وضعیت فلاکتبار کارگران فصلی، خدماتی وروزمزد وضرورت کارآگاهگرانه وسازمانگرانه درمحلات وحاشیه شهرها

منتشر شده در نشریه کار کمونیستی شماره ۱۸۴

یدی شیشوانی


بعداز شیوع ویروس کرونا موج عظیمی ازبیکاری و بی مسکنی  وناتوانی درتامین معیشت روزمره، بیش ازهمه دامن کارگران وزحمتکشان جامعه رافرا گرفته است ودراین میان موقعیت اقتصادی ومعیشت کارگران خدماتی ،روزمزدو فصلی اسفناکترازهمیشه شده واکنون موج دوم کرونا ازیکسو و تشدی بحران اقتصادی ،گرانی سرسام آورمایحتاج عمومی وفساد ودزدی واختلاسهای میلیاردی ازسوی دیگر باعث شده است تا آسیب پذیرترین بخش جامعه دنبال قوت لایموت به هردری بزند، بدون اینکه دادرسی باشد. بسیاری ازاین کارگران درپی  شیوع ویروس کرونا  وتاثیرآن برکسب وکارهای کوچک ،شرکتهای خدماتی وحتی شرکتهای بزرگ، ازکاربیکار شده اند.علاوه برظلم وستم واستثمارنظام حاکم وبی توجهی مسئولین امور به معیشت وسلامت کارگران، ویروس کرونا نیز همچون تیغی دولبه بجانشان افتاده است. اگر درخانه بمانند اندک معیشت خود رانیزازدست میدهند و درتلاش برای امرارمعاش با خطرسرایت کرونا دست به گریبان هستند. اینها بخش بزرگی ازکارگران خدمات ،ساختمان و کسب وکارهای کوچک هستند که  ازبیمه بیکاری وسایرمزایای رسمی درقوانین کارنیز محروم هستند.

طبق آمارهای موجود بیش از ۹۰درصد کارگران ایران قراردادموقت هستند. کارفرماها با بهانه قراردادن وضعیت کرونائی  بجای تامین امنیت وبهداشت محیط کار، کارگران را به مرخصی اجباری و بدون حقوق میفرستند ویا اخراج میکنند. بخش زیادی ازاین کارگران  در شرکتها ،رستورانها، ،مغازه ها ودستفروشیهائی شاغلند که اساسا هیچگونه قرارداد وتضمین شغلی را پشتوانه خود ندارند. اخراج به بهانه شیوع ویروس کرونا  ویا رکود بازار و خانه نشین کردن آنها درواقع امر به گرسنگی کشاندن بیشتراین کارگران وخانواده هایشان است. کارگران کسب وکارهای کوچک و متوسط که نزدیک به ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهند، از تامین اجتماعی وبیمه بیکاری درهمان حد نازل کنونی آن نیزکه کارگران رسمی ازآن برخوردارند، محروم هستند.  یکی ازهمین کارگران روزمزد میگوید «از آن جایی که ما کارگر روزمرد محسوب می‌شویم، شرکت‌های خدمات نظافتی ما را بیمه نمی‌کنند. در این دوران که لااقل برخی کارگران توانستند با دریافت بیمه بی‌کاری امورات‌شان را بگذرانند، من و خیلی‌های دیگر از این مقرری هم باز ماندیم.»

 طبق آمارهای رسمی و تخمینی نزدیک به ۳ونیم میلیون کارگر زن ومرد روزمزد وفصلی دراین مشاغل استثمارمیشوند، این تعداد میلیونی کارگران فاقد بیمه بیکاری و تامین اجتماعی هستند وازهیچگونه تضمین شغلی برخوردارنیستند.این بخش ازکارگران باشیوع ویروس کرونا تمام مفردرآمد وامرارمعاش خودرا ازدست داده اند.

علاوه برسرکوب بمثابه مانع اصلی تشکل یابی کارگران، عوامل دیگری نظیرمشاغل موقت ،فصلی و غیر رسمی ازیکسو وپراکندگی این کارگران در شرکتها ،موسسات،پیمانکاریها و کسبه جزء و یادرمشاغل خانگی ازسوی دیگر باعث شده است تا این گروه ازکارگران ازحداقل تشکل،آگاهی طبقاتی،انسجام وارتباطات لازم باهمدیگر برخوردار نباشند .ازطرفی فعالین وتشکلهای موجود کارگری  و سازمانهای مدافع جنبش کارگری نیز آنهارا بفراموشی سپرده اند.

ضرورت کارآگاهگرانه وسازمانگرانه درمحلات وحاشیه شهرها وتعمیم آن به رشته ها ورسته های مختلف.

اکنون که اعتصابات واعتراضات کارگری دربسیاری ازواحدها جریان دارد واین کارگران درروند مبارزه  درحال کسب آگاهی و دربرخی موارد نظیرکارگران پیمانکاریهای نفت وپتروشیمی توانسته اند مبارزات وخواستهایشان را بهم گره بزنند و یا کارگرانی که برای دریافت حقوقهای معوقه ،تضمین شغلی و رسمی شدن قراردادهای موقت ،افزایش دستمزدها مبارزه میکنند، پرداختن به امر خواستها ومطالبات کارگران روزمزد وفصلی  وتلاش درجهت متشکل و متحد شدن آنها ورساندن صدای آنها به گوش هم طبقه ای های خود ازوظائف مهم ومبرم پیشروان وپیشاهنگان جنبش کارگری محسوب میشوند.

نباید فراموش کرد که بیشتر طغیانها و خیزشهای توده ای سالهای اخیربوسیله همین بخش ازجنبش کارگری وزحمتکشان محروم و بیکاران و حاشیه نشینان بوقوع پیوسته است واین بخش ازکارگران وزحمتکشان با توجه به وضعیت اقتصادی و معیشت شان وفشار اقتصادی غیرقابل تحمل برخانواده هایشان، برغم پراکندگی وزندگی درمحلات کارگری و حاشیه شهرها، بیشترین پتانسل را برای خیزشهای انقلابی درخوددارند . درست به همین علت  ودرهراس ازاین خیزشها است که رژیم برغم  داشتن دستگاه های عریض و طویل سرکوب، به فکر سازماندهی گروه های ضربت محلات افتاده است. چراکه میداند تحمل این همه محرومیت و ظلم وستم  و بی چشم اندازی و بی آیندگی برای میلیونها کارگر بیکار و محروم ازحداقل درآمد بخورونمیر،همچون آتش زیرخاکستر به جرقه ای بند است تا شعله ورگردد .

دراین میان وظیفه پیشاهنگ طبقه کارگر و کارگران آگاه وپیشرو است که تلاش کنند با ایجاد کمیته ها و تشکلهای مخفی ونیمه علنی درمحلات ودرمیان حاشیه نشینان ،کارگران فصلی ،خدماتی وغیره ، زمینه سازمانیابی این بخش ازکارگران را دررده ها ورسته ها ورشته های مختلف  فراهم نمایند وازاین طریق به اتحاد سراسری آنها درعرصه مطالبات،شعارها و نیزسازماندهی ورهبری مبارزات یاری رسانند. طبیعی است که این تشکلهادرشرایط سرکوب حاکم نمیتوانند  به یکباره گسترش یابند، اما این کمیته ها وتشکلها درحد محدودنیز میتوانند ازطریق جمعبندی خواست ها ومطالبات فوری این بخش ازکارگران؛ نظیر مبارزه با اخراجها ،حق کار،تامین اجتماعی وبیمه بیکاری که خواست های مبرم این بخش ازکارگران است، به ارتقاء سطح آگاهی و اتحاد آنها حول شعار محوری وسراسری کار- مسکن- آزادی  یاری رسانند.تلاش دراین راستا این امکان را به این کمیته ها میدهد تا درجریان مبارزه اعتماد توده هارا جلب کنند ،با کمیته های کارخانه های بزرگ وتشکلهای مخفی و نیمه علنی مراکزکارگری بزرگ ارتباط برقرار بکنند، شعارها مطالبات ومبارزاتشان را هماهنگ سازند و درشرایط  وموقعیت انقلابی، خیزشهای خودبخودی را به خیزشهای سازمانیافته و هدفمند تبدیل کنند و مالا رهبری  انقلابی  لازمه این خیزشهارا تامین نمایند.

یدی شیشوانی

شهریور ۹۹

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »