فرصت طلبان را بهتر بشناسیم

منتشر شده در نشریه راه سرخ شماره ۳

مسعود – تهران

ایران امروز عرصه نبرد نابرابری است که در یک سوی آن رژیم ددمنش و جانی جمهوری اسلامی به نمایندگی از سرمایه داران غارتگر و برای حفظ منافع آنها  ، با تمامی امکانات و تجهیزات و ثروت غارت شده توده ها قرار دارد و سوی دیگر کارگران و زحمتکشان و خیل عظیم محرومین و گرسنگان غوطه ور در فقر و فلاکت و بی کاری و بی خانمانی و استیصال قرار دارند که برای رهایی از این همه بی عدالتی و ستم طبقاتی ، تمام داشته های خود را که جز تنی رنجور با یک دنیا رنج و محنت چیزی نیست به میدان آورده اند . در این نبرد نابرابر ، کارگران و توده های زحمتکش که چیزی برای از دست دادن ندارند و برای تمام نداشته هایشان به میدان آمده اند  هراس بزرگی به جان سرمایه داران که برای حفظ ثروت و داراییهای غارتی خود میجنگند ، افکنده اند . به همراه همه ابزار سرکوب و کشتار که رژیم سرمایه داران از توسل به آن لحظه ای تردید نمیکند ، فریب و نیرنگ و به انحراف کشیدن مبارزات توده ها یکی از مهمترین حربه هایی است که به کار میبرند . بی هیچ تردیدی تنها راه رهایی از فقر و بیعدالتی و استبداد تنها راه آزادی و برابری برچیدن بساط غارتگری و چپاول سرمایه داران است به زیر کشیدن رژیم جمهوری اسلامی و استقرار حاکمیت کارگران است ولی  به زیر کشیدن رژیم  به منزله برچیدن بساط سرمایه داران نیست ، سرمایه داری همواره در پی آن است که مهره ها و جریانات خود را بر موج اعتراضات توده ها مسلط کند ، فریب و نیرنگ و به انحراف کشیدن مبارزات توده ها یکی از مهمترین حربه هایی است که  برای حفظ و بقاء سلطه خود به کار میبرد و بدین منظور میکوشد با پرورش افراد و جریانات مختلف به ظاهر وجیه المله و آزادیخواه و برابری طلب و رسوخ آنها در بین توده ها و ایجاد شکاف و تفرقه در بینشان  به نتیجه مطلوب دست یابد . در برهه ای عده ای که خود شریک در اعمال جنایتکارانه رژیم هستند اصلاح طلب میشوند و شعار اصلاح و بازگشت به دوران طلایی خمینی جلاد را سر میدهند . همزمان عناصری دست پرورده دستگاههای امنیتی رژیم راهی دیار فرهنگ میشوند در بین اپوزسیون  گفتمان مضحک انجام رفراندم برای تغییر را براه میاندازند و از رژیم میخواهند به انجام آن مبادرت  نماید یعنی بر علیه خودش رفراندم برگزار کند !  .  به یکباره در اوج اعتراضات خیابانی توده ها چند نفر نبش قبر میکنند ، سلطنت طلبان جان میگیرند و یکی از مدعیان کسب قدرت میشوند گویی گذشت چهل سال برای تطهیر سلطنت کافی بوده و حال آنها میتوانند ناجی مردم باشند و وطن بلا زده  میراث کورش را نجات دهند  .  گروهی دیگر که به طور کلی خود را تافته جدا بافته از کل اپوزسیون جمهوری اسلامی میدانند در حالیکه در بخشی از مصائب ببار آمده بر سر این مردم مسئولند از همان ابتدا خود خواهانه و کوته فکرانه با اسلامی بزک شده و امروزی  یک تنه رئیس جمهور انتخاب کردند و دولت تشکیل دادند و ارتش به پا کردند  و راهی وطن شدند تا آن را نجات دهند ولی با به جا گذاشتن انبوه کشته ها همچنان در حسرت قدرت میسوزند و رژیم به اقتدار خود می نازد . سرمایه داری هیچگاه برای حفظ بقاء خود از تک وتا نمی افتد و همیشه به فکر بعد از جمهوری اسلامی است ، تمام این جریانات گزینه هایی هستند  تا در اوج گیری اعتراضات توده ها و گسترش قیام و ناتوانی رژیم در مهار آن ناجی سرمایه داری ایران شوند و از سرایت اثر قیام توده ها به بنیانهای سرمایه جلو گیرند . نکته اصلی این است  آنچه سرمایه داران را به وحشت می اندازد فقط قیام کارگران و زحمتکشان و گرسنگان و حضور پیشروان آنها انقلابیون  کمونیست در بین شان است ، تنها نیرویی که در صورت هوشمندی و درایت و اتحاد میتوانند سازمانده و هدایت گر قیام توده ها باشند  تا نه فقط حاکمیت سیاسی سرمایه  بلکه مناسبات اقتصادی سرمایه داری مورد تهاجم و تغییر قرار گیرد .  تمام این اپوزسیون سازی ها فقط برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم و کمونیستها در بین توده هاست ، البته به خوبی میدانند واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی آنچنان قدرتمند است که جریانات ورشکسته اصلاح طلب ، ملی گرا ، سلطنت طلب ، اسلام رحمانی بی طبقه توحیدی و غیره هیجکدام از کارایی لازم برخوردار نیستند و باید کمونیسم از درون دچار آفت و انشقاق شود برای آن هم راه چاره جسته اند ، چه بهتر جریاناتی تحت نام کمونیسم این رسالت را بر عهده گیرند که در وحله اول با برجسته کردن شعارها و خواسته های ابتدایی مانند کمپین بوسه آزاد ، کمپین روسری سفید وچهارشنبه های سفید ، کمپین کار کودکان ممنوع ، کمپین علیه اعدام و موارد اینچنینی کمپین بازی که برای جوانان از جذابیت برخوردار است اولا با شقه کردن حرکت های اعتراضی توده ها و تنزل آن به خواسته های ناچیز و کم خطر که مورد پسند جریانات بورژوایی هم باشد  ، چنین الغا کنند که میتوان از این رژیم درنده این مطالبات را گرفت و در ثانی این باور را ترویج کنند که همه این حقوق ابتدایی انسانی در گرو جمهوری اسلامی است نه مناسبات فاسد و ضد انسانی سرمایه داری حاکم بر ایران و کمونیسم تنها به دنبال این حقوق تضیع شده است، در نوشته ها و سخنرانی هایشان مرتب الغا میکنند که فرهنگ وهنرو موسیقی و فیلم و کلیه  روابط انسانی و اخلاقی جوامع غربی ارزشمند و پیشرفته است ، مناسبات فرهنگی و اخلاقیی که کاملا آگاهانه و عامدانه پوچ گرایی و بی انگیزگی وخود خواهی و بی توجهی به مشقات و مصایب زندگی دیگران و دم غنیمتی زندگی کردن را ترویج میکند . این جریانات که بعضا خود را ملقب به کمونیسم آنهم از نوع کارگری ! کرده اند آگاهانه این هدف سرمایه داران را  دنبال میکنند که کمونیسم انواع مختلف دارد و نوع مرغوبش از آن آنهاست و هر آنچه آنها میگویند عین کمونیسم است و هوشمندانه میکوشند این باور علمی را تخطئه کنند  که کمونیسم تنها جایگزین محتوم نظام پوسیده و رو به اضمحلال سرمایه داری است و سوسیالیسم مقدمه رسیدن به آن و کارگری و غیر کارگری نامیدن آن جز فریبکاری و تشتت در بین کارگران و توده ها هدفی را دنبال نمیکند . جریانات این چنینی میکوشند  سیاست گوشت دم توپ سازی را به کار گیرند  ، از جسارت و شور و هیجان جوانان استفاده میکنند و با براه انداختن فعالیت علنی در جنبش کارگری و بخصوص فضای مجازی علاوه بر این که با ایجاد تصنعی بااصطلاح تبادل افکار و اطلاعات در بین جوانان چپ و کمونیست در اصل تشتت افکار و خود محوری را دامن میزنند و با شناساندن افرادی که قابلیت بیشتر دارند آنها را به سیبل روز مبدا رژیم بدل میکنند . تاریخ جهل ساله رژیم نشان داده هر گاه در شرایط استیصال و درماندگی کامل قرار گیرد به مانند سال شصت موج دستگیری های فله ای را به راه میاندازد تا سیاست سرکوب را به بهترین وجهی به اجرا گذارد ( چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا ) همانطور که در آبان ۹۸  با دستگیری قریب به هشت هزار نفرچشمه کوچکی از آن را به نمایش گذاشت ، فعالیت علنی بخصوص در فضای مجازی و در درون جنبش کارگری نه تنها هیچ تاثیر مثبتی در رشد مبارزه کارگران و توده ها بر علیه نظام سرمایه داری و رژیم کارگزارش نداشته بلکه  ماشین سرکوب آن را کاراتر کرده و فقط نام جریان مروج این حرکت به یمن قربانی شدن عده ای از جوانان پرشور ، بر سرزبانها افتاد تا این توهم به وجود آید تنها گزینه بعد از جمهوری اسلامی آنها هستد . فرصت طلبان در هر رنگ و نامی مهمترین عامل در عدم توفیق و شکست مبارزات  کارگران و زحمتکشان و توده های مردم بوده اند ، بر ماست که هوشیار باشیم و با معرفی و افشاء فرصت طلبان ستون پنجم سرمایه داری در اردوی کار ، گام مهمی در این پیکار سرنوشت ساز برداریم . در باره بیشتر سخن خواهیم گفت .

                                                                                                        مسعود – تهران ۲۷/۴/۹۹

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »