مختصری درباره اوضاع کشوروسیرتحولات

ایران در وضعیت به شدت  حاد و بحرانی به سر میبرد، توده ها در شرایط اسف باری زندگی میکنند ، فقر به شکل وحشتناک و غیر قابل تصوری تقریبا همه گیر شده، خصوصا با افزایش قیمت بنزین. بر خلاف هوچیگری های رژیم آرام آرام قیمت همه اجناس در حال افزایش است. درماندگی و استیصال عجیبی برجامعه حاکم شده ، حقوقهای ناچیز ( اگر دریافت کنند ) به هیچ وجه جوابگوی حتی ابتدایی ترین نیازهای زندگی نبوده، اینک بنزین مزید علت شده و رژیم ورشکسته و به بن بست رسیده در نبود درآمدهای نفتی در تدارک روش های بعدی برای کسب درآمد است و البته همه آنها جیب خالی توده ها را نشانه گرفته است ، حذف بنزین سهمیه ای که شایعه آن در جامعه پیچیده ( البته دولت تکذیب کرده ولی به قول مجری رادیو همه چیز با تکذیب شروع میشود ) ، حذف کمکهای نقدی معیشتی که بعد از افزایش بنزین رواج یافت و تبدیل آن به خرید اعتباری کالا از فروشگاهها زنجیره ای ، افزایش قیمت آب و برق و گاز که وزیر نیرو از ارزان بودن آن شکایت کرده ، و مهمتر از همه اقزایش سرسام آور مالیاتها در بودجه ۹۹ که بخش اعظم بودجه بر مبنای آن بسته شده و تا چند روز دیگر تحویل مجلس خواهد شد و چون گزینه دیگری وجود ندارد مجلس بی شک تصویب خواهد کرد و سونامی بزرگی از افزایش قیمتها آتش را به انبار باروت خشم وکین توده ها خواهد زد اینبار وسعت و عمق خیزش گرسنگان با هیچ معیاری قابل سنجش نخواهد بود . آنچه رژیم را وادار به افزایش قیمت بنزین کرد ورشکستگی و مفلس شدنش بوده و گام اول در مجموعه اقداماتی است که در دستور دارد و میپنداشت جو جامعه در کنترل است و با کمترین هزینه اجرایی خواهد شد  بگیر و ببند های گسترده و صدور احکام سنگین هیستریک برای فعالین کارگری و فعالین سیاسی و مدنی و برپا کردن شوی نامه های ۱۴ نفره و دستگیری بلافاصله این افراد همه برای نشان دادن اقتدار پوشالی و ایجاد جو رعب و وحشت و فراهم کردن زمینه برای این اقدامات بوده که تیرش به سنگ خورد ، ولی در هر صورت چاره ای جز اجرای این اقدامات ندارد و امید دارد با سرکوبی خونین تر از روزهای آخر آبان، همه صداها را خفه کند. غافل از اینکه کارگران و زحمتکشان هم چاره ای جز اعتراض و اعتصاب ندارند و هیچ درنده خویی و وحشیگری دژخیمان رژیم هم نمیتواند تغییری در اراده آنها بوجود آورد . لازم به ذکر است که  رژیم جنگ طلب  در ماههای اخیر کوشید با حمله به نفت کشها و راهزنی های دریایی و زدن پهپاد آمریکایی و حمله به آرامکو، امریکا را تحریک به اجرای یک حمله کوچک نظامی کند انگاه خود به عنوان مظلوم وارد جنگ شود و با میلیتاریزه کردن داخل و منطقه کنترل اوضاع داخل کشور را به دست گیرد که  دولت ترامپ هوشمندانه و با اجتناب از درگیری تمام نقشه های رژیم را خنثی کرد . اینک  در صورت ناتوانی درمهار اعتراضات ابایی از سوریه کردن ایران ندارد. یک چشمه آن را در ماهشهر شاهد بودیم و متاسفانه این نگرانی وجود دارد که مجاهدین با اقدامات بی موقعشان عملا به رژیم یاری رسانند . و حال حضور آلتر ناتیو سوسیالیستی و مسئولیت سنگین نیروهای کمونیست به شدت احساس میشود ، هر چه شرایط بحرانی تر میشود خلاء حضور کمونیستها در بین توده ها ملموس تر میگردد ولی تاسف بار اینکه خیزش توده ها فقط سوژه خوبی بدست داد تا رفقایی ( روشنفکر بازی بیماری مزمنی است که ما کمونیستها همیشه با آن درگیریم ) در نشستهای مختلف به تحلیل پشت تحلیل بپردازند که نه به درد دنیای کارگران میخورد نه به درد آخرتشان و سر آخر هم تنها رهنمودشان این است که کارگران  کمیته اعتصاب تشکیل دهند از قدیم گفته اند ” دوصد گفته چو نیم کردار نیست ” نتیجه این بی عملی های مکرر درداخل این شده که جریاناتی مانند مجاهدین ( که همیشه مترصد بودند و هستند تا خیلی سریع مهر خود را بر خیزشها و قیام توده ها بزنند و همین تعجیل فرصت طلبانه در کسب قدرت به هر قیمتی در این سالها همواره تعیین کننده تاکتیک شان بوده و در موارد متعدد لطمات سنگینی به انقلاب و توده ها زدند ) در نقاط مختلف و زودتر از موعد ، حمله به بانکها و پمپ بنزینها و مراکز دولتی را اجرا کردند ( بر خلاف اظهارات بورژواها ی نگران از رادیکالیزه شدن اعتراضات توده ها که این آتش زدن ها را به رژیم منتسب میکنند ) و به احتمال زیاد در خیزش بعدی که عنقریب رخ خواهد داد با توجه به درنده خویی و جنایاتی که رژیم در هفته گذشته انجام داده این بار مجاهدین سلاح به دست از میان تظاهر کنندگان به مزدوران سرکوب گر حمله خواهند کرد ، به مانند تابستان شصت که در موارد زیادی شاهد بودم اندکی بعد از شروع هر تظاهراتی میلیشیای مجاهدین سلاحها را بیرون میاوردند و به مزدوران کمیته وسپاه حمله میکردند و عملا تظاهرات تبدیل به جنگ بین دو نیروی مسلح میشد . همه اینها در حالی است که کمونیستها غایبند . شکی نیست تشکیل کمیته اعتصاب ضرورت مسلم انقلاب است ولی فکر میکنم لازم است ” اول برادریمان را ثابت کنیم بعد ادعا ارثیه کنیم ” باید عمل کنیم و در عمل حضور خود را در بین توده ها به اثبات برسانیم ، آن زمان میتواند رهنمود های ما شنونده پیدا کند ، حداقل میتوانیم صندوق حمایت از اعتصابیون کارگری تشکیل دهیم و در تبلیغات به طور گسترده آن را اعلام کنیم و بدین طریق در عمل به یاری کارگران برخیزیم . هر چند این حرفها تکرار مکررات است و آنچه به جایی نرسد فریاد است با این وضعیت جنبش کمونیستی، امیدی نیست آلتر ناتیو سوسیالیستی به عنوان گفتمانی جدی قد عمل کند . در هر صورت ما به وظیفه خود عمل میکنیم و به سهم خود تمام تلاشمان را به کار میبندیم تا کارگران و تهیدستان را تنها نگذاریم و حداقل نام فدایی کمونیست را سر بلند کنیم .                                 تهران-  مسعود ۱۴/۹/۹۸

ممکن است شما دوست داشته باشید
Translate »