایه های مورد استفاده در موسسات اقتصادی تبدیل میشود و سرمایه داران قسمتی از اضافه ارزش تولید شده مربوط به این سرمایه ها را خودشان تصاحب مینمایند و حکومت هدف باصطلاح سیاسی خنثی نمودن این افراد در مبارزه علیه نظام حاکم کاییتالیستی را دنبال میکند. در چنین روندهایی، البته اهداف اجتماعی و اقتصادی دیگری از قبیل شکوفایی  اقتصادی سرمایه دارانه جامعه ممکن است توسط حکومت های بورژوایی مربوطه نیز دنبال شود؛ والبته افراد سپرده گذار در بانکها یا خریدار سهام یا سایر اوراق بهادار و یا فروشنده اینها معمولاً این کارها را جهت کسب پول اندکی برای کمک به تأمین هزینه امرار معاش خود  انجام میدهند و غیره و غیره.

   همانطور که فوقاً نیز ذکر شد، باید توجه داشت که بازارهای مالی عبارتند از اقتصاد مجازی، اشکال معین اقتصادی مجازیِ نمایانگر اقتصاد واقعی که مشتمل است بر اموال و اشیاء( چون وسایل تولید و مبادله وکالاها در شکل اجسام) و خدمات ( واضحاً از نوع اقتصادی)، که همگی خصلت فیزیکی دارند، و نیز مزدها و حقوق ها در اشکال فیزیکی پول. بنابراین تغییرات ارزش های سهام و اوراق قرضه معمولاً  بستگی به تغییرات ارزش ها در اقتصاد واقعی مربوطه دارد؛ و تغییرات ارزشهای اوراق بهادارصرفاً درداخل همان بازارهای مالی، تا آنجا که من میدانم، پدیده هایی استثنائی هستند. اما تغییرات (افزایش یا کاهش) ارزش پول در جامعه بورژوایی-همانطورکه بطورصحیح گفته میشود- به عوامل بسیار متعددی بستگی دارد، از این قبیل بشرح زیر:

  – وضعیت کنونی سیاسی و اقتصادی جامعه بورژوایی(باثبات و سامانمند یا نه چنین) و اینکه آینده این وضعیت روشن یا ناروشن بنظرمیرسد( واینکه حالات دوم موجب فرار سرمایه ها، کاهش سرمایه گذاری در حوزه تولید، و بالا بردنِ بی اساسِ قیمتها توسط بعضی سرمایه داران وغیره و بالنتیجه کاهش ارزش پول میگردد).

     – افزایش یا کاهش تولید و سرمایه گذاری در این حوزه(که باعث افزایش یا کاهش عرضه کالاها و در نتیجه نزول یا صعود قیمتها یعنی افزایش یا کاهش ارزش پول میشود) و تقلیل یا گسترش نهادهای غیرتولیدی(که دربردارنده صرف فزونی یابی عرضه برای کالاها و درنتیجه قیمتها و کاهش ارزش پول میباشد).

  – کاهش یابی یا فزونی یابی پرداخت های ارزی (خروج ارز از کشور مثلاً درنتیجه واردات) نسبت به دریافت ارز( ورود آن به کشور مثلاً درنتیجه صادرات)، که باعث تقلیل یا افزایش ذخیره ارزی در کشور ودرنتیجه ارزش پول داخلی درمقابل ارزهای خارجی میشود.

   – رشد نرخ تورم( بالنتیجه کاهش ارزش پول) بواسطه چاپ اسکناس بدون پشتوانه مادی مانند طلا یا بواسطه ازدیاد یا تقلیل حجم نقدینگی(یعنی پولهای افراد بصورت نقد یا بصورت سپرده بانکی و در حالت دوم تاآنجا که این سپرده ها بصورت وام به افرادعادی اعطاء میگردد که این جریان تقاضا برای کالاها و لذا قیمتها را افزایش و درنتیجه ارزش پول را تقلیل میدهد).

   – عدم وجود یا وجود اصطلاحاً فاکتورهای خارجی از قبیل تحریم اقتصادی، جنگ و خشکسالی(که در حالات دوم معمولاً موجب تقلیل تولید و بالنتیجه کاهش ارزش پول میگردند)؛ و غیره

  در هرکشور معین در هر دوره معین ممکن است یک یا چند فاکتور معین از فاکتورهای مزبور در جریان تغییرات ارزش پول بیشتر یا خیلی موثر یعنی عمده گردند.

   در هر جامعه بورژوائی معین، هرگونه ثروت غیر پولی با خصلت فیزیکی دارای دو نوع ارزش است: باصظلاح ارزش واقعی که بیانگر ارزش مجموع کل نیروی کار تجسم یافته در آن یعنی در شکلهای مختلف در طول کلیه مراحل تولید آن است( از مرحله کار مستقیم روی طبیعت تا وقتیکه بصورت یک محصول کامل درمیاید) ؛ و دراصطلاح ارزش اسمی  که مبین قیمت آن بر حسب پول جاری با ارزش معین اش که ممکن است تحت تأثیر عوامل فوق الذکر قرار گیرد.  هر کالای معین نیز دارای این دو نوع ارزش میباشد. بنابراین، فی المثل ارزش های انواع سهام  بیانگر ارزش های اسمی اموال و کالاها هستند.

  درآخر نامناسب نیست گفته شود که کمونیست ها باید بنحوی نسبتاً پیوسته بازار مالی و کارکردهایش را بطور پرولتاریائی-علمی برای توده های وسیع طبقه کارگر و گروههای اجتماعی فرودست و تهیدست جامعه بورژوائی توضیح دهند و این پدیده ها را بطور پرولتاریائی- انقلابی برای آنان افشاء نمایند.

 

                                                                                            حمید پویا

                                                                                       ۲۰ ژانویه ۲۰۲۰

 

   

 

 

۱- نوشته حاضر ترجمه  مقاله ای بزبان انگلیسی با همین عنوان و با تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۲۰ هست که من قبلاً آن را نوشته ام و اکنون خودم آن را به فارسی برگردانده ام و درضمن این کار اصلاحات بسیار مختصری هم در آن وارد کرده ام.  حمید پویا ،  ۱۴ مارس ۲۰۲۰

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »