فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

پر توان باد پیکار کارگران !

طبقه کارگر ایران که سریعا رشد کرده و تجارب قیام بهمن ماه و قریب به ۳۶ سال مبارزه طبقاتی بی امان را با خود دارد ، هم اکنون علیرغم وجود فضای رعب و وحشت و سرکوب وحشیانه از جانب رژیم ضد انقلابی و ارتجاعی جمهوری اسلامی بیشتر از تمامی اقشار مردم به مصاف رژیم غارتگران رفته است . کارگران در جریان زندگی روزمره خویش زیادتر از افراد دیگر درک میکنند که وعده و وعیدهای حاکمان در زمینه استقرار ” عدالت اجتماعی ” ، ” حمایت از مستضعفین و محرومان ” و …. جز دروغ و فریب چیز دیگری نیست . زندگی و واقعیتهای سرسخت و تجارب خونین بیش از سه دهه مبارزه ، به کارگران و زحمتکشان آموخته است تا میدان دروغ و فریبکاری حاکمان مرتجع و سوداگران اپورتونیست-رفرمیست آنها را محدود و محدودتر نمایند . ارتجاع حاکم که تا دیروز میکوشید تحت لوای جنگ ارتجاعی و سپس نوسازی اقتصادی ، توده ها را به گوشت دم توپ تبدیل نموده و یا نیروی کار آنها را ارزان خرید نماید انهم برای به دست آوردن سود هر چه بیشتر و پر کردن جیب سرمایه داران ، امروزه و بعد از ۳۶ سال اجرای سیاستهای ضد انسانی و استثمارگرانه دیگر قادر نخواهد بود ماجراجوییهایش را بعنوان ابزاری برای بقا خویش بکار برد . اکنون تمام تلاش ان در راستای به انحراف کشاندن جنبش توده ای از مسیر اصلی بکار برده میشود . دیدیم و خواهیم دید که چگونه سیاست بظاهر ” نوسازی اقتصادی ” به قیمت فقر و سیه روزی و محرومیت روز افزون اکثریت توده مردم ، یا بعبارتی کارگران و زحمتکشان و دهقانان ، کاسبکاران خرده پا ، کارمندان و دیگر اقشار زحمتکش مردم اجرا گردید و این در حالی است که سردمداران غارتگر جمهوری اسلامی بیشرمانه مدعی هستند که گویا استثماری در کار نیست . کارگر و سرمایه دار بایستی همچون برادر چرخ اقتصاد کشور را به گردش در آورند و اقتصاد در هم شکسته کشور را بار دیگر احیا نمایند . امروزه وجود مبارزه طبقاتی طبقه کارگر این حقیقت را به اثبات میرساند که فشار زندگی بر دوش طبقه کارگر به اندازه ای طاقت فرساست که کارگران علیرغم خطر دستگیری ، شکنجه و اعدام و بیکاری و گرسنگی به مبارزه خویش ادامه داده و با به نمایش گذاشتن انواع شیوه های اعتراض از قبیل اعتصاب و تظاهرات صدای اعتراض خویش را در مقابل هجوم وحشیانه و غیر انسانی جمهوری اسلامی رساتر میسازند و بدینوسیله از منافع خویش دفاع مینمایند . آری ، طبقه کارگر که برای رهایی خویش و از آنطریق برای رهایی جامعه و همه انسانها پیکار میکند ، از راه به انجام رساندن رسالت تاریخی خویش با موانع و دشواریهای زیادی روبرو است . سیستم استثمارگر و حاکمیت ارتجاعی صدها و هزاران ابزار سرکوب و فریبکاری و دروغ و شیادی خویش را بکار میبندد و از طرفی بوسیله ارگانهای مزدور خویش همچون شوراها و انجمنهای اسلامی با استفاده از تعصبات مذهبی و ملی با تمام توان خویش به مقابله با ارتقا سطح آگاهی و دانش کارگران و سازمانیابی و اتحاد و روحیه رزمندگی آنها برمیخیزد . و از طرفی دیگر مانع از هوشیاری کارگران و آگاهی انها نسبت به منافع طبقاتی و تاریخی میشود . کارگران پیشرو در کارخانه ها و مراکز کارگری را اخراج میکند به زندان میافکند ، شکنجه و اعدام کرده و تمام کوشش خویش را برای ایجاد اختلاف و دودستگی در صفوف کارگران و انحراف آنان بکار میبندد . رژیمی جمهوری اسلامی طی ۳۶ سال حاکمیت ننگین خویش ، جامعه را بسوی بربریت و وحشیگری قرون وسطی برده است . در مقابله با مبارزات طبقه کارگر و توده های مردم فاشیستی ترین شیوه های سرکوب و فریبکاری و پایمال کردن ابتدائیترین حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی را بکار برده است . از طرفی تجارب کارگران در طی این ۳۶ سال حکومت خون و جنایت و فریبکاری ، به آنان اموخته است که هیچ نیرویی جز نیروی متحد خود انها قادر نخواهد بود جامعه را از این همه درد و رنج و محنت رها سازد و هیچ نیرویی جز نیروی کارگران  نمیتواند سایه شوم فقر و فلاکت را از سر طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه بردارد . وعده و وعیدهای پوچ و بی محتوای حاکمان به طبقه کارگر و توده های مردم بر همگان آشکار گشته است . کارگران در جریان زندگی روزمره و به تجربه دریافته اند که هیچ سازشی مابین آناان و سیستم سرمایه داری متصور نیست . به دنبال وعد و وعیدهای بسیار حاکمان ، ستم و سرکوب وحشیانه ، استثمار افزونتر گشته است . حقوق کارگران در مقایسه با افزایش سرسام آور نرخ مایحتاج آنها مداوما در حال کاهش است . شمار زیادتری از کارگران بیکار میشوند . کاگران بدلیل سرکوب افسارگسیخته و دستگاه سرکوب و جاسوسی حاکمیت در مراکز کارگری نمیتوانند تشکلهای مستقل خویش را بوجود آورند . بطور خلاصه زندگی کارگران و زحمتکشان روز به روز سخت تر و طاقت فرساتر میشود . ابتدائیترین آزادیها و حقوق اجتماعی و سیاسی آنها از جانب حاکمیت پایمال میگردد.
رژیم جمهوری اسلامی همانند تمامی رژیمهای سرمایه داری از سازمانیابی و متشکل شدن کارگران در هراس است و با ایجاد فضای ترور و رعب و وحشت صدها کارگر پیشرو را در طول حیات ننگین خویش تیرباران نموده است ، هزاران کارگر مبارز و پیشرو را از سرکار اخراج نموده است و به زندان افکنده ، بدلیل اینکه بخوبی بر نیروی بنیان برافکن کارگران در زمان حکومت پهلوی و به زانو دراوردن آن رژیم از جانب کارگران واقف است . این رژیم از ایجاد شوراها و کمیته های انقلابی ، حمایت کارگران از مبارزات دهقانان ، دانشجویان ، دانش آموزان و …. آگاه است . به همین خاطر طبقه کارگر را بزرگترین تهدید و خطر برای خویش بشمار میاورد .
اما در شرایطی که طبقه کارگر ، هنوز پراکنده است و فاقد سازمانیابی سیاسی – صنفی مستقل میباشد ، در شرایط حساس کنونی ، وظایف کارگران پیشرو و کمونیست بسیار سنگین تر از گذشته است . آنها بایستی با توان و نیروی صد برابر پیش در صدد کار و فعالیت سازماندهی در میان کارگران باشند . مبارزات کارگران در هر سطح و شکل آنرا رهبری نمایند و از هر پیروزی حتی کوچک کارگران ستون و پلی برای پیروزیهای آتی بسازند . رفقای کارگر و تمامی کارگران پیشرو نبایستی حتی یک لحظه از امر سازماندهی و روشنگری توده های کارگران نسبت به منافع طبقاتی خویش غفلت ورزند . بایستی از هر اعتراض و اعتصابی حتی کوچک علیه سرمایه داران و رژیم حامی آنها بزرگترین استفاده را نمود تا اینکه کارگران نسبت به منافع طبقاتی خویش آگاه شوند . بایستی انها متشکل گردیده و شور و شوق مبارزه در میان صفوف آنان زنده گردد .

سالار حسامی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »