مختصری درباره روابط امپریالیسم ایالات متحده با کشورهای آمریکای لاتین

حمید پویا

مختصری درباره روابط امپریالیسم ایالات متحده با کشورهای آمریکای لاتین pdf



در ایالات متحده آمریکا زمانیکه اقتصاد و سیاست کاپیتالیستی بصورت امپریالیسم موجودیت پیداکرد، این امپریالیسم، عموماً پیش از رویکرد و برخورد امپریالیستی اش به سایر کشورهای جهان، به ” مداخلات” امپریالیستی علیه کشورهای آمریکای لاتین ، که بلحاظ جغرافیایی به این کشور نزدیک تر بودند روی آورد.  این مداخلات البته تا کنون به اشکال و درجات مختلف ادامه داشته است.

   امپریالیسم ایالات متحده طی این فرایندها بشرح زیر پیدایش یافت:

   پس از زمان جنگ استقلال این کشور (۱۷۸۳-۱۷۷۵) تا بعداز جنگ داخلی(۱۸۶۵-۱۸۶۱) در سال حدود ۱۸۸۰، بیشتر رهبران سیاسی بورژوازی تمایل نداشتند که دولت مرکزی در بخش (بورژوایی و خرده بورژوایی) اقتصاد خصوصی بجز درمورد حمل و نقل دخالت کند. تا این زمان همچنین رقابت آزاد در  روابط بین سرمایه داران در سیستم اقتصاد کاپیتالیستی در کشور حاکم بود و لااقل دولت مرکزی عموماً در حوزه اقتصاد خصوصی مداخله نمیکرد.

   اما در دوره های پس از جنگ داخلی اقتصاد کاپیتالیستی ایالات متحده آمریکا بطرز ویژه ای بسیار سریع رشد و تکامل پیداکرد: تعداد بسیار زیادی اکتشافات و اختراعات صورت گرفت. نفت در پنسیلوانیا کشف شد، ماشین تحریر ساخته شد، تلفن، گرامافون و الکتریسیته اختراع شد. مدتی بعد اتومبیل جایگزین درشکه شد و مسافرت هوایی آغازگردید و غیره و غیره. بموازات این رشد و تکامل فن آوری و اقتصاد، ثروتهای سرمایه ای بیشتر و بیشتر در دست عده نسبتاً قلیلی از سرمایه داران متمرکزگردید که به سرمایه داران انحصارگر بسیار بزرگ تبدیل شدند از قبیل راکفلر، گالد، مورگان، کارنگی وغیره که –نسبت به سرمایه داران معمولی-  انحصارات و شرکت های انحصاری و بانک های غول آسایی را تحت مالکیت خود داشتند. بدین معنا که “امپریالیسم” بمفهوم مدرن، آنگونه که مثلاً توسط هیلفردینگ و لنین تعریف شده است، تدریجاً درطول چند دهه پایانی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم پا به عرصه وجود گذاشت. باید اشاره کنم که اطلاعاتی که من توانسته ام به آنها دسترسی پیداکنم ظهور “سرمایه مالی” بمفهوم مورد نظر هیلفردینگ و لنین در آن دوره را مشخص و روشن نمیکند. ولی برطبق گفته لنین در کتاب “امپریالیسم بمثابه بالاترین مرحله سرمایه داری” سرمایه مالی بدان مفهوم(بطور خیلی اختصار درآمیختن سرمایه بانکی با سرمایه انحصاری صنعتی) در آن زمان در ایالات متحده وجودیافته است. و البته حکومت ایالات متحده در  سال ۱۸۹۰ ِیک قانون ” ضد انحصار طلبی” ( برضد کنترل یک واحد صنعتی توسط شرکت های بزرگ) تصویب و مدتی بعد علیه شرکت های بزرگ به مرحله اجرا درمیاورد، اما این امر البته نمیتواست از رشد این شرکتها و تسلط آنها بر سیستم اقتصادی این کشور ممانعت بعمل آورد بلکه درعین حال پیوند بین سرمایه های انحصاری و حکومت بعنوان نماینده و مدافع آنها در عرصه های خارجی و بین المللی بسیار فزونی میابد.

     قبل از پیدایش امپریالسم در ایالات متحده، حکومت این کشور در دوره های پس از جنگ داخلی در تعداد ی از کشورهای آمریکای لاتین مداخله نمود. اما شمار معدودی از این مداخلات  بنفع نیروهاای لیبرال و علیه نیروهای سلطنت طلب در این کشورها صورت گرفت و بقیه این مداخلات دارای اهداف سیاسی و اقتصادی نسبتاً ملایم استعماری بود.  ولی حکومت و سرمایه داران ایالات متحده بعدها بعنوان امپریالیست هدفهای اقتصادی و سیاسی قویاً امپریالیستی و نیز رقابت امپریالیستی با امپریالیستها و کلونیالیستهای اروپایی را در منطقه آمریکای لاتین دنبال میکردند.

   بنابر اطلاعاتی که بنظرمیاید موثق بوده باشد: امپریالیسم ایالات متحده در دوره زمانی ۱۸۹۸ تا ۱۹۹۶ بوسیله نیروهای نظامی اش و سازمان سی آی ای  بیشتر از  ۷۰ مداخله کوچک و بزرگ علیه کشورهای مختلف آمریکای لاتین و معمولاً با چنین هدفهای امپریالیستی بانجام رسانیده است: بهره کشی از مردمان این کشورها، غارت منابع طبیعی اشان، و اعمال سلطه بر حکومتها و دو لتهای آنها منجمله براه انداختن کودتا علیه دولتهای بالنسبه دموکراتیک و غیره. البته در چند دهه اخیر اعمال سلطه بر این حکومتها و بهره کشی از مردمان و غارت این کشورها توسط امپریالیسم آمریکا  بطورکلی قویاً تعدیل یافته است؛ از یکسو درنتیجه مبارزات مردمان و طبقات بورژوازی کشورهای مزبور علیه آن و ازسوی دیگر بواسطه تکامل سرمایه در ایالات متحده به گونه ایکه این امپریالیسم را از مداخله به شیوه سابق در آنها بی نیازساخته است بدین معنا که بطورکلی روابط اقتصادی کشورهای پیشرفته بصورت کاپیتالیسم عادی و نرمال بیشترازهمه معطوف  به یکدیگر شده و چنین روابط این کشورها با کشورهای عقب مانده به این سرمایه داری عادی نزدیک یا نزدیک تر شده است، این روابط عبارتست از صادرات و واردات کالا(همچنین تکنولوژی) کشورها به یکدیگر و از همدیگر و سرمایه گذاری آنها در یکدیگر و اعطای وام یا اخذ وام به یا از همدیگر و غیره  و البته همه اینها توسط سرمایه داران خصوصی و یا دولت های بورژوایی با روشهای معین  کاپیتالیستی انجام میگیرد.. و بطورکلی طبعاً بر اساس این روابط اقتصادی نسبتاً جدید و ثمره و حاصل این مبارزات است که مناسبات نسبتاً جدید سیاسی آنها با یکدیگر نیز شکل گرفته است و غیره.

   نمونه هایی از اقدامات امپریالیسم ایالات متحده علیه دولت ها وکشورهای آمریکای لاتین بشرح زیر:

   – در اوایل قرن بیستم توانسته بود در بسیاری از این کشورها از قبیل پاناما، هندوراس، نیکاراگوئه، مکزیک، هائیتی، جمهوری دومینیکن و غیره دولتهای دست نشانده خود را شکل دهد یا مستقر سازد.

  – در طی سه دهه نخست قرن بیستم: اعمال کنترل بر اقدامات حکومت کوبا ازطریق استقرار پایگاه دریایی در خلیج گوانتانامو. حفاظت از منافع  اقتصادی و تجاری استثمارگرانه و ظالمانه خود در این ناحیه به کمک نیروی دریایی دولت خود و ….

   – در زمان باصطلاح جنگ سرد اقدام به و حمایت از کودتاهای مسلحانه جهت سرنگونی دولت های بالنسبه دموکراتیک منتخب مردم در این کشورها مانند گواتمالا(درسال۱۹۵۴)، برزیل(در سال ۱۹۶۴)، و شیلی( در سال۱۹۷۳).

   – اقدامات علیه کوبا در نیمه دوم قرن بیستم: ابتدا ” عملیات خلیج خوک ها” شامل تلاش برای سرنگونی دولت فیدل کاسترو در سالهای ۱۹۶۱-۱۹۶۰ بوسیله سی آی ای، که سرانجام به شکست منتهی میشود. سپس براه اندازی جنگ روانی و نیز اجرای تحریم هایی علیه این کشور در سال ۱۹۸۱٫ اعمال تحریمهای وسیع تر در سالهای ۱۹۹۲-۱۹۸۹و …. و تحریم های جدید دولت ترامپ در سالهای اخیر علیه کوبا که میتوان بعنوان موارد جدیدی از اقدامات امپریالیسم آمریکا برضد این کشور از آن نام برد.

   اقدامات کنونی آن یعنی در سالهای اخیر علیه ونزوئلا یکی از موارد جدید مداخلات سودجویانه و برتری طلبانه و ظالمانه  امپریالیستی آن برضد کشور های آمریکای لاتین بحساب میاید.

 

                                                                                      حمید پویا

                                                                                  ۱۳ فوریه ۲۰۲۱

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »