فدائیان کمونیست
کار ، مسکن ، آزادی ، جمهوری فدراتیو شورائی!

غرب کردستان ( کردستان سوریه )

مشخصات جغرافیایی :

کردستان غربی یا کردستان سوریه منطقه شمال شرقی سوریه را شامل میشود که بخشهایی از استانهای حسکه ، رقه و حلب را در برمیگیرد . ۱۸% از جمعیت کل سوریه را کردها تشکیل میدهند . در سوریه کردها بزرگترین اقلیت نژادی میباشند . مناطق کردنشین سوریه با کردستان شمالی ( کردستان ترکیه ) و کردستان جنوبی ( کردستان عراق ) هم مرز است که به سه بخش مجزا از هم قرار گرفته که در بین آنها اعراب اسکان یافته اند ( در نتیجه سیاست تعریب یا عربی کردن منطقه توسط حزب بعث سوریه ) . کردستان سوریه با وسعتی بیش از ۲۴۰۰۰ کیلومتر مربع یا بعبارتی معادل وسعت کشور لبنان ، از دیرک تا عفرین را شامل میگردد . سه بخش کرد نشین کردستان غربی غربی ( کردستان سوریه ) مناطق جزیره ، کوبانی و عفرین را شامل گیردیده . منطقه جزیره از مهمترین مناطق کردستان سوریه و حتی کشور سوریه محسوب گیردیده چرا که کل محصولات کشاورزی سوریه در این منطقه تولید میگردد . بعلاوه اینکه در رمیلان که ناحیه ای از منطقه جزیره میباشد منابع نفتی برابر با منابع نفتی کرکوک عراق وجود دارد . سه منطقه جزیره ، کوبانی و عفرین از لحاظ جغرافیایی جدا از یکدیگرند اما این جدایی جغرافیایی مانعی در برابر تعلق و پیوستگی ارگانیگ نهادهای سیاسی موجود ایجاد نکرده است .

وضعیت اقتصادی :

منطقه کردستان سوریه سرشار از ثروتهای طبیعی است منابع نفتی ناحیه رمیلان توانایی تولید و استخراج روزانه ۲۵۰ هزار بشکه را دارا هستند علاوه بر اینکه از ذخایر گاز طبیعی نیز بی بهره نمیباشند . میزان تولید نفت این منطقه به تنهایی از نصف کل تولید نفت سوریه بیشتر بوده است . از لحاظ کشاورزی نیز سطح زیر کشت منطقه کردستان مجموعا ۱۸ هزار کیلو متر مربع است یعنی مساحتی برابر با ۹۰% کل مساحت منطقه کردنشین سوریه .

میزان تولید گندم این منطقه ۳۷% کل تولید گندم سوریه و یا بعارتی ۴/۱ میلیون تن است . تولید پنبه میزانی معادل سالانه ۲۷۳ هزار تن یا ۳۹% تولید کل کشور سوریه است . بعلاوه اینکه وجود ۱۵ میلیون اصله درخت زیتون ۲۳% کل درختان زیتون کشور سوریه را شامل میگردد . منطقه کردستان سوریه در کل و به تنهایی ۴۵% کل تولیدات کشاورزی کشور سوریه را به عهده دارد . منطقه کردنشین سوریه از منابع بزرگ آبهای تحت الارضی و سطح الارضی برخوردار بوده . وجود ۱۰ سد بزرگ با مجموع ظرفیت آبی ۳۰ میلیون مترمکعب و هشت رودخانه که مهمترین آنها فرات است گواهی بر اهمیت موضوع میباشد . مجموع درآمد سالانه منطقه کردنشین سوریه بالغ بر ۸/۱۰ میلیارد دلار است که برابر با نصف کل بودجه کشور سوریه در سال ۲۰۱۳ میباشد .

وضعیت سیاسی و اجتماعی کردستان سوریه :

با قدرت گیری حزب بعث سوریه و اشاعه تفکرات شونیستی ، کردهای سوریه از حقوق اجتماعی محروم گردیده و حتی زحمتکشان کرد منطقه از زمینهای کشاورزی خویش نیز محروم گردیدند . و به آنان تابعیت کشور سوریه داده نشد . نگرش شونیستی حزب بعث کردها را از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی خویش محروم ساخت و در بینش حزب بعث ، کشور سوریه محل اسکان تنها یک ملیت و آنهم ملیت عرب بود و کردها مهاجرینی بودند که از دیگر مناطق به آنجا کوچ کرده بودند و ارزش آنرا نداشتند که به آنها تابعیت داده شود . در سال ۲۰۱۰ کردهای سوریه از حقوق شهروندی برخوردار شدند . در سال ۱۹۲۸ کردهای سوریه بمنظور کسب حقوق ملی خویش با تسلیم کردن مطالبات خویش به پارلمان سوریه که شامل به رسمیت شناختن زبان کردی و تدریس آن در مدارس و اداره امور خویش بود ، جنبش ملی خویش را براه انداختند . هر چند این مطالبات در آنزمان با مخالفت فرانسویان مواجه گردید و بدنبال کودتاهای پی در پی و قدرت گیری حزب بعث بدنبال سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ فشار بر کردها افزایش یافت و وجود منابع و ثروت عظیم نفتی در منطقه کردنشین باعث گردید تا اعراب افراطی وجود کردها را مزاحم تلقی کرده و خواهان بیرون راندن آنان از کشور سوریه گردند .

با نگاهی گذرا به تاریخ معاصر کردستان خواهیم دید که عامل مهم بازدارنده در راه تحقق خواسته های ملت کرد نفت و وجود منابع مهم نفتی در مناطقی بوده که کردها در آن اسکان داشته اند . مناقشات بر سر شهرهای خانقین و کرکوک در کردستان عراق و در سوریه جایی که منابع نفتی با صادرات بیش از ۲۰۰ هزار بشکه در روز در آن قرار دارد و در کردستان سوریه واقع گردیده مهر تاییدی بر این موضوع میباشد . خطر قدرت گیری کردها در پناه چاههای نفتی و زمینهای حاصلخیز کشاورزی در کردستان سوریه همواره کابوسی برای نه تنها حاکمان شونیست در سوریه بلکه برای شونیستهای ترک در کشور شمالی یعنی ترکیه بوده و خواهد بود .

در سال ۱۹۶۳ و با استخراج رسمی نفت از مناطق کردنشین سوریه که با پیشنهاد افسر شونیست حزب بعث بنام محمد طلب هلال ، دولت سوریه طرح سلب حقوق از کردهای سوریه و عربی کردن مرحله به مرحله منطقه کردستان سوریه را به اجرا درآورد . در همان سال بود که دولت سوریه در یک ضرب العجل تنها یک روزه از کردهای سوریه خواست تا تابعیت سوری خویش را به اثبات رسانده و در غیره اینصورت از آنها سلب تابعیت و حقوق شود . چنین بود که طبق توطئه ای از پیش طرحی شده از تمامی کردهای سوریه بنام اتباع بیگانه یاد شد . در این میان کردهای بیگانه نامیده شده از ابتدایی ترین حقوق خویش محروم گردیدند . آنها نه میتوانستند صاحب زمین شوند و نه استخدام شوند و نه حتی برای مداوای خویش از مزایای درمان رایگان استفاده نمایند . آنها همواره تحت نظر مراکز امنیتی بوده و حق تغییر آدرس محل زندگی خویش را نداشتند . این نکته حائز اهمیت بود که زمینهای مصادره شده توسط دولت از زحمتکشان کرد بعدها به اعرابی تحویل داده شد که از دیگر نقاط سوریه به کردستان آورده شده بودند . بعلاوه اینکه بمنظور تکمیل فشار بر کردها طرح کمربند عربی یا سبز توسط دولت به اجرا در آمد . در سال ۱۹۶۴ قانون شماره ۱۳۶ بمنظور تسهیل در مصادره املاک و اراضی زحمتکشان کرد به تصویب دولت کودتای سوریه رسید . در کنگره سوم حزب بعث سوریه به سال ۱۹۶۶ بخشنامه ای به تصویب رسید که مطابق با آن منطقه ای به طول ۳۵۰ کیلو متر و به عرض ۱۵ تا ۲۰ کیلو متر در مرز استان حسکه از زحمتکشان کرد مصادره و به دولت واگذار گردید . با کودتای دوم در سال ۱۹۷۱ و به رهبری حافظ اسد و پس از پایان جنگ اسرائیل و سوریه دولت شونیستی حافظ اسد سیاست عربی کردن کردستان سوریه را بشدت و به طور رسمی دنبال کرد . طبق قانون شماره ۵۲۱ که در سال ۱۹۷۴ به تصویب دولت کودتا رسید قریب به چهار هزار خانوار عرب از دیگر جاهای سوریه به کردستان سوریه آورده و بر روی زمین کردها در استان حسکه اسکان داده شدند . زمینهایی به وسعت ۱۷۵ هزار هکتار که پیشتر املاک کردها به حساب می آمد بخشا به اعراب مهاجر و بقیه به وزارت دفاع سوریه واگذار گردید . واژه مکتوم در سوریه یادآور پایمال کردن رسمی و آشکار حقوق انسانی کردها در سوریه تحت حاکمیت شونیستهای عرب است مکتوم به انسانهایی گفته میشود که حتی از بیگانگان کرد نیز از کمترین حقوق اجتماعی برخوردارند . مکتوم کسی است که یکی از والدین او سوری باشد و دیگری بیگانه باشد . تنها در سطح استان حسکه قریب به نیم میلیون مکتوم وجود دارد که نمیتوانند از حقوق اجتماعی نظیر استفاده از درمان رایگان بهرهمند شوند . فرزندان آنان نمیتوانند وارد دانشگاه شوند . علاوه بر این فعالیتهای روشنفکران و فعالین سیاسی کرد در سوریه بشدت از جانب حزب بعث شونیست سرکوب شده و با همکاری دولت ترکیه به تعقیب و دستگیری و ترور فعالین کرد اقدام میشد . ارتش ترکیه هراز چند گاهی و با موافقت دولت سوریه وارد مناطق کردستان سوریه شده و به عملیات تعقیب و دستگیری مبارزین کرد دست میزد . بدنبال کودتای ۱۹۸۰ در ترکیه و سرکوب نیروهای چپ و دمکرات ترکیه ، حزب کارگران کردستان بخشی از نیروهای خویش را به مناطق کردستان سوریه و لبنان روانه کرد . حزب کارگران کردستان برخلاف دیگر احزاب مخالف بخشهای دیگر کردستان که در دمشق دفتر نمایندگی داشتند تنها در مناطق کردنشین استقرار یافت و هیچگاه تسلیم دولت دمشق نگردید . این در زمانی بود که احزاب کردستان عراق که هم اکنون در کردستان عراق حاکمند همواره و در پیروی از سیاستهای دولت دمشق در برابر کردهای سوریه و تشکل یابی آنها ایستاده و مانع از سازماندهی و قدرت یابی جنبش آنها شده اند . بالعکس حزب کارگران کردستان همزمان با استقرار در کردستان سوریه دهها کادر ورزدیده اش در زندانهای سوریه در حبس بسر میبردند . حزب کارگران کردستان در مدت زمان کوتاهی یعنی دوسال توانست بزرگترین تشکیلات را در میان کردهای سوریه سازماندهی نماید . کاری که هیچ گاه هیچ یک دیگر از احزاب کردی قادر به اجرای آن نبوده و یا بنا به مصلحت نخواستند انجام دهند . قیام دوازدهم مارس سال ۲۰۰۵ نقطه عطف مهمی در مبارزات کردهای سوریه محسوب میشود . این قیام توده ای نتیجه بیش از نیم سده ستم و اجحاف حکومت مرکزی شونیست بر علیه کردهای سوریه بود . قیامی خود جوش که بدون دخالت احزاب کرد سوری در عرض یک هفته سراسر کردستان سوریه را برگرفته و در این رابطه احزاب کردی بجز حزب کارگران کردستان در دیگر بخشهای کردستان و حتی در داخل خاک کردستان سوریه علیه آن موضوع گرفته و آنرا دسیسه خارجی میدانستند و واضح بود که منظور آنها مداخله و اعمال نفوذ حزب کارگران کردستان بود . حزب اتحاد دمکراتیک کردستان سوریه که بسیاری آنرا شاخه ای از حزب کارگران کردستان میدانند بعنوان قویترین و پر نفوذ ترین جریان کردی در کردستان سوریه رهبری حرکات آزادیخواهانه و آزادیبخش کردها در سوریه را بهعده دارد . مطالبات و شعارهای حزب دمکراتیک کردستان سوریه رادیکال بوده و خواهان ترک صفوف ارتش سرکوبگر سوریه توسط سربازان و پرسنل کرد میشوند و همزمان خواهان سونگونی رژیم حاکم هستند در حالیکه شورای ملی کردها که از جانب احزاب کردستان عراق و بخصوص حزب دمکرات کردستان عراق حمایت میگردد خواهان چنین شعارها و مطالباتی نبوده و نیست .

مخالفت جریانات کردی و ارتجاع منطقه با حزب دمکراتیک کردستان سوریه و دولت موقت آن زمانی به اوج خود رسید که این جریان با ورود نیروهای ارتش باصطلاح آزاد سوریه به مناطق کردنشین مخالفت ورزید و در مقابل آن مسلحانه ایستاد . با آغاز قیام در اواسط سال ۲۰۱۲ برعلیه ستم نظام حکم و خروج نیروهای سوری از کردستان سوریه حزب اتحاد دمکراتیک کردستان سوریه و بازوی نظامی آن یعنی YPG ( نیروهای مدافع خلق ) کنترل مناطق کردنشین سوریه را در دست گرفتند از آن زمان تا کنون نیروهای ارتجاعی اپوزسیون سوریه اعم از ارتش با صطلاح آزاد سوریه و نیروهای مافوق ارتجاعی سلفی متشکل در ۴۷ دسته و گروه با تهاجمات گسترده بر علیه آزادیخواهان کرد سعی در نابودی دست آوردهای خلق کرد در کردستان سوریه دارند . گروههای ارتجاعی تحت حمایت امپریالیسم و ارتجاع منظقه با حمایتهای گسترده نظامی در غارت و کشتار کردها هیچ حد و مرزی را نشناخته و به کثیفترین اعمال روی آورده اند از کشتار مردم بیدفاع تا ربودن و تجاوز به زنان و دختران کرد تحت نام جهاد جنسی همگی از جمله اعمالی بوده که همواره از حمایت امپریالیسم و ارتجاع برخوردار بوده است . در ماه نوامبر ۲۰۱۲ در قامیشلو کردستان سوریه طرح دولت انتقالی که از سوی حزب دمکراتیک ارائه شده بود مورد بررسی قرار گرفت و پس از گذشت ۴ ماه دولت غیر نظامی انتقالی از جانب کردهای سوریه اعلام شد . بر طبق تصمیم دولت انتقالی ، کردستان سوریه به سه منطقه یا کانتون یا کنفدره تقسیم شده که هر یک از مناطق دارای یک شورای محلی ویژه میباشند که نمایندگان این شوراها در شواری کل کردستان حضور دارند . دولت انتقالی به تدوین قوانین انتخابات محلی و فراهم سازی مقدمات برای برگزاری انتخابات سراسری و تدوین قانون اساسی اقدام خواهد نمود . علاوه بر اینکه اداره مسائل سیاسی ، نظامی ، امنیتی و اقتصادی کردستان نیز از دیگر وظایف دولت انتقالی میباشد .
مدل ارائه شده خود مدیریتی شورایی در کردستان سوریه مدلی متمایز از دیگر مدلهای تاکنونی ایجاد شده در منطقه است که بنا به ویژگیهای دمکراتیک خویش با مخالفت دولتهای امپریالیستی و در صدر آنها امپریالیسم آمریکا و ارتجاع منطقه و احزاب متحد و همپیمان با امپریالیسم و ارتجاع مواجه گردیده است . ساختار دمکراتیک تشکیلات سیاسی حاکم در کردستان ترکیه به همان اندازه که ضدیت و دشمنی امپریالیسم و ارتجاع منطقه را موجب گردیده به همان اندازه وظیفه و رسالت جریانات چپ و کمونیست سراسر جهان و بخصوص ایران را در حمایت از چنین مدل دمکراتیکی صد چندان میسازد . حمایت و تقویت حاکمیت دمکراتیک در کردستان سوریه ضامن پیشبرد و ارتقا مبارزات و مطالبات دمکراتیک کردها در دیگر بخشهای کردستان در مقطع کنونی در مقابله با امپریالیسم و ارتجاع میباشد . طرد و نادیده گرفتن حمایت از چنین مدل دمکراتیکی از جانب جریاناتی که خود را چپ و کمونیست مینامند به معنای انفعال و بی موضعی در برابر حرکات دمکراتیک ضد امپریالیستی در منطقه است . در گیر شدن در چنین تجربه ای میتواند جنبشهای ملی را سمت و سو ی ضد امپریالیستی داده و از انها بسود تقویت مبارزه طبقاتی توده های تحت ستم و رادیکالیزه کردن جنبشهای منطقه ای استفاده نماید . جنبشهایی که در اثر ضعف و یا عدم موضع گیری جنبش چپ جهانی بخصوص پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به بیراهه رفته و از جانب قدرتهای امپریالیستی و جریانات ارتجاعی مورد سو استفاده قرار گرفته اند .

سیامک رضایی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Translate »