درباره موضوع “مجمع جهانی اقتصاد در آفریقا”

   قبل از همه باید توضیح دهم آنچه را که در ذیل راجع به این موضوع نوشته ام درعین حال تاحد زیادی شامل صرف اطلاعاتی هست که آنها را از منابع مختلف درمورد آن بدست آورده ام:

مجمع جهانی اقتصاد یک سازمان بزرگ بورژوائی سوئیسی است مربوط به مشاوره ها و تصمیم گیریهای اقتصادی توسط مقامات باصطلاح عالی رتبه اقتصادی و سیاسی بورژوایی و اشخاص معدودی متخصص و امثال آن از کشورهای مختلف جهان. بیش از یک هزار شرکت بزرگ از کشورهای مختلف عضو این سازمان هستند. مجمع در ژانویه هرسال اجلاسی در داوس( در کشور سوئیس) برگزار میکند که در آن به تعداد مختلف بیش از ۲۵۰۰ نفر شامل روسای شرکتهای بزرگ، مقامات بالای دولتها، خبرنگاران، شماری دانشمند و اشخاص دیگری از بسیاری از مناطق دنیا شرکت مینمایند. مجمع همچننین سالیانه ۸ تا ۱۰ اجلاس دیگر از این نوع در نقاط دیگر جهان سازمان میدهد. همانطور که فوقاً اشاره گردید، واضح است که در چنین نشست هایی معمولاً از دیدگاههای بورژوایی امور طبقات بورژوا در زمینه های اقتصاد، سیاست، جامعه ، حفاظت محیط زیست و شرایط اقلیمی وغیره( والبته موضوع حمایت از حیوانات بهیچوجه) موردبرسی قرار میگیرند. این مجمع نهادی جهت بهم پیوند دادنِ عملی قدرت های اقتصادی بورژوائی با مراکز تصمیم گیری های سیاسی بورژوائی نیز محسوب میشود.  شعار عمومی مجمع ظاهراً اینست :  “تعهد جهت بهبودی برای وضعیت جهانی” ، شعاری که درحقیقت اساساً بمعنای بهبودی بیشترِ برای طبقات بورژواء بویژه بورژوازی بزرگ  و اجباراً باصطلاح “بهبودی”  برای سایر طبقات بطریقی در تطابق با منافع و خواسته های بورژوازی. بنظر میرسد که گرایش مسلط در مجمع عموماً یک گرایش بورژوا لیبرالی( نه ناسیونالیستی بلحاظ روابط بین کشورها) و شاید تا حدودی رفورمیستی باشد.

البته تقریباً همیشه تعداد نسبتاً زیادی از تظاهرگنندگان و رزمندگان چپ گرا ، در نزدیک ساختمانهایی که درشان اجلاس های مجمع برگزار میشود، مخالفت خود را با این نشست ها و تقریباً همه انواع سیاستهایی که درآنها اتخاذ میشود نشان میدهند.

اجلاس مجمع جهانی در آفریقا در سال ۲۰۱۹ در چهارم تا ششم سپتامبر این سال در شهر کیپ تاون (Cape Town) در کشور آفریقای جنوبی برگزارگردید. موضوع اصلی مورد بررسی در این نشست دیجیتالیزاسیون در آفریقا بود، که برای این قاره بسیار مهم میباشد. روشن نیست که آیا باصطلاح رهبران اقتصادی و سیاسی آفریقا، که در این اجلاس شرکت کردند، چاره جویی ای نیز برای وضعیت توده های مردم مثلاً مسئله اشتغال میلیونها جوان بیکار کرده باشند. چاره جویی ای که با وجود چاره جوئی ای بورژوایی اما، با توجه به توسعه اقتصادی البته به درجات متفاوت نازل کشورهای این قاره و شرایط معین سیاسی و توازن قواء طبقاتی در آنجا، جریانهای چپ و بالنسبه مترقی سیاسی و اجتماعی این کشورها باید خواستار آن باشند و برای تحقق و رادیکالیزه کردن آن تلاش نمایند.

کمونیست ها و پیشتازان سیاسی و فعالین اتحادیه ای طبقه کارگر در این کشورها ، درحالیکه جهت ترویج و تبلیغ ایده های حقیقتا کمونیستی در میان توده های این طبقه اجتماعی و سایر توده های زحمتکش و تهیدست و نیز برای بانجام رساندن سازماندهی لازم در میان کلیه این توده ها کوشش میکنند، بایستی همراه با این طبقه و این مردم درعین حال بطورمسالمت آمیز یا از طریق جنبش های انقلابی و انقلاب برای رفورم های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی رادیکال  مبارزه نمایند. آنان همچنین باید از رادیکالیزه نمودن هر سیاست رفورمیستی قابل ملاحظه حکومت و مقامات دولتی بنفع آن توده ها حمایت کنند. بنابراین آنان لازم است از هر سیاست قابل توجه اتخاذ شده در اجلاس مجمع که بهرحال بنفع توده های مردم آفریقا باشد پشتیبانی نمایند. تقریباً در تمام این کشورها ، آنان بایستی همچنین خواستار توسعه و تکامل اقتصادی( البته کاپیتالیستی) کشور باشند و معمولاً از هر سیاست قابل ملاحظه حکومت برای چنین توسعه وتکامل، در راستای رسیدن به تکامل اقتصادی و اجتماعی لازم  جهت انجام انقلاب سوسیالیستی و گذار به سوسیالیسم بمعنای راستین و در راستای فراهم شدن پایه مادی موردنیاز  برای رفاه نسبی مردم در همین نظام کاپیتالیستی موجود حمایت کنند. واضح است که چنین پایه مادی در سطح نسبتاً بالا درصورتی بخشاً به رفاه نسبی واقعی مردم مبدل میگردد که شرایط سیاسی نسبتاً مساعد لازم از طریق مبارزات کفایت کننده طبقه کارگر و بخش های پایئنی طبقه متوسط بوجود آید.

برای اینکه کمی شناخت بیشتری از وضعیت اقتصادی مربوط به کشورهای آفریقایی به دست آوریم – تا آنجا که من میدانم- میتوان داده های مذکور در ذیل را نیز مورد توجه قرار داد :

۴۱ درصد جمعیت این قاره هنوز در فقر مطلق زندگی میکنند. سالیانه  ۲۰ تا ۴۰ میلیون افراد جوانسال وارد بازار کار میشود. جمعیت آماده به کار در آفریقا سریعتر از هر جای دیگر دنیا رشد میکند، زیرا رشد صنعتی که دراثر آن فرصت های شغلی پایدار بوجود میاید در چند دهه اخیر کندتر شده است.

سه چهارم ثروتهای فوق ثروتمندهای آفریقایی درخارج از قاره قرار دارد که یک نتیجه آن اینست که حکومتهای آفریقایی سالیانه ۱۴ میلیارد دلار از مالیاتی که باید وصول کنند ازدست میدهند.

بنابر اظهارات ۸۳ رئیس شرکتهای بزرگ، از نوع فراملیتی یا متعلق به آفریقای جنوبی، و مستقر در ۱۹ کشور آفریقایی ، در پاسخ به پرسش های شرکت PWC ، یک شرکت بین المللی مربوط به بررسی اقتصادی : آفریقا برای بسیاری از شرکتها همچنان مانند سابق قاره ای  پرزحمت و مخاطره آمیز ولی برای آنها بسیار سودآور است.

چین نیز در زمانهای اخیر نفوذ زیادی در آفریقا پیداکرده است ، بواسطه احتیاج فزاینده اش به مناببع طبیعی و ظرفیتهای بزرگ بازارهای وسیع قاره از یکسو و رقابتش با غرب و شرکتهای غیر چینی و موسسات مالی جهانی نظیر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی ازسوی دیگر. دراین ارتباط چین چنین فعالیتهایی را در بعضی کشورهای آفریقائی دارد: اعطای وام با سود نازل، ساخت تأسیسات زیربنائی و ساختمانهای مربوط امور حمل و نقل، توسعه سیستم های آموزشی، بهداشتی و ارتباطات و غیره. این اقدامات درمقایسه با فعالیتهای شرکت های غربی در کشورهای قاره شاید برای این کشورها مساعد تر باشد.

حمید پویا

                                                                                 ۲۸ اکتبر ۲۰۱۹

۱- این نوشته ترجمه مقاله ای بزبان انگلیسی با همین عنوان و با تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۱۹ میباشد که من آن را سابقاً نوشته ام و اکنون آنرا خودم به فارسی برگردانده ام.   حمید پویا   ۲۱ مارس ۲۰۲۰

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »