نگاهی به جنبش مسلحانه کشورمان

هر بهاری تابستانی وهر تابستان پاییزی وهر پاییز زمستانی به دنبال دارد. چون هر بهار سر انجام به زمستان می انجامد که زیبا وخواستنی نیست.
اگر می شد واقعیات تاریخی را با هر تمثیل دل خواهی توضیح داد این حرف پذیرفتنی می بود ولی چنین نمی توان کرد .تاریخ توالی فصول نیست تاریخ توالی چشم اندازهای بی بازگشت است.» رفیق شهید امیر پرویز پویان
تا به حال هر کسی خواسته که راجع  به به جنبش مسلحانه صحبت نماید خواسته یا نا خواسته به سوی تعاریف اشخاص یا جریانات راست غلطیده وپا در جای پای انها نهاده است. جریاناتی که تنها بی عملی خود وراست رویها وخاک پاشیدن های خود به چشم توده ها، اللخصوص طبقه کارگررا در پشت تعبیرهای پژوراتیو واهانت امیزی از قبیل «ترقه بازی»  «چریک بازی مشی چریکی» وغیره پنهان نموده  اند وبا انارشی گری وجوسازی نگذاشته اند که با فراز ونشیبها وکمی ها  وکاستی ها درست برخورد شده واز این مبارزات صادقانه وبی امان درسهای درستی گرفته شود ومشعل سوزانی که ان رفقا برافراشتند راهنمای عمل  برای مبارزات اینده گردد.
در این نوشته قصد من این نیست که بخواهم جریانات واشخاص راست واپورتونیست را افشا نمایم که عملکرد انها بخوبی کنه اندیشه انها را نمودار نموده است. تنها قصد اینجانب بعنوان شخصی که هوادار این جنبش بوده وتوسط این جنبش بوده که با روح تعالی وعدالت گستر سوسیالیزم اشنا گردیده این است که بسیاری از محاسن این جنبش که تحت تاثیرجوسازی جریانات فرصت طلب کم رنگ شده ویا بهتر است بگویم کم مطرح گردیده را بیان نموده ومقدار کمی از دین خود را به هزاران رفیق صادق ومبارز ادا نمایم.
علی رغم گفته اپورتونیستها جنبش مسلحانه از دل سالها بر رسی وتحلیل اوضاع اجتماعی بیرون امد. پایه گزاران این جنبش می دانستند هیچ جنبش انقلابی بدون تئوری انقلابی نمی تواند وجود داشته باشد.پس ابتدا تئوری انقلابی را تدوین نموده وسالها بر روی ان بحث نموده وحاصل این بحثها را بصورت جزوات ونوشته ها بیرون دادند وسپس به عمل انقلابی روی اوردند .انها می دانستند وقتی برای هدر دادن ندارند.بسیار مهم بود که زمان زیادی را در خط شروع به هدر ندهند. بنابراین سعی وتلاش نمودند به سرعت عقب مانده گی ها را که بر اثر عمل حزب توده که همانا بی اعتمادی توده ها بود جبران نمایند وبرای جلب اعتماد توده ها به سمت پیش اهنگ انقلابی از جان خویش دست شستند.انها تلاش بسیار نمودند که جنبش را از لجنزار محافظه کاری بالا بکشند وسستی دوران سکون بعد از کودتای ۲۸ مرداد را از جنبش کمونیستی بدور سازند.
رفقای ما بدرستی تشخیص داده بودند که مبارزه وانقلابیگری به این معنا نیست که اگر چنانچه با مشکلاتی مواجه شدند متوقف بمانند. بلکه همواره اماده روبرو شدن با مشکلات بودند. انها سعی بر این داشتند که به سراغ مشکلات رفته وبرای تک تک انها پاسخ روشنی بیابند.انها می دانستند که سنتهای کهنه ای که بر جنبش حاکم شده بود را باید تخریب نمایند. زیرا می دانستند که همین سنت های کهنه موجب سکون شده است وجز با نقد انقلابی و تخریب آن ، فضای نو را برای سازندگی نمی توانستند اماده نمایند.
انها می دانستند که تخریب موجب درگیری می شود وباعث می شود بین نو وکهنه تضاد شدید پیش اید ،آنها دست به حمله متقابل بزنند ، هر چند که این حملات از نوک قلمها تراوش نماید .پس بخشی از توان خود را برای مطالعه بیشتر به کار بردند و همانند مبارزاتشان در اینگونه برخوردها نیز همواره علی رعم نماینده گان سنن کهنه صادق بودند.
نماینده گان سنن کهنه در برخوردهای خود عمدتا سعی بر الغا   سه  مسئله بیشتر از مسائل دیگر داشتند.

۱:جنبش نوین را متهم به بی سوادی نمایند۲:جنبش نوین را متهم به این نمایند که هیچ تاثیری بر توده ها اللخصوص طبقه کارگر نداشت

۳:جنبش نوین را غیر دموکرات ودارای سانترالیسم افراطی معرفی نمایند

در رابطه با داشتن سواد انقلابی، پیشتر نیز اعلام داشتم که سالها رفقای ما مطالعه نمودند و انقلابات وجنبشهای دنیا را بر رسی نموده واوضاع سیاسی واقتصادی ایران را تحلیل وبررسی نموده ونتیجه این مطالعات را به بحث گذاشته ومکتوب نمودند. زیرا که هیچ جنبش انقلابی بدون تئوری انقلابی نمی تواند پیش رفته ورشد نماید .
جنبش مسلحانه جو مبارزاتی حاکم بر ایران را چنان رادیکالیزه کرد که به جرات می توان گفت هیچ عرصه ای از جامعه از تاثیر میدانی که ایجاد کرده بود بر کنار نماند.جنبش مسلحانه به رغم پای بندی به ارمان خواهی ، به شدت پراگماتیسم بود واز همان ابتدا هدف خود رابه تصرف در اوردن قدرت سیاسی قرار داده بود واز این رهگذر بر اختلاف نظری وفرقه ای وغیره انگشت نمی گذاشت. جنبش نیروی خود را معطوف به بسیج همه سویه نیروها برای رسیدن به انقلاب وقبضه قدرت سیاسی کرده بود.این سیاست نه تنها در جامعه بلکه حتی در درون زندانها نیز دنبال می شد. بسیار دیده ایم هرجا پای نیروهای فدائی به زندان کشیده می شد سریع به متشکل کردن درون زندان اقدام وخواهان اتحاد ویک پارچگی کمون های متفرق وپراکنده می شدند این سیاست به غلط{حال چه به سحو چه به عمد}به سیاست «تمام خلقی« معرفی می شدودر بعضی موارد تحت عنوان« سانترالیزم افراطی» تعبیر می شد.
اینجا باید از کسانی که با شیوه ای اهانت امیز با جنبش مسلحانه بر خورد می کنند ، پرسید: وحدت بی چون وجرای ان دوران را چگونه توجیه می کنند.وپراکنده گی وفرقه بازی وتفرقه افکنی ومنفعل بودن وضدیت با تشکل این دوران را چگونه توجیه می نمایند؟
در رابطه با احترام برای نظرات مختلف درون تشکیلاتی وحتی گرایش به تئوری های دیگر وعملکردی کاملا توام با دموکراسی درون تشکیلات یک نکته وخاطره ای از رفیقی نقل می کنم که میگوید : در زمانی که رفیق حمید اشرف مسئول سازمان بود هسته ای از بخش های شمالی سازمان به حزب توده پیوست .رفیق اشرف پس از بحث با انها نه تنها ازجدا شدن آنها از سازمان جلوگیری ننمود، بلکه حتی امکانات سازمان که در اختیار انها بود را نیز پس نگرفت.
مبارزه مسلحانه در شرایطی اغاز گردید که گرایشات گوناگون چپ در ایران وتبعید فراوان بودند. حزب توده ، سازمان انقلابی ، سازمان توفان، تروتسکیستها، و گروهی که بعدا با نام اتحاد کمونیستها فعالیت نمودند . که تازه اینها فقط بخشی از این نیروها بودند. اما منطق مبارزه مسلحانه انقدر قوی وقاطع بود که توانست هژمونی خود را به همه سازمانها قبولانده وبه بخشی نیز تحمیل کند.جریان مبارزه مسلحانه نه تنها موفق شد بسیاری از این جریانات را به پشتیبانی صریح ویا ضمنی وادار نماید بلکه کنفدراسیون دانشجویی را به صورت یکی از ابزارهای تبلیغاتی خود در اورد.
تاثیر شگفت اور مبارزه مسلحانه بر روابط زنان ومردان انکار نکردنی است. با مبارزه مسلحانه است که افسانه ضعیف بودن وعروسکی بودن وخانه نشینی زنان در هم می شکند. زنانی که سلاح بر کف گرفته ودر هر کوی و برزن با ساواک جهنمی در گیر می شوند و درراه آرمان آزادی و سوسیالیسم جان فدا میکنند. فداکاریهائی که  حتی شاه را در صحبتهایش با اعلم به شگفتی وا می دارد.
تاثیر خون دامن گیر جان بر کفان وشکنجه شده گان فدایی را درقالب عکسها وپلاکادرها وشعارهای سالهای ۵۶و۵۷ بوضوح مشاهده نمودیم رشد جریان فدایی ومجاهد پس از ۵۷ هرچند از نظر کمی مورد نظر است، نشان دهنده تاثیر بسیار زیاد این مشی بر افکار عمومی است. جنبش چریکی سوسیالیستی ایران نه تنها فضای کشور را تحت تاثیر قرار داده بود بلکه حتی روحانیون، این قشر مرتجع را نیز واداشته بود که در عرصه حرف وشعار بسیاری از شعارهای عدالت طلبانه این جنبش را بیان نموده وانها را به امامان خود نسبت دهند تا از ریزش نیروهای خود جلوگیری نمایند وحتی در این راستا بدروغ خود را «چریک» وشکنجه شده معرفی کنند.
که در اینجا این انتقاد به کلیه زندانیان رژیم شاه وارد است . چرا که به دلیل سکوت خودوننوشتن وقایع درون  زندانهای شاه، علاوه بر عدم انتقال تجارب خود ازاین دوران ، دست روحانیون را برای یاوه سرایی ودروغ ومحمل بافی باز گذاشتند.
تاثیر مبارزه مسلحانه در عرصه های مختلف هنر، مانند شعر، موسیقی، تاتر وسینما وغیره، قابل لمس بود .در سالهای ۵۴ و۵۵ که می توان از ان به عنوان مرحله دوم جنبش نام برد که باید موتور کوچک موتور بزرگ را به حرکت وا می داشت .بدلیل فقدان رهبران جنبش وغصب رهبری توسط اپورتونیست ها جنبش طرحی برای این مراحل از خود نداشت وبرای ان فکری نشده بود.
در واقع اینجانب معتقدم که ما از یکی از مهم ترین اموزش های مارکسیسم لنینیسم که همانا ترویج وتبلیغ وسازماندهی است قصور نمودیم. چون طبق این اموزشها در پروسه قیام می توانستیم با متشکل کردن توده ها در هسته های مسلح، علاوه بر تداوم مبارزه وبنا نهادن شکل عالی مبارزه {مبارزه مسلحانه توده ای} در حین مبارزه، توده ها را اموزش دهیم. که اگر چنین می شد. سرنوشت دیگری رقم می خورد.در ان شرایط فراموش نمی کنیم که توده ها چه پیگیرانه سعی بر گرفتن ارتباط با جنبش های مسلح  ومبارزین خود داشتند .روحانیت که این مطلب را بدرستی تشخیص داده بود تعدادی از چریک های لبنان را به ایران انتقال داده وانها را بنمایش گذاشته بود تا در منظر توده ها اینگونه وانمود کند که انها نیز چریک داشته ومبادرت به مبارزه مسلحانه کرده اند . برای فریب افکار عمومی در همان ایام فیلمهایی مانند زندگی اندرزگو وغیره به دستور روحانیت ساخته وبه نمایش در امد تا از پتانسیل وجذابیت آن درمیان توده ها سو استفاده های لازم را ببرند.
بهر رو جنبش مسلحانه نیز مانند هر حرکت نوپای دیگر، خالی از اشتباه نبود. زیرا تنها بی عملان ومرده ها اشتباه نمکنند. هر رهرویی احتمال زمین خوردنش هست . اما مهم اینست که از این زمین خوردنها درس گرفته وبکار بندد.مثلا در این ایام واین اوضاع واحوال که کشور ما ابستن حوادث بسیاری است از هم اکنون باید برای شرایطهای متفاوت طرح های متفاوتی داشته باشیم

به امید پیروزی کارگران وزحمتکشان میهنمان وکارگران سراسر جهان

محسن رجب زاده ۹/۴/۸۶

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »