تشکیل جبهه انقلابی یک ضرورت اجتناب ناپذیر

منتشر شده در نشریه راه سرخ شماره ۴

نکته ای که همواره تکرار شده و باید تکرار شود این است که در بحران عمیق و لاعلاجی که اینک  رژیم جانی جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان است و قریب به اتفاق توده ها همانطور که در ۹۶ و ۹۸ نشان دادند خواهان سرنگونی و مرگ آن هستند و هیچ امیدی هم به تداوم خدمت و حفظ منافع سرمایه  توسط رژیم وجود ندارد و تاریخ مصرف آن به پایان نزدیک میشود و عیان شدن عمق فساد و خونریزی و بحران آفرینی آن در داخل و در سطح جهان خصوصا با بروز وقایع اخیر در منطقه ، موجب شده که حتی دولتهای حامیش هم در تداوم حمایت از آن دچار تردید شوند و به این نتیجه برسند که سرمایه گذاری روی این حکومت حکم شرط بندی روی اسب مرده را دارد . هر گونه مخالفت با امریکا که به دنبال تشدید فشار بر روی رژیم حتی تا سرنگونی اش است ، صرفا برای امتیاز گیری و زد وبند در بالا است .رژیم هم این نکته را به خوبی درک کرده و میکوشد خود را برای روزهای سرنوشت ساز که با قیام عنقریب توده ها شکل خواهد گرفت آماده کند و تلاش برای کسب پول به هر طریق ممکن فقط برای حفظ مزدوران داخلی و منطقه ای خود برای ایستادن در برابر خروش گرسنگان است ، حتی اگر لازم باشد سوریه دیگری بیافریند در انجام آن ذره ای درنگ نخواهد کرد . بورژوازی هم به جد با علم کردن چهره ها و جریانات مختلف  از مجاهدین گرفته تا سلطنت طلبان و شورای گذار و جمهوری خواهان و حتی با ماسک کمونیستی تحت نام مجعول کمونیست کارگری ، در تدارک ایجاد جایگزینی برای جمهوری اسلامی است ، جریاناتی که همه به نوعی از آبشخور دول امپریالیستی ارتزاق میکنند  . آنچه در این میانه همواره نادیده گرفته میشود حضور توده ها و نقش تعیین کننده آنها است که گویی سفی و نابالغ هستند و نیاز به قیم دارند ، مردمانی که به یکباره با سر دادن شعار ” اصلاح طلب اصول گرا دیگه تموم ماجرا ” سطح بالای آگاهی اجتماعی و سیاسی خود را نشان دادند و در صفحه شطرنج ایران به یکباره همه حتی کمونیستها را آچمز کردند . اینها همانهای هستند که بعد از چهل سال قتل و غارت و سرکوب و خفقان حماسه آبان ۹۸ را آفریدند و نشان دادند که به موقع از خجالت سرمایه داران و مزدوران و رژیم حامیاش بر خواهند آمد و هیچ موعظه اخلاقی و انسانی و حقوق بشری برایشان ارزشی ندارد ، اینها همان گرسنگان و پابرهنه هایی هستند که به تنهایی صف قدرتمندی در برابر جمهوری اسلامی و تمامی جریانات جیره خوار و مزدور سرمایه تشکیل داده اند و عزم جزم کرده اند تا بنیاهای اجتماعی واقتصادی و سیاسی سرمایه داری را مورد تهاجم قرار دهند چون به خوبی دریافته اند که ریشه درد کجاست اما عدم آشنایی و امید به علاج این درد و راه درمان آن نکته ایست که همواره اعتراضات توده ای را در حد تخلیه عصابنیت دوره ای تقلیل میدهد . این جاست که نقش ما به عنوان انقلابیون کمونیست اهمیت میابد ، نقشی که در طی این سالها هیچگاه به خوبی ایفا نکردیم . باید این واقعیت را بپذیریم از درد صحبت کردن برای توده ها هیچ جذابیتی ندارد بلکه ملال آور است چون آنها درد را با پوست و گوشتشان حس میکنند ، گوشه تشک ایستادن و رهنمود چگونه لنگ کردن دادن هم فقط بر خشمشان افزوده نه بر اعتبار ما ، میبایست به عنوان نیروهایی که در گفتار و کردارمان راسخیم و هیچگاه از نبرد باز نیاستاده ایم در عرصه میدانی و با حضور در کنار و در همراهی با هر گامشان اعتبار و ارزش مان را زنده کنیم . این امر تک به تک و منفرد به هیچ وجه تحقق نخواهد یافت ، باید در برابر وجدان خود معترف شویم که هیچ تشکلی به تنهایی توانایی تاثیر گذاری و هدایت ندارد و عملا به خنثی کردن و تحلیل بردن یک دیگر مشغولیم . همانطور که همیشه شعار داده ایم چاره کار وحدت و تشکیلات است اینک باید پایبندی و باور خود را به کارگران و زحمتکشان به اثبات برسانیم به قول معروف ” رطب خورده منع رطب کی تواند ” هنگامی که ما نمیتوانیم در درون جنبش کمونیستی به وحدت و انسجامی برسیم چگونه انتظار داریم رهنمود ما به کارگران و توده های مردم در ایجاد کمیته ها و تشکل یابی و سازماندهی مورد توجه و استقبال قرار گیرد . میبایست با کنار نهادن همه تعلقات سازمانی و حزبی که در این سالها هیچ ثمری برای کارگران نداشته و با نگاه صرف به منافع طبقه کارگر و همه محرومان و ستمکشان ، در این شرایط حساس وظیفه عاجل خود را به سازماندهی و وحدت حول جبهه ای انقلابی و اعلام حضور رسمی و علنی در بین آحاد جامعه  ، قرار دهیم ، ما در داخل نیازمند ستادی رزمنده و متحد هستیم و به سهم خودمان برای تحقق آن  آماده هر گونه همکاری خالصانه هستیم  . تحقق این امر تنها سلاح قدرتمند طبقه کارگر در برابر قشون کشی گسترده سرمایه داری است . ما حق نداریم به خاطر خود خواهی ها و تعصبات خودمان صف انقلاب و اردوی کار و زحمت را از این سلاح کار آمد و قدرتمند محروم کنیم . این وظیفه تاریخی و طبقاتی ماست که عدول از آن  در تاریخ به منزله پشت کردن به طبقه کارگر یاد خواهد شد .

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »