اتحاد فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

“آموزگار زحمتکشان”

“ستاره سرخ”

بیست و دوم آوریل زاد روز ولادیمیر ایلیچ لنین است کسی که شاید اگر نبود جنبش کمونیستی تا مدتها نمی­دانست چه کسی را بعنوان الگوی عملی خویش قرار دهد. نخستین کسی که علم و عمل را در سوسیالیسم پیوند داد؛ مردی که اولین حکومت سوسیالیستی جهان را بنیان نهاد. قهرمانی که نامش هنوز هم لرزه بر اندام سرمایه داران جهان می اندازد، روشنفکری که افکارش تاریکترین محافل انسانی و زاغه ها را درخشان میسازد. به دنیا آمدن در طبقه ی رعیت لنین را از کودکی با گرفتاری ها و زجرهای بیشمار فرودستان آشنا ساخت و او از همان دوران به دگرگون سازی وضع زندگی مردم می اندیشید. ورود لنین به دانشگاه و تحصیل در رشته ی ریاضی سرآغازی جدی بود برای آغاز مبارزات تئوریک و نیز اقدامات عملی. او با چند تن از دانشجویان دیگر انجمنی را تاسیس کردند و در آن از حقوق دانشجویان و مطالباتشان گفتند، چند تظاهرات علیه دولت برگزار کردند وهمین موجب دستگیری و اخراج لنین از دانشگاه شد. خفقان شدید حتی باعث شد او تبعید شود و تمام این مسائل لنین را به سمت تحقیقی گسترده و پروژه ی مطالعاتی عظیمی کشاند. خواندن چند اثر از مارکس و انگلس او را در مسیر سوسیالیسم قرار داد و باعث شد لنین چند عنوان از جمله “مانیفست کمونیست” را به روسی ترجمه کند. تلاشهای چند تن از نزدیکان به ثمر نشست و
او با آنکه در کلاسهای دانشگاه شرکت نکرده بود توانست در امتحان دانشگاه سن پترزبورگ شرکت کند و با نمره ی عالی موفق به کسب قبولی شد. کمی بعد همزمان با فعالیت در چند محفل مارکسیستی و نوشتن مقالاتی رادیکال در نشریات بعنوان دستیار وکیل مشغول به کار شد. نقطه ی اوج زندگی لنین اما در جریان انقلاب اکتبر رقم خورد. لنین از مدتها پیش دست به تشکیل حزبی مخفی و متشکل از روشنفکران متعهد به آرمان کارگری و نیز کارگران و
دانشجویان پیشتاز کرده بود.رهبری تحسین برانگیز او که منجر به پیروزی انقلاب اکتبر در شوروی شد نتیجه ی سالها کار ایدئولوژیک و ترکیب آن با عمل گراییِ منطقی و برنامه ریزی شده بود. لنین و انقلابیون در فوریه شکست خوردند و نتوانستند انقلاب را به سرانجام برسانند اما شکست در انقلاب فوریه نه تنها باعث دلسردی لنین و نیروهای انقلابی نشد بلکه با درس هایی فراوانی که از آن گرفتند توانستند در اکتبر اولین انقلاب سوسیالیستی تاریخ را جشن بگیرند. در چندین مورد نام لنین و ایران با هم گره خورده از جمله در مورد قرارداد تقسیم ایران میان انگلستان و شوروی، لنین پس از پیروزی انقلاب اکتبر این قرار داد را باطل کرد و در اعلامیه ای اینگونه نوشت: “ما اعلام می‌کنیم که عهدنامه سِری راجع به تقسیم ایران محو و پاره شد و همین که عملیات جنگی خاتمه یافت قشون روس از ایران خارج می‌شود و حق تعیین مقدرات ایران به دست ایرانیان تأمین خواهد شد “کمی بعد تمام قوای روس بدستور مستقیم لنین مرزهای ایران را ترک کردند و به کشور خویش
بازگشتند.
علاوه بر شاهکار عملی لنین در خصوص انقلاب و برپایی حکومتی سوسیالیستی، نباید از آثار فوق العاده مهم و ارزشمند او در زمینه ی تئوریک نیز غافل شویم. لنین در طول حیاتش آثار زیادی نوشت. مجموع آثار ترجمه شده ی او به انگلیسی در بالغ بر 54 مجلد به چاپ رسیده است. در ایران اما به دلیل خفقان و استبداد حاکمه تنها تعداد بسیار محدودی از آثار او به ترجمه و چاپ رسیده. هنوز هم با آنکه سالها میگذرد خواندن اثر فاخری چون “چه باید
کرد” میتواند چراغ راهی باشد برای قرار گرفتن در مسیر تغییری انسان محور و عدالت سرشت. محبوبیت لنین و افکارش به توده های ستمدیده و زحمتکش جهان ختم نشد. روشنفکران، هنرمندان، نویسندگان و شاعران سراسر جهان از او و نظریاتش با جان و دل استقبال کردند. در خود ایران نیز شاعران بسیاری به مدح او پرداخته و حمایتشان را از عقاید لنین اعلام کردند؛ عارف قزوینی در حرکتی جالب ایدئولوژی مارکسیسم و مذهب را پیوند داد و کاری را کرد که سالها بعد و در تاریخ معاصر خسرو گلسرخی در دفاعیاتش مطرح ساخت. عارف
میسراید:
ای لنین ‌ای فرشته رحمت
قدمی رنجه کن تو بی‌زحمت
تخم چشم من آشیانه توست
پس کَرَم کن که خانه خانۀ ‌توست
یا خرابش بکن و یا آباد
رحمت حق به امتحان تو باد
بلشویک است خضر راه نجات
بر محمد و آل او صلوات!
بیت آخر و اشاره ی استعاری به خضر و نیز صلوات به بزرگان دین حرکتی تبلیغاتی بود برای مبارزه با تبلیغات منفی علیه کمونیستها که در جامعه ی عقب مانده ی ایرانی بیخدا و بی دین خوانده میشدند و هیچ معنی و مفهوم دیگری از کمونیسم و کمونیست در دسترس توده ها نبود!
ملک الشعرای بهار از شاعران و روشنفکران بزرگ ایران مینویسد: “دو دشمن از
دو سو ریسمانی به گلوی کسی انداختند که او را خفه کنند. هر کدام یک سر ریسمان را گرفته می‌کشیدند و آن بدبخت در میان تقلا می‌کرد، آنگاه یکی از آن دو خصم یک سر ریسمان را‌‌‌‌رها کرد و گفت: ای بیچاره من با تو برادرم و مرد بدبخت (ایران) نجات یافت. آن مرد که ریسمان گلوی ما را‌‌‌‌رها کرده لنین است” و در شعری میسراید : بلشویک است و یار لنین / خصم سرمایه و
قلدری…
ابوالقاسم خان لاهوتی(پدر شعر نوی فارسی که تنها بدلیل گرایشات آشکار کمونیستی این عنوان را از او دزدیدند و در تاریخ ادبیات نامی از او ذکر نکردند!) میرزاده ی عشقی، فرخی یزدی و نیز بسیاری دیگر از متفکران و ادبای ایران آشکارا از انقلاب بلشویک ها در شوروی و لنین و تفکراتش استقبال کردند و آرزوی بهبود شرایط را در ایران با الگوپذیری از جامعه ی شوروی داشتند. در تاریخ مارکسیسم هیچ نامی نتوانسته آنقدر که لنین به مارکس
نزدیک شد نزدیک شود امروزه مارکسیسم-لنینیسم برای چپ های سراسر جهان عبارتی بس آشناست.
گرامی میداریم یکصد و پنجاه و دومین زادروزِ انقلابی بزرگ، آموزگار زحمتکشان؛ ولادیمیر ایلیچ لنین را و بار دیگر عهد میبندیم در راه رسیدن به عدالت، جامعه ای بی طبقه، دنیایی بهتر و سوسیالیسم ذره ای فروگذار نکنیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »