فهرست

دیدگاه ها

      درباره جنبش های توده ای بدون اهداف توده ه ای[۱]

این مقاله شامل مطلب کوتاهی درباره جنبش هایی است که توده ها ی طبقات کاملاً فرودست در آنها  وسیعاً یا منحصراً شرکت دارند ولی اهداف اجتماعی خود آنان درشان دنبال نمیشود. چنین جنبش هایی توسط توده هایی انجام میگیرند که بطورنسبی ناآگاه یا به بیان دیگر دارای آگاهی کاذب و نادرست نسبت به جریانهای سیاسی و فکری ای هستند که آنان را هدایت ورهبری میکنند ولی نسبت به خواست ها  و اهداف آنان بیگانه میباشند. چنین گمراه شدن این جنبش های باصطلاح توده ای یا چنین به شکست منتهی شدن این جنبشها، درتحلیل نهایی، معمولاً براساس چنین بیگانگی( بیگانگی طبقاتی، اجتماعی) جریانهای مزبور از این طبقات فرودست و منافع و علائق واقعی خود آنان انجام می پذیرد. البته میزان و ویژگی این بیگانگی و درنتیجه گمراه شدن یا شکست خوردنِ جنبش های مزبور، بسته به اوضاع و احوال معین تاریخی و اجتماعی  که هریک از آنها در آن شکل میگیرند و تحقق میابند ، تفاوت مینماید. من فکر میکنم که نمونه های پرشماری از چنین رویدادهایی در مقیاسهای مختلف میتوان در تاریخ و در دوران حاضر پیدا نمود. اما من دراینجا فقط به ذکر دو مثال بسیار برجسته و در مقیاس بسیار بزرگ و کم نظیرِ مربوط به عصر کنونی بشرح زیر می پردازم :

– انقلاب ۱۹۷۸ در کشور ایران ، یک جنبش بسیار بزرگ علیه رژیم سابق شاه که ماهها طول کشید و در آن توده های انقلابی بسیار وسیعی از طبقه کارگر و اقشار متوسط شرکت داشتند. این جنبش اما تحت رهبری ” آیت الله” خمینی با اندیشه های مذهبی فوق ارتجاعی و شدیداً ضد مردمی قرارگرفت و توده های مزبور با زمینه فکری مذهبی نسبت به این شخص ناآگاه و عقب مانده و بسیار متوهم بودند و از او حمایت میکردند. بمعنایی مردم فریب خمینی را خوردند، یک فریب بزرگ تاریخی. خمینی مطلقاً نسبت به طبقات فرودست این جامعه و مطالبات و خواست هایشان از انقلاب بیگانه بود؛ او تنها درپی و به دنبال آرزوها و اهداف اسلامی فوق ارتجاعی و نیز-درشرایط تاریخی آنزمان- ناگزیراً بورژوایی خودش  در جریان انقلاب بود و توده ها نمیتوانستند این را درک کنند. او فقط میخواست اسلام خودش را در جامعه ایران حاکم کند و سرانجام در این کار موفق شد. لذا انقلاب برای مردم، که خودشان آن را به انجام رساندند، شکست خورد؛ باند خمینی و خودش، پس از یک رفراندوم از آن مردم توصیف شده فریب خورده ، حکومت “جمهوری اسلامی ایران” ، یک رژیم فوق ارتجاعی، شدیداً ضدمردمی، شدیدأ مستبد و جنایتکار، را تشکیل دادند؛ رژیمی که هنوز ادامه دارد. به این شکل خمینی و باندش بر مردم ایران حاکم گردیدند و سالهای زیادی نسبت به این مردم ستم کردند و بدی و جنایت کردند. دراینجا من نمیتوانم علل تاریخی و اجتماعی و موجبات روند هایی را توضیح دهم که منجر به شکست آن انقلاب شد. ولی میتوانم تأکید کنم که- درجریان انقلاب- تنها علت اساسی و عمده این شکست  در یک کلام نا آگاهی خود آن توده ها بود و سایر علل داخلی و خارجی در این خصوص نقش هایی کاملاً فرعی ایفاء نمودند.

– مثال دیگر مربوط میشود به جنبش توده ای تحت رهبری نازی ها در آلمان از سال ۱۹۲۵ به بعد بود. این جنبش توسط “حزب کارگری ناسیونال سوسیالیست آلمان” – که در رأس آن آدولف هیتلر قرار داشت- براه انداخته شد، اما توده های وسیعی از طبقه کارگر و اقشار متوسط در آن شرکت کردند و درواقع آن را ایجاد نمودند. هیتلر و این حزب ،که توسط سرمایه داران بزرگ آلمان حمایت می شدند، دارای ایده هایی راسیستی- فاشیستی بودند یعنی ایدئولوژی “ناسیونال سوسیالیسم”، یک ایدئولوژی مطلقاً ضد انسانی و ضدکارگری و ضد  دموکراتیک، ترکیبی از نژادپرستی و فاشیسم بمثابه اوج ناسیونالیسم. ولی این توده ها تا حدی دارای گرایشات فکری ناسیونالیستی و نسبت به این شخص و این حزب ناآگاه و متوهم بودند و فریب آنها را خوردند و از آنها پشتیبانی کردند. هیتلر با برخورداری از رأی این توده ها صدراعظم آلمان شد و نیز توانست عنوان “پیشوا”ی آلمان را بدست آورد. و در چنین مقام هایی از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ به جنایت های بزرگ زیادی دست زد، میلیونها افراد یهودی، کمونیستها، معلولان ذهنی،  بیماران روانی، هم جنس گرایان، اسیران جنگی وغیره را بقتل رسانید؛ جنگ جهانی دوم را براه انداخت، که در جریان آن دهها میلیون انسان از کشورهای مختلف ازجمله خود آلمان کشته شدند و ویرانیهای بسیار وسیعی در این کشورها  ببار آمد و غیره و غیره.

البته بسیاری از آلمانیها خیلی بیشتر و شاید خیلی بهتر از من درباره هیتلر و کارهایش میدانند.

متأسفانه من دراینجا در این خصوص مثال های  دیگری  در مقیاس های کوچکتر را نمیتوانم  ارائه دهم و به همان دو نمونه مشخص بسیار بزرگ ذکرشده اکتفاء مینمایم.

حمید پویا

                                                                                               ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۹

۱- این نوشته ترجمه به فارسی مقاله ای به زبان آلمانی با همین عنوان وبا تاریخ ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۹ نوشته حمید پویا میباشد که من آنرا خودم به فارسی برگردانده ام و درضمن این کار چند سطر اول مقاله را که شامل اشاره به مقاله آلمانی زبان دیگری بوده و درج آن در این نوشته را مناسب ندیدم حذف کردم و بعلاوه  اصلاحات بسیار ناچیزی هم در نوشته واردکرده ام.   حمید پویا    ۲۸ ژانویه ۲۰۲۰






پاسخ دهید

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*