فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

بنیادگرایی مذهبی و علل رشد آن

جهشهایی که در جهت جهانی شدن سرمایه در اوضاع کنونی انجام میپذیرد و همگام است با روند سریع و شتابزده انباشت سرمایه در جهانی که سیستم امپریالیستی بر آن غالب است .جهانی شدن ، تغییرات سریع و ناگهانی در زندگی توده ها بجای گذاشته و اغلب موجب تضعیف روابط و مناسبات و آداب سنتی در جوامع می شود البته بایستی توجه داشته باشیم که چنین تاثیراتی در کشورهای جهان سوم غالبا به رشد بنیادگرایی مذهبی منجر گردیده است .
با رشد روابط و مناسبات تولیدی سرمایه داری در کشورهای جهان سوم اقشار خرده بورژوازی شهر و روستا از حداقل امکانات سرمایه یی خویش نیز بی بهره گردیده و بخصوص اینکه خرده بورژوازی روستا با از دست دادن قطع زمین کوچک خویش نیز برای امرار معاش ناگریز بسوی شهرها کوچ کرده و به خیل حاشیه نشینها می پیوندند.
این خیل عظیم حاشیه نشینها یا زاغه نشینها نه دارای شرایط سنتی خویش هستند و نه میتوانند بسادگی در شرایط جدید جذب شوند . آنان اکثرا در فعالیتهای اقتصادی غیر رسمی نظیر دوره گردی و دست فروشی و یا قاچاق و … مشغول می باشند . خیل عظیمی که از شرایط سنتی خویش کنده شده و امکانات جذب در شرایط جدید را ندارند ، زمینه های مساعد را برای دلبستگی به بنیادگرایی مذهبی دارند .فردی که به بنیادگرایی مذهبی روی می آورد خسته از تحمل شرایط جدید راه غلبه بر شرایط وخیم زندگی خویش را در احیاء شرایط گذشته میبیند که حداقل برایش قابل تحمل تر بوده است . علاوه بر این هنوز در جستجوی آن است که بتواند همانند گذشته حداقل سرمایه ای از خویش داشته باشد .
رشد بنیادگرایی مذهبی مختص به مشورهایی نیست که اسلام دین غالب و مسلط بر آن کشور می باشد بلکه در کشورهای عقب مانده ی مسیحی نشین نیز تقابل توده های تهیدست پروتستان با کاتولیکها را شاهد هستیم .
البته جدا از دلایل رشد بنیادگرایی مذهبی حرکات آگاهانه سیاسی امپریالیستی نیز در این زمینه دخیل است . از جمله بعد از فروپاشی اردوگاه سوسیالیستی ، امپریالیستها سعی بر آن داشته اند تمسک به عقاید ارتجاعی را تنها راه مخالفت با نظم استثمارگرانه موجود جا بیندازند . توده های تشنه آزادی و عدالت اجتماعی زمانی که تحت تاثیر تبلیغات مغرضانه امپریالیستها و روشنفکران قلم به مزد آنان که هر دم بر طبل مرگ کمونیسم می کوبند قرار می گیرند ره برون رفت از شرایط استثمارگرانه حاکم و مبارزه بر علیه بی عدالتیها را به غلط در افکار و اندیشه های ارتجاعی بنیادگرایانه مذهبی می یابند .
نگاهی به تاریخ نشان می دهد که امپریالیسم جهانی برای مقابله با رشد افکار کمونیستی و حتی غیر مذهبی تا چه حد به تقویت مذهب و بنیادگرایی مذهبی کمک نموده است . حداقل تاریخ صد سال اخیر ایران از زمان جنبش مشروطه تا کنون بخوبی گواه این حقیقت است که امپریالیسم و بنیادگرایی مذهبی همگام و همسو در جهت سرکوب جنبشهای انقلابی و مترقی در کشورمان گام برداشته اند .
وجه سیاسی همراه با عوامل اقتصادی و اجتماعی همگی رویدادهای تاریخی در کشورهای جهان سوم بمنظور تضعیف و محو نیروهای انقلابی و مترقی و تقویت بنیادگرایی مذهبی است .
درک واقعیات عینی به ما کمک خواهد نمود تا تضادهای اصلی را بیشتر بشناسیم و آنرا تحلیل نمائیم . اگر موفق شویم این مهم را انجام دهیم خواهیم توانست پدیده بنیادگرایی مذهبی که شکلی از اشکال بروز چنین تضادهای در جامعه است را بهتر شناخته و آنرا تحلیل نموده و بر پایه چنین شناختی جنبشی را شکل دهیم که مانع از گرایش توده ها به بنیادگرایی مذهبی و ارتجاعی شویم آنگاه توده ها خواهند توانست با اندیشه یی مترقی در جهت پایه گذاری دنیایی عمیقا متفاوت و بهتر حرکت نمایند .

سالار حسامی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »