در جدال با سرمایه داری و کرونا

در آستانۀ اول ماه مه هستیم و پیش بینی شرایط اقتصادی، حداقل در سال جاری، برای کارگران امیدبخش نیست. سازمان بین المللی کار چشم انداز  نیروی کار جهانی را در نیمۀ دوم سال فاجعه بار برآورد میکند. سازمان بین المللی کار پیش بینی میکند که تا چند ماه آینده ۶٫۷ درصد از ساعات کار در دنیا از بین میرود که این رقم برابر با ۱۹۵ میلیون کارگر با کار تمام وقت خواهد بود. همچنین اعتقاد بر این دارد که امکان دارد که درصد این پیش بینی بطور قابل ملاحظه ای حتی بیشتر شود و اگر هنوز امیدی برای فائق آمدن بر این فلاکت مانده باشد تماما بستگی به دولتها و اقدامات سیاسی موثر آنان در بهبودی اقتصاد و افزایش تقاضا برای نیروی انسانی در بازار کار دارد.

هیچ چیزی بهتر از سیستم سرمایه داری قادر نیست زمینه ساز باروری بیشتر برای بدبختی های انسانی باشد. سرمایه داری با ماهیت ضد بشری اش و با بحرانهای لاینحل اش که زوال بشریت را به امری محتمل تبدیل کرده است، هیچ تعجیلی در تامین محیطی سالم برای زیست انسانی و طبیعت، و در الویت قرار دادن آن را نداشته و ندارد. با جنگ افروزی های بی پایان و ریاضت های خانمان برانداز- که تار و پود زندگی میلیاردها تودۀ زحمتکش از هم پاشیده- بدون کرونا، سیل و زلزله هم، میلیونها نفر هر روزه با مرگ دست و پنجه نرم میکنند.

ویروس کرونا ورشکستگی اقتصاد سرمایه داری در قبال پاسخ انسانی و سریع به این بیماری کشنده را هرچه بیشتر در معرض دید جهانیان قرار داده است. در چند دهه اخیر شاهد عروج موج پوپولیستهای اولترا راست بوده ایم که هزینۀ اقتصاد ورشکسته و بحرانهای مالی اش را با کاهش و یا انکار خدمات اجتماعی از جمله اقدامات پیشگیرانه برای اپیدمیهایی نظیر کرونا و غیره تامین کرده است.

جدال سرمایه داری با بحران پندمی کرونا که به سرعت بحران اقتصادی را با پیامدهای ناشناخته برای ثبات مالی به آتش کشیده است دولتهای های سرمایه داری را بشدت نگران بروز خیزشهای سیاسی کرده است. سال گذشته ایران، فرانسه، هنگ کنگ، عراق، شیلی، سودان، و لبنان صحنۀ اعتراضات مردمی بود که نیاز به انزوای اجتماعی، ناگزیرخیابانها را از ازدحام خالی کرده است. ولی در شرایطی که میلیونها کارگر و زحمتکش از کار بیکار گشته و قدرت خرید میلیونها نفر به صفر مطلق رسیده نیاز برای تغییر به یک امر جهانی تبدیل شده است.

    عوامفریبی رژیم اسلامی

سرمایه داری بطور کلی و رژیم جمهوری اسلامی بطور اخص، هرگز اجازه نداده است که هیچ بحرانی به هدر رود. در حالیکه بحران کرونا و  بحران سیاسی – اجتماعی به افزایش نارضاینی عمومی میدان بیشتری داده است و اوضاع معیشتی توده ها بویژه اقشار کم درآمد بسیار وخیم گشته است، فرصت برای تصویب قوانین ارتجاعی و سرکوب هر گونه مخالفتی توجیهات جدیدی پیدا کرده است.  سیاستهای ضد کارگری و ضد انقلابی نئولیبرالیسم رژیم وخامت این بحرانها را تشدید و تواتر رخداد آنها را شدت بخشیده است. بلایای طبیعی نظیر سیل و طوفان و زلزله که دیگر نه چندان طبیعی بلکه پیامد رویکردهای مخرب اقتصادی-اجتماعی و ساز و کارهای ها نامن و غیر استاندارد است، به یک نُرم جدید زندگی در ایران  تبدیل شده است.

فشار مضاعف تحریمها و پندمیک کرونا کارگران را بیشتر بطرف بیکاری و فقر مطلق رانده است. نرخ بیکاری در سال ۹۸ که رسما از طرف مرکز آمار ایران اعلام شده است ۱۰٫۸ بوده است که البته این سرشماری با احتساب کار کودکان بالاتر از ۱۰ ساله ارزیابی گشته است.

بسیاری از کارگران هم بدلیل اعمالِ سیاستهای ناشی از اپیدمی توسط کشورهای مجاور، بیکار شده و یا کارمندان و کارگران خدماتی که با کسادی بازار مواجه گشته اند همه بنوبۀ خود تاثیرات دومینویی اسفباری بر بقیۀ سطوح بازار کار گذاشته است. در این میانه دهن کجی دولت روحانی به نیازهای مردم نهایت دنائت رزیم را نشان میدهد. اختصاص وام قرض الحسنۀ یک میلیون تومانی با سود ۱۲ درصد در مقابل خط فقر ۵ میلیونی به ریشخند گرفتن توده های مردم بود و بس . یک چشمه دیگر از وقاحت رژیم  اعلام بنیاد مستضعفین به دادن هدیۀ یک میلیون تومانی به کولبران است. بنیاد مستضعفین که یکی از بزرگترین موسسات پولشویی و غارتگر اموال عمومی است، اعلام میکند که برای کمک به کارگران کولبر که بخاطر کرونا آسیب معیشتی دیده اند هدیۀ یک میلیون تومانی در نظر گرفته است،  و این در حالیست که این عوام فریبان هرگز از کشتن کولبرها لجظه ای غافل نمانده اند.  اینها تصاویر تلخ و تراژیک از مشقات مردم و برخورد مفتحضحانۀ سرمایه داری کثیف اسلامی با این معضلات است.

پندمی کرونا در جهان با درجات کم و بیش، هم درماندگی سیستم سود-محور موجود را به نمایش گذاشته وهم ثابت کرده که هرجایی که طبقات زحمتکش سهمی از دمکراسی موجود داشته اند بهمان اندازه هم به نیازها، امنیت و خواسته هایشان هم توجه شده است. جمهوری اسلامی نه تنها نشان داد مطابق معمول ارزشی برای جان انسانها قائل نیست بلکه از این فرصت برای سرکوب کردن اعتراضات و خفه کردن هر گونه صدای معترضی استفاده کرده و عامدانه موجد گسترش این ویروس به سرتاسر کشور شد. از طرف دیگر اقتصاد آسیب دیدۀ رژیم که با تحمیل هزینه های ناشی از کرونا و کاهش تولید عملا فلج گشته است،  کاهش تقاضای نفت، محدود شدن تردد تجاری چین و اِعمال محدودیتهای تجاری با کشورهای همسایه هم لطمات مهلکی بر پیکر آن وارد کرده است. و طبعا تبعات آن افزایش بیشتر بیکاری، افت هر چه بیشتر قدرت خرید توده ها، و تحمیل شوکهای سنگین به بودجه و سرویسهای خدماتی و عمومی خواهد بود. اگر آنطور که پیش بینی میشود احتمال اینکه ما شاهد دوره دیگری از اوجگیری کووید۱۹ باشیم، استیصال رژیم در کنترل و مهار کرونا عواقب فاجعه بارتری را ببار خواهد آورد. با رشد اقتصادی که بدون نفت صفر می باشد، با نرخ تورم بیش از ۲۵ درصد، با دزدیهای سیستماتیک سران رژیم،  و با کسری بودجه زیاد بهترین سناریو ممکن پیش رو، دورۀا برآمد آبان های گریزناپذیر دیگری خواهد بود.

تجربۀ کرونا و امکان دنیایی نوین

کرونا قربانیان زیادی گرفته است و هنوز هم همچنان قربانی میگیرد ولی تحولات عمیقی هم در آگاهی توده ها نسبت به ساز و کار جامعه و محیط دور و برشان ایجاد کرده و اوضاع را در جهت راه حلهای انقلابی بیشتر در بستر یک رویکرد جهانی آماده کرده است. بحرانهای اخیر نشان داد که نه بحران زیست محیطی بحرانی خودی و یا منطقه ایست و نه پندمی بیماریها و ویروسهای خطرناکی مثل کرونا میتواند یک معضل ملی یک کشور باقی بماند.

پاسخ به این بیماری و هر معضل دیگری را نمیتوان به سیاستمداران سرمایه داری و احزاب رنگارنگش وا گذاشت. دغدغه اصلی این جماعت حفظ سود طبقۀ حاکم بهر طریق ممکن است. کرونا نقاط ضعف عمده ای را در اقتصاد سرمایه داری به معرض نمایش گذاشته است. راه حلهایی که توسط برخی از این کشورها برای کنترل کردن پیامدهای این ویروس اجرا شده است به باور عمومی مردم ثابت کرد که جز یک رویکرد انسانی( با هر درجۀ ممکن) که مبتنی باشد بر نیازهای شهروندانش و همیاری عمومی، ادامۀ حیات انسانی در مخاطره جدی قرار خواهد گرفت. دولتهای بسیاری مجبور شدند علیرغم میلشان حتی برای چند هفته هم شده درِ کیسه هایشان را شل کرده و حداقل هزینه های زیست را برای خانه نشینان فراهم کنند. مجبور شدند که برای زنده ماندن خود و نزدیکانشان می بایست به امنیت جانی بقیه کمک کنند. مجبور شدند که چرخۀ پول-محور سیستم را موقتا بر تامین نیازهای نسبی درمانی و بهداشتی انسانها قرار بدهند.

ولی ماهیت تخریبگر سرمایه داری بحران زاست و  اگر کارگران نتوانند مهار افسار گسیختۀ این سیستم مرگ افرین و تخریبگر را در دست بگیرند ، بشریت در مقابل سومین بحران بزرگ آینده که بطور فزاینده ای سیارۀ زمین را غیر قابل سکونت خواهد کرد، در خواهد ماند و شانس زنده ماندن در مقابل پندومی های آینده شاید کم و کمتر شود.

معلوم نیست که این اپیدمی چقدر طول بکشد، و کی تمام میشود که دوباره اعتراضات عمومی بتواندبه صحنۀ کارخانه ها،خیابانها و دانشگاهها برگردد. ولی با این بحران و یا بی آن، طبقه کارگر نمی تواند منفعل بماند. امنیت جانی و بهداشتی، و رفع نیازهای اولیه در دستور اول مبارزاتی قرار دارد و باید برای منافع نزدیک و دورش، خود را سازماندهی کرده و مبارزه کند. طبعا اشکال مبارزه تغییر کرده و یا در فرمهای دیگری خو د را بروز میدهد ولی مبارزه طبقاتی هرگر تعطیل بردار نخواهد شد. کارگران در کمیته های محل کار و محلات کارگری در ارتباط با هم خواهند ماند و خود را برای هماهنگی فعالیت های مبارزاتی شان ، بسیج قدرت جمعی شان، حمایت از همبستگی عمومی برای  برخورداری از امکانات مالی، و بهداشتی دوران بحران کرونا سازماندهی کرده ، و خود را برای نظارت بر پروسۀ  اجرای یک محیط امن کاری آماده خواهند کرد.

این فجایع چشم توده های مردم را بر روی واقعیات دنیای کثیفی که سرمایه داری بر تل کشتارهای انسانی بیشماری که ساخته، باز کرده است. جهان سرمایه دهها سال است که بر طبل جنگ میکوبد و مردم را از جنگ عنقریب جهانی سوم میترساند، در حالیکه تمامی این سالها به عیان شاهد بوده ایم که جنگش علیه کارگران، مهاجران، کودکان و زنان، و کل طبقات فرودست و آسیب پذیر جامعه بوده است. دهها سال است که کمونیستها خطر این سیستم ضد بشری را هشدار داده اند و در تاریخ ثبت کرده اند که برای رستگاری انسان از گزند این زالوی خونخوار جز سوسیالیسم راهی نبوده و گرنه بربریت که همانطور که شاهدش هستیم بنیان جوامع بشری را مثل خوره در بر خواهد گرفت. کمونیستها همواره بر این باور بوده اند که جز یک انقلاب سوسیالیستی چیز دیگری بشر را از این منجلاب سرمایه داری نجات نخواهد داد. لنین گفت وقتی که سرمایه داری چیز دیگری در چنته اش برای حل معضلات جامعه ندارد و کارگران دیگر به وعده های سیستم باور ندارند انقلاب در میگیرد. تروتسکی گفت مردم زمانی انقلاب میکنند وقتی که هیچ راه برون رفتی از این نکبت سرمایه داری وجود ندارد و ما کمونیستها همچنان میگوییم اگر بخواهیم حیاتبخشی این دنیا را امکانپذیر بکنیم سرمایه داری باید برود. و این جز با سازمانیابی طبقۀ کارگر بدست خودش، حزب خودش، و انقلاب سوسیالیستی میسر نمیشود.

نوشین شفاهی

۲۷ آوریل ۲۰۲۰

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »