انتخابات پارلمان آلمان در ماه سپتامبر ۲۰۲۱

منتشر شده در نشریه کار شماره ۱۸۷

قدرت و وزنۀ سیاسی- اقتصادی که آلمان در اروپا به همراه میکشد بر همه روشن است. وزنه ای که با کنترل و همراهی فرانسه شکل گرفته و این دو کشور متحددا و مشترکا در بسیاری موارد، تعیین تکلیف بر سیاستهای اروپا را بعهده دارند. در تحلیلی که در سال گذشته ۲۰۱۹ در مورد انتخابات مجلس اروپا ارائه شد و در کار کمونیستی ماه ژوئن نیز به چاپ رسید به این امر اشاره شد که دو قطبی بودن اروپا در واقع شکل گرفته که از طرفی لهستان، مجارستان، سلووین، دولت چک و رومانی قرار گرفته اند و در طرفی دیگر هم کشورهای غرب اروپا به پرچمداری آلمان و فرانسه خود را آرایش و فورم داده اند. آلمان در این میان بیش از یک قرن است که در تلاش بوده و هست قدرت امپریالیستی واحد خود را به کرسی برساند اما قدرتهای مقابل چه در جنگ جهانی اول و چه در جنگ جهانی دوم که مسبب هر دوی این جنگ آلمان بود، به آلمان اجازه ندادند که این کشور تعیین تکلیف برای اروپا را معین کند.

امروز بعد از بیش از ۷۵ سال از پایان جنگ جهانی دوم، آلمان دیگر به تنهایی قادر و اجازۀ قدرقدرتی جهانی را ندارد ،اما مشترکا چه از طریق چهارچوپ نظامی و چه از نظر قدرت اقتصادی می بایستی خود را با نیآت همپیمانان، منطبق دهد. این مناسبات و مقررات بخوبی در پیمان آتلانتیک شمالی (پیمان ناتو) دیده میشود و در مصوبات وتصمیمات اروپایی شاهد همکاریهای تنگاتنگ آلمان و فرانسه هستیم. بی خود نیست که وزیر سابق دفاع آلمان سال گذشته با تأئید فرانسه ریاست اتحادیۀ اروپا را بعهده گرفت! تمامی این نظم سیاسی- اقتصادی- نظامی چه در سطح  بین المللی وچه در سطح اروپایی وچه در سطح مباحثات و تصمیمات داخلی در آلمان اسرارهای  کلیدی ست که سرنوشت ائتلاف احزاب را در انتخابات ماه سپتامبر ۲۰۲۱  تعیین میکنند.

 بدون هیچ تردیدی در کنار این مسائل کلیدی که ذکر شد، مسائل داخلی آلمان از جمله مسئلۀ بیکاری، مشکل مسکن، مسئلۀ نژاد پرستی و راسیسم در ارگانهای دولتی و در جامعه، مقروض بودن دولت، وضعیت کووید ۱۹ ( کرونا) بحث و به اجرا درآوردن مالیات بر درآمد ثروتمندان میلیونر و میلیاردر، بودجه ۵۰ میلیارد ایروی  برای هر چه بیشتر مسلح کردن ارتش آلمان و سهم مخارج نظامی آلمان در ناتو، حضور و دخالت نظامی ارتش آلمان در کشورهای آفریقایی، افغانستان و کشورهای خاورمیانه  موضوعات  داخلی دیگری ست که شکل ائتلاف دولت آینده را در آلمان تأئین میکنند. مسلم است که تمامی احزابی که در موارد بالا برنامه و نظرات مشترک داشته باشند و آبشان در جویی هموار شود، ائتلاف آنها به هر رنگی بوده باشد، دولت آیندۀ آلمان را شکل خواهند داد. ائتلافهایی که در گذشته هم برای ثبیت چهارچوب  نظم  بورژوازی و امپریالیستی این کشور همیشه با وجود بحرانهایی هم که گریبانگیر آن بوده اند، شکل گرفته است.                                                 

 گفتار از این است ائتلاف احزاب، نه ائتلاف توده های صلح طلب و معترض به سیاستهای دولت است بلکه احزاب رنگارنگی که در طی سالهای گذشته خود را به هم نزدیک کرده اند و تجربیات ائتلافات کوچک و بزرگ را بر خود دیده اند به پای ائتلافات همچون گذشته خواهند رفت و یا با یکی دو رنگ اضافه ویا کمتر به ائتلافهایشان دست خواهند زد. این ائتلاف میتواند از حزب دمکرات مسیحیها، حزب سوسیال دمکراتها، حزب سبزها، حزب دست راستی و فاشیست (با نام ” آلترناتیو برای آلمان ” – با این حزب در حال حاضر هیچکدام از احزاب، حاضر به ائتلاف نیستند – مؤسسین و بنیانگزاران این حزب، افراد دست راستی هستند که سالها در حزب دمکرات مسیحیها فعال بوده اند)، حزب لیبرالها ( به شرطی که %۵  آراء را بتواند بدست آورد.  ایندوره این حزب سرنوشتش برای بدست آوردن %۵ خیلی به هم گره خورده است). حزب چپها ( این حزب یک شانس برای ائتلاف داشتن در دست دارد  که خود  آنها نیز بنا به شرایطی که اعلام کرده اند، حاضر به رسیدن به این ائتلاف هستند ). در ادامۀ این تحلیل به این نوع ائتلاف هم خواهیم پرداخت.                                                                                          

 

وضعیت تأسف بار کرونا که بخصوص در آواخر فوریه ۲۰۲۰ در اروپا نیز وسعت پیدا کرد در آلمان هم خسارات جانی و اقتصادی وسیعی را بهمراه داشته است. تا اواسط دسامبر امسال این امر موجب بیکاری بیش از ۱,۵۰۰,۰۰۰ از افراد جامعه شده است که رقم کل بیکاران را به ۶ میلیون نفر رسانده است. بیکاران دورۀ کنونی کرونا ماه به ماه از طرف دولت، ” بیکاران کوتاه مدت ” نامیده میشوند که بصورت موقت از طرف دولت هزینۀ ۵۰ الی ۶۰ درصد حقوق اصلی خود را دریافت می کنند. اما بدون تضمین اینکه ماه آینده این درصد حقوقی خود را دریافت دارند. در کنار این ” بیکاران کوتاه مدت ” ، صدها هزارنفر از بخش خدمات، همچون پرسنل هواپیمایی، بانکها، دفاتر توریستی، مشاغل مستقل غیردولتی، مترجمین، هنرمندان، هنرپیشه ها، گروه های هنری- تئاتری، تکنیسینهای الکترونیک برق و نور،بخش هتل و رستورانها و راننده گان تاکسی و راننده گان شرکتهای اتوبوس رانی، صنایع تولیدی کوچک و میانه، مراکز تولیدی مونتاژ، صنایع تولیدی نوشابه و پرسنل دهها هزار مغازه در سراسر کشور به موج بیکاران پیوسته اند. این وضعیت بیکاریها و وضعیت وخیم اقتصادی خیلی از بخشهای طبقۀ پائین و طبقۀ متوسط، مواردی هستند که درصد زیادی از آراء را در ماه سپتامبر آینده به  طرف احزابی خواهد کشاند که بتوانند سیاستی برای نجات بیکاری این طیف وسیع جامعه را به پیش ببرند.

ناگفته نیست که پیش بینی میشود که موج عظیم ورشکستگی های بخش خدمات خصوصی و خیلی از صنایع تولیدی کوچک و میانی از ماه فوریه ۲۰۲۱ آغاز خواهد شد. ناراضایتی  وسیعی هم که وجود دارد این است که چرا و چگونه  دولت  قادر است در طی ماههای گذشته میلیاردها ایرو کمک اقتصادی برای نجات شرکتهای خصوصی غول پیکر و بزرگی همچون شرکتهای هواپیمایی، اتومبیل سازی، شرکتهای عظیم کشتیرانی مسافربری بپردازد، اما حاضر نیست در بخش خدمات و آموزش و پرورش در بخش درمان و بهداشت و بیمارستانها در بخش مدرسه و مهدکودک نیروهای جدید و تازه نفس را استخدام کند و چرا بخشهای تولیدی و مونتاژ و صنایع کوچک و متوسط را حمایت نمی کند؟ چرا ثروت میلیونرها و میلیاردرها در طی دوران کرونا بیشتر از پیش افزایش یافته  اما برعکس بر تعداد فقرا، بیکاران و ورشکستگان جامعه روزبروز افزوده میشود؟ تمامی این مسائل موجب آن خواهند شد اعترضات و عکس العمل جامعۀ آلمان را بر آن کشاند که در ماه سپتامبر شکل و شکلهای دیگری از ائتلافها برای تشکیل دولت آیندۀ آلمان شکل بگیرد. شکل و شکلهای ائتلافی که در بهبود وضعیت زندگی مردم تغییرات آنچنانی بوجود نخواهند آورد! در ادامۀ این مطلب به ائتلافهای مختلف و رنگارنگی که امکان شکل گرفتن آنها وجود دارد، خواهیم پرداخت. به این مسئله نیز بایستی اشاره کنیم که در تاریخ انتخابات پارلمان آلمان این برای اولین بار است که شکل و ائتلافهای مختلف و رنگارنگ برای تشکیل دولت آینده میسر شده است. مسئله ای که دو حزب حاکم دهه های  گذشته  و حاکم  فعلی  یعنی دمکرات مسیحیها و سوسیال دمکراتها را باب میل نیست.                                                                     

                                                                     

قبل از اینکه به مورد بحث در بارۀ  شکلهای گوناگون ائتلافهای احزاب برای تشکیل دولت “جدید” آلمان برسیم، در اینجا کوتاه به تعداد نماینده گان مجلس آلمان می پردازیم.                                  

 

پارلمان آلمان نسبت به جمعیت کشورکه رقم ۸۳ میلیونی را داراست در حال حاضر نسبت به درصد جمعیتی که دارد  بزرگترین پارلمان دنیا را به خود اختصاص داده است. این امری ست که برمیگردد به دوران بعد از جنگ دوم جهانی که حاکمان آنوقت آلمان، حزب دمکرات مسیحیها و سوسیال دمکراتها با باقئانینی که به وضع  کردند، توانستند نماینده گان خود را بیشتر از هر کشور دنیا از حوزه ها، ناحیه ها و شهرها و استانهای مختلف رهسپار پارلمان  کرده و از این طریق پایه های پارلمانی خود را مستحکمتر نمایند. در حال حاضر ۷۰۹ نفر در پارلمان آلمان از طرف ۶ حزب بر روی صندلیهای  پارلمانی خود به کرسی نشسته اند.این تعداد کثیر نماینده گان در پارلمان مدتهاست مورد نقد خیلی از افراد جامعه، محققین، جامعه شناسان و مجامع و سازمانهای مستقل اجتماعی و احزاب مترقی شده است.

                                                                       ادامه ابن انتقادات، دو حزب دمکرات مسیحیها                               و سوسیال دمکراتها را زیر سوال برده است، چرا که آنها تا به امروز حاضر به تغییر ضوابط  و مقررات برای عضویت اعضای مجلس نبوده اند ،چرا که، این امر به پائین آوردن تعداد نماینده گان آنها را منجر خواهد شد. این نماینده گان در حین پروسۀ چهارسالۀ  نماینده گی مجلس ماهانه  بیشتر از ۱۲ هزار ایرو حقوق دریافت میکنند و اضافه بر حقوق ماهانه از بورسها و مزایای پارلمانی نیز استفاده میکنند. همچنین اگر در صورتیکه  این نماینده گان در دوره های بعد، نماینده گی مجلس را به هر دلیلی از دست بدهند، دائم العمر با کمی تفاوت، همان حقوق ماهانه را تا موقع فوت همچنان دریافت خواهند کرد. امروز هم در کنار سوسیال دمکراتها و دمکرات مسیحیها، حزب سبزها، لیبرالها و همچنین حزب دست راستی- فاشیستی ” آلترناتیو برای آلمان ” حاضر نشده اند برای کاهش نماینده گان پارلمان در برلین و یا در سطح پارلمانهای ایالتی، لایحه ها و قوانین جدید را به تصویب رسانند. در ضمن، حقوق ماهانۀ اعضای پارلمانهای ۱۶ ایالات آلمان، بیش از ۸ هزار ایرو در ماه میباشد.                                                                                                       

                                       وضعیت سیاسی امروز حزب سوسیال دمکراتها نشان میدهد      که این حزب با تحولات چند سال اخیر، در صد چشمگیری از آراء  خود را چه در سطح انتخابات ایالتی و چه در سطح انتخابات پارلمانی کشور از دست داده است. این حزب با با ائتلاف چندین ساله با دمکرات مسیحیها، قوانینی را چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی به تصویب رسانده اند که موجب ناراضایتی اعضاء این حزب و موجب پشت کردن  رأی دهنده گانی شده است که سالها به این حزب رأی میداده اند. از جمله تقویت سیاست لیبرالیسم نو و تأسیس و تأئید شرکتهای دلالی کار برای فروش نیروهای کار ارزان و همسویی این حزب به هر قیمت ممکن برای ائتلاف با دمکرات مسیحیها برای تشکیل دولت در سالهای گذشته، عواملی بوده و هستند که این حزب را به جایی رساند  که در انتخابات پارلمانی سه سال پیش در سال ۲۰۱۷  تنها رقم ۲۰ درصد آرا را توانستند برای رسیدن به مجلس بدست آورند. حدودا ده ماه مانده به انتخابات سپتامبر ۲۰۲۱، در تخمینی که از طرف محققین آراء، جامعه شناسان و روزنامه نگاران مستقل داده میشود، در حال حاضر این حزب فقط ۱۶ درصد از آرا را میتواند کسب کند.                                                                   

ادامه دارد                                           

 

تفسیر و تحلیل مختصر در بارۀ احزاب دیگر در آلمان و بررسی چگونگی ائتلاف احزاب موجود برای تشکیل دولت آینده را در شمارۀ بعدی  کار کمونیستی ملاحظه خواهید نمود.                                                            

 

بخش انترناسیونال اتحاد فدائیان کمونیست    آذر۹۹            

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »