خشونت جنسی در رژیم اسلامی

نوشین شفاهی

یکی از ترندهای اخیر توییتر هشتگ “تجاوز” و “آزار جنسی” پرده از تعرض سازمان یافتۀ فردی بنام “کیوان امام” و همینطور تجاوزِ افرادی چون آیدین آغداشلو برمیدارد. زنان دیگری هم در ارتباط با متجاوزین دیگری به این کمپین پیوسته و جنایات دیگری را افشاگری کرده اند. این ماجرا شباهت بسیاری به تجاوزهای هاروی واین استاین دارد و نشان میدهد هنوز کسانی هستند که از ترس و تردید این قربانیان از اینکه چرا همان موقع زبان به اعتراض نگشوده اند، محملی برای در رفتن این متجاوزین درست کرده اند. برخی موضوع تسویه حساب شخصی و یا جلب توجه عمومی را در ارتباط با قربانیان بمیان آورده اند. اگر در جامعه ای مثل آمریکا که معضل تابو و قضاوتهای اخلاقی در این موارد تعیین کننده نبوده هنوز کسانی پیدا شدند که صحت ادعای اولین زنان شاکی را مورد سئوال قرار دهند در کشوری چون ایران که جای خود دارد بی اعتبار کردن این زنان میتواند تبعات منفی ای از لحاظ جزایی در پروسۀ داخواهی آنان بجای بگذارد. زنان ایران حق دارند با هر کسی که مایلند رفت و آمد کنند و در هر حدی که بخواهند با کسی رابطه داشته باشند و این موضوع نمیتواند توجیهی برای تجاوز و استفادۀ جنسی از آنان باشد. از اینکه این زنان با پای خود به خانۀ این متجاوزین رفته و یا چرا تا قبل از این سکوت کرده بودند فقط و فقط مبینِ عدم حس امنیت و گواه بی اعتباری ادعای مقامات در حمایت از زنان و حقوق آنها است نه بر عکس.  

در رژیم اسلامی ایران این زنان و کودکان بودند که  اولین قربانیان قوانین شریعه شدند. و هنوز بعد از ۴۲ سال، در واقعیت امر، هیچ قانونی بطور جدی برای حمایت از قربانیان خشونت جنسی و تعرض به زنان و کودکان وجود ندارد. جمهوری اسلامی مجازات مرگ برای متجاوزین جنسی را در قوانین اش دارد در حالیکه که قوانین تعرض جنسی به زنان و کودکان رسما تحت حمایت قانون شریعه نهادینه و توسط عوامل خودش اجرا میگردد. ازدواجهای اجباری، صیغه، و خرید و فروش زنان و کودکان دختر در فرهنگ و قوانین شریعه رسما و وسیعا تشویق و ترویج میشود. تجاوز و تعرض جنسی بویژه در ارتباط با کودکان هم دختر و هم پسر بخشی از اخبار همیشگی شده است و کودکان بسیاری هنوز از تعرض امثال سعید طوسی ها در امان نبوده و این افراد فاسد و خطرناک هنوز آزادانه میتوانند با کودکان تماس داشته و با فراغت خیال در پناه قوانین ضد انسانی رژیم قربانیان بیشتری بگیرند.

 رژیم اسلامی ایران هرگز تعریف روشن و واضحی از تجاوز و خشونت جنسی نه در قوانین رسمی اش بدست میدهد و نه اساسا این جرائم را بر اساس تعریف جهان امروز و کنوانسیون حقوق بشر برسمیت می شناسد. چرا که در غیر اینصورت، باید به انکار یکی از پایه های اصلی و کلیدی قوانین شریعه اش برخیزد. به عبارتی دیگر،  عملا نه تنها موانع فرهنگی، قانونی و اجرایی را برای محافظت از زنان و کودکان برطرف و متوقف نکرده و متجاوزین بسیاری را تحت پیگرد قانونی قرار نداده بلکه شرایط اعمالِ این خشونتها را تسهیل و شدت بخشیده است. در قاموس اخلاق اسلامی، حفظ و اشاعۀ زن ستیزی و کودک آزاری معرفت تعریف شده و ثواب دارد و در عین حال با بیشرمی تمام تقصیر را هم بگردن زنانی می اندازند که بموقع به مراجع ذی صلاح مراجعه نکرده اند.

رژیم اسلامی مشوق این ستمهای جنسی بوده و کیوان امام ها ثمره و میوه های سمی مغز شویی فرهنگی این رژیم در ۴۲ سال گذشته هستند. جمهوری اسلامی نه قادر است به داد قربانیان این تجاوزها برسد و نه تحمل اعتراضات و مبارزات مدافعین حقوق زنان را دارد. کارنامۀ زن ستیز رژیم اسلامی اثبات این واقعیت است که فضا برای اعمال این جنایات، تحت برکات اسلامی بسیار مساعدتر گشته است بطور مثال:

-تشدید آسیب پذیری زنان و کودکان در فرهنگ مردسالار ایران با اعمالِ قوانین و سنن شریعه :

 خشونت و تعرض جنسی به یُمن همین قوانین، به ضرب زور، و سرکوب سیستماتیک نرمالیزه شده و به بخش قابل انتظارِ زندگی زنان تبدیل گشته است.

-بازداشت و زندانی کردن فعالین حقوق زنان:

یکی از اصلی ترین دغدغه های رژیم، خفه کردن صدای مدافعین و فعالین جنبش زنان بوده و از هیچ کوششی برای محوِ مبارزات و اعتراضات علیه این بیحقوقیها دریغ نکرده است. ایجاد نهادها و ارگانهای عریض و طویل اش صرفا بهمین دلیل بوده و سرکوب و آزار و اذیت مستمر این فعالین وظیفه و مسئولیت اصلی آنان را تشکیل میدهد.

 

-بازداشت و تهدید افراد خانواده و بستگان مدافعین حقوق زنان:

خانواده های فعالین تحت فشار دائمی برای همکاری با رژیم هستند و در صورت مقاومت خود آنان را بازداشت و یا تهدید به دستگیری میکنند. رژیم تلاش میکند که این خانواده ها را به ابزارهای سرکوب در خانه و در حیطۀ خصوصی و خانوادگی این زنان تبدیل کند.

بنابراین نمونه های اخیر نه بی سابقه بوده اند و نه پنهان. وجه متفاوت این کمپین شکستن تابوهای فرهنگی و اخلاقی توسط این زنان است که با افشای این جنایات جنبش زنان را در ارتباط با حق طلبی اش بجلو رانده اند.

کارنامۀ رژیم پُر است از این رنج و درد و فریادهای خاموش و یا پُر توان زنان و کودکان. در سالهای پیش از سوشیال میدیا، مردان متجاوز بسیاری با حمایتِ قوانین جنایی و قضایی رژیم اسلامی از چنگال عدالت گریختند و ناموس پرستی پلاتفرمی برای قتلها و خشونتهای بسیاری علیه زنان و کودکان گشت. بهمین منوال، تابوهای اجتماعی،فرهنگی، و اخلاقی در جامعۀ مردسالار ایران باعث شد که بسیاری از این زنان و کودکان به قربانیانی خاموش تبدیل شوند. کمترین عواقب افشاگری و پیگیری قانونی برای متجاوزین، مطرود شدن و آسیبهای روانی را برای قربانیان در پی داشته است. در بسیاری موارد برای فرار از قضاوتهای اخلاقی و رهایی از تاثیرات مخرب روانی، بسیاری از این قربانیان تنها گزینه را در خود سوزی و خودکشی دیده اند و آمار هولناک خودسوزیهای زنان در ایران گواه این واقعیت دهشتبار است. در مواردی هم که این قربانیان این جنایات را علنی کرده و یا برای دفاع از خود، متجاوز را بسزای اعمالشان رسانده اند، رژیم اسلامی خود این قربانیان را در جایگاه مجرم محاکمه کرده و بقتل رسانده است. مورد ریحانه جباری و حسین اسماعیل پور نمونه های انگشت شماری از جنایات بسیار گسترده و خشونت رسمی و مستمر رژیم اسلامی علیه این قربانیان خشونت جنسی هستند.

فرهنگ چندش آور زن ستیز رژیم اسلامی ایران با استفاده از باورهای کهنه و دیرپای مردسالاری و کدهای اخلاقی ای که بر بنای ستمگری جنسیتی پایه گذاری شده است، دایرۀ خشونت جنسی را بسیار وسیعتر کرده است و طبق همین باورها خود زنان را موضوع درگیریهای اخلاقی و خودزنی کرده است. بطوریکه این کمپین اخیر فقط نوک کوه عظیم یخی است که بخش اعظمش هنوز نهان مانده و این حرکت اخیر میتواند به ابعاد تاریک و گستردۀ این جنایات فرصت رو شدن بدهد.

 ما از این کمپینها حمایت کرده و زنان را در افشاگری و پیگیری این جنایات تشویق میکنیم. در عین حال میگوییم که در ایرانِ تحت حاکمیت رژیم اسلامی  دادخواهی برای قربانیان هرگز محلی از اعراب نداشته و ارزشهای انسانی هر روزه و مادام از طرف خود مجریان قانون انکار و لگد مال میشوند. بند ناف این رژیم با خشونت و جنایت بویژه علیه زنان و کودکان بریده شده و این جهنم واقعی فقط و فقط در گرو بزیر کشیدن این هیولای خون آشام است و بس. این اولین و مهمترین گام جهتِ پایان دادن به خشونت جنسی و امحاء بیحقوقی زنان و کودکان ایران است.

نوشین شفاهی

۲۸/۸/۲۰۲۰

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
Translate »