در باغ سبز ” یک دنیای بهتر ” !

مسعود – تهران

 جنگ طبقاتی مشخصه اصلی تمامی دوره های تاریخی بوده ، نبردی همواره نابرابر که در یک سو استثمار کنندگان و غارتگران با تمامی امکانات و ابزارها قرار داشته اند و سوی دیگر استثمار شوندگان که تنها به نیروی اراده و اتحاد خود متکی بوده اند . در عصر حاضر این جدال دائمی کار و سرمایه است که در تمامی مناسبات اجتماعی نمود دارد جدالی همچنان نابرابر که که همه عرصه های زندگی را در بر میگیرد ، در این جدال نابرابر کمونیستها به عنوان پیش قراولان اردوی کاربه عنوان تنها نیروی بالقوه و بالفعل درآگاهی بخشی و سازماندهی طبقه کارگر همواره آماج توطئه ها و تهاجمات بورژوازی قرار داشته و دارند و فقط آگاهی و درایت و در عین حال جانفشانی کمونیستها در هر دوره ای توانسته این تلاشها را خنثی کند .

جنبش کمونیستی ایران که بعد از خیانتهای حزب توده در محاق عجیبی فرو رفته بود با رشادت  فداییان ققنوس وار سر برآورد و به گفتمان اول مبارزات توده ها در دوره پهلوی بدل شد به طوری که استقبال گسترده از مراسم روز اول ماه مه سال ۵۸ توسط سازمان چریکهای فدایی خلق ، امپریالیسم را که با ترفندها و زد و بند ها بسیار توانسته بود خمینی را با موقعیت کاریزماتیکش بر انقلاب توده ها مسلط کرده و سرمایه داری ایران را نجات دهد به شدت شوکه کرد ، این رخداد خارج از تصور بورژوازی بود ، سرکوب خونین رژیم فاشیست مذهبی که از همان آغازین دقایق حیاتش در پیش گرفت به همراه تلاش جیره خواران بورژوازی موسوم به اکثریت فقط به شکل مکانیکی صورت مسئله را حذف میکرد ، میبایست جنبش کمونیستی از درون تهی میشد آنهم با استراتژیی بلند مدت و حساب شده ، این رسالت را آن پنج نفر و نصفی که با خواندن کاپیتال ( که فقط به قصد سبقه آفرینی صورت گرفته ) خود را خدای تئوریک و پراتیک معرفی میکردند بر عهده گرفتند { به نظر من جنبش چپ بعد از تجربه کمونیسم اردوگاهی و کمونیسم چینی و خط چریکی و غیره که هیچ کدام کمونیسم مارکس و منافع کارگران را نمایندگی نمیکردند به کمونیسم منصور حکمت نیازمند بود – تقوایی  تاریخ دو حزب } با همین هدف نخست کل جنبش کمونیستی را بورژوایی نامیدند که مدافع منافع بورژوازی خرد و متوسط در برابر سرمایه داران بزرگ یا کمپرادور هسنتد و با نامیدن خود به عنوان مارکسیسم انقلابی  دیگران را غیر مارکسی یا غیر کارگری معرفی  کردند که آگاهانه منافع بورژوازی را نمایندگی میکنند { سیاستها و نظرات کمونیسم غیر کارگری را ناشی از ضعف یا کج فهمی تئوریک و نظری آنها نمیدانیم ، کمونیسم غیر کارگری جنبشهای دیگری را در جامعه نمایندگی میکند  – تاریخ دوحزب } . تکفیر و طرد تمامی جریانات چپ همراه شد با ساخت لغات و مفاهیمی نو تا به زعمشان جایگزین آن ویرانه ای شود که  با ضربه سنگین ! آنها به جنبش کمونیستی سنتی بورژوایی ! به وجود آمده لغاتی چون کمونیسم کارگری ، کمونیسم  مارکسی ، کمونیسم مدرن ، مارکسیسم انقلابی ، کمونیسم بورژوایی ، کمونیسم انسانی ، چپ حاشیه ای و گروههای فشار ، تا کمونیسمی شیک و امروزی را به جامعه ارائه دهند کمونیسمی که بورژوا پسند هم باشد ، منصور حکمت را هم { نماینده و چهره کمونیسم عصر } نامیدند . کمونیسم این حضرات بر پایه سفسطه و بازی با لغات شکل گرفته که با گیج کردن مخاطب نتیجه دلخواه بدست آید . تناقض و تلون مزاج و خود شیفتگی در افاضات حضرات موج میزند ، نخست با این ایده وارد شدند که تا قبل از ظهورشان هیچ جریان کمونیستی در ایران وجو د نداشته بعد اعلام میکنند کومله به آنها نزدیک است و میتوان با آن حزب مشترکی تشکیل داد آن هم با چه دلیل محکمی { منصور حکمت میگفت رفقای ( ! ) رهبری کومله مثل خود ما با اسم کوچک یکدیگر را صدا میکنند و جوک میگویند با همدیگر خیلی خودمانی و صمیمی هستند …… رابطه ما در اتحاد مبازران هم همینطور بود و این شباهتها در مناسبات و روابط بین اعضا و کادرهای دو سازمان ما را بیشتر امیدوار میکرد که میتوانیم حزب مشترکی تشکیل بدهیم – تاریخ دو حزب } ، این از افاضات ” چهره کمونیسم عصر ” بوده . جالب این است که مصرند برای همه مقولات و معقولات تئوری ارائه دهند آنهم فقط با خواندن کاپیتال ( با اطمینان میتوان گفت به غیر از کاپیتال چیزی نخوانده اند چون بعد از مارکس منصور حکمت را استاد اعظم ! میدانند و بالطبع نوشته های دیگران ارزش خواندن ندارد ) توجه کنید { قائل بودن به کمونیسم به عنوان یک جنبش اجتماعی و نه یک ایدئولوژی و یک سری نظرات و تئوریها و سیاستها ، کمونیسم کارگری معتقد است قبل از هر چیز کمونیسم یک جنبش عینی اجتماعی است . این یکی از مهمترین دست آوردها در افزوده های  منصور حکمت به مارکسیسم است این نظریه را میتوان ” تئوری جنبشی مبارزه طبقاتی ” نامید با تاسی به ” تئوری کاری ارزش ” که مارکس مطرح میکند ….. به این اعتبار جنبش کمونیستی از مارکسیسم و از مانیفست کمونیست پیشی میگیرد  – تاریخ دو حزب } . انچنان زیبا سفسطه میکنند که سوفسطائیان قرون گذشته هم انگشت به دهان مانده اند ، جنش کمونیسم اجتماعی بر پایه چه باوره هایی شکل گرفته ؟ و از چه ماهیت طبقاتی برخوردار است ؟ معلوم نیست  . نمونه ها بسیار است ، علت شکست انقلاب اکتبر را چنین اعلام میکنند {  در واقع شکست جنبش کمونیستی (  به لحاظ دستوری صفت و موصوف است )  که توسط بلشویکها نمایندگی میشد در مقابل جنبش صنعتی کردن روسیه (  فعل و فاعلی است ) که بوسیله کادت و منشویکها و استالین نمایندگی میشد ، رخ داد – تاریخ دو حزب ، داخل پرانتز از بنده است   } ، در حالی که این دو جنبش مفروضی هیچ کدام الزاما نافی یکدیگر نیستند جنبش کمونیستی در عین حال میتواند جنبش صنعتی کردن هم باشد ، دراصل با این استنتاج به مخاطب الغا میکنند که بلشویکها به رهبری لنین مخالف صنعتی شدن و بالطبع پیشرفت جامعه بودند  .  یک نمونه دیگر { آته ائیسم و مبارزات عصر روشنگری علیه مذهب ، کوتاه کردن دست کلیسا از دولت و کلا نقد ارزشها و فرهنگ فئودالی دهقانی همه اینها در اروپا اتفاق افتاده بود ، آخرین پیشرویها در موسیقی و ادبیات و هنر محصول غرب بوده اما در دیدگاه چپ سنتی خیلی از این پیشرویها به حساب فرهنگ امپریالیستی و فرهنگ استعماری گذاشته میشد ……. از نظر ما موزیک و ادبیات و هنر و اداب و رسوم و اخلاقیات جوامع غربی از سنت های خودمان که نام دیگر فرهنگ فئودالی و روستایی بوده به مراتب پیشرو تر و مترقی تر بود ، این یک امر عقیدتی نبود بلکه از نظر فرهنگی و ارزشها و ایده آلها خود را نزدیکتر به موزیک و هنر و اخلاقیات رایج در اروپا حس میکردیم تا فرهنگ ایران – تاریخ دو حزب } آیا این تراوشات فکری مفهومی جز اهانت به شعور مخاطب دارد ؟  چرا به خود زحمت ندادند نیم نگاهی حداقل به تاریخ معاصر ایران بیاندازند ؟ آیا این حضرات اطلاعی از مقوله ساده و ابتدایی زیر بنا و روبنا و رابطه لازم و ملزوم این دو با یکدیگر ندارند ؟  به نظر من به خوبی اطلاع دارند ، نقل قول فوق را با این جملات مقایسه کنید  { از نظر ما مبارزه طبقاتی تنها در عرصه کارخانه و رودررویی کارگر و سرمایه دار بروز نمیکند ، مبارزه و کشاکش طبقه کارگر و سرمایه دار در همه عرصه ها از فرهنگ و  هنر تا ورزش و  اقتصاد و سیاست و اخلاقیات و غیره  قابل مشاهده است  – تاریخ دوحزب –  تقوایی  } انسان حیران میماند از این همه محیل بودن و رندی که چگونه آگاهانه و عامدانه میکوشند پروغرب افراطی را ترویج کنند میکوشند موذیانه با تمجید از هنر و ادبیات و وبه طور کل فرهنگ با اصطلاح غربی اهداف بورژوازی را در ترویج نهلیسم افسار گسیخته خصوصا در بین جوانان که نیروی بالقوه انقلاب ضد سرمایه داری هستند ، پیش  ببرند . به نمونه دیگری  این دست افاضات توجه کنید { حزب نماینده طبقه کارگر در مبارزه بر سر کسب قدرت سیاسی است ….. امروز طبقه کارگر پرچم آزادی بشر را به دوش میکشد  – تاریخ دو حزب }  در حالی که حمید تقوایی در جای دیگری اعلام میکند { تنها با جریانات چپی که نه نماینده طبقه کارگر بلکه مانند حزب کمونیست کارگری نماینده تمام مردم ایران باشند میتوانیم ائتلاف داشته باشیم  – ۱۵ / ۳ /۹۹ تلویزیون حزب } و چهره کمونیسم عصر در سخرانیی در سوئد { تاکید میکند که زیر پوست هر انسان شریف و منصفی یک کمونیست دو آتشه نهفته است  } یعنی این متحول کننده مارکسیسم حتی به این شناخت نرسیده که مفاهیمی چون انسانیت ، شرافت ، انصاف وووو نسبی است و موقعیت طبقاتی افراد به آن معانی متفاوت میبخشد ، همپالگی های خمینی و خامنه ای هم این جلادان را انسانهای شریف و منصف و آزاده میدانند .

اما ” یک دنیای بهتر” که عصاره همه این تراوشات ذهنی است  به خوبی خواسته ها و اهداف این جریان را روشن میکند . بعد از یک مقدمه طولانی که چند پاراگراف را با پس وپیش کردن مرتب تکرار میکند به رئوس برنامه ها میرسند که در اینجا فقط در بند اول به مسئله تشکیل شورا به عنوان ارگانی جنبی دولت  برای ” دخالت توده وسیع مردم در دولت و تصویب قوانین ” مینگرد و بس ، در جای دیگری از این ارگان که میبایست شالوده و اساس حاکمیت آینده باشد و اقداماتی که میباید انجام دهد ، اشاره ای نشده  . در مورد متلاشی شدن بلافاصله ماشین نظامی و سرکوب رژیم ، در موضع گیریی نرم اعلام میدارد که ” حزب موافق برچیدن ارتش و نیروهای مسلح حرفه ای است ” و در عین حال با بر شمردن مواردی  بر رعایت حقوقی برای پرسنل نیروهای مسلح مادامی که وجود دارند تاکید میکند . پیرامون حقوق و آزادیهای فردی و مدنی مجموعه ای از حقوق را ردیف میکند که در قوانین اعلب کشورهای بورژوایی حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی بر آن تاکید شده و نکته جدیدی ندارد فقط اینکه اعلام میدارد این حقوق در پاره ای از کشورها ؟ به شکل با ثباتی بر قرار است ، نکته اصلی این است هیچ مکانیسمی برای تحقق این حقوق وجود ندارد . مسئله تبعیض قومی از نکات بارز این برنامه است ضمن اینکه اعلام میکند با هر گونه هویت ملی برای ملیتی خاص مخالف است و خواهان برقراری نظامی که همه افراد بدون در نظر گرفتن هویت ملی و قومی در انقیاد دولت مرکزی باشند و البته فراموش نمیکند که اعلام دارد ” حزب تنها در صورتی به جدایی کردستان رای موافق میدهد که قویأ محتمل باشد چنین مسیری کارگران کردستان را از حقوق مدنی پیشروتر و موقعیت اقتصادی و اجتماعی برابرتر برخوردار خواهد ساخت  ”  و برای قوم کرد که از موقعیت خاص و برتری و توانایی نسبت به دیگر اقوام ایرانی در ایستادگی و مقاومت در برابر دولت مرکزی برخوردارند ، حساب ویژه باز میکند و برای آنها امکان جدایی با رفراندم را فراهم میکند ، باقی اقوام را چون میتوان راحتر سرکوب کرد و به انقیاد در آورد دلیلی ندارد از این امتیاز بر خوردار باشند . در بخشهایی از این برنامه علنا تعدد زوجات و فحشا  را به مانند جمهوری اسلامی ترویج میکند با این تفاوت که جمهوری اسلامی آن را در قانونمند کرده و لی حزب با این بند ” لغو کلیه مقررات عقب مانده و ارتجاعی که به رابطه جنسی زن و مرد با کسانی  جز همسر خویش به عنوان جرم برخورد میکند ” آن را کاملا آزاد میکند البته فراموش نمیکند به حقوق زن هم احترام بگذارد و برای هر دو طرف این حق را قائل باشد ( و کل جامعه را به شهر … بدل کند ) . دنیای بهتر برای زنان و ایفای حقشان بندهای متعددی دارد ولی فراموش نمیکند که موقعیت زن به عنوان ابزاری برای تامین شهوترانی های مردان حفظ شود و حتی حمایتهای قانونی و مراقبت های  پزشکی برای این زنان که از تن فروشی ” به عنوان یک شغل فردی ” برای تامین معاش خود استفاده میکنند برقرار کند  در این رابطه البته اهدای جواز کسب را هم از یاد نمیبرد ، براستی چند درصد از زنان تن فروش به انتخاب و اختیار خود به این شغل ! مشغولند که دولت موظف است ” شخصیت و حیثیت آنها به عنوان شهر وندان محترم جامعه وکمک به سازمایابی آنها در سازمان صنفی خویش ” را دردستور قرار دهد ؟ نمود مادی روسپیگری و فحشا که زایده نظام سرمایه داری میدانیم و باید با آن مبارزه شود کجا است ؟ البته این سوال غلط است و نباید از اینان پرسید چرا که حضراتشان نه با روسپیگری مخالفند و نه با اعتیاد بلکه میخواهند دست ” باندهای مافیایی قاچاق و اراذل و اوباش و باج خورها ” قطع گردد و دولت خود به توزیع کننده ” برخی مواد مخدر معین به اندازه مصرف شخصی ، قرار دادن سرنگ و سوزن تزریق در اختیار کلیه متقاضیان توسط داروخانه ها و درمانگاهها ”  مشغول شود در کنار دایر کردن قانونی انجمن صنفی روسپی ها  ، چه حکومت کارگریی شود حکومت آینده حضرات . حکومتی که توسط حزب اداره میشود و کارگران در حد همان قانون کار البته قدری منصفانه تر ( در حد دول اسکاندیناوی ) برخوردار میشوند قانون کاری که با الگو برداری از قوانین کار دول مختلف حتی جمهوری اسلامی سرهم شده ( فی المثل تعیین حداقل دستمزد سالانه را موکول به مذاکره بین نمایندگان کارگران و کارفرماییان و دولت موکول کرده است ) . در دنیای بهتر آینده حتی برای ” ممنوعیت ایجاد بخش های لوکس و عادی درجه یک و درجه دو در سرویسهای حمل و نقل عمومی و هتل ها و مراکز تفریحی ” بندی در نظر گرفته شده ، ولی به اصل مطلب که اس و اساس مبارزه کمونیستها برای است ، نپرداخته ، برای اعمال حاکمیت طبقه کارگر برمناسبات موجود و مصادره و اموال منقول و غیر منقول سرمایه داران و در کنترل گرفتن و اداره آن توسط کارگران و کارکنان این مراکز و چگونگی حرکت به سمت تغییر مناسبات موجود و تحقق سوسیالیسم ، سخنی به میان نیامده است . البته نمیتوان خرده هم گرفت چرا که حزب خود قدرت را به دست دارد و همه زحمات را میکشد و ” تصمیمات و توافقات حزب با مسائل مبتلابه جامعه ….. و موضع رسمی حزب در هر مقطع بر مبنای یک بررسی مشخص از موقعیت موجود در مصالح و منافع طبقه کارگر و مردم کارگر و زحمتکش تعیین خواهد شد ” . مردم کارگر زحمتکش بروند زندگی خودشان را بکنند و حالشان را ببرند . فکر میکنم بیش از حد به این نحله آسمانی پرداختم ، خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

                                                                       مسعود – تهران ۱۷ / ۴ ۹۹

 

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »