«معامله بزرگ قرن» ترامپ-ناتانیاهو،محصول توازن قوا درجهان ومنطقه

1

با شکست اتحادجماهیر شوروی جهان ماکه با تعرض افسارگسیخته نظری و عملی سرمایه داری به دست آوردهای جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی مترقی روبروشد وجنبشهای ارتجاعی مذهبی و ناسیونالیستی ،نژادپرست وارتجاعی پرچمدار میدان شدند .جنبش انقلابی ورهائی بخش فلسطین نیز دچارتحولات درونی شد .ازیک طرف رهبری این جنبشها ازآرمانهای آزادیخواهانه وعدالت طلبانه برپایه نیروی اجتماعی زحمتکشان ومحرومان وآوارگان ریل عوض کرده ومنافع تجارومعامله گران فلسطینی که با هزار رشته مرعی ونامرعی به ارتجاع عرب و اسرائیل وصل میشدرا،راهنمای خود قراردادند وبرآساس آن به خط سازش و فساد واستفاده ازرانت های مختلف کشیده شدند وازسوی دیگر جریانات ارتجاعی مذهبی، نظیرحماس وحمهوری اسلامی غیره ایجاد تقویت وبه بهانه دفاع از حق فلسطینیان به میدان آمدند  . چنین ترکیبی درشرایط تغییرتوازن قوا درجهان و شرایط اقتصادی اجتماعی وزیستی توده های عظیم اعراب فلسطین و به روی کارآمدن نژادپرست ترین دولت دراسرائیل وآمریکا و.. نمیتوانست نتیجه ای جزآنچه که ترامپ آنرا «توافق قرن» مینامد، ببار بیاورد .
مضمون «توافقنامه قرن» بین هیئت حاکمه امپریالیسم آمریکا و دولت نژادپرست ومذهبی اسرائیل،درغیاب حتی یک نماینده ازسوی دولت« خودگران» -بخوان سرگردان فلسطینی -، محصول شرایطی از توازن قوا است که برجهان کنونی ما حاکم است.
زحمتکشان معترض فلسطینی دراعتراض به این تصمیم یکطرفه واز بالای ترامپ-ناتانیاهو، شعارمیدهند که «ترامپ فلسطین مال تو نیست که آن را بفروشی»!ترامپ جواب میدهد «با شروط ما موافقت کنید، در غیر این صورت، از داشتن کشور بطور کلی محروم خواهید شد»!
زحمتکشان وآورارگان فلسطین باید ازخود بپرسند مگر درباره سرنوشت کشورهای ظاهرا مستقلی نظیر عراق،لیبی،سوریه،افغانسان وغیره چه کسانی تصمیم گیرنده نهائی هستند؟!که درفلسطین اشغالی با وجود رهبران مرتجعی که هرکدام بربخشی از آن فرمان میرانند واساسا هیچکدام منافع اقتصادی اجتماعی پایه ای توده های زحمتکش رانماینگی نمیکنند، بخواهند ویابتوانند خارج از توافقات وتمایلات کشورهای امپریالیستی و بند وبست های دول مرتجع عرب و اسرائیل، مستقلا تصمیم بگیرند ودراین تصمیم منافع توده های عظیم زحمتکشان ساکن فلسطین چه مسلمان وچه یهودی و مسیحی ومیلیونها آواره و غیره را مد نظرقراردهندو نه منافع باند های صاحب ثروت را!؟
درطرح ترامپ -ناتان یاهو، درواقع نه تنها وضعیت موجود وسرزمینهائی که بزور اشغال شده است ومیلیونها آواره ازخانه وزندگیشان رانده شده اند به رسمیت شناخته شده است، بلکه این طرح وتصمیم اشغالگریهای دیگری را هم دردستور گذاشته و فلسطینیان باقیمانده راهم درمناطق مختلف دورازهم، تحت کنترل ونظارت دولت اسرائیل به بند و زنجیر محکمتری خواهند کشید تا دربهترین حالت بدون برخورداری از حق و حقوق شهروندی به اردوگاه های تحت محاصره ای شباهت خواهند داشت که ساکنان تحت کنترل آن بافروش ارزان نیروی کار خود به اقتصاد سرمایه داران یهودی و شرکای خارجی آنها سود برسانند.
به روی میزگداشتن جنین طرحی صد البته به گسترش دامنه بی ثباتی درمنطقه نیز خواهد انجامید که بنوبه خود حضور نیروهای نظامی وامنیتی دول امپریالیستی درمنطقه وفروش جنگ افزارهای کمپانیهای چند ملیتی  را توجیه خواهد کرد.

«توافق نامه قرن» ادعائی ترامپ -ناتانیاهو، درواقع امربیان واقعی توازن قوائی است که جزبا شکل گیری و زنده شدن دوباره جنبشهای اجتماعی قوی توده ای کارگری و سوسیالیستی وآزادیخواهانه توده های زحمتکش منطقه، ازجمله ساکنان فلسطین، راه چاره دیگری برای تغییرآن متصورنیست . تلاش برای ارتقاء سطح آگاهی دموکراتیک وسوسیالیستی توده های کارگر وزحمتکش سرزمینهای فلسطین و کمک به سازمانیابی آنها ونیزتلاش نظری و عملی برای پایان دادن به تفاوت ها ی مذهبی و قومی وقبیله ای تحمیلی امپریالیستها ،دولت نژادپرست اسرائیل و دول مرتجع منطقه که بمنظورتحکیم سلطه خود و به بند کشیدن توده های زحمتکش مردم  رواج داده میشوند، ازجمله وظایف وراه کارهائی است که میتواند توازن قوا را به نفع رهائی توده های زحمتکش مردم فلسطین تغییردهد.

سازمان اتحادفدائیان کمونیست دهم بهمن ماه ۱۳۹۸

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »