نگاهی به تسلیحات هسته ای موجود در جهان

حمید پوی

نگاهی به تسلیحات هسته ای موجود در جهان


در این نوشته من میخواهم در محدوده اطلاعاتی که در این ارتباط توانسته ام از اینترنت بدست آورم وجود سلاح های هسته ای و نقش آنها در جهان کنونی را بشرح زیر موردبررسی قراردهم :

   در جهان کنونی تعداد نه دولت هستند که جنگ افزارهای هسته ای دارند: حکومت های ایالات متحده، روسیه، بریتانیا، فرانسه، چین، هند، پاکستان، اسرائیل، و کره شمالی. این کشورها باصطلاح کلوب هسته ای جهان را تشکیل میدهند. بنابر یک برآورد این دولت ها در زمان حاضر جمعاً حدود ۱۳۴۰۰ فقره سلاح هسته ای دارند. اما بیش از ۹۰ درصد چنین سلاح هایی تحت اختیار حکومت های ایالات متحده و روسیه قرار دارد. بطورتقریب حکوت روسیه ۶۳۷۰ ، ایالات متحده ۵۸۰۰ ، چین ۳۲۰۰ ، فرانسه ۳۰۰ ، بریتانیا ۲۰۰ ، پاکستان ۱۵۵ ، هند ۱۳۵ ، اسرائیل ۸۵ ، و کره شمالی ۳۵ کلاهک هسته ای و یا بمب دراختیار خود دارد.

   سلاح هسته ای از یک بسته فلزی حاوی مواد هسته ای( اتمی، هیدروژنی، نوترونی،….) تشکیل شده است و  به دو شکل وجود دارد : بمب و کلاهک هسته ای. بمب از هواپیما بسمت هدف پرتاب میشود ولی کلاهک هسته ای همراه با موشک یا اژدر یا … که در وسیله نقلیه دیگری غیر از هواپیما مانند کشتی جنگی یا زیردریایی نصب شده یا روی دستگاه دیگری قراردارد که بر روی سطح زمین قرارگرفته است بسوی هدف پرتاب میگردد. اژدر موشکی هست که از زیر سطح آب پرتاب میشود مثلاً از زیر دریایی.

    برای اینکه تصوری از قدرت کشتار و تخریب سلاح های هسته ای داشته باشیم، ذیلاً به ذکر نکاتی چند در اینباره می پردازم :

   — بنابر ارزیابی کانال “Kurzgesagt” در یوتیوب در آوریل ۲۰۱۹ که من آن را با برآوردی از تعداد کنونی سلاح های هسته ای در جهان انطباق داده ام، درصورتیکه همه جنگ افزارهای هسته ای موجود در جهان را جهت تخریب شهرهای بزرگ در دنیا بکار ببریم، دراینصورت حدود سه میلیارد انسان از جمعیت جهان کشته خواهند شد. من فکر میکنم که این ارزیابی اغراق آمیز نیست.

   — ” یک سلاح هسته ای با قدرت متوسط چنانچه بر روی یک شهر پرتاب شود،سطحی بین ۱۰۵ و ۱۷۰ کیلومتر مربع را در یک چشم بهم زدن میسوزاند.”

   — ” درنتیجه یک جنگ هسته ای گسترده بیش از ۱۵۰ میلیون تن دود وارد جو زمین خواهدشد و بالنتیجه یک زمستان هسته ای بوجود میاید که از رسیدن ۷۰% نور خورشید به نیمکره شمالی و ۳۵% به نیمکره جنوبی جلوگیری خواهد کرد. نتیجه آن اینست که برای حداقل ده سال فصول گرم از بین خواهند رفت و بخش وسیعی از انسانها و حیوانات از گرسنگی خواهند مرد.”

   — درصورتیکه میانگین ۱۰۵ و ۱۷۰ کیلومتر مربع یعنی رقم ۱۳۸ از مساحت مذکور در نکته فوق الذکر دوم را از یکسو در نظربگیریم، و از سوی دیگر فرض کنیم که تعداد ۱۳۴۰۰ فقره سلاح هسته ای کنونی برآورد شده مذکور فرضاً با قدرت تخریب متوسط برروی همه سرزمینهای محل سکونت انسانها در جهان پرتاب شوند، دراینصورت دیده میشود که ۱٫۸۵ میلیون کیلومتر مربع محل های سکونت افراد بشر همراه با تعداد بسیار وسیعی از خود آنان و شاید اکثریتشان و  نیز ساختمانها و تأسیسات و وسائل اشان و تعداد بی نهایت وسیعی از حیوانات و گیاهان در پیوند با آنان در یک چشم بهم زدن نابود خواهند شد. مدتی نه چندان پس از آن نیز تعداد بسیار وسیعی از مردم و حیوانات باقی مانده یا خواهند مرد و یا شاید دچار بیماری های مختلفی از قبیل سرطان خواهند شد. و، با توجه به نکته فوق الذکر سوم، برای سالهای زیادی نور خورشید تا اندازه زیادی به زمین نخواهد رسید و درنتیجه فصول گرما نیز وجود نخواهد داشت و چنین چیزهایی تبعات زیانبخش عظیمی برای انسانها و حیوانات بازمانده در پی خواهد داشت.

    اینچنین هستند پیامدهای فوق العاده عظیم بغایت مرگبار و مخرب و زیانبار جنگ های هسته ای و کاربرد سلاح های هسته ای برای انسانها و موجودات ذیحیات.

    معذلک قدرت های هسته ای جهان نه تنها برای از میان بردن این جنگ افزارهای هسته ای پیگیری یا بطورجدی پیگیری نمیکنند بلکه هنوز هم میخواهند آنها را توسعه دهند و لذا جنگ افزارهای هسته ای جدیدی بسازند : بعنوان مثال گفته میشود که در سال ۲۰۱۹ نه دولت دارای سلاح های هسته ای ۷۳ میلیارد دلار صرف ساخت و توسعه این سلاح ها نموده اند که در میان آنها آمریکا و چین بترتیب با ۳۵٫۴ و ۱۰٫۴ میلیارد دلار بیشترین مبلغ را هزینه کرده اند (بهرصورت البته من مسئله زمان نگاهداری چنین سلاح هائی را در اینجا منظور نکرده ام).

    وجود چنین تعداد بسیار زیاد بمب ها و کلاهک های هسته ای اینچنین مرگبار و مخرب در جهان کنونی بنظر من نتیجه رقابت های قدرت های امپریالیستی و بورژوایی یعنی بعضی نمایندگان و مدافعین سیاسی- اقتصادی عموماً برتر جهانی سرمایه با یکدیگر بمنظور کسب هژمونی یا توسعه هژمونی خویش در سطح بین المللی و جهانی و یا بمنظور دفاع از خود در برابر یکدیگر میباشد؛ در یک کلام نتیجه برتری جویی جهانی سرمایه در دوران کنونی هست.

   با توجه به این وضعیت، واقعاً برای کلیه جریانهای سیاسی و اجتماعی مترقی پیشرو شامل آنهایی که خود را کمونیست میدانند و سایر جریانهای غیرکمونیست بالنسبه مترقی و نیز حتی جریانهای غیر محافظه کار بورژوایی و کمتر محافظه کار که بهرحال مخالف موجودیت و کاربرد سلاح های هسته ای هستند لازم است بطور مشخص و برجسته، منجمله با دادن آگاهی مربوطه ضروری به توده های مردم، جهت وادارکردن قدرت های هسته ای به ازمیان بردن  هرچه زودتر جنگ افزارهای هسته ای اشان فعالیت و مبارزه نمایند. همه چنین جریانهایی در سراسر جهان اینچنین فعالیت و مبارزه ای را یک وظیفه بین المللی مشخص برای خودشان بدانند.

    بنظر من البته جنگ افزارهای هسته ای تحت اختیار قدرت های جهانی و دولت های معین مزبور درعین حال بعنوان یک بازدارنده جنگ افروزی بین آنها عمل میکند، اما از سوی دیگر این سلاح ها درعین حال نیروهای مادی بالقوه بغایت خطرناک مستعد وقوع  جنگ های هسته ای با آن تبعات فوق العاده عظیم مرگبار و مخرب اشان محسوب میگردند و غیره.

   چنانکه فوقاً مشاهده شد، حکومت های آمریکا و روسیه بزرگترین قدرت های اتمی  در کل دنیا و از این لحاظ با یکدیگر هم سطح هستند و با فاصله زیادی از سایرین قرار دارند. اما واضح است که در قلمروی اقتصادی کاپیتالیسم وامپریالسم ایالات متحده بزرگترین قدرت جهانی بوده و بعد از آن کاپیتالسیم و امپریالیسم چین، ژاپن، آلمان،… قرار گرفته اند و بهرحال نه روسیه. بلحاظ جنگ افزارهای غیراتمی نیز حکومت ایالات متحده رویهرفته بزرگترین قدرت نظامی و با فاصله زیاد از حکومت روسیه بعنوان دومین در جهان است. با توجه به بزرگترین نقش جهانی ای که این قدرت کاپیتالیستی و امپریالیستی در تداوم بخشیدن به بقاء و حاکمیت نظام ضد انسانی سرمایه در مقیاس جهانی در دوران کنونی دارد، نا مناسب نیست که در اینجا مختصراً بشرح زیر نگاهی به  گستره حضور نظامی جهانی اش بیفکنیم:  

   حکومت ایالات متحده در حال حاضر قدرت نظامی اش تشکیل شده است از نیروی زمینی( با یک میلیون سرباز)، نیروی هوایی(با ۵۱۵۰ هواپیما)، نیروی فضایی(که در دسامبر ۲۰۱۹ بعنوان یک زیر مجموعه از نیروی هوایی تشکیل شده)، نیروی دریایی(با ۲۹۰ کشتی جنگی و ۱۱ ناو هواپیما بر)، تفنگداران دریایی(با ۱۸۲ هزار پرسنل فعال و ۲۸۵۰۰ نفر نیروی ذخیره)، و گارد ساحلی(که  بهنگام  جنگ بعنوان یک نیروی نظامی بکاربرده میشود).

   برطبق یک گزارش مرکز پژوهش بین المللی، ارتش حکومت ایالات متحده در زمان حاضر در ۱۳۰ کشور جهان ۷۳۷ پایگاه های زمینی، دریایی، هوایی و جاسوسی دارد که تعدادی از آنها اردوگاه های موقتی هستند. این بدین معناست که امپریالیسم آمریکا حداقل دارای ۱۳۰ دولت بورژوایی باصطلاح متحد درحال حاضر در جهان میباشد. شمار مراکز و پایگاههای نظامی این ارتش در خود خاک آمریکا بالغ بر ۶۰۰۰ میرسد. تعداد زیادی از بمب ها ی هسته ای ارتش آمریکا در پایگاههای نظامی اش در چندین کشور اروپایی( ازقبیل ایتالیا، آلمان، هلند و بلژیک) و ترکیه نگاهداری میشوند.

   بلحاظ تاریخی، آنطورکه من میدانم، ارتش دولت ایالات متحده ابتدائاً در سال ۱۷۷۵-۱۷۸۳ در جریان جنگ استقلال طلبانه این کشور علیه استعمار بریتانیا تشکیل شد. اما، بواسطه خصلت معین ضد انسانی سرمایه که این دولت و ارتش متعلق به آن هستند و نیز قدرت فزاینده عظیم آن درتطابق با رشد غول آسای اقتصاد کاپیتالیستی این کشور، بطور اجتناب ناپذیری بعدها تا زمان کنونی در تعداد بسیار وسیعی جنگ های نسبتاً کوچک( ازجمله در بعضی کودتاهای نظامی و بعدها همراه با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا CIA در برانگیختن چنین کودتاها در دفاع و حمایت از راست ترین جناح های بورژوازی بومی بعضی کشورها و غیره) و عموماً با اهداف سیاسی و اقتصادی ضدانسانی استعماری و امپریالیستی در نقاط مختلف جهان شرکت نموده است. در زمانهای اخیر در چند جنگ بزرگ عموماً امپریالیستی شامل جنگ جهانی دوم ، جنگ کره، جنگ ویتنام، جنگ های عراق و افغانستان شرکت داشته است. اینها البته گذشته از نقش آن در سرکوب مبارزات شهروندان بومی اولیه آمریکا(سرخ پوستان)، شهروندان سیاه پوست و مردم زحمتکش در داخل ایالات متحده از سال ۱۷۸۳ تا کنون میباشد.

    واضح است که بطورکلی هزینه تهیه اینهمه تسلیحات هسته ای و غیر هسته ای و نگاهداری و کاربرد اینهمه پرسنل و نیروهای نظامی باواسطه یا بلاواسطه بوسیله بخشی از کل مقادیر استثمار طبقه کارگر و سایر زحمتکشان در خود این کشور و تا دوره هایی  طولانی بطور عمده ای استثمار و غارت مردمان دیگر کشورها بخصوص کشورهای عقب مانده- که این درمورد این کشورهای اخیر عموماً اکنون به حد اقل خود رسیده است- فراهم میشده و میشود.

   بلحاظ روانشناختی و بطورکلی، اقتضاء و الزام روندهای تاریخی عینی ، مادی و معنوی معین سرمایه بصورت الزام و اقتضاء منافع اقشار مربوطه سرمایه داران در اشکال معینی از ولع یا عطش سیری ناپذیر جهت کسب و توسعه ثروت و قدرت و لذا نیز احراز برتری قدرت در سطح جهانی در اذهان اعضاء این اقشار اجتماعی و مطابقاً حاکمان سیاسی در ایالات متحده آمریکا  با همه نتایج و پیامدهای ضدانسانی و ضدبشری جهانی اش تجلی و بروزیافته و امکاناً تا حدی در میان بخش هایی از مردم این کشور نیز بصورت ایده ها و تمایلاتی اینچنینی توده گیر شده است.

   بدیهی است که این یک وظیفه بسیار مهم کارگران آگاه و کسانی که خود را کمونیست میدانند در این کشور و در سایر نقاط جهان هست که بطور بجا و ضروری مستمراً این بزرگترین ابرقدرت جهانی سرمایه را -البته بدون هیچگونه فروگذاری نسبت به قدرت های دیگر جهانی و سایر قدرت های بورژوایی- حقیقتاً بطوربنیادی و همه جانبه برای توده های کارگر و دیگران نقد و افشاء نمایند.

                                                                  

                                                                                             حمید پویا

                                                                                         ۲۶ دسامبر ۲۰۲۰

ممکن است شما دوست داشته باشید
نظرات
Translate »